نقد و بررسی
نقد ارتش دزدان (Army of Thieves) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان سرقت «Army of Thieves» پیشدرآمدی بر «Army of the Dead» است، اما هویت مستقل خود را نه از زامبیها، بلکه از لودویگ دیتر و هنر گاوصندوقگشایی میگیرد. داستان در روزهای آغازین شیوع زامبیها میگذرد؛ بااینحال بحران جهانی بیشتر نقش پسزمینهای ناآرام را دارد تا نیروی محرک روایت.
مرکز توجه، سباستین، کارمند بانکی منزوی و علاقهمند به رمز و سازوکار گاوصندوقهاست که با ورود گوئندولین و گروه نامتعارفش به ماجرایی پرخطر کشیده میشود. این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمه بخشی از ناامیدی احتمالی تماشاگر. فیلم بهجای آنکه بر هراس آخرالزمانی تکیه کند، به الگوی ماجراجویی سرقتی نزدیک میشود: گروهی با تواناییهای مکمل، هدفهایی دشوار و نقشههایی که بهتدریج به اجرا درمیآیند.
در نتیجه، تماشاگر با اثری سبکتر و شوخطبعتر از آنچه عنوان و پیوندش با جهان زامبیمحور وعده میدهد روبهروست؛ فیلمی که بیش از بقا در جهانی ویران، درباره مهارت، همکاری و جذابیت گشودن چیزی قفلشده است. دیتر؛ نیروی جاذبه فیلم مهمترین دارایی فیلم، شخصیت دیتر است؛ مردی که اشتیاقش به گاوصندوقها از حد سرگرمی فراتر میرود و به نوعی شیوه دیدن جهان بدل میشود.
او در موقعیتهایی که دیگران با تهدید، اسلحه یا جسارت واکنش نشان میدهند، به صداها، لرزشها و منطق پنهان قفل گوش میسپارد. همین تفاوت، هم سرچشمه طنز است و هم پایه شخصیتپردازی او: دیتر مضحک نیست چون نادان است، بلکه چون در محیطی خشن و شتابزده با حساسیتی عجیب و کودکانه به چیزی ظریف و فنی دل بسته است.
« این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمه بخشی از ناامیدی احتمالی تماشاگر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی ماتیاس شوایگهوفر این تضاد را بهخوبی زنده میکند. دستپاچگی، شور ناگهانی و واکنشهای اغراقشده او میتوانست به تکرار یک شوخی بدل شود، اما بازیگر با حفظ لحنی گرم و بیتکلف، شخصیت را دوستداشتنی نگه میدارد. کارگردانی خودش نیز با دوربین و میزانسنهایی که گاه به شور درونی دیتر نزدیک میشوند، علاقه او را به تجربهای تقریباً موسیقایی تبدیل میکند.
بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر همین ویژگی تکیه میکند؛ گویی هر بار که ریتم افت میکند، کافی است دیتر دوباره با هیجان درباره گاوصندوقی حرف بزند تا صحنه جان بگیرد. گروهی رنگارنگ، با توازن نابرابر گروه سرقت از شخصیتهایی ساخته شده که هرکدام وظیفهای روشن در نقشه دارند. گوئندولین رهبر مصمم و حسابگر گروه است و ناتالی امانوئل به او وقار و جذابیتی میبخشد که مانع میشود در نقش صرفاً «مغز متفکر» باقی بماند.
رابطه او با دیتر از دل تفاوت شخصیتها شکل میگیرد: او به توانایی پنهان مردی پی میبرد که خودش هنوز از پیامدهای آن آگاه نیست، و همین نگاه به دیتر فرصت میدهد از حاشیه امن زندگی روزمره بیرون بیاید. کورینا، هکر گروه، با هوش و خونسردیاش حضوری دلپذیر دارد و از نظر انرژی میتواند مکمل مناسبی برای گوئندولین باشد.
براد و رولف نیز با اغراقهای شخصیتی و شوخیهایشان به فضای سبک فیلم کمک میکنند. مشکل آن است که بسیاری از اعضای گروه بیش از آنکه شخصیتهایی با مسیر تحول مستقل باشند، کارکردهای آشنای ژانر را نمایندگی میکنند: راننده، نیروی زور، هکر و رهبر. این تیپسازی لزوماً مانع سرگرمی نیست، اما عمق رابطهها را محدود میکند و باعث میشود بخشی از گروه بیشتر به مجموعهای از نشانههای آشنا شباهت داشته باشد تا آدمهایی که زندگیشان بیرون از عملیات نیز برای ما اهمیت یافته است.
« بازی ماتیاس شوایگهوفر این تضاد را بهخوبی زنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
گاوصندوقها؛ صحنههای اوج و ابزار روایت جذابترین لحظههای «Army of Thieves» هنگامی پدید میآیند که فیلم اجازه میدهد فرایند گاوصندوقگشایی را به مرکز صحنه بیاورد. در این لحظهها، خطر فقط در احتمال گرفتارشدن نیست؛ خود عمل گوشدادن، آزمودن و کشف سازوکار قفل به تعلیقی مستقل بدل میشود.
فیلم بهجای اتکا به انفجار و شتاب مداوم، گاهی مکث میکند تا تماشاگر با دقت دیتر همراه شود. این انتخاب، به مهارت شخصیت وزن میدهد و سبب میشود بازکردن یک گاوصندوق، از یک ترفند فنی صرف فراتر رود و به اجرای نمایشی تبدیل شود. در مقابل، ساختار چندمرحلهای سرقتها بهتدریج تکراری میشود.
هر عملیات موقعیت و دشواریهای خودش را دارد، اما منطق کلی چندان دگرگون نمیشود: نقشهچینی، نزدیکشدن به هدف، افزایش خطر و نمایش مهارتهای گروه. تفاوت مکانها و موانع برای مدتی تازگی ایجاد میکند، ولی فیلم همیشه نمیتواند هر سرقت را از نظر احساسی یا دراماتیک از قبلی متمایز سازد. از این رو، هیجان بعضی لحظات واقعی است، اما انباشت آنها در طول فیلم گاه اثر معکوس دارد و حس کشآمدن پدید میآورد.
زامبیها در حاشیه قاب پیوند فیلم با آخرالزمان زامبیها بیشتر از طریق خبرها، اشارهها و اضطراب فراگیر جهان حس میشود تا حضور مستقیم و پایدار موجودات مرده. این رویکرد میتواند برای تماشاگرانی که قصهای درباره شکلگیری دیتر میخواهند کارآمد باشد: آشوب بیرون، زندگی یکنواخت او را مختل میکند و ماجراجویی تازه را ممکن میسازد.
« فیلم بهجای اتکا به انفجار و شتاب مداوم، گاهی مکث میکند تا تماشاگر با دقت دیتر همراه شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما کسی که با انتظار تعقیبوگریز، وحشت یا درگیریهای پرشمار با زامبیها سراغ فیلم میرود، احتمالاً با اثری متفاوت مواجه خواهد شد. در واقع، زامبیها بیشتر سایهای بر فضای داستاناند تا موضوع اصلی آن. فیلم این سایه را گاهی برای ایجاد اضطراب یا یادآوری گستره جهان داستان به کار میگیرد، اما از آن بهرهبرداری دراماتیک گستردهای نمیکند.
همین فاصله میان وعده ژانری و محتوای واقعی، میتواند مهمترین منشأ دلزدگی باشد. در عین حال، کنارگذاشتن ترس و خشونت به سود ماجراجویی سرقتی، به فیلم اجازه میدهد لحنی سبک و شوخ حفظ کند. مسئله این نیست که فیلم نباید زامبیمحور باشد؛ مسئله این است که عنوان و پیوند رواییاش ممکن است انتظاری بسازد که خود فیلم قصد برآوردنش را ندارد.
ریتم، موسیقی و ظاهر پرتحرک فیلم در سطح حسی، پرزرقوبرق و پرتحرک است. تدوین صحنههای عملیات، حرکت میان مکانهای گوناگون و موسیقی پرحجم، به روایت انرژی میبخشند و با شور قهرمانانه دیتر همخوانی دارند. موسیقی در لحظههای گاوصندوقگشایی اهمیتی ویژه پیدا میکند، زیرا به جای آنکه صرفاً خطر را برجسته کند، گویی به تماشاگر اجازه میدهد ضرباهنگی را بشنود که دیتر در دل قفل کشف میکند.
این پیوند میان صدا و مهارت، یکی از راههای مؤثر فیلم برای شخصیتبخشیدن به فرایندی است که ممکن بود خشک و توضیحی به نظر برسد. بااینحال، ظاهر پرتحرک همیشه به معنای ریتم منسجم نیست. فیلم در بخشهایی طولانیتر از نیازش مکث میکند، برخی شوخیها را تکرار میکند و بعضی مسیرهای فرعی را بیش از آنچه به پیشبرد داستان کمک کنند ادامه میدهد.
« در واقع، زامبیها بیشتر سایهای بر فضای داستاناند تا موضوع اصلی آن. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، وقتی خطر سرقت بالا میگیرد، تدوین و موسیقی میتوانند صحنه را سرگرمکننده کنند، حتی اگر خود نقشه چندان غافلگیرکننده نباشد. بنابراین، ریتم فیلم یکدست نیست: لحظههای سرزنده و خوشساخت در کنار بخشهایی قرار میگیرند که به فشردهسازی بیشتری نیاز داشتند. آشنایی ژانری و محدودیت تازگی «Army of Thieves» از قراردادهای فیلم سرقت آگاه است و گاهی با آنها شوخی میکند، اما آگاهی از یک الگو الزاماً به معنای دگرگونکردن آن نیست.
گروهی با مهارتهای مکمل، هدفی بزرگ و خطر فزاینده، مصالحی آشنا هستند. فیلم آنها را با شخصیت دیتر و حالوهوای سبک خود خوشتماشا میکند، اما کمتر میکوشد تعریفی تازه از ژانر ارائه دهد. بسیاری از کشمکشها و جابهجاییهای قدرت قابل پیشبینیاند و پیچیدگی نقشهها همیشه به پیچیدگی درام نمیانجامد.
این محدودیت در مقایسه با نقاط قوت اجرایی روشنتر میشود. فیلم از نظر ارائه، شتاب و سرگرمی کمبود ندارد؛ آنچه کمتر به چشم میآید، ایدهای است که پس از پایان تماشا در ذهن بماند یا تجربهای آشنا را به شکلی بنیادین تغییر دهد. با این همه، اثر لازم نیست حتماً ژانر را از نو اختراع کند تا کارکردی داشته باشد.
اگر انتظار اصلی، همراهی با دیتر و تماشای چند عملیات خوشساخت باشد، فیلم میتواند به وعدهای محدود اما قابلقبول وفادار بماند. جمعبندی «Army of Thieves» پیشدرآمدی است که در آن شخصیت دیتر از جهان زامبیها مهمتر میشود. ماتیاس شوایگهوفر با بازی و کارگردانیاش به فیلم گرما و شوخی میبخشد، ناتالی امانوئل حضوری محکم دارد و صحنههای گاوصندوقگشایی بارها تعلیقی سرگرمکننده میسازند.
« گروهی با مهارتهای مکمل، هدفی بزرگ و خطر فزاینده، مصالحی آشنا هستند. »
جمعبندی
موسیقی و تدوین نیز به این ماجراجویی پرزرقوبرق نیروی لازم را میدهند. در سوی دیگر، تکرار الگوی سرقتها، کندشدن برخی بخشها و کمرنگماندن زامبیها ممکن است با انتظار بخشی از مخاطبان ناسازگار باشد. فیلم ایدهای کاملاً تازه عرضه نمیکند و گاهی بیش از اندازه به جذابیت دیتر و ظاهر خوشساخت خود متکی است.
بااینحال، در مقام یک ماجرای سرقتی سبک و شخصیتمحور، لحظههای خوشایندی دارد؛ اثری که بهترین دلیل تماشایش نه هراس آخرالزمانی، بلکه لذت دیدن مردی است که در دل هر قفل، نظمی پنهان میشنود.
« موسیقی و تدوین نیز به این ماجراجویی پرزرقوبرق نیروی لازم را میدهند. »



ثبت دیدگاه