نقد و بررسی
نقد ال گرینگو (El Gringo) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای اکشن «اِل گرینگو» فیلمی اکشن به کارگردانی Eduardo Rodríguez است که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد و Scott Adkins را در نقش مردی تنها و گریزان از گذشته به مرکز روایت میآورد. فیلم از همان آغاز قراردادش را با تماشاگر روشن میکند: قهرمانی زخمی، شهری دورافتاده، کیفی پر از پول و مجموعهای از دشمنانی که هرکدام میخواهند سهمی از آن داشته باشند.
این عناصر، آشنا و بارها آزمودهشدهاند؛ اما آشناییشان لزوماً مانع سرگرمکنندگی نیست. «اِل گرینگو» بیش از آنکه در پی بازتعریف سینمای اکشن باشد، میکوشد از الگوی شناختهشدهٔ «مردی در محاصره» فیلمی تند و پرتحرک بسازد؛ اثری که تماشای آن عمدتاً بر نیروی صحنههای درگیری و حضور ستارهاش تکیه دارد.
طرح داستان و نیروی تعلیق هستهٔ داستان ساده است: مردی با دو میلیون دلار پول و گذشتهای خونین از مرز میگذرد و به شهرک اِل فرونتِراس میرسد. آنجا خیلی زود متوجه میشود که آرامش ظاهری شهر پوششی برای فساد و خشونت است. مأموران فاسد، خلافکاران محلی و کسانی که با زندگی پیشین او پیوند دارند، به سوی پول و خود او هجوم میآورند.
« این عناصر، آشنا و بارها آزمودهشدهاند؛ اما آشناییشان لزوماً مانع سرگرمکنندگی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به این ترتیب، قصه از یک سفر معمولی به آزمونی برای بقا تبدیل میشود. سادگی طرح، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. تماشاگر برای فهمیدن موقعیت به توضیحهای پیچیده نیاز ندارد؛ خطر از همان ابتدا حاضر است و هر برخورد میتواند به درگیری تازهای بینجامد. در عوض، مسیر روایی چندان از انتظار فاصله نمیگیرد.
وقتی قهرمان در میان گروههایی گرفتار میشود که بهتدریج حلقهٔ محاصره را تنگتر میکنند، الگوی کلی فیلم بهسرعت قابل تشخیص میشود. تعلیق بیشتر از انتظار برای حرکت بعدی قهرمان و شدت گرفتن خشونت میآید، نه از رازآلودگی داستان یا پیچیدگی روابط. قهرمان و بازیها Scott Adkins در نقش «مرد» حضوری متناسب با جهان فیلم دارد: کمحرف، متمرکز و آمادهٔ واکنش.
بخش مهمی از جذابیت نقش از این میآید که شخصیت، گذشتهای مبهم و تواناییهایی آشکار دارد، اما فیلم بیش از اندازه دربارهٔ درون او مکث نمیکند. او بیش از آنکه شخصیتی با تحول روانشناختی مفصل باشد، نیروی محرک صحنههای اکشن است؛ کسی که باید در برابر تهدیدها دوام بیاورد و مسیرش را به سوی مقصد ادامه دهد.
« به این ترتیب، قصه از یک سفر معمولی به آزمونی برای بقا تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب با ریتم تند فیلم سازگار است، ولی مجال چندانی برای ایجاد پیوند عاطفی عمیق با قهرمان باقی نمیگذارد. در میان بازیگران دیگر، Christian Slater در نقش ستوان وست و Yvette Yates در نقش آنا در کنار مجموعهای از چهرههای محلی قرار میگیرند. حضور بازیگران فرعی به گسترش شبکهٔ خطر کمک میکند، اما فیلم کمتر میکوشد به آنها گذشته و انگیزههایی مستقل از کارکردشان در ماجرا ببخشد.
بسیاری از شخصیتها در درجهٔ نخست نمایندهٔ یک مانع، تهدید یا کمک موقتاند. نتیجه آن است که قهرمان در ذهن میماند، اما آدمهای اطرافش اغلب پس از پایان هر صحنه جای خود را به گروه بعدی میدهند. طراحی صحنههای اکشن آنچه فیلم را زنده نگه میدارد، انرژی صحنههای مبارزه و تیراندازی است. Adkins توانایی بدنی و مهارت رزمی لازم را دارد و فیلم نیز فرصتهایی فراهم میکند تا حرکتهای سریع و درگیریهای نزدیک در مرکز توجه قرار گیرند.
ضرباهنگ این بخشها معمولاً روشن و سرراست است: خطر شکل میگیرد، قهرمان ناچار به واکنش میشود و صحنه با تغییر موازنهٔ قدرت ادامه پیدا میکند. برای تماشاگرانی که از اکشن مستقیم و بیتعارف لذت میبرند، همین وضوح میتواند رضایتبخش باشد. بااینحال، نمایش خشونت همیشه به معنای افزایش اثرگذاری نیست.
« این انتخاب با ریتم تند فیلم سازگار است، ولی مجال چندانی برای ایجاد پیوند عاطفی عمیق با قهرمان باقی نمیگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هنگامی که درگیریهای پیدرپی به قالبی تکرارشونده درمیآیند، شدت صحنهها ممکن است جای غافلگیری را بگیرد. فیلم در بهترین لحظاتش از سرعت و مهارت قهرمان بهره میبرد؛ در لحظات ضعیفتر، صرفاً بر شلوغی و تداوم ضربهها تکیه میکند. بنابراین اکشن «اِل گرینگو» بیش از آنکه مجموعهای از موقعیتهای کاملاً متمایز باشد، رشتهای از برخوردهای پرتحرک است که کیفیتشان به اجرای فیزیکی و میزانسن وابسته میماند.
تصویر، تدوین و جهان فیلم فیلم میخواهد شهرک اِل فرونتِراس را به قلمرویی خطرناک و بیثبات تبدیل کند؛ جایی که قهرمان به محض ورود، از پناه و امنیت محروم میشود. این فضای بسته، از نظر روایی کارآمد است: هر کوچه و محل تازه میتواند صحنهٔ تهدیدی دیگر باشد. بااینهمه، جهان فیلم کمتر از آنچه وعده میدهد در ذهن رسوب میکند.
شهرک بیشتر بستر حرکت قهرمان است تا مکانی با هویت اجتماعی و جغرافیایی ملموس؛ محیطی که کارکرد اصلیاش فراهمکردن میدان درگیری است. تدوین پرزرقوبرق و استفاده از افکتهای تصویری گاه بر این نقیصه میافزاید. بهجای آنکه همیشه شدت خشونت یا سرعت تعقیب را تقویت کنند، بعضی انتخابهای بصری چشم را از خودِ کنش منحرف میکنند.
« هنگامی که درگیریهای پیدرپی به قالبی تکرارشونده درمیآیند، شدت صحنهها ممکن است جای غافلگیری را بگیرد. »
قوتها و کاستیها
وقتی تدوین بیش از اندازه خودنمایی کند، پیوستگی حرکت آسیب میبیند و تماشاگر بهجای دنبالکردن جغرافیای صحنه، متوجه شیوهٔ نمایش آن میشود. فیلم در لحظاتی که با میزانسن سادهتر و تمرکز بر بدن بازیگر پیش میرود، معمولاً مؤثرتر است. کلیشهها و ظرفیتهای نادیدهمانده عنوان فیلم و قهرمان بیگانهای که وارد شهری فاسد میشود، از همان ابتدا یادآور سنتی آشنا در آثار وسترن و اکشن است.
این یادآوری میتواند زمینهای برای بازی با تصویر «غریبهٔ نجاتبخش» فراهم کند، اما فیلم چندان از این ظرفیت فراتر نمیرود. شخصیت اصلی در برابر محیطی سرشار از فساد قرار میگیرد و باید با اتکا به توان فردی از آن عبور کند؛ الگویی که نیروی دراماتیک دارد، اما بهندرت در اینجا دستخوش دگرگونی چشمگیر میشود.
کمعمقی شخصیتهای فرعی نیز امکان پرداختن به کشمکشهای اخلاقی و اجتماعی را کاهش میدهد. شهرک میتوانست فقط محل وقوع خشونت نباشد و به فضایی بدل شود که تصمیمهای قهرمان را دشوارتر یا معنای گذشتهاش را روشنتر کند. اما روایت بیشتر به حرکت پیوسته از تهدیدی به تهدید دیگر علاقه دارد. از این رو، فیلم بهجای آنکه پس از تماشا در قالب جهانی ویژه یا شخصیتهایی ماندگار در خاطر بماند، بیشتر به یاد صحنههای درگیری و شتاب روایت سپرده میشود.
« فیلم در لحظاتی که با میزانسن سادهتر و تمرکز بر بدن بازیگر پیش میرود، معمولاً مؤثرتر است. »
جمعبندی
جمعبندی «اِل گرینگو» فیلمی استوار بر فرمولهای شناختهشدهٔ اکشن است: قهرمانی تنها، شهری پرخطر، پولی که همه در پی تصاحبش هستند و موجی از دشمنان که راه را بر او میبندند. سادگی قصه به ایجاد کشش کمک میکند و طراحی مبارزهها، بهویژه با حضور فیزیکی Scott Adkins، به فیلم انرژی میبخشد.
در سوی دیگر، پیشبینیپذیری روایت، شخصیتهای فرعی کمعمق و جلوههای بصری گاه حواسپرتکن مانع از آن میشوند که فیلم به اثری متمایز یا ماندگار تبدیل شود. ارزش تماشای آن در گرو انتظاری است که مخاطب از فیلم دارد. اگر هدف، دیدن درامی چندلایه با شخصیتپردازی گسترده و چرخشهای داستانی غیرمنتظره باشد، «اِل گرینگو» چندان پاسخگو نیست.
اما اگر فیلمی پرتحرک و سرراست دربارهٔ مردی در محاصره خواسته شود، اثر لحظاتی سرگرمکننده و مبارزههایی خوشاجرا عرضه میکند. حاصل، اکشنی قابلقبول اما نه چندان بهیادماندنی است؛ فیلمی که بیشتر با نیروی لحظههایش پیش میرود تا با تازگی داستان یا عمق جهانش.
« ارزش تماشای آن در گرو انتظاری است که مخاطب از فیلم دارد. »



ثبت دیدگاه