نقد و بررسی
نقد مبتلا (Contracted) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وحشت از درون بدن «Contracted» ساختهٔ اریک انگلند، وحشتی کمهزینه و مستقل است که نیروی اصلیاش را نه از هیولاهای بیرونی، بلکه از بدنِ آشنایی میگیرد که اندکاندک به چیزی بیگانه بدل میشود. سامانتا پس از شبی آشفته، با نشانههایی روبهروست که ابتدا آنها را عارضهای گذرا یا بیماریای قابلدرمان میپندارد؛ اما هرچه وضعیت جسمیاش وخیمتر میشود، مرز میان بیماری، انزجار و کابوس فرو میریزد.
فیلم در همین فاصلهٔ باریک میان امر پزشکی و امر هولناک، فضای خود را بنا میکند: بدن دیگر پناهگاه نیست، بلکه صحنهای است که ترس بر آن نقش میبندد. این انتخاب، بهخودیخود جسورانه و مناسب ژانر وحشت بدنی است. بسیاری از فیلمهای ترسناک خطر را به هیئتی بیرونی و آشکار تبدیل میکنند؛ «Contracted» اما میکوشد تهدید را به درون زندگی روزمره ببرد.
تغییرات جسمی سامانتا در برابر آینه، در محل کار و میان نزدیکانش رخ میدهند؛ جاهایی که معمولاً به زندگی عادی تعلق دارند. همین عادیبودن محیط، هراس را ملموستر میکند و اجازه نمیدهد تماشاگر خطر را صرفاً در قلمرو خیال محصور سازد. بدن بهمثابه منبع تعلیق فیلم از تماشاگر نمیخواهد تنها از یک جهش ناگهانی یا چهرهای هولناک بترسد؛ دعوتش میکند تا نشانهها را دنبال کند.
« این انتخاب، بهخودیخود جسورانه و مناسب ژانر وحشت بدنی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تغییر رنگ پوست، زخمها و نشانههای ناخوشایند دیگر بهتدریج از راه میرسند و بدن سامانتا را به معمایی نگرانکننده بدل میکنند. این روند تدریجی، ظرفیت خوبی برای ایجاد اضطراب دارد: هر علامت تازه نه فقط تصویر تهوعآوری دیگر، بلکه نشانهای از پیشروی خطری است که هنوز تمام ابعادش روشن نشده است.
موفقیت فیلم در این زمینه وابسته به صبر مخاطب است. تکیهٔ آن بر انزجار جسمانی گاه مؤثر و گاه بیش از اندازه مستقیم است. صحنههایی که قرار است احساس چندش و درماندگی ایجاد کنند، ممکن است برای برخی تماشاگران بهخوبی کار کنند، اما همیشه به ترس عمیقتر یا تعلیق پایدار نمیرسند. گاهی تصویرِ ناخوشایند بهجای آنکه تخیل را فعال کند، صرفاً همان چیزی را نشان میدهد که فیلم میخواهد تماشاگر از آن منزجر شود.
این تفاوت میان شوک حسی و وحشت ماندگار، یکی از مرزهایی است که اثر پیوسته بر آن حرکت میکند. بازی و حضور سامانتا نقش سامانتا بر دوش نجارا تاونسند است؛ شخصیتی که باید همزمان آسیبپذیری، آشفتگی و تلاش برای حفظ ظاهر عادی را نشان دهد. تغییر وضعیت جسمانی او بهتدریج در رفتار و حضورش نیز اثر میگذارد و بازیگر باید این فرسایش را در طول روایت حمل کند.
« موفقیت فیلم در این زمینه وابسته به صبر مخاطب است. »
شخصیتها و اجرا
در بخشهایی، همین تمرکز بر شخصیت اصلی به فیلم پیوند عاطفی میدهد: تماشاگر فقط شاهد دگرگونی بدن نیست، بلکه میبیند چگونه بیماری روابط، کار و اعتمادبهنفس سامانتا را نیز مختل میکند. بااینحال، بازیها در تمام لحظات از یک سطح برخوردار نیستند و شخصیتپردازی گاه بهاندازهای که ایدهٔ مرکزی نیاز دارد، عمق پیدا نمیکند.
سامانتا بارها تصمیمهایی میگیرد که میتوانند برای بیننده کلافهکننده یا نامعقول به نظر برسند. البته انکار، ترس، شرم و سردرگمی میتوانند رفتارهای ناسازگار با منطق بیرونی پدید آورند؛ اما فیلم همیشه فرصت کافی نمیدهد تا این رفتارها از دل تجربهٔ روانی او فهمیده شوند. نتیجه آن است که برخی انتخابها بیشتر به ابزار پیشبرد داستان شباهت پیدا میکنند تا پیامد قانعکنندهٔ شخصیت.
روایت تدریجی و افت تعلیق «Contracted» قصهاش را با شتاب پیش نمیبرد. بخش قابلتوجهی از زمان فیلم صرف نشانههای بیماری، واکنش اطرافیان و تلاش سامانتا برای توضیح آنچه بر او میگذرد میشود. این کندی، در آغاز میتواند فضایی خفه و فرساینده بسازد؛ گویی زمان با سرعتی کمتر از معمول میگذرد و هر روز، بدن و زندگی شخصیت را یک گام دیگر از وضعیت پیشین دور میکند.
« سامانتا بارها تصمیمهایی میگیرد که میتوانند برای بیننده کلافهکننده یا نامعقول به نظر برسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای داستانی دربارهٔ زوال تدریجی، چنین ریتمی انتخابی قابلدفاع است. اما تداوم همین الگو، گاهی به تکرار میانجامد. هر نشانهٔ تازه لزوماً اطلاعات یا تنش تازهای به روایت اضافه نمیکند و در میانهٔ فیلم ممکن است حس شود داستان در حال دورزدن همان نگرانیهاست. از سوی دیگر، مسیر کلی ماجرا برای برخی تماشاگران زودتر از آنچه فیلم میخواهد آشکار میشود.
هنگامی که جهت تحول سامانتا قابل حدس باشد، پرسش اصلی دیگر «چه اتفاقی میافتد؟» نیست، بلکه «فیلم چگونه به آنجا میرسد؟» خواهد بود؛ پرسشی که اثر همیشه با پرداخت شخصیت و تعلیق کافی پاسخ نمیدهد. نگاه فیلم به آسیب و مسئولیت هستهٔ روایت به تجربهای آسیبزا گره خورده است و همین پیوند، به فیلم امکان میدهد ترس جسمانی را با فقدان اختیار و اعتماد درهم بیامیزد.
این بُعد میتوانست «Contracted» را از یک داستان صرفاً چندشآور فراتر ببرد و آن را به اثری دربارهٔ آسیبپذیری، تنهایی و دشواریِ درخواست کمک تبدیل کند. در لحظاتی، فیلم بهخوبی نشان میدهد که سامانتا برای توضیح وضعیتش با مانعهایی روبهروست و نزدیکانش همیشه نمیتوانند آنچه را میگذرد بهدرستی ببینند یا بفهمند.
« برای داستانی دربارهٔ زوال تدریجی، چنین ریتمی انتخابی قابلدفاع است. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، این مضمون حساس در بعضی لحظات با تمهیدات ژانری چنان آمیخته میشود که ممکن است تجربهٔ آسیبزا به سکویی برای شوک و دگرگونی جسمانی تقلیل یابد. چنین انتخابی برای همهٔ تماشاگران رضایتبخش نیست؛ بهویژه اگر انتظار داشته باشند فیلم با پیامدهای روانی و اجتماعی ماجرا به همان اندازهٔ تصاویر جسمانی درگیر شود.
اثر مسئله را طرح میکند، اما همیشه آن را با ظرافت و ژرفایی که ظرفیتش را دارد بسط نمیدهد. فضا، تصویر و خشونت فضای تیره و ناآرام فیلم از عناصر مؤثر آن است. جهان سامانتا با ادامهٔ بیماری، هرچه بیشتر از آسودگی فاصله میگیرد؛ مکانهای معمولی نیز رنگی ناخوشایند پیدا میکنند و بدن او در برابر محیطی قرار میگیرد که دیگر پذیرای حضورش نیست.
جلوههای گریم و تأکید بر زوال جسمانی، به فیلم هویت بصری میدهند و تماشاگر را با کیفیتی ناخوشایند از وحشت روبهرو میکنند؛ وحشتی که بیشتر از جنس انزجار و اضطراب است تا ترس ناگهانی. بااینحال، خشونت و تصاویر آزارنده همیشه ضربهٔ عاطفی متناسبی وارد نمیکنند. اگر مخاطب به جلوههای مشابه در سینمای وحشت بدنی خو گرفته باشد، ممکن است بخشی از این صحنهها را قابلپیشبینی یا کماثر بیابد.
« اثر مسئله را طرح میکند، اما همیشه آن را با ظرافت و ژرفایی که ظرفیتش را دارد بسط نمیدهد. »
جمعبندی
محدودیتهای تولید مستقل نیز گاه در یکدستی اجرا و پرداخت برخی لحظات خود را نشان میدهد. فیلم بیش از آنکه بر عظمت بصری یا پیچیدگی فنی تکیه کند، به ایدهٔ مرکزی و حس ناخوشایند ناشی از دگرگونی بدن متکی است؛ مزیتی که در عین حال سقف اثرگذاری آن را نیز تعیین میکند. جمعبندی «Contracted» اثری بینقص نیست، اما ایدهٔ مرکزیِ کنجکاویبرانگیز و نگاهش به وحشت بدنی، آن را از یک روایت معمولیِ ترسناک متمایز میکند.
فیلم در ساخت فضای تیره و انزجارآور، نمایش تدریجی زوال جسمانی و برانگیختن حس کنجکاوی موفقتر است؛ در مقابل، ریتم کند، رفتارهایی که همیشه قانعکننده نیستند، شخصیتپردازی محدود و تعلیقی که ممکن است زود فروکش کند، مانع از آن میشوند که تجربه به اثری کاملاً منسجم بدل شود. تماشاگرانی که از وحشت جسمانی و داستانهای بیماریمحور استقبال میکنند، احتمالاً در فضای آشفته و تصاویر ناخوشایند فیلم چیزی برای پیگیری خواهند یافت؛ کسانی که بیش از هر چیز به شخصیتپردازی دقیق، منطق رفتاری استوار و تعلیق روایی نیاز دارند، ممکن است از کاستیهایش فاصله بگیرند.
در نهایت، «Contracted» فیلمی است با هستهای نیرومند و اجرایی نابرابر: اثری که بیش از آنکه با ترسی ظریف و ماندگار تسخیر کند، با تصویر بدنِ در حال بیگانگی و حس چندشی که برمیانگیزد در ذهن میماند.
« محدودیتهای تولید مستقل نیز گاه در یکدستی اجرا و پرداخت برخی لحظات خود را نشان میدهد. »



ثبت دیدگاه