نقد و بررسی
نقد The Discreet Charm of the Bourgeoisie | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ انتظار و امتناع «The Discreet Charm of the Bourgeoisie» ساختهٔ لوئیس بونوئل، از ایدهای ساده آغاز میکند و آن را به سازوکاری برای برهمزدن قطعیت بدل میسازد: شش تن از طبقهٔ مرفه میخواهند با هم غذا بخورند، اما هر بار نیرویی تازه این خواسته را عقب میاندازد. همین تأخیرِ ظاهراً کوچک، ستون فقرات فیلم است؛ نه برای آنکه تماشاگر را در انتظار یک شام باشکوه نگه دارد، بلکه برای آنکه عادتهای طبقاتی، مناسبات قدرت و نیاز آدمها به نظم را در معرض تمسخر بگذارد.
بونوئل از تکرار، لطیفهای میسازد که هر بار شکل تازهای پیدا میکند. قرار است شام صرف شود؛ مهمانان میرسند، میز مهیاست و گفتوگوها آغاز میشود، اما حادثهای نامنتظر همهچیز را از مسیر خارج میکند. تکرار بهجای آنکه صرفاً ابزار پیشبرد داستان باشد، خود به مضمون تبدیل میشود: این جمع مدام برای رسیدن به آسودگی و لذت روزمره تلاش میکند، ولی حتی نیاز ابتدایی خوردن نیز از دسترسش میگریزد.
فیلم با همین بازی، میان امتیاز اجتماعی شخصیتها و ناتوانیشان در کنترل جهان پیرامون تناقضی خندهآور پدید میآورد. ضیافتی برای نقد طبقه عنوان فیلم بهدرستی حسی دوگانه دارد: جذابیت طبقهٔ بورژوازی در ظاهر آراسته و خویشتندار آن است؛ اما این ظرافت، در نگاه بونوئل، پوششی برای خودخواهی، ریاکاری و میل به حفظ موقعیت به شمار میرود.
شخصیتها اغلب میکوشند آداب را رعایت کنند و رفتارشان را طبیعی جلوه دهند، حتی هنگامی که اوضاع بهطرزی آشکار از کنترل خارج شده است. همین فاصله میان ادب اجتماعی و واقعیتِ ناآرام، یکی از سرچشمههای اصلی طنز فیلم است. بااینحال، اثر به بیانیهای سرراست علیه ثروتمندان فروکاسته نمیشود.
« بونوئل از تکرار، لطیفهای میسازد که هر بار شکل تازهای پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بونوئل کمتر خطابه میکند و بیشتر میگذارد رفتار آدمها خودشان را افشا کند. شوخی فیلم گاهی از شکاف میان ظاهر موقر و موقعیت مضحک میجوشد و گاهی از بیاعتنایی شخصیتها به رخدادهایی که برای دیگران میتواند جدی یا هولناک باشد. چنین نگاهی طنز اجتماعی را تیز میکند، بیآنکه آن را به شعار تقلیل دهد.
در عین حال، اگر انتظار نقدی صریح و پیوسته داشته باشیم، ممکن است پراکندگی و ابهام اثر کمی ناامیدکننده به نظر برسد. واقعیت و رؤیا، بیمرز و بیقرار یکی از ویژگیهای ماندگار فیلم، رفتوآمد نامطمئن میان واقعیت و رؤیاست. روایت به تماشاگر علامتی مطمئن نمیدهد که بر اساس آن بتواند هر صحنه را در جایگاه قطعیاش بنشاند.
اتفاقهای نامتعارف گاه با همان خونسردی رخ میدهند که یک گفتوگوی معمولی؛ شخصیتها هم اغلب جهان عجیب پیرامونشان را میپذیرند، بیآنکه برای توضیحدادنش شتاب کنند. به این ترتیب، منطق کابوس نه از جلوههای پرزرقوبرق، بلکه از آرامش ظاهری و بیتفاوتی آدمها شکل میگیرد. این شیوه، تجربهٔ تماشای فیلم را از پیگیری یک داستان خطی دور میکند.
هر بار که مخاطب گمان میکند قواعد روایت را دریافته، فیلم با چرخشی تازه آن برداشت را متزلزل میکند. غافلگیریها صرفاً برای حیرتآفرینی نیستند؛ آنها حس امنیتی را که معمولاً از پیوستگی داستان میگیریم، کنار میزنند. تماشاگر ناچار است بیش از آنکه دنبال پاسخ قطعی باشد، به لحن و تکرارها و پیوندهای پنهان میان صحنهها توجه کند.
« بونوئل کمتر خطابه میکند و بیشتر میگذارد رفتار آدمها خودشان را افشا کند. »
شخصیتها و اجرا
طنز خشک در دل موقعیتهای هراسآور طنز بونوئل اغلب خشک، خونسرد و بیاعتنا به انتظار معمول از کمدی است. فیلم برای هر موقعیت عجیب موسیقی یا واکنش اغراقآمیزی نمیچیند تا به ما بگوید اکنون باید بخندیم. برعکس، بسیاری از لحظهها با چنان جدیتی اجرا میشوند که خنده از فاصلهٔ میان فاجعهباربودن موقعیت و عادیبودن رفتار شخصیتها پدید میآید.
این کمدی، در کنار سرگرمکنندگی، گاهی مزهای ناخوشایند دارد؛ گویی خندهٔ مخاطب نیز بخشی از همان بیاعتنایی اجتماعی است که فیلم زیر نظر گرفته است. موقعیتهای ناگهانی، ورود رخدادهای بیرونی و شکستن مکرر انتظار، انرژی کمیک اثر را زنده نگه میدارند. از این منظر، فیلم نوعی نمایشِ پیدرپی است که در آن هر صحنه میتواند قواعد صحنهٔ پیشین را کنار بزند.
اما این بازی برای همه به یک اندازه کارآمد نیست. طنز سوررئال اثر به دریافت مخاطب از تناقض، سکوت و امر نامنتظر وابسته است؛ اگر این فاصلهٔ میان امر عادی و امر نامعقول جذاب نباشد، صحنهها ممکن است بیشتر گیجکننده به نظر برسند تا خندهدار. بازیگری و جهان آراستهٔ شخصیتها بازیگران جهان فیلم را با خویشتنداری شکل میدهند.
شخصیتها بهندرت در برابر آشفتگی پیرامونشان واکنشی به همان اندازه آشکار نشان میدهند؛ و همین کنترل، به طنز اثر کمک میکند. چهرهها و رفتارهای مرتب، گفتارهای مؤدبانه و تلاش برای حفظ شأن، در کنار رویدادهای نامتعارف تضادی ظریف میسازند. بازیها نه به شیوهٔ کمدیهای پرتحرک، بلکه با کمینهکردن واکنشها اثر میگذارند؛ انگار شخصیتها میکوشند حتی در جهان بیثبات نیز ظاهر خود را حفظ کنند.
« طنز خشک در دل موقعیتهای هراسآور طنز بونوئل اغلب خشک، خونسرد و بیاعتنا به انتظار معمول از کمدی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد یک امتیاز مهم دارد: فیلم برای خنداندن به کاریکاتورهای پررنگ و بیرونی متکی نیست. در عوض، از خودداری و سکون شخصیتها بهره میگیرد تا لایهٔ مضحک مناسباتشان را آشکار کند. در برابر، ممکن است همین فاصلهگذاری احساسی، پیوند مخاطب با آدمها را دشوار سازد. فیلم بهندرت دعوت میکند که شخصیتها را از منظر روانشناختی عمیق بشناسیم؛ آنها بیش از آنکه قهرمانانی برای همدلی باشند، اجزای یک طرح هجوآمیز و نمایشیاند.
تصویر، فضا و نظمِ شکننده ظاهر آراستهٔ فیلم با آشوب روایی آن در تضادی حسابشده قرار دارد. خانهها، اتاقها و فضاهای پذیرایی، محیطهایی مرتب و کنترلشده به نظر میرسند؛ اما همین نظمِ بصری بهتدریج در برابر بیقاعدگی رخدادها ناپایدار میشود. قابها معمولاً از آشفتگی پرتحرک و اغراقشده فاصله دارند و اجازه میدهند رفتار آدمها و دگرگونی موقعیت درون فضا دیده شود.
نتیجه، جهانی است که در سطح ظاهر آرام میماند، اما زیر پوستش پیوسته از تعادل خارج میشود. طراحی صحنه و لباس نیز در ساختن این جهان نقش دارد. ظاهر رسمی شخصیتها و فضاهای آراسته، بهجای آنکه صرفاً زمینهای واقعگرایانه بسازند، به نشانههایی از تشخص و جایگاه بدل میشوند. این دقت بصری، بهویژه برای مخاطبی که با مسیر روایی کاملاً همراه نمیشود، میتواند بهتنهایی جذاب باشد.
تصویر به فیلم نوعی خونسردی میبخشد که با کابوسگونگی رخدادها همنشین است و اجازه نمیدهد عجیببودن صحنهها به آشوبی بیهدف تبدیل شود. ریتم، تکرار و فاصلهگرفتن از قصهٔ متعارف ساختار اپیزودیک فیلم هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتش. تکرارِ تلاش برای گردهمآمدن و غذاخوردن، چارچوبی ساده فراهم میکند تا هر بار اتفاقی تازه بتواند آن را برهم بزند.
« این رویکرد یک امتیاز مهم دارد: فیلم برای خنداندن به کاریکاتورهای پررنگ و بیرونی متکی نیست. »
قوتها و کاستیها
اما همین چارچوب، پس از مدتی ممکن است برای برخی تماشاگران یکنواخت شود. فیلم بیش از آنکه در پی ساختن تعلیق روایی متعارف باشد، بر تفاوتهای کوچک میان موقعیتها و بر تغییر ناگهانی لحن تکیه میکند. اگر مخاطب با این منطق همراه نشود، احتمال دارد احساس کند روایت در جا میزند. از سوی دیگر، ابهام فیلم همیشه به معنای ژرفای بیشتر نیست.
بعضی لحظهها بیش از آنکه به پاسخی روشن یا پیوندی محکم با خط اصلی برسند، در فضای رؤیاگون اثر باقی میمانند. این گشودگی میتواند تأملبرانگیز باشد، اما ممکن است حس پراکندگی نیز ایجاد کند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد همهچیز را رمزگشایی کند؛ بااینحال، تحملکردن تعلیقِ بیپاسخ و پذیرفتن روایتی که بارها از مسیر آشنا منحرف میشود، بخشی از تجربهٔ آن است.
جمعبندی «The Discreet Charm of the Bourgeoisie» کمدیای سوررئال و هجوآمیز است که با یک خواستهٔ روزمره، جهانی از ناکامی، امتیاز و بیثباتی میسازد. قدرت فیلم در آن است که بدون تکیه بر روایت متعارف، با تکرار و خونسردی، هم شخصیتهای مرفه خود را مضحک میکند و هم حس اطمینان تماشاگر را به بازی میگیرد.
طنز خشک، فضاهای آراسته و عبور بیهشدار میان واقعیت و رؤیا، آن را به اثری متمایز بدل میسازند. در مقابل، روایت اپیزودیک، ابهامِ پیوسته و تکرارِ ناکامیها ممکن است برای برخی مخاطبان ریتم را کند یا تجربه را گیجکننده کند. این فیلم بیش از آنکه قصهای برای دنبالکردن باشد، بازیای با انتظار و برداشت تماشاگر است.
« اما همین چارچوب، پس از مدتی ممکن است برای برخی تماشاگران یکنواخت شود. »
جمعبندی
اگر بتوان با منطق آزاد و کابوسوارش همراه شد، هجو اجتماعی و کمدی نامنتظر آن لذتبخش خواهد بود؛ و اگر نه، همان شامِ بهتعویقافتاده میتواند به صبرآزمایی بدل شود.
ثبت دیدگاه