نقد و بررسی
نقد Still the Water | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو پنجره: دریا بهمثابه جهان درونی فیلم «Still the Water» ساختهٔ Naomi Kawase بیش از آنکه بر پیشبردن یک روایت پرحادثه تکیه کند، در پی ساختن تجربهای حسی و تأملی است. جزیرهٔ آمامی در این اثر فقط پسزمینهای زیبا برای ماجرای دو نوجوان نیست؛ طبیعت، دریا و آیینهای محلی در تار و پود جهان فیلم تنیده شدهاند و به شیوهای غیرمستقیم، حال درونی شخصیتها را بازمیتابانند.
عنوان ژاپنی فیلم، «پنجرهٔ دوم»، نیز با نگاه اثر به جهان بیرون و درون همخوانی دارد: گویی شخصیتها از دریچهای تازه میکوشند زندگی، فقدان و جایگاه خود را در آن ببینند. فیلم از همان آغاز میان سکون و تلاطم رفتوآمد میکند. دریا میتواند آرام و پذیرا باشد و لحظهای بعد، نیرویی مهیب و بیاعتنا به خواستههای انسان.
این دوگانگی بهتدریج به یکی از کلیدهای خواندن فیلم بدل میشود. جهانی که کایتو و کیوکو در آن زندگی میکنند، نه کاملاً امن است و نه یکسره خصمانه؛ زیبایی و اندوه در آن کنار هم حضور دارند. روایتِ بلوغ در سایهٔ فقدان کایتو و کیوکو در آستانهٔ ورود به بزرگسالیاند، اما مسیر بلوغشان با پرسشهایی دشوار گره خورده است.
کایتو از غیبت پدری رنج میبرد که پس از تولد او به توکیو رفته است. این غیبت، زخمی خاموش در زندگی اوست؛ زخمی که نه همیشه به کلام درمیآید و نه به شکل آشکار در رفتارهایش توضیح داده میشود. کیوکو نیز با بیماری لاعلاج مادرش روبهروست؛ تجربهای که او را زودتر از موعد با معنای جدایی و ناتوانی انسان در برابر مرگ مواجه میکند.
« فیلم از همان آغاز میان سکون و تلاطم رفتوآمد میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ این دو نوجوان در دل همین وضعیت شکل میگیرد. عشق در فیلم نه پناهی کامل از رنج است و نه پاسخی روشن به پرسشهای آنان؛ بیشتر فرصتی است برای نزدیکشدن، مکثکردن و دیدنِ دیگری در زمانی که جهان اطراف بیثبات به نظر میرسد. همین انتخاب، رابطه را از الگوی عاشقانهٔ متعارف دور میکند، اما گاه آن را نیز کمرمق میسازد.
فیلم بهجای آنکه پیوسته بر کشمکش میان دو شخصیت بیفزاید، اغلب اجازه میدهد تجربههایشان در فضا و سکوت پخش شود. روایت بیش از آنکه بر حادثه متمرکز باشد، از کنار هم نشستن موقعیتها و حسها نیرو میگیرد. طبیعت؛ شخصیت خاموش فیلم قویترین دستاورد فیلم در تصویرپردازی آن است. دریا، ساحل، کوهستان و پوشش گیاهی جزیره با چنان حضوری ممتد به نمایش درمیآیند که طبیعت به نوعی شخصیت خاموش بدل میشود.
قابها صرفاً منظرههایی زیبا برای تماشای منفعلانه نیستند؛ آنها ریتم فیلم را تعیین میکنند و به شخصیتها امکان میدهند در برابر چیزی بزرگتر از نگرانیهای شخصی خود قرار گیرند. انسانها در این چشمانداز نه مالک طبیعتاند و نه مرکز آن؛ تنها یکی از اجزای چرخهای گستردهتر به شمار میآیند.
نگاه دوربین به آب، بهویژه، از جنس توضیح دادن نیست. فیلم میخواهد تماشاگر را با کیفیتهای مادی و حسی محیط روبهرو کند: حرکت موج، نور، رطوبت و فاصلهٔ میان آدمها و افق. این رویکرد با پیشینهٔ مستندنگارانهٔ Kawase نیز سازگار است؛ واقعیت مکانی و جزئیات روزمره در فیلم اهمیت دارند، اما در قاببندی و تدوین، صورتی شاعرانه مییابند.
« رابطهٔ این دو نوجوان در دل همین وضعیت شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، همین تأکید بر زیبایی بصری گاهی بیش از اندازه طول میکشد و تماشاگر را از شخصیتها دور میکند. کارگردانی و زبان سینمایی Kawase از سکوت، نماهای طولانی و حرکت آرام دوربین برای ایجاد حس تعلیق استفاده میکند؛ تعلیقی که بیشتر عاطفی و وجودی است تا روایی. در بسیاری از صحنهها، معنای مهم در مکثها، نگاهها و فاصلههای میان گفتوگوها شکل میگیرد.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد از توضیحهای صریح و ملودرام فاصله بگیرد. اندوه در اینجا لزوماً با گریه یا رویاروییهای پرتنش بیان نمیشود؛ گاهی در یک سکوت یا در نحوهٔ ایستادن شخصیت در برابر منظره حضور دارد. اما ظرافتِ زبانی همواره به ظرافتِ معنایی نمیانجامد. بعضی پرسشهای فلسفی فیلم، از جمله پرسش دربارهٔ تولد، مرگ و جایگاه انسان در طبیعت، در سطح طرح باقی میمانند و فرصت کافی برای بسط پیدا نمیکنند.
گاه دیالوگها چنان آشکارا در پی بیان اندیشهاند که از طبیعیبودن گفتوگوی نوجوانان فاصله میگیرند. در نتیجه، سکوتهایی که میتوانستند حامل معنا باشند، در برخی لحظهها بیشتر به مکثهایی طولانی بدل میشوند تا بخشی ضروری از تحول درونی شخصیتها. بازیها و شخصیتپردازی بازیها از نقاط اتکای مهم فیلماند.
Nijirō Murakami در نقش کایتو، آشفتگی و کنارهگیری شخصیت را بیآنکه آن را به عصیان نمایشی تبدیل کند، منتقل میکند. حضور او بیشتر از راه تغییرات کوچک در رفتار و واکنشها شکل میگیرد؛ گویی شخصیت هنوز نمیداند چگونه باید رنجش را به زبان بیاورد. Junko Abe نیز در نقش کیوکو گرما و لطافتی طبیعی دارد و میتواند دوگانگی میان شور جوانی و مواجههٔ زودهنگام با اندوه را به نمایش بگذارد.
« بااینحال، همین تأکید بر زیبایی بصری گاهی بیش از اندازه طول میکشد و تماشاگر را از شخصیتها دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، پرداخت شخصیتها از نظر عمق یکدست نیست. کیوکو، با وجود موقعیت عاطفی پرظرفیتی که فیلم برای او میسازد، گاه بیشتر در جایگاه حامل مضمون فقدان باقی میماند تا فردی با خواستهها و تناقضهای کاملاً مستقل. حضور مادر او نیز بیش از آنکه به شناخت دقیق تجربهٔ بیماری و رابطهٔ مادر و دختر بینجامد، به بستری برای تأمل دربارهٔ مرگ تبدیل میشود.
کایتو تا اندازهای ملموستر است، اما روایت پراکنده اجازه نمیدهد همهٔ خطوط روانی او به شکلی پیوسته و قانعکننده گسترش یابند. موسیقی، سکوت و آیین موسیقی و صدا در «Still the Water» نقش همراهیکننده دارند، اما فیلم بیش از هر چیز به صداهای محیطی متکی است. حضور آب و باد، سکوت خانهها و فضای باز جزیره، پیوندی میان تجربهٔ فردی و زیست جمعی میسازد.
آیینها و سنتهای محلی نیز به فیلم بافتی فرهنگی میبخشند و یادآور میشوند که شخصیتها در خلأ زندگی نمیکنند؛ آنها در جامعهای ریشهدار و در ارتباطی دیرینه با طبیعت و مناسک روزمره قرار دارند. این عناصر وقتی مؤثرند که از دل زندگی شخصیتها برآیند و بیتکلف در جهان فیلم جا بگیرند. در لحظههایی که فیلم به آنها مجال میدهد بیآنکه معنایشان را توضیح دهد حضور داشته باشند، فضای جزیره باورپذیر و زنده میشود.
در مقابل، گاه ترکیب موسیقی، گفتار فلسفی و تصویر نمادین معنای صحنه را بیش از اندازه برجسته میکند؛ انگار فیلم از تماشاگر میخواهد هر تصویر را نشانهای روشن از یک ایده بداند. این تأکید گاهی از ابهام شاعرانه میکاهد. ریتم و پراکندگی روایت ریتم کند فیلم بخشی اساسی از شیوهٔ بیان آن است، نه صرفاً عیبی جدا از باقی اجزا.
« بااینهمه، پرداخت شخصیتها از نظر عمق یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
Kawase میخواهد زمان را از قالب معمول روایت حادثهمحور بیرون بیاورد و به تماشاگر فرصت دهد در محیط بماند. برای مخاطبی که با سینمای تأملی و تصاویر ممتد همراه میشود، این مکثها میتوانند نیرویی آرامکننده داشته باشند. اما فیلم در برخی مقاطع تفاوت میان سکونِ معنادار و ایستاییِ روایی را بهروشنی حفظ نمیکند.
چند خط داستانی و عاطفی در کنار هم پیش میروند، ولی رابطهٔ میان آنها همیشه به اندازهٔ کافی متمرکز نیست. گاهی مسیر اصلی برای مدتی طولانی به حاشیه میرود و بازگشت به آن، پیوندی طبیعی با تجربهٔ قبلی ایجاد نمیکند. از همین رو، بعضی بخشها بیش از آنکه به انباشت معنا یاری برسانند، حس گسست پدید میآورند.
این پراکندگی بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار تحول تدریجی شخصیتها یا ساختاری روایی روشنتر دارند، دشوار خواهد بود. جمعبندی «Still the Water» فیلمی است که دستاورد اصلیاش را در ساختن فضا و تجربهای حسی مییابد. تصویرهای چشمنواز جزیره، بازیهای ظریف و نگاه تأملی به عشق، فقدان و چرخهٔ زندگی، آن را به اثری متمایز بدل میکنند.
فیلم با پرهیز از ملودرام آشکار میکوشد اندوه را در کنار زیبایی و زندگی روزمره جای دهد؛ رویکردی که در بهترین لحظههایش صادقانه و اثرگذار است. در عین حال، کندی ریتم، پراکندگی روایت و نابرابری در پرداخت شخصیتها مانع میشوند که همهٔ ایدههای فیلم به یک تجربهٔ کاملاً منسجم تبدیل شوند.
« Kawase میخواهد زمان را از قالب معمول روایت حادثهمحور بیرون بیاورد و به تماشاگر فرصت دهد در محیط بماند. »
جمعبندی
پرسشهای بزرگ آن گاه بیش از آنکه کاویده شوند، در فضای شاعرانه رها میمانند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه با پاسخهای روشن در ذهن بماند، با منظرهها و مکثهایش به یاد آورده میشود؛ اثری آرام و زیبا، اما نه همیشه به یک اندازه ژرف یا متمرکز.
« پرسشهای بزرگ آن گاه بیش از آنکه کاویده شوند، در فضای شاعرانه رها میمانند. »
ثبت دیدگاه