نقد و بررسی
نقد احمقهای ماه مه (May Fools) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آیین سوگواری در آستانهٔ شورش «May Fools» یا «Milou en mai» از آن کمدیهایی است که بحران را نه در میدان نبرد، بلکه دور میز غذا و در گفتوگوهای خانوادگی میجوید. لوئی مال درام را در مهٔ ۱۹۶۸ فرانسه مینشاند؛ زمانی که اعتراضها و اعتصابها زندگی عمومی را مختل کردهاند، اما در یک عمارت روستایی، مرگ مادر خانواده و پیامدهای آن، مهمترین موضوع روزمره است.
مراسم خاکسپاری به تعویق میافتد و خویشاوندان ناچار میشوند مدتی طولانی کنار هم بمانند. همین توقف ناخواسته، اختلاف بر سر ارث و خانه را به صحنهای برای آشکار شدنِ عادتها، رنجشها و خودخواهیهای پنهان بدل میکند. مال از این موقعیت، کمدیِ برخوردها میسازد؛ اما ماجرا صرفاً سرگرمیِ جمعی از آدمهای عجیب نیست.
تضاد اصلی میان بیرون و درون شکل میگیرد: در بیرون، نظمی سیاسی به لرزه افتاده و خواست تغییر در هواست؛ در اندرون، خانوادهای مرفه سرگرم حفظ سهم، جایگاه و آسایش خویش است. این تقابل، فیلم را از یک حکایت خانوادگی ساده فراتر میبرد و به کنایهای دربارهٔ فاصلهٔ میان شعارهای بزرگ و منافع کوچک تبدیل میکند.
خانهای که نقش جهان را بازی میکند عمارت روستایی در فیلم بیش از آنکه صرفاً پسزمینه باشد، خود به شخصیت بدل میشود. خانه، باغ و زمینهای پیرامونش حامل گذشتهای مشترکاند؛ چیزی که اعضای خانواده هم به آن دلبستگی دارند و هم برای تصاحب یا تعیین سرنوشتش با یکدیگر رقابت میکنند. در چنین فضایی، بحث ارث تنها مسئلهای حقوقی نیست: پرسش از آن است که چه کسی حق دارد گذشته را به نام خود ثبت کند و آیندهٔ این جهان را شکل دهد.
« مراسم خاکسپاری به تعویق میافتد و خویشاوندان ناچار میشوند مدتی طولانی کنار هم بمانند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از سوی دیگر، عمارت چونان جزیرهای آرام در برابر آشوب بیرون میایستد. خبر اعتراضها و اعتصابها بهتدریج و گاه از راه شنیدهها به خانه میرسد؛ آنچه در خیابانها رخ میدهد، ابتدا برای ساکنان این جهان بیشتر مزاحمتی عملی است تا دگرگونیای تاریخی. این بیاعتنایی، هم سرچشمهٔ طنز است و هم موضوع نقد فیلم: طبقهای که از بحران اجتماعی فاصله دارد، آن را از دریچهٔ آسایش و منفعت شخصی تفسیر میکند.
طنزی میان سیاست و مناسبات خانوادگی طنز فیلم تند و ویرانگر نیست؛ بیشتر از مشاهدهٔ دقیقِ تناقضها نیرو میگیرد. شخصیتها ممکن است دربارهٔ آزادی، سیاست یا اخلاق حرف بزنند، اما رفتارشان بارها از وابستگی به دارایی، منزلت و میل شخصی پرده برمیدارد. همین شکاف میان آنچه میگویند و آنچه انجام میدهند، به کمدی نیرویی ملایم اما گزنده میدهد.
مال سیاست را نیز به سخنرانیهای سنگین تقلیل نمیدهد. رخدادهای مهٔ ۱۹۶۸ مانند جریانی دوردست، اما اثرگذار، بر زندگی خانه سایه میاندازند. اعتصابها برنامهها را برهم میزنند و امکان برگزاری مراسم را محدود میکنند؛ بااینحال، خانواده همچنان میکوشد بحران را در چارچوب نگرانیهای خودش بفهمد.
حاصل، طنزی است که بیشتر از آنکه انقلاب را به تصویر بکشد، واکنش طبقهٔ مرفه به احتمال تغییر را زیر نظر میگیرد. شوخیها شیرین و تماشاییاند، اما نیش فیلم همیشه به اندازهای نیست که تصویری عمیق و بیرحمانه از مناسبات طبقاتی بسازد. شخصیتها؛ جذابیت جمعی و محدودیت فردی یکی از دلایل دلنشینی فیلم، ساختار گروهی آن است.
« از سوی دیگر، عمارت چونان جزیرهای آرام در برابر آشوب بیرون میایستد. »
شخصیتها و اجرا
بهجای آنکه همهچیز تنها بر دوش یک قهرمان قرار گیرد، مجموعهای از خویشاوندان، همسران، فرزندان و مهمانان در برابر هم قرار میگیرند. هرکدام با جهانبینی و خواستهای متفاوت وارد عمارت میشوند و همین تنوع، گفتوگوها و موقعیتهای کمدی را زنده نگه میدارد. حضور بازیگرانی چون میشل پیکولی، میو-میو، میشل دوشوسوا و دومینیک بلان نیز به این جمعیت چهره و وزن میبخشد.
پیکولی در نقش میلو، مرکز آرام و کمادعای این منظومه است؛ مردی که در برابر هیاهوی خویشاوندان، با خونسردی و نوعی دلبستگی به زندگی روزمره واکنش نشان میدهد. در سوی دیگر، شخصیتهایی با نفعطلبی یا رفتارهای نمایشی، موتور اصلی کمدیاند. بازیها اغلب هماهنگاند و بازیگران بهخوبی ضرباهنگ گروهی صحنهها را حفظ میکنند؛ آدمها گاه مضحکاند، اما بهندرت کاملاً بیروح به نظر میرسند.
بااینهمه، فیلم همیشه از دام تیپسازی نمیگریزد. برخی شخصیتها بیش از آنکه در طول روایت پیچیده شوند، نمایندهٔ موضعی مشخص باقی میمانند: محافظهکاری، فرصتطلبی یا شور جوانانه. این ویژگی در کمدیِ جمعی به سرعت و وضوح کمک میکند، اما در لحظههایی که فیلم میخواهد از دلخوریها و تناقضهای آنان به تأملی عمیقتر برسد، محدودیت ایجاد میکند.
آدمها جذاباند، ولی همه به یک اندازه مجالِ دگرگونی یا آشکار کردن لایههای پنهان خود را ندارند. فضای بهاری و کیفیت بصری فضای روستایی فیلم از دلایل اصلی جذابیت آن است. باغها و چشماندازهای بهاری، عمارت را به جهانی سرشار از نور، رنگ و آسودگی بدل میکنند؛ جهانی که تضادش با آشفتگی سیاسی بیرون، در هر صحنه احساس میشود.
« حضور بازیگرانی چون میشل پیکولی، میو-میو، میشل دوشوسوا و دومینیک بلان نیز به این جمعیت چهره و وزن میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این زیبایی صرفاً تزئینی نیست: آسایش خانه نشان میدهد چرا ساکنانش به دشواری میتوانند ضرورت تغییر را جدی بگیرند. محیط دلپذیر، در همان حال که تماشای فیلم را خوشایند میکند، فاصلهٔ طبقاتی و عاطفی میان ساکنان عمارت و بحران اجتماعی را نیز برجسته میسازد. موسیقی و فضای دلنشین، به روایت حالوهوایی نرم و گاه رؤیاگون میدهند.
در نتیجه، «May Fools» بیش از آنکه یک کمدی سیاسی پرشتاب باشد، به تجربهای آرام از همنشینی با خانوادهای ناسازگار شباهت دارد. تماشاگر فرصت مییابد در فضای خانه بماند، از گفتوگوهای پراکنده لذت ببرد و به تدریج بفهمد که آن آرامش ظاهری چه اندازه شکننده است. ریتم ناهموار و سازش با پایان همین آرامش، گاهی به بهای انسجام روایی تمام میشود.
فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود و بعضی گذرها چنان ناگهانیاند که پیوند میان صحنهها یا تغییر حالوهوای شخصیتها به اندازهٔ کافی پرورده نمیشود. روایت از جمع شدن خویشاوندان و آشکار شدن اختلافها مواد فراوانی در اختیار دارد، اما همیشه نمیتواند این مواد را در مسیری کاملاً یکدست و رو به تشدید سامان دهد.
بنابراین، کمدی در بخشهایی روان و خوشنشست است و در بخشهایی دیگر پراکنده به نظر میرسد. این ناهماهنگی در چگونگی جمعکردن ماجرا نیز محسوس است. سازوکار گریز از آشوب، در قیاس با ظرافت مشاهدههای خانوادگی و سیاسی فیلم، تصنعیتر جلوه میکند؛ گویی روایت برای رسیدن به پایان، بهانهای بیرونی میسازد که ضرورتش بهخوبی در دل شخصیتها یا فضای داستان ریشه ندوانده است.
« موسیقی و فضای دلنشین، به روایت حالوهوایی نرم و گاه رؤیاگون میدهند. »
قوتها و کاستیها
بدون افشای جزئیات پایانی، میتوان گفت این انتخاب از قدرت جمعبندی میکاهد و بخشی از لطافت و واقعنمایی پیشین را کمرنگ میکند. جمعبندی «May Fools» کمدیای خوشفضا و بازیگرمحور است که مرگ یک مادر، تأخیر در خاکسپاری و نزاع بر سر خانه را به آینهای برای خودخواهیها و تناقضهای یک خانواده تبدیل میکند.
جذابیتش در شوخیهای ظریف، فضای بهاری و رابطههایی است که گاهی مضحک و گاهی اندوهبارند؛ و کنایهاش از آنجا جان میگیرد که بحران سیاسی بیرون، با سماجت به زندگی خصوصی راه مییابد. فیلم، بااینحال، در پرداخت برخی شخصیتها به تیپسازی نزدیک میشود و ریتمی همیشه یکدست ندارد. پایانبندی نیز آن استحکام و طبیعیبودنی را که از بخشهای بهتر فیلم انتظار میرود، بهتمامی فراهم نمیکند.
با وجود این ضعفها، تماشای آن برای علاقهمندان به کمدیهای خانوادگیِ تلخوشیرین و روایتهایی دربارهٔ برخورد تاریخ با زندگی روزمره، تجربهای دلپذیر و تأملبرانگیز است.
« فیلم، بااینحال، در پرداخت برخی شخصیتها به تیپسازی نزدیک میشود و ریتمی همیشه یکدست ندارد. »
ثبت دیدگاه