نقد و بررسی
نقد بلندای آسمان (Sky High) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقت بهمثابه رؤیای صعود «Sky High» با عنوان اصلی «Hasta el cielo» فیلمی جنایی و دلهرهآور به کارگردانی دانیل کالپارسورو است که در بستر پسلرزههای سقوط بازار املاک اسپانیا شکل میگیرد. محور روایت، آنخل، جوانی از حاشیههای مادرید است که با ورود به جهان سرقتهای سازمانیافته میکوشد از تنگنای زندگی معمول خود بیرون بزند.
فیلم از همین نقطه، پرسشی آشنا اما همچنان مؤثر را طرح میکند: وقتی مسیرهای مشروع پیشرفت بسته یا دستنیافتنی به نظر میرسند، رؤیای صعود چه صورتهایی پیدا میکند و بهای آن را چه کسی میپردازد؟ پاسخ فیلم بیش از آنکه در گفتوگوهای صریح یا تحلیل اجتماعی مستقیم عرضه شود، در شتاب، خطر و انتخابهای ناپایدار شخصیتها جای میگیرد.
جاهطلبی و زمینه اجتماعی عنوان فیلم، هم به بلندی ساختمانها و هدفهای جاهطلبانه اشاره دارد و هم به میل شخصیت اصلی برای فراتر رفتن از جایگاه اجتماعی خود. در این جهان، موفقیت نه بهصورت ثبات و امنیت، بلکه به شکل دسترسی به پول، خودرو، خانه و سبک زندگی پرزرقوبرق تصویر میشود. فاصله میان حاشیه و مرکز، تنها جغرافیایی نیست؛ مرزی طبقاتی است که آنخل میخواهد با عبور از قانون از آن بگذرد.
فیلم میکوشد داستان خلافکاران جوان را به تصویری گستردهتر از جامعه اسپانیا پیوند دهد؛ جامعهای که بحران اقتصادی، شکافهای طبقاتی و اغوای مصرفگرایی در آن حضور دارند. بااینحال، این لایه اجتماعی همواره به یک اندازه پرورده نمیشود. گاهی پسزمینه بحران، انگیزهای روشن برای فهم انتخابها فراهم میکند و گاهی زیر فشار ماجراهای پرشتاب و جذابیت سبک زندگی مجرمانه، به نشانهای کلی بدل میشود.
« فاصله میان حاشیه و مرکز، تنها جغرافیایی نیست؛ مرزی طبقاتی است که آنخل میخواهد با عبور از قانون از آن بگذرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهخوبی میل صعود را نمایش میدهد، اما کمتر درنگ میکند تا شرایطی را که آن میل را پدید آورده، با پیچیدگی بیشتری واکاوی کند. روایت سرقت و کشش دراماتیک ساختار فیلم بر حرکت رو به جلوی آنخل و گسترش تدریجی فعالیتهای گروه استوار است. آشناییها، فرصتها و خطرها یکی پس از دیگری وارد روایت میشوند و هر مرحله وعده دستاوردی بزرگتر را میدهد.
همین سازوکار، «Sky High» را در بخشهایی سرگرمکننده نگه میدارد: تماشاگر منتظر است ببیند شخصیتها چگونه از موقعیت دشوار بیرون میآیند و موفقیت ظاهریشان چه تهدید تازهای به همراه میآورد. سکانسهای سرقت و تعقیبوگریز به فیلم انرژی میبخشند و از ظرفیت سینماییِ حرکت، سرعت و خطر بهخوبی بهره میگیرند.
اما این کشش همیشه با انسجام روایی همراه نیست. برخی گذرها آنقدر سریعاند که پیامد عاطفی یا منطقیشان فرصت رسوب پیدا نمیکند؛ در سوی دیگر، بعضی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند و ضرباهنگ را کند میسازند. در نتیجه، فیلم گاه همچون زنجیرهای از لحظههای پرحادثه عمل میکند، بیآنکه همه حلقههای این زنجیر به یک اندازه محکم باشند.
آنخل؛ میان صعود و تحول در مرکز فیلم، آنخل قرار دارد؛ شخصیتی که جاذبهاش از تضاد میان خاستگاه فروتنانه و آرزوی زندگی پرزرقوبرق ناشی میشود. میگل هرّان این نقش را با انرژی و حضوری متناسب با فضای پرتحرک اثر ایفا میکند. او به آنخل جذابیتی میبخشد که فهم وسوسههایش را آسان میکند، بیآنکه او را به قهرمانی بینقص بدل سازد.
« روایت سرقت و کشش دراماتیک ساختار فیلم بر حرکت رو به جلوی آنخل و گسترش تدریجی فعالیتهای گروه استوار است. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، جذابیت بازی همیشه نمیتواند جای خالی پرداخت روانشناختی را پر کند. تحول آنخل از مهمترین چالشهای فیلم است. جاهطلبی او قابلدرک است، اما تغییرات درونیاش گاهی بیشتر بهوسیله اتفاقات و جهشهای پیرنگ اعلام میشوند تا از دل انتخابهایی که در طول زمان شکل گرفتهاند. فیلم نشان میدهد که او بهسرعت در محیط تازهای بالا میرود، اما کمتر فرصت میدهد تا ببینیم این صعود چگونه نگاهش به خود، دیگران و آینده را دگرگون میکند.
همین کمبود، فاصلهای میان مسیر بیرونی شخصیت و تحول درونی او ایجاد میکند. بازیگران و روابط انسانی بازیهای گروهی از نقاط قوت فیلماند. کارولینا یوسته در نقش استرلا، به رابطه عاطفی قصه حضوری مستقل میبخشد و شخصیت را صرفاً به انگیزهای برای تصمیمهای آنخل تقلیل نمیدهد. آسیا اورتگا نیز در نقش سوله، به بخشی دیگر از شبکه روابط داستان وزن میدهد.
در کنار آنان، لوئیس توسار با تجربه و اقتدار همیشگیاش به روخیلیو نوعی خطر خاموش میبخشد؛ حضوری که حتی در لحظههای کمتحرک نیز احساس میشود. تعامل شخصیتها به فیلم امکان میدهد از قالب یک نمایش صرفاً مکانیکی درباره سرقت فراتر رود. بااینحال، رابطهها گاه بیش از آنکه از مسیر گفتوگو و شناخت متقابل گسترش یابند، در خدمت پیشبرد ماجرا قرار میگیرند.
برخی پیوندها زمینه درام را فراهم میکنند، اما فرصت کافی برای آشکارشدن تناقضها و وابستگیهای عاطفی شخصیتها ندارند. نتیجه، گروهی از بازیهای باورپذیر است که در فیلمی با ظرفیت عاطفی بیشتر از آنچه در نهایت به کار میگیرد، قرار گرفتهاند. ریتم، تدوین و فضای بصری «Sky High» بهدنبال ساختن تجربهای پرشتاب است و در بخشهایی، این انتخاب کاملاً جواب میدهد.
« بااینحال، جذابیت بازی همیشه نمیتواند جای خالی پرداخت روانشناختی را پر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حرکت دوربین و تدوینِ تند، حس بیقراری جهانی را تقویت میکنند که در آن همهچیز موقتی است: پول، وفاداری، امنیت و حتی موفقیت. شهر و فضاهای شهری نیز پسزمینهای مناسب برای این زندگی ناپایدار فراهم میکنند؛ جهانی که در آن فاصله میان تجمل و فرودستی به چشم میآید، اما مرزهایشان همیشه ثابت نیست.
بااینهمه، ریتم ناهماهنگ فیلم از همین میل به شتاب آسیب میبیند. سرعت تدوین گاه به فشردگی دراماتیک میانجامد، اما گاه فقط گذر میان رویدادها را کوتاه میکند. در صحنههایی، تماشاگر فرصت مییابد خطر را احساس کند؛ در صحنههایی دیگر، تغییر موقعیت چنان ناگهانی است که پیوند علت و معلولی کمرنگ میشود.
این نوسان، هم هیجان را حفظ میکند و هم مانع شکلگیری ضرباهنگی یکدست میشود. کنایه و محدودیت نقد اجتماعی فیلم در پسِ ظاهر پرهیجان خود، نگاهی کنایهآمیز به جامعهای دارد که ارزش موفقیت را با مالکیت و نمایش ثروت میسنجد. خلافکاران جوان در این جهان صرفاً بیرون از نظم اجتماعی ایستادهاند، اما آرزوهایشان تفاوت بنیادینی با ارزشهایی که همان نظم تبلیغ میکند ندارد.
آنان میخواهند همان نشانههای منزلت را به دست آورند، فقط از راهی پرخطرتر و شتابزدهتر. همین شباهت، امکان نقدی ظریف را فراهم میکند: گاهی قانونشکنی نه نفی رؤیای مصرفگرایانه، بلکه تقلیدی افراطی از آن است. اما این کنایه همیشه به لایهای عمیق تبدیل نمیشود. فیلم بیشتر به نمایش وسوسه و پیامدهای آن گرایش دارد تا تحلیل دقیق سازوکارهای اجتماعی و اقتصادی.
« بااینهمه، ریتم ناهماهنگ فیلم از همین میل به شتاب آسیب میبیند. »
قوتها و کاستیها
از این رو، مضمون اجتماعیاش قابلتشخیص است، ولی در بعضی لحظهها زیر سایه هیجان ژانری قرار میگیرد. این دوگانگی لزوماً عیب مطلق نیست؛ بخشی از هویت فیلم است، هرچند مانع میشود اثر در نقد اجتماعی خود به اندازه صحنههای پرتحرکش قاطع و ماندگار باشد. جمعبندی «Sky High» فیلمی سرگرمکننده و پرانرژی است که داستان صعود یک جوان از حاشیههای مادرید را به قالب یک دلهرهآور جنایی درمیآورد.
بازیهای قابلباور، حضور مؤثر بازیگران اصلی و صحنههای پرتحرک، تماشای آن را جذاب میکنند؛ در سوی دیگر، ریتم نابرابر، گذرهای گاه شتابزده و پرداخت ناکافی تحول آنخل، از انسجام و عمق عاطفی اثر میکاهند. دستاورد اصلی فیلم در پیوند میان میل به پیشرفت و کشش جهان خلافکاری است؛ جهانی که وعده آزادی و صعود میدهد، اما شخصیتهایش را در چرخهای از خطر و تصمیمهای پرهزینه نگه میدارد.
«Sky High» در مقام یک تریلر پرهیجان موفقتر از یک مطالعه اجتماعی یا روانشناختیِ کامل عمل میکند. با وجود این محدودیتها، ترکیب فضای شهری، جاهطلبی جوانانه و تعقیبوگریزهای پرشتاب، آن را به اثری تماشایی بدل میسازد؛ فیلمی که بیش از آنکه همه پرسشهایش را پاسخ دهد، تماشاگر را با جذابیت و هزینه رؤیای صعود روبهرو میکند.
« از این رو، مضمون اجتماعیاش قابلتشخیص است، ولی در بعضی لحظهها زیر سایه هیجان ژانری قرار میگیرد. »



ثبت دیدگاه