نقد و بررسی
نقد جزیره جنگی (The Battleship Island) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای که به زندان بدل میشود «The Battleship Island» ساختهٔ Ryoo Seung-wan، درامی تاریخی و اکشن از سینمای کرهٔ جنوبی است که ماجرای کارگران کرهایِ گرفتار در معدن زغالسنگ جزیرهٔ هاشیما را در دوران استعمار ژاپن روایت میکند. فیلم با گروهی نزدیک به چهارصد نفر روبهروست که نه از سر انتخاب، بلکه بهزور به جزیره آورده شدهاند و در شرایطی سخت کار میکنند.
تلاش آنان برای رهایی، ستون اصلی روایت است؛ اما فیلم میکوشد در کنار ماجرای فرار، تصویری از زندگی روزمره، ترس، سازگاری و کشمکش میان زندانیان نیز ترسیم کند. هاشیما در این اثر فقط محل وقوع داستان نیست؛ خود به نیرویی محوری بدل میشود. جزیره، با ساختمانهای فشرده و فضای محصورش، راههای گریز را محدود و حس نظارت را دائمی میکند.
طراحی صحنه و قاببندیها بر همین تنگنا تأکید دارند: آدمها در راهروها، تونلها و محوطههایی گرفتارند که گویی از پیش برای بلعیدن فردیتشان ساخته شدهاند. همین فضاسازی، حتی پیش از آنکه تعقیبوگریزها آغاز شوند، اضطراب را به تماشاگر منتقل میکند. میان تاریخ و قصهٔ سینمایی فیلم بر زمینهای تاریخی بنا شده، اما در بازسازی رویدادها به شیوهٔ یک درام پرکشش وفادار به واقعگرایی مستند نیست.
« هاشیما در این اثر فقط محل وقوع داستان نیست؛ خود به نیرویی محوری بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سازنده، هستهٔ تاریخیِ کار اجباری و شرایط خشن را با طرحی داستانی دربارهٔ فرار درهم میآمیزد. این انتخاب به فیلم امکان میدهد تجربهٔ اسارت را به شکلی حسی و نمایشی عرضه کند، اما همزمان پرسشی مهم پیش میکشد: وقتی رنج تاریخی در قالب سرگرمی پرحادثه بازپردازی میشود، مرز میان بازنمایی و بهرهبرداری دراماتیک کجا قرار میگیرد؟
اثر پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهد. از یک سو، خشونت و تحقیر را بیپرده نشان میدهد و شرایط طاقتفرسای کار را از حاشیه به مرکز میآورد. از سوی دیگر، گاه رنج شخصیتها به سکویی برای ساختن لحظههای قهرمانانه و برانگیختن واکنش عاطفی بدل میشود. بنابراین فیلم را باید بیش از آنکه گزارشی تاریخی دانست، اثری داستانی دید که از تاریخ برای طرح موضوعاتی چون سلطه، همدستی و مقاومت بهره میگیرد.
این تمایز، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار بازسازی دقیق و بیطرفانه دارند، اهمیت دارد. روایت پرشتاب و پراکندگی تمرکز ساختار فیلم از چندین شخصیت و خط داستانی تشکیل شده است؛ هرکدام با گذشته، انگیزه و جایگاه متفاوتی در جزیره. چنین گستردگیای در آغاز، تصویری چندوجهی از جمعیت اسیران میسازد و نشان میدهد که در شرایط فشار، آدمها به یک شکل واکنش نشان نمیدهند.
« سازنده، هستهٔ تاریخیِ کار اجباری و شرایط خشن را با طرحی داستانی دربارهٔ فرار درهم میآمیزد. »
شخصیتها و اجرا
برخی میکوشند با سازش زنده بمانند، برخی در پی منفعت شخصیاند و گروهی دیگر به مقاومت فکر میکنند. این تنوع بالقوه میتوانست به مطالعهای ظریف دربارهٔ انتخابهای اخلاقی بدل شود. بااینحال، فیلم در حفظ توازن میان این خطوط داستانی موفقیت یکسانی ندارد. شخصیتها و موقعیتهای متعدد گاه با سرعت معرفی میشوند و پیش از آنکه فرصت کافی برای عمق گرفتن پیدا کنند، روایت به بحران بعدی میجهد.
نتیجه، اثری پرتحرک اما شلوغ است که در بخشهایی نمیداند باید بر کدام رابطه یا تعارض عاطفی تمرکز کند. تعدد خردهروایتها بهجای آنکه همیشه بر غنای جهان فیلم بیفزاید، گاهی رشتهٔ احساسی داستان را میگسلد. فیلم در لحظههای پرتنش همچنان سرگرمکننده میماند، اما پیوند میان این لحظهها همیشه به اندازهٔ کافی استوار نیست.
شخصیتها و نیروی بازیگری نقطهٔ عاطفیِ قابلاتکای فیلم، رابطهٔ پدر و دختر است. این پیوند در دل محیطی بیرحم، یادآور زندگیای است که شخصیتها میکوشند از دست ندهند. مراقبت پدرانه، نگرانی برای آیندهٔ دختر و تلاش برای حفظ شأن انسانی، به داستان بُعدی ملموس میبخشد و از تبدیل شدن کامل آن به نمایش خشونت جلوگیری میکند.
« برخی میکوشند با سازش زنده بمانند، برخی در پی منفعت شخصیاند و گروهی دیگر به مقاومت فکر میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیهای Hwang Jung-min و Kim Su-an در این بخش، به رابطه گرما و آسیبپذیری میدهند؛ عواطفی که در میان هیاهوی روایت، گاهی از بهترین لحظههای فیلم را میسازند. بازیگران دیگر نیز با انرژی و حضور فیزیکی قابلتوجه، به صحنهها جان میبخشند. بااینهمه، کیفیت بازیها همیشه از محدودیت نوشتهٔ شخصیتها فراتر نمیرود.
بسیاری از آدمها بیشتر کارکردی در طرح دارند تا مسیری مستقل و کامل؛ آنان برای پیش بردن کشمکش یا افزودن ضرباهنگ وارد میشوند، اما کمتر مجال مییابند تناقضها و تغییرات درونی خود را آشکار کنند. در نتیجه، بازیهای پرقدرت گاه به جای آنکه شخصیتهایی پیچیده را روشن کنند، ناچارند بار عاطفیِ کمبودهای فیلمنامه را به دوش بکشند.
اکشن، خشونت و حس خفقان فیلم در صحنهپردازی اکشن دست توانمندی دارد. حرکت در فضاهای بسته، آشفتگی جمعیت و برخورد بدنها با موانع، به صحنهها حس خطر و فوریت میدهد. اکشن صرفاً مجموعهای از ضربهها و تعقیبها نیست؛ در بهترین لحظهها، از معماری جزیره و محدودیتهای محیط برای ساختن تعلیق استفاده میکند.
« بازیگران دیگر نیز با انرژی و حضور فیزیکی قابلتوجه، به صحنهها جان میبخشند. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر نه فقط نگران نتیجهٔ درگیری، بلکه نگران راههای اندک و شکنندهای است که شخصیتها برای بقا در اختیار دارند. اما شدت بصری، همواره به معنای اثرگذاری بیشتر نیست. برخی صحنههای خشونتآمیز چنان بر شوک و اغراق تکیه میکنند که ظرافت عاطفی را پس میزنند. فیلم میخواهد بیرحمی را محسوس کند، ولی گاه در نمایش آن زیادهروی میکند و بهجای آنکه فضای تأمل بسازد، واکنشی فوری و تند طلب میکند.
این گرایش با ملودرام پررنگ اثر پیوند دارد: احساسات بزرگ و لحظههای پرشور، پیوسته به اوج میرسند و فرصت سکوت یا ابهام کمتر فراهم میشود. میهنگرایی و پیچیدگی اخلاقی زمینهٔ استعمار و کار اجباری، بار تاریخی و سیاسی سنگینی دارد و فیلم آشکارا از موضع قربانیان به ماجرا نگاه میکند. این انتخاب، نیروی عاطفی و خشم اخلاقی اثر را شکل میدهد؛ بااینحال، هرچه روایت به سوی تقابلهای روشنتر پیش میرود، خطر سادهسازی نیز بیشتر میشود.
برخی چهرهها به نمادهایی از شر یا مقاومت بدل میشوند و پیچیدگیهای فردیشان کمرنگ میماند. همچنین لحن میهنگرایانه و ملودراماتیک گاه بر تأمل دربارهٔ سازوکارهای قدرت، همدستی و بقا سایه میاندازد. این کاستی به معنای بیاهمیت بودن موضوع یا ناتوانی فیلم در طرح پرسشهای دشوار نیست. برعکس، اثر لحظههایی دارد که نشان میدهد چگونه ترس میتواند آدمها را به سازش، خودخواهی یا مقاومت سوق دهد.
« اما شدت بصری، همواره به معنای اثرگذاری بیشتر نیست. »
جمعبندی
مسئله آن است که این خطوط اخلاقی بهندرت با حوصلهٔ کافی بسط مییابند. روایت بیشتر به تقابلهای پرشور گرایش دارد تا بررسی آرام و چندسویهٔ انگیزهها؛ از همین رو، برخی فرصتهای دراماتیک به جای پیچیدهتر کردن شخصیتها، در خدمت تشدید هیجان قرار میگیرند. جمعبندی «The Battleship Island» فیلمی پرانرژی و از نظر بصری چشمگیر است که فضای جزیرهٔ هاشیما را به زندانی خفقانآور بدل میکند و با صحنههای اکشن، کشش روایی قابلتوجهی میسازد.
رابطهٔ پدر و دختر و بازیهای پرحرارت، قلب انسانیِ فیلم را شکل میدهند؛ نیرویی که در برابر خشونت و آشوب، معنایی از مراقبت و امید باقی میگذارد. در سوی دیگر، روایت پراکنده، شخصیتپردازی نابرابر و گرایش به اغراق ملودراماتیک، مانع از آن میشوند که اثر به کاوشی کاملاً ژرف و منسجم در تاریخ و اخلاق بدل شود.
حاصل، فیلمی است که بیشتر با نیروی تصویر، هیجان و عاطفه اثر میگذارد تا با دقت روایی و ظرافت روانشناختی. تماشاگر در پایان، با تجربهای سنگین و پرتنش روبهروست؛ تجربهای که هم یادآوری میکند سینما چگونه میتواند رنج تاریخی را به حضوری ملموس تبدیل کند و هم نشان میدهد که برای فهم چنین رنجی، هیجان بهتنهایی کافی نیست.
« مسئله آن است که این خطوط اخلاقی بهندرت با حوصلهٔ کافی بسط مییابند. »



ثبت دیدگاه