نقد و بررسی
نقد صحنههایی از طبعهای جنسی (Scenes of a Sexual Nature) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح و شیوه روایت «Scenes of a Sexual Nature» فیلمی گروهی است که در یک بعدازظهر تابستانی، هفت زوج را در فضای هامپستد هیثِ لندن دنبال میکند. فیلم بهجای آنکه یک داستان مرکزی را تا پایان بپرورد، میان برخوردها و گفتوگوهای کوتاه آدمهایی جابهجا میشود که هر یک تصویری متفاوت از میل، تعهد، تنهایی یا معامله در رابطه دارند.
برخی در آغاز آشناییاند، برخی سالها کنار هم زیستهاند و برخی هنوز نمیدانند آیا آنچه تجربه میکنند عشق است یا صرفاً نیازی گذرا. روایت میان این خردهداستانها رفتوبرگشت میکند و از پیوندهای کمابیش ظریف میان آنها، تصویری جمعی از روابط انسانی میسازد. این ساختار برای فیلمی با چنین موضوعی مناسب به نظر میرسد: عشق و میل نه تجربهای واحد، بلکه مجموعهای از موقعیتهای ناسازگار و گاه متناقضاند.
بااینحال، کنار هم گذاشتن چند رابطه بهخودیخود به معنای رسیدن به تصویری عمیق از آنها نیست. فیلم ایدهی گستردهای پیش میکشد، اما در بسیاری از لحظهها فرصت نمییابد آن را از سطح شوخی یا طرح مسئله فراتر ببرد. مکان؛ بیش از پسزمینه هامپستد هیث یکی از عناصر مؤثر فیلم است، نه صرفاً منظرهای برای عبور شخصیتها.
فضای باز، چمنهای سرسبز و چشمانداز شهر، به داستانها نوعی سبکی و رهایی میبخشند؛ گویی آدمها در فاصلهای موقت از زندگی روزمره، با آسودگی بیشتری به خواستهها و ناکامیهای خود اعتراف میکنند. در عین حال، پارک مکان عمومی است و همین ویژگی به برخوردهای اتفاقی و دیدهشدن آدمها معنایی میدهد: هر رابطه در خلوتی کامل شکل نمیگیرد، بلکه در معرض نگاه دیگران و حضور همزمان غریبههاست.
« بااینحال، کنار هم گذاشتن چند رابطه بهخودیخود به معنای رسیدن به تصویری عمیق از آنها نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این محیط خوشایند، تضادی دلنشین با آشفتگی عاطفی شخصیتها میسازد. در قاب، همهچیز روشن و آرام است؛ در گفتوگوها اما حسادت، اضطراب، سوءتفاهم و نیاز به تأیید موج میزند. فیلم از این تقابل بهره میبرد، هرچند گاهی زیبایی مکان بیش از آنکه به کشف تازهای درباره آدمها بینجامد، صرفاً به جذابیت بصری اثر کمک میکند.
شخصیتها و طیف رابطهها فیلم هفت رابطه را بهعنوان نمونههایی از شیوههای گوناگون زیستن در کنار دیگری عرضه میکند. رابطهی بلندمدت، قرار آشنایی، بازگشت خاطرهای قدیمی، تنش بر سر وفاداری و پیوندی که با پول و مرزبندی تعریف میشود، هر یک وجهی متفاوت از موضوع مرکزی را نمایندگی میکنند.
این گوناگونی بالقوه غنی است، زیرا فیلم عشق را به شکل آرمانی و یکدست تصویر نمیکند؛ در جهان آن، صمیمیت میتواند با بیحوصلگی، خودخواهی یا محاسبه درآمیزد. از جمله، داستان مردی که همراه زنی وقت میگذراند و برای حضور او پول میپردازد، پرسشی درباره تعریف رابطه و مرز میان همراهی و معامله پیش میکشد.
اما شخصیتها اغلب بیشتر حامل یک موقعیتاند تا انسانهایی که گذشته، تناقض و تحولشان بهتدریج آشکار شود. برخی با یک ویژگی برجسته معرفی میشوند و همان ویژگی تا پایان صحنه مسیرشان را تعیین میکند. نتیجه آن است که بیننده گاه بهجای درگیرشدن با سرنوشت آنان، از بیرون به طرحی نمایشی نگاه میکند که قرار است نمونهای از یک نوع رابطه را نشان دهد.
« این محیط خوشایند، تضادی دلنشین با آشفتگی عاطفی شخصیتها میسازد. »
شخصیتها و اجرا
چنین رویکردی برای روایت اپیزودیک قابلفهم است، اما محدودیتش وقتی آشکار میشود که فیلم از مخاطب انتظار همدلی عمیق دارد. دیالوگ؛ میان شوخطبعی و تصنع بخش مهمی از فیلم بر گفتوگو استوار است. شخصیتها دربارهی میل، وفاداری، جنسیت، خاطره و هویت حرف میزنند؛ گاهی با لحنی طناز و گاهی با ادعای تأملی جدی.
در بهترین لحظهها، برخورد میان دو نگرش متفاوت به رابطه، صحنهای زنده و سرگرمکننده میسازد. شوخیها نیز از موقعیتهای آشنا سرچشمه میگیرند: دروغهای کوچک، خودفریبی یا تلاش برای پنهانکردن حسادت. بااینحال، فیلم بارها به گفتوگویی میرسد که بیش از آنکه از شخصیت برخیزد، برای بیان نکتهای درباره روابط نوشته شده است.
بعضی جملهها میخواهند زیرکانه، روشنفکرانه یا جسورانه باشند، اما بهسبب فقدان زمینهی عاطفی کافی، بیشتر به جملههای آماده شباهت پیدا میکنند. وقتی شخصیتها بهجای آنکه با رفتارشان پیچیدگی خود را آشکار کنند، آن را توضیح میدهند، گفتوگوها تصنعی میشوند. این فاصله میان ادعای عمق و واقعیت سطحی صحنهها، از ضعفهای اصلی فیلمنامه است.
بازیگران و انرژی گروهی حضور گروهی از بازیگران شناختهشده، به فیلم انرژی و تنوع میدهد. در مجموعهای از صحنههای کوتاه، هر بازیگر باید بهسرعت لحن رابطهاش را روشن کند و در این کار، برخی از اجراها بهخوبی از پس وظیفه برمیآیند. بازیهای سنجیدهتر، بهویژه در موقعیتهایی که زیر شوخی لایهای از آسیبپذیری پنهان است، به شخصیتها جان میبخشند.
« دیالوگ؛ میان شوخطبعی و تصنع بخش مهمی از فیلم بر گفتوگو استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Eileen Atkins و Benjamin Whitrow در بازنمایی خاطره و گذر زمان وقاری آرام دارند؛ Hugh Bonneville و Gina McKee نیز در صحنههای آشنایی و ناسازگاری، تنش را با ظرافتی کمابیش خشک و کنترلشده پیش میبرند. Tom Hardy حضوری پرتحرک و چشمگیر دارد و به صحنههایی که در آن ظاهر میشود نیروی کمیک میبخشد.
این انرژی گاهی چنان برجسته است که توجه را از کمبودهای داستانی همان بخش منحرف میکند. Ewan McGregor نیز در یکی از خطوط روایی مهم حضور دارد، اما شهرت بازیگران بهتنهایی نمیتواند جای گسترش شخصیتها را بگیرد. فیلم از گروه بازیگری توانمندی بهره میبرد، ولی همیشه material کافی برای تبدیل این توانایی به تجربهای ماندگار در اختیار آنان نمیگذارد.
ریتم و تدوین جابجایی میان چند داستان، در آغاز وعدهی ریتمی پویا میدهد. هر بار که یک رابطه به آستانهی تغییری کوچک میرسد، فیلم به سراغ زوج دیگری میرود؛ این روش میتواند کنجکاوی ایجاد کند و تضاد میان تجربهها را برجسته سازد. اما در عمل، همهی بخشها از وزن روایی یکسانی برخوردار نیستند.
برخی صحنهها بهسرعت تصویر روشنی از رابطه میسازند، در حالی که برخی دیگر بیش از اندازه در گفتوگوهای تکراری میمانند، بیآنکه کشف یا تحول تازهای رخ دهد. از همینجا احساس کشآمدن پدید میآید. مدت فیلم چندان طولانی نیست، اما تکرار الگوی «طرح مسئله، شوخی، مکث و نتیجهگیری» در چند خط داستانی، گاه به یکنواختی میانجامد.
« Tom Hardy حضوری پرتحرک و چشمگیر دارد و به صحنههایی که در آن ظاهر میشود نیروی کمیک میبخشد. »
قوتها و کاستیها
تدوین میان روایتها رفتوآمد میکند، ولی این رفتوآمد همیشه ضرباهنگ را تقویت نمیکند؛ گاه فقط داستانی را نیمهتمام رها میسازد و به داستانی دیگر میپرد. اثر در لحظههایی سرگرمکننده است، اما پیوستگی و نیروی پیشبرندهاش به اندازهای نیست که همهی این بخشها را به یک کل دراماتیک نیرومند بدل کند.
عنوان و انتظار مخاطب عنوان فیلم میتواند انتظار اثری صریحتر یا جسورانهتر برانگیزد، اما فیلم بیش از آنکه بر نمایش میل جسمانی تکیه کند، دربارهی گفتوگوها و قراردادهای عاطفی پیرامون آن است. این فاصله میان عنوان و محتوای واقعی، ممکن است برای بخشی از مخاطبان غافلگیرکننده باشد. بااینهمه، انتخاب عنوان را میتوان بخشی از بازی فیلم با تصورات مخاطب دانست: آنچه «جنسی» خوانده میشود، در اینجا اغلب کمتر به بدن و بیشتر به خواستن، پسزدن، معاملهکردن یا نیازمندبودن مربوط است.
مشکل آن است که اثر همیشه این نگاه را به اندازهی کافی بسط نمیدهد. موضوعاتش ظرفیت تأملی دارند، اما پرداخت کوتاه و پراکنده گاه آنها را به اشارههایی گذرا تقلیل میدهد. فیلم پرسشهایی دربارهی معنای تعهد و صمیمیت مطرح میکند، بیآنکه برای همهی آنها پاسخی بخواهد؛ بااینحال، میان پرسشِ باز و پرداختِ ناتمام فاصلهای وجود دارد که اثر همیشه از آن عبور نمیکند.
جمعبندی «Scenes of a Sexual Nature» اثری خوشمنظره و متکی بر گروه بازیگری پرجاذبه است که از یک مکان واحد برای کنار هم نشاندن شکلهای گوناگون رابطه بهره میگیرد. فیلم در لحظههای کمیک و در بعضی اجراهای زنده، جذابیتی بیانکار دارد؛ اما فیلمنامه نمیتواند همواره ایدههایش را به شخصیتهایی پیچیده و گفتوگوهایی باورپذیر تبدیل کند.
« این فاصله میان عنوان و محتوای واقعی، ممکن است برای بخشی از مخاطبان غافلگیرکننده باشد. »
جمعبندی
ادعای تأمل دربارهی عشق و میل، بارها زیر سایهی جملههای تصنعی، شخصیتپردازی کمعمق و ریتمی ناهماهنگ میماند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه تصویری جامع از روابط انسانی بسازد، مجموعهای از برخوردها و نمونههای کوتاه را پیش چشم میگذارد. تماشاگرانی که از کمدی رمانتیک گروهی، بازیگران متعدد و فضایی آرام لذت میبرند، احتمالاً لحظههایی سرگرمکننده در آن خواهند یافت؛ اما کسانی که در پی شخصیتپردازی ژرف یا نگاهی تازه و پیوسته به عشقاند، ممکن است از فاصلهی میان ظرفیت موضوع و دستاورد نهایی فیلم ناامید شوند.
« ادعای تأمل دربارهی عشق و میل، بارها زیر سایهی جملههای تصنعی، شخصیتپردازی کمعمق و ریتمی ناهماهنگ میماند. »



ثبت دیدگاه