نقد و بررسی
نقد Blacklight | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سایه و فرمول «Blacklight» تریلری اکشن از مارک ویلیامز است که لیام نیسون را در نقش تراویس بلاک، مأمور مخفی و حلوفصلکنندهٔ بحرانهای دولت، به مرکز داستان میآورد. بلاک مأمورانی را بیرون میکشد که هویت پوششیشان لو رفته، اما مأموریتی تازه او را با ردّ توطئهای روبهرو میکند که به ساختارهای بالای قدرت میرسد.
فیلم از همان آغاز وعدهٔ برخورد میان وفاداری سازمانی، وجدان فردی و امنیت خانواده را میدهد؛ وعدهای آشنا در سینمای تعقیبوگریز و توطئه، اما نه چندان تازه در پرداخت. اثر بیش از آنکه بخواهد قواعد ژانر را دگرگون کند، بر عناصر آشنای آن تکیه دارد: مأمور کارکشتهای که از گذشتهٔ حرفهای خود خسته شده، مقام بانفوذی که چیزی را پنهان میکند، روزنامهنگاری پیگیر و تهدیدی که به حریم خانواده نزدیک میشود.
مسئله این نیست که چنین مصالحی ذاتاً ناکارآمدند؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد آنها را با زاویهای تازه یا شخصیتی پیچیدهتر بازآفرینی کند. «Blacklight» در نتیجه، از همان ابتدا بیشتر یادآور نمونههای پیشین است تا اثری مستقل با هویت روشن. قهرمانی آشنا، شخصیتی کمعمق تراویس بلاک بهروشنی برای قالب قهرمانان سالهای اخیر لیام نیسون طراحی شده است: مردی کمحرف، خسته و ماهر که در برابر خطری بزرگتر از توان معمول دیگران میایستد.
نیسون همچنان از حضور فیزیکی و صدای نافذی برخوردار است و میتواند حتی در سکوت، نوعی اقتدار به صحنه ببخشد. بااینحال، فیلم بهجای آنکه از این حضور برای ساختن شخصیتی تازه بهره بگیرد، بار دیگر او را در قالبی آشنا قرار میدهد؛ چهرهای که واکنشها و شیوهٔ برخوردش با بحران، برای تماشاگران آثار اکشن او غریب نیست.
« Blacklight» در نتیجه، از همان ابتدا بیشتر یادآور نمونههای پیشین است تا اثری مستقل با هویت روشن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بلاک قرار است مردی باشد که گذشتهٔ پرتنش و شغل فرسایندهاش میان او و خانواده فاصله انداخته است. این بُعد عاطفی میتوانست به داستان عمق دهد، اما شخصیتپردازی بهندرت از بیان مستقیم احساسات و اشاره به وظیفه و پشیمانی فراتر میرود. تناقضهای درونی او نیز بیشتر بهعنوان نشانههایی برای پیشبرد قصه عمل میکنند تا مسئلههایی که واقعاً در رفتار و انتخابهایش شکل بگیرند.
نیسون با مهارت همیشگیاش نقش را قابلتماشا نگه میدارد، اما توانایی بازیگر نمیتواند جای خالیِ تحول دقیق و فردیتِ شخصیت را پر کند. گرمای خانواده در دل توطئه یکی از معدود جنبههایی که به فیلم رنگ انسانی میدهد، رابطهٔ بلاک با دختر و نوهاش است. صحنههای مربوط به خانواده، بهخصوص لحظههایی که او در کنار نوهاش قرار میگیرد، از فضای خشک مأموریتها فاصله میگیرند و اندکی صمیمیت وارد روایت میکنند.
این بخشها نشان میدهند بلاک فقط نیرویی برای تعقیب و مقابله نیست؛ مردی است که خواهان بازگشت به زندگی روزمره و جبران فاصلهای است که سالها کار برایش ساخته است. بااینحال، پیوند خانوادگی گاهی بیشتر نقش اهرم داستانی دارد تا رابطهای که مستقل از خطرهای بیرونی جان بگیرد. فیلم از خانواده برای ملموسکردن انگیزهٔ قهرمان استفاده میکند، اما فرصت چندانی به اعضای خانواده نمیدهد تا به شخصیتهایی کامل و دارای مسیر جداگانه بدل شوند.
نتیجه، گرمایی واقعی اما محدود است: همین لحظههای کوچک از بهترین بخشهای فیلماند، ولی نمیتوانند بهتنهایی وزن درام را بر دوش بکشند. توطئهای بزرگ با روایتی کمرمق در مرکز قصه، برنامهای پنهانی و سوءاستفاده از قدرت قرار دارد؛ ایدهای که امکان یک تریلر سیاسی پرکشش را فراهم میکند.
« بلاک قرار است مردی باشد که گذشتهٔ پرتنش و شغل فرسایندهاش میان او و خانواده فاصله انداخته است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میخواهد نشان دهد چگونه مأموریتهای محرمانه و تصمیمهای پشت درهای بسته میتوانند به تهدیدی برای شهروندان عادی بدل شوند. خبرنگار، مأمور سرکش و رئیس بانفوذ نیز در جایگاه نیروهایی قرار میگیرند که هر یک بخشی از حقیقت را در اختیار دارند. اما روایت، اطلاعات را غالباً بهشکلی خطی و بیابهام عرضه میکند.
رازها و سرنخها کمتر فرصت مییابند تردید واقعی ایجاد کنند و توطئه بهجای آنکه بهتدریج از دل جزئیات روایی ساخته شود، بیشتر همچون موتور محرکی برای فرستادن قهرمان به موقعیت بعدی عمل میکند. شخصیتهای فرعی نیز بهندرت پیچیدگی لازم را به این کشمکش میافزایند. در نتیجه، دامنهٔ ادعایی ماجرا بزرگتر از عمق دراماتیک آن به نظر میرسد: فیلم از قدرت و فساد سخن میگوید، اما کمتر میکوشد پیامدهای اخلاقی یا سیاسی آن را با دقت بکاود.
اکشن؛ میان وعده و اجرا فیلم برای سرگرمکردن مخاطب به تعقیبوگریز، درگیری و تیراندازی تکیه دارد، اما اجرای این لحظهها غالباً از نیروی لازم برخوردار نیست. اکشنها بهجای آنکه از دل موقعیتها و تواناییهای شخصیتها شکل بگیرند، گاه تصنعی و از پیشچیده به نظر میرسند. تدوین و میزانسن نیز همیشه به تماشاگر کمک نمیکنند مسیر حرکت یا خطر واقعی صحنه را بهروشنی احساس کند.
بنابراین، برخوردها و فرارها بهندرت آن تنش پیوستهای را میسازند که یک تریلر اکشن به آن نیاز دارد. حضور نیسون طبعاً یکی از جاذبههای فیلم برای علاقهمندان به این نوع سینماست؛ تماشاگر میداند با قهرمانی سالخورده اما سرسخت روبهروست که در برابر تهدید عقب نمینشیند. بااینحال، آشنایی با این تصویر، وقتی با طراحی کمهیجان صحنهها همراه شود، اثر معکوس میگذارد: کنشها بیشتر یادآور تکرار یک الگو هستند تا لحظههایی که توانایی یا محدودیت قهرمان را به شکلی تازه نشان دهند.
« اما روایت، اطلاعات را غالباً بهشکلی خطی و بیابهام عرضه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چند تعقیبوگریز میتوانند برای لحظاتی توجه را جلب کنند، اما هیجانشان پایدار نمیماند. ریتمی که از نفس میافتد «Blacklight» میان تریلر سیاسی، داستان جاسوسی و درام خانوادگی رفتوآمد میکند، اما این سویهها همیشه در یک ریتم هماهنگ به هم نمیرسند. بخشهایی از روایت برای توضیح توطئه و موقعیت شخصیتها مکث میکنند، درحالیکه صحنههای اکشن توان کافی برای جبران این کندی را ندارند.
در نتیجه، فیلم در بعضی مقاطع کشدار میشود و فاصلهٔ میان رخدادها بیش از آنکه تعلیق بسازد، انتظار ایجاد میکند. این مشکل با پیشبینیپذیری داستان تشدید میشود. بسیاری از مسیرهای روایی و تقابلهای اصلی از الگوهای آشنای ژانر پیروی میکنند و فیلم سرنخهای کافی برای حدسزدن جهت کلی ماجرا در اختیار میگذارد.
قابلپیشبینیبودن بهخودیخود ایراد قطعی نیست؛ یک قصهٔ آشنا میتواند با شخصیتهای جذاب، اجراهای پرانرژی یا تعلیق دقیق همچنان سرگرمکننده باشد. اما اینجا همان عناصر جایگزین نیز کمجاناند، پس پیشروی روایت کمتر حس کشف دارد و بیشتر شبیه عبور از ایستگاههایی از پیشمعلوم است. جایگاه فیلم در کارنامهٔ نیسون «Blacklight» نمونهای از آن دسته فیلمهای اکشن است که بیش از هر چیز بر آشنایی مخاطب با تصویر تثبیتشدهٔ ستارهاش تکیه میکنند.
برای دوستداران لیام نیسون، دیدن او در نقش مردی تنها و مصمم ممکن است بهخودیخود جذاب باشد؛ فیلم نیز چند لحظهٔ خانوادگی و موقعیتهای تعقیبوگریز فراهم میکند که میتوانند سرگرمی کوتاهی بسازند. اما اثر در مقایسه با بهترین نمونههای این قالب، نه شخصیت ماندگاری عرضه میکند و نه صحنههای اکشنی که بهواسطهٔ طراحی یا اجرا در ذهن بمانند.
« چند تعقیبوگریز میتوانند برای لحظاتی توجه را جلب کنند، اما هیجانشان پایدار نمیماند. »
قوتها و کاستیها
این فیلم بیش از آنکه شکست کاملِ همهٔ اجزای خود باشد، اثری است که اجزای بالقوهاش را به نتیجهای قانعکننده نمیرساند. رابطهٔ خانوادگی ظرفیت عاطفی دارد، توطئه زمینهٔ تعلیق فراهم میکند و نیسون همچنان حضوری تماشایی دارد؛ بااینهمه، فیلمنامه، ریتم و اجرای اکشن در کنار هم آنقدر قدرت پیدا نمیکنند که این عناصر را به تجربهای منسجم بدل سازند.
جمعبندی «Blacklight» تریلری آشنا و کمریسک است که با اتکا به حضور لیام نیسون و ترکیب مأموریت مخفی، توطئهٔ دولتی و تهدید خانواده پیش میرود. نقطهٔ قوت نسبی آن، لحظههای صمیمانهٔ بلاک در کنار خانواده و چند موقعیت پرتنش است؛ اما اکشن کمجان، قصهٔ قابلپیشبینی و ریتم کشدار مانع شکلگیری هیجان یا عمق پایدار میشوند.
برای تماشاگرانی که صرفاً خواهان یک فیلم اکشن ساده با چهرهای آشنا هستند، ممکن است اثری گذرا و قابلتحمل باشد؛ اما کسانی که انتظار تعلیق هوشمندانه، شخصیتپردازی غنی یا اکشنی پرقدرت دارند، احتمالاً با تجربهای کمرمق روبهرو خواهند شد.
ثبت دیدگاه