نقد و بررسی
نقد السا و فرد (Elsa & Fred) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای دربارهی دیرهنگام نبودن زندگی «Elsa & Fred» ساختهی Michael Radford، کمدیدرامی عاشقانه دربارهی دو همسایهی سالخورده است که در نقطهای متفاوت از زندگی به هم میرسند. فرد پس از مرگ همسرش به آپارتمانی تازه نقل مکان کرده و هنوز در سوگ و انزوای خود محصور است. السا، همسایهی هفتادوچهارسالهاش، درست در سوی دیگر این طیف قرار دارد: پرجنبوجوش، خیالپرداز و آمادهی آنکه هر روز را فرصتی تازه بداند.
آشنایی آن دو، بهانهای میشود برای طرح پرسشی ساده اما ماندگار: آیا برای تغییر مسیر زندگی و دوباره دلبستن، زمانی هست که دیگر دیر شده باشد؟ فیلم بهجای آنکه از این پرسش پاسخی پیچیده یا فلسفی بسازد، آن را در قالب روایتی گرم و قابلفهم پیش میبرد. تأکیدش بر این است که پیری لزوماً به معنای پایان میل، شور یا امکان تجربههای تازه نیست.
با این همه، اثر گاهی چنان مشتاق رساندن همین پیام است که فرصت نمیکند لایههای دشوارترش را بهقدر کافی بکاود. در نتیجه، بیش از آنکه با تصویری بیپرده از تنهایی و فرسودگی روبهرو باشیم، با قصهای دلنشین مواجه میشویم که میخواهد تماشاگر را به امیدواری دعوت کند. دو شخصیت با دو نگاه متضاد هستهی جذابیت فیلم از تفاوت فرد و السا شکل میگیرد.
فرد محتاط، کمحرف و گرفته است؛ جهان را از دریچهی فقدان و واقعگرایی سختگیرانه میبیند و به دشواری به دیگران اجازه میدهد وارد حریمش شوند. السا، در مقابل، با انرژی و داستانپردازیهایش نظم عاطفی او را برهم میزند. او همیشه قابلاعتماد یا کاملاً صریح نیست، اما همین پیشبینیناپذیری باعث میشود حضورش برای فرد نیرویی تکاندهنده داشته باشد.
« فرد پس از مرگ همسرش به آپارتمانی تازه نقل مکان کرده و هنوز در سوگ و انزوای خود محصور است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، موتور اصلی بسیاری از لحظات طنز فیلم است. واکنشهای خشک فرد در برابر رفتارهای نمایشی السا، و تلاش او برای حفظ فاصله در برابر سماجت گرم همسایهاش، موقعیتهایی میسازند که بیآنکه به کمدی پرهیاهو تبدیل شوند، لبخند میآورند. بااینحال، تفاوت این دو فقط برای ساختن شوخی به کار نمیرود؛ فیلم آن را به شکلی ساده به تقابل دو شیوهی زیستن بدل میکند: عقبنشینی در برابر امکان خطرکردن، و چسبیدن به واقعیت در برابر مجالدادن به تخیل.
بازیها؛ نیروی اصلی فیلم بخش مهمی از لطف «Elsa & Fred» را باید در همراهی Shirley MacLaine و Christopher Plummer جستوجو کرد. MacLaine به السا شور و سرزندگی میبخشد، بیآنکه او را تنها به شخصیتی شلوغ و مضحک تقلیل دهد. در پس شوخیها و ادعاهای بزرگش، میتوان نیاز به دیدهشدن و میل به فرار از محدودیتهای زندگی را حس کرد.
او به شخصیت نوعی بیپروایی نمایشی میدهد که گاه اغراقآمیز است، اما در صحنههای آرامتر، وجهی انسانیتر پیدا میکند. Plummer نیز فرد را با ظرافتی کمصدا میسازد. بازی او بر تغییرات کوچک تکیه دارد: اندکی نرمشدن نگاه، مکثی طولانیتر از معمول یا تردیدی که پیشتر جایی در رفتار فرد نداشت.
این خویشتنداری با سرزندگی السا تضاد مؤثری میسازد و به فیلم اجازه میدهد تحول فرد را نه در سخنرانیها، بلکه در رفتارهای روزمره نشان دهد. زوج بازیگر به شخصیتها گرما میبخشند و حتی آنجا که فیلمنامه راهحلی ساده یا مسیری آشنا پیش میگیرد، حضورشان تماشایی باقی میماند. معرفی فیلم نیز این دو بازیگر را در مرکز روایت قرار میدهد و بر دگرگونی فرد در پی آشنایی با همسایهاش تأکید دارد.
« این تضاد، موتور اصلی بسیاری از لحظات طنز فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
طنز، اندوه و وزن زمان فیلم لحنی میان شوخی و اندوه دارد. موقعیتهای بامزه از رفتارهای روزمره و تفاوت خلقوخوی دو شخصیت بیرون میآیند، اما در پس آنها همواره آگاهی از تنهایی، بیماری و محدودیت زمان حضور دارد. این ترکیب به اثر گرمایی ملایم میدهد: خنده قرار نیست اندوه را حذف کند و اندوه نیز تمام فضای فیلم را در اختیار نمیگیرد.
تماشاگر میتواند از لحظهای خندهدار لذت ببرد و همزمان متوجه باشد که شادی شخصیتها در بستری شکننده جریان دارد. بااینحال، تعادل میان این دو لحن همیشه یکدست نیست. گاه فیلم برای رسیدن به تأثیری عاطفی، بر احساسات آشکار و موقعیتهای آشنا تکیه میکند و بهجای آنکه پیچیدگی تجربهی سالمندی را از دل سکوتها و تناقضها بیرون بکشد، آن را با پیامهای مستقیم ساده میکند.
نتیجه دلنشین است، اما همیشه ژرف نیست. فیلم بهتر از آنکه دربارهی ناگزیریهای پیری مکث کند، دربارهی امکان یافتن لذت در دل آن سخن میگوید. کارگردانی و جهان روزمرهی داستان Michael Radford روایت را بر روابط و بازیها متمرکز میکند و فضای آشنای آپارتمان و زندگی روزمره را به محیط اصلی برخورد دو جهان متفاوت بدل میسازد.
این انتخاب با داستان جور است: نزدیکی جغرافیایی دو همسایه، کمکم به نزدیکی عاطفی راه میگشاید. فیلم همچنین از ارجاع به «La Dolce Vita» و تصویر رؤیایی رم بهره میگیرد؛ پیوندی که برای السا معنایی شخصی دارد و خیالپردازی او را به خاطره و آرزویی مشخص متصل میکند. این عناصر به فیلم هویت بصری و عاطفی میدهند، اما میزانسن و روایت بهندرت از مسیر امن خود بیرون میروند.
« طنز، اندوه و وزن زمان فیلم لحنی میان شوخی و اندوه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دوربین بیشتر همراه شخصیتهاست تا آنکه با زبان تصویری مستقل، برداشت تازهای از داستان ارائه دهد. از همین رو، «Elsa & Fred» بیش از آنکه بهخاطر فرم سینماییاش در ذهن بماند، از راه بازیها، لحظات صمیمی و کشش رابطهی مرکزی اثر میگذارد. ریتم و پیشبینیپذیری یکی از ضعفهای محسوس فیلم، نوسان ریتم است.
بعضی بخشها با مکثهای طولانی و تکرار موقعیتهای مشابه پیش میروند و رابطه را بهجای آنکه گسترش دهند، در همان محدودهی آشنای خود نگه میدارند. فرد بارها در برابر دعوت السا مقاومت میکند و السا بارها میکوشد او را به دنیای خود بکشاند؛ الگویی که ابتدا سرگرمکننده است، اما در ادامه میتواند حس کشآمدن ایجاد کند.
طرح کلی نیز از همان آغاز در مسیر آشنایی حرکت میکند که مخاطب ژانر عاشقانهـکمدی بهخوبی میشناسد. این آشنایی لزوماً عیب بزرگی نیست؛ فیلم قرار نیست معمایی پیچیده باشد. مسئله زمانی پدید میآید که اتفاقها برای رسیدن به نتیجهی مورد انتظار، بیش از اندازه آسان یا آشنا به نظر میرسند.
همین مسئله بر باورپذیری رابطه نیز اثر میگذارد: بازیگران میان خود گرما میسازند، اما فیلمنامه همیشه فرصت کافی نمیدهد تا دلبستگی آن دو با عمق و جزئیاتی قانعکننده شکل بگیرد. در برخی لحظات، رابطه بیشتر حاصل نیاز قصه به حرکت رو به جلوست تا نتیجهی تحول تدریجی و پرجزئیات شخصیتها. این فاصله میان گرمای اجرایی و سادگی نوشتار، هم نقطهی قوت فیلم را آشکار میکند و هم محدودیت آن را.
« دوربین بیشتر همراه شخصیتهاست تا آنکه با زبان تصویری مستقل، برداشت تازهای از داستان ارائه دهد. »
قوتها و کاستیها
پیری، اختیار و میل به رؤیا ارزش موضوعی فیلم در آن است که شخصیتهای سالمند را تنها در جایگاه وابستگان یا تماشاگران زندگی دیگران قرار نمیدهد. فرد و السا خواستهها، عادتها و شیوههای متفاوت خود را دارند و همچنان میتوانند بر تصمیمهایشان اثر بگذارند. فیلم از این راه با تصور رایجی مخالفت میکند که گویا عشق، ماجراجویی و دگرگونی فقط به جوانی تعلق دارند.
رؤیای رم در این معنا تنها مقصدی دوردست نیست؛ نماد حق داشتن آرزو، حتی زمانی است که دیگران ممکن است آن را بیهوده یا ناممکن بدانند. البته اثر گاهی این اندیشه را به تصویری بیش از حد شیرین از سالمندی نزدیک میکند. تنهایی و بیماری در آن حضور دارند، اما بیشتر بهعنوان موانعی برای گذر از آنها به کار میروند تا واقعیتهایی که شخصیتها ناچارند با پیچیدگیشان کنار بیایند.
همین انتخاب، فیلم را امیدوارکننده و تماشایش را آسان میکند، اما از دقت اجتماعی و روانشناختی آن میکاهد. جمعبندی «Elsa & Fred» فیلمی گرم و خوشتماشا دربارهی امکان آغاز دوباره است؛ اثری که بیش از هر چیز از انرژی Shirley MacLaine و خویشتنداری Christopher Plummer نیرو میگیرد. شخصیت سرزندهی السا به روایت جنبوجوش میدهد و حضور آرام فرد، در برابر آن تعادلی دلپذیر میسازد.
آمیختن لحظههای طنز با سایهی اندوه نیز به فیلم لحنی صمیمی میبخشد، بیآنکه آن را به کمدی سبک یا درام سنگین تبدیل کند. در برابر این امتیازها، روایت گاهی کند میشود، داستان در مسیرهایی قابلپیشبینی حرکت میکند و رابطهی عاشقانه بهاندازهی کافی مجال رشد و باورپذیری نمییابد. بنابراین، فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از قصههای مهربان و شخصیتمحور لذت میبرند و انتظار روایتی پیچیده یا فرمی نوآورانه ندارند.
« فرد و السا خواستهها، عادتها و شیوههای متفاوت خود را دارند و همچنان میتوانند بر تصمیمهایشان اثر بگذارند. »
جمعبندی
اثر شاید تصویری کاملاً تازه از عشق در سالهای پایانی زندگی ارائه نکند، اما یادآوری میکند که شور زیستن میتواند در زمانهایی سر برآورد که بسیاری آن را دیگر ممکن نمیدانند.



ثبت دیدگاه