نقد و بررسی
نقد سم اسمیت: عشق ادامه دارد – اجرای زنده در استودیو ابی رود (Sam Smith: Love Goes – Live at Abbey Road Studios) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اجرایی میان صمیمیت و شکوه «Sam Smith: Love Goes – Live at Abbey Road Studios» بیش از آنکه کنسرتی متکی بر نمایش و جلوههای بیرونی باشد، تجربهای موسیقایی در مقیاس نزدیک و انسانی است. انتخاب استودیوی اَبی رود، با بار تاریخی و جایگاه نمادینش، به اجرا اعتباری ویژه میبخشد؛ اما ارزش اصلی برنامه نه در افسانهٔ مکان، بلکه در شیوهای است که فضا را به بخشی از بیان موسیقی بدل میکند.
دوربین و صحنه، بهجای فاصلهگذاری میان هنرمند و مخاطب، حس حضور در اتاقی مشترک را پدید میآورند؛ گویی تماشاگر نه در برابر یک نمایش بزرگ، بلکه در کنار اجرایی خصوصی نشسته است. این نزدیکی با صدای سم اسمیت پیوندی طبیعی دارد. صدایی که هم توانایی پر کردن فضا را دارد و هم میتواند به نجوا و اعتراف نزدیک شود، در چنین محیطی مجال مییابد چند کیفیت را همزمان آشکار کند: قدرت، شکنندگی، تسلط فنی و حساسیت عاطفی.
حاصل، اجرایی است که شکوه خود را از بلندی صدا یا انباشت سازها نمیگیرد؛ از تمرکز و حضور میسازد. صدای سم اسمیت؛ مرکز ثقل اجرا قوت اصلی این مجموعه، بیتردید صدای سم اسمیت است؛ صدایی که حتی در قطعات آشنا نیز ظرفیت کشف دوباره دارد. اجراها به اتکای رنگ صوتی متمایز او از نسخههای استودیویی فاصله میگیرند و به لحظههایی زندهتر و شخصیتر بدل میشوند.
اسمیت در جایی میتواند با قدرتی آشکار اوج بگیرد و در جایی دیگر، با لحنی مهارشده و نرم، اندوه یا اشتیاق را بیواسطه منتقل کند. این جابهجایی میان شدت و خویشتنداری است که مانع یکنواختشدن بیان میشود. نکتهٔ مهم آن است که خوانندگی او صرفاً نمایش توانایی صوتی نیست. تکنیک، در خدمت روایت عاطفی قرار میگیرد و به همین دلیل، لحظههای پرقدرت غالباً اثرگذارند، نه خودنمایانه.
« این نزدیکی با صدای سم اسمیت پیوندی طبیعی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در قطعاتی چون «Too Good at Goodbyes» و «Lay Me Down»، آواز میتواند بار عاطفی ترانه را برجسته سازد، بیآنکه به اغراق نمایشی تن بدهد. در مقابل، آهنگهای پرتحرکتر نیز فرصتی فراهم میکنند تا وجه پرانرژیتر و رهاتر اجرا آشکار شود. این گستره، مهمترین سرمایهٔ هنری برنامه است. بازآرایی ترانهها و نقش گروه زنده اجرای زنده زمانی ضرورت خود را ثابت میکند که تنها بازتولید موبهموی نسخهٔ ضبطشده نباشد.
این مجموعه در بخشهایی از طریق تنظیمهای تازه و همراهی گروه زنده، به ترانهها بافتی متفاوت میدهد. تغییر در توازن سازها و شیوهٔ پیشبرد قطعات، شنونده را از عادت به نسخههای اصلی بیرون میآورد و کیفیتی تازه به آهنگها میبخشد. «Diamonds» و «Dancing with a Stranger» از جمله قطعاتیاند که انرژی پاپ خود را حفظ میکنند، اما در محیط استودیو و با حضور گروه، حالتی نزدیکتر و زندهتر مییابند.
در سوی دیگر، قطعات آرامتر بیش از آنکه بر ضرباهنگ یا آرایش پرزرقوبرق تکیه کنند، بر بافت صوتی و اجرای خواننده استوارند. گروه زنده در اینجا نقش همراهیکننده دارد: به آواز فضا میدهد، اما آن را زیر لایهای ضخیم از صدا پنهان نمیکند. همین خویشتنداری، برای اجرای صمیمی مناسب است. بااینحال، تغییر در تنظیمها الزاماً برای همه خوشایند نخواهد بود.
مخاطبی که به نسخههای اصلی خو گرفته، ممکن است از تفاوت در حالوهوا یا کناررفتن بخشی از پرداخت آشنای ترانهها احساس فاصله کند. این تفاوت بیش از آنکه ایرادی قطعی باشد، بهای طبیعی بازخوانی زنده است. انتخاب قطعات و گفتوگوی گذشته با حال ترکیب ترانهها، هویت دوگانهٔ برنامه را شکل میدهد: از یک سو، قطعات مرتبط با آلبوم «Love Goes» حضور دارند و از سوی دیگر، شماری از آثار شناختهشدهتر سم اسمیت به مجموعه امکان میدهند گذشتهٔ هنری او نیز در قاب حاضر باشد.
« در مقابل، آهنگهای پرتحرکتر نیز فرصتی فراهم میکنند تا وجه پرانرژیتر و رهاتر اجرا آشکار شود. »
شخصیتها و اجرا
کنار هم قرار گرفتن «Promises»، «My Oasis» و «Kids Again» با ترانههایی چون «Stay with Me»، «Lay Me Down» و «Too Good at Goodbyes»، نوعی گفتوگو میان دورههای مختلف کارنامهٔ خواننده ایجاد میکند. این گفتوگو نه با توضیح کلامی، بلکه با تغییر لحن و شدت موسیقی پیش میرود. حضور مهمانان نیز به این ترکیب بُعدی تازه میدهد.
همراهی Jade Anouka در «My Oasis» و Labrinth در «Love Goes» از یکنواختشدن مجموعه جلوگیری میکند و رنگ صوتی دیگری به بخشهایی از اجرا میافزاید. همچنین بازخوانی «Time After Time» انتخابی معنادار است: ترانهای آشنا که در این فضا میتواند به جای ادای احترام صرف، به مکثی عاطفی در میان قطعات معاصر بدل شود.
ترتیب و تنوع اجراها در مجموع تصویری از هنرمندی میسازد که هم به ترانههای تازهتر خود متکی است و هم از پیوند مخاطب با آثار پیشینش آگاه است. فضا، تصویر و حس حضور استودیو در این اثر صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ بخشی از منطق اجرایی آن است. اَبی رود بهواسطهٔ شهرت تاریخیاش میتوانست به عنصری خودنمایانه بدل شود، اما برنامه بیشتر از آن برای ایجاد حس تمرکز بهره میگیرد.
قاببندیها، نورپردازی و نزدیکی دوربین به اجرا، توجه را به چهره، بدن و لحظههای موسیقایی معطوف میکند. در نتیجه، تماشاگر کمتر احساس میکند که در حال تماشای یک محصول صحنهای پرزرقوبرق است و بیشتر در فضای یک اجرای مشترک قرار میگیرد. این انتخاب بهویژه با شیوهٔ آوازخوانی اسمیت تناسب دارد.
« این گفتوگو نه با توضیح کلامی، بلکه با تغییر لحن و شدت موسیقی پیش میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترانههای او اغلب بر آسیبپذیری و پیچیدگی عاطفی تکیه دارند و فضای بستهتر، امکان مکث و تأمل را افزایش میدهد. البته همین ویژگی میتواند محدودیت هم ایجاد کند. وقتی اجراها عمدتاً در فضایی آرام و کنترلشده جریان مییابند، تنوع بصری و پویایی مجموعه گاه کمتر از حد انتظار به نظر میرسد.
تماشاگرانی که از کنسرت انتظار تغییرات نمایشی فراوان، جابهجاییهای گستردهٔ صحنه یا شور جمعی دارند، ممکن است این خویشتنداری را کمتحرک بیابند. محدودیت زمان و ریتم مجموعه فشردگی برنامه یکی از روشنترین کاستیهای آن است. در حالی که مجموعه از قطعاتی با ظرفیت عاطفی و موسیقایی متفاوت بهره میبرد، زمان محدود اجازه نمیدهد همهٔ این ظرفیتها به یک اندازه گسترش یابند.
بعضی ترانهها پس از آنکه فضای خود را ساختهاند، پیش از آنکه شنونده کاملاً در حالوهوایشان غرق شود به پایان میرسند. این مسئله در اجرایی که بر صمیمیت و ماندن در لحظه تکیه دارد، محسوستر است: مکث و امتداد میتوانستند بخشی از تجربه باشند، نه صرفاً فرصتی اضافی. از سوی دیگر، آرامش کلی برنامه به انسجام آن کمک میکند، اما گاهی دامنهٔ پویایی را محدود میسازد.
تغییر میان قطعات پرتحرک و بالادهای آرام وجود دارد، ولی این تغییرها همیشه به گسستی چشمگیر در فضای کلی منجر نمیشوند. نتیجه اثری یکدست و خوشساخت است که ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از اندازه هموار باشد. این یکنواختی نسبی، بهویژه در تماشای پیوسته، میتواند از شدت تأثیر بخشهای برجسته بکاهد؛ هرچند شنیدن جداگانهٔ قطعات یا بازگشت به لحظههای محبوب، از ارزش اجرایی آنها نمیکاهد.
« ترانههای او اغلب بر آسیبپذیری و پیچیدگی عاطفی تکیه دارند و فضای بستهتر، امکان مکث و تأمل را افزایش میدهد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Sam Smith: Love Goes – Live at Abbey Road Studios» اجرایی صمیمی و سنجیده است که نقطهٔ اتکایش را بهدرستی بر صدای سم اسمیت، کیفیت گروه زنده و نزدیکی فضای استودیو میگذارد. تنظیمهای تازه در بخشهایی به ترانهها طراوت میبخشند و حضور مهمانان و انتخاب قطعات، مجموعه را از بازپخش سادهٔ آثار ضبطشده فراتر میبرد.
در عین حال، کوتاهی اجرا و آرامش نسبتاً یکنواخت آن، مجال بیشتری برای گسترش لحظهها و تنوع فضایی باقی میگذاشت. این برنامه بیش از آنکه بخواهد کنسرتی عظیم و پرتحرک باشد، دعوتی به شنیدن دقیقتر است؛ به توجه به صدایی که در اوج قدرت نیز میتواند آسیبپذیر بماند و به ترانههایی که در قالبی نزدیک، معنای تازهای پیدا میکنند.
برای هواداران اسمیت، اثری دلنشین و عاطفی است؛ برای مخاطبی که در پی تجربهای پرهیاهو و نمایشی است، شاید کمدامنهتر از انتظار باشد.
« در عین حال، کوتاهی اجرا و آرامش نسبتاً یکنواخت آن، مجال بیشتری برای گسترش لحظهها و تنوع فضایی باقی میگذاشت. »



ثبت دیدگاه