نقد و بررسی
نقد تفنگدار (The Rifleman) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگ از نگاه نوجوان «The Rifleman» که با عنوان اصلی «Dvēseļu putenis» شناخته میشود، درامی تاریخی از سینمای لتونی است که جنگ جهانی اول را از زاویهای کمتر دیدهشده روایت میکند: نه از منظر فرماندهان و نقشههای بزرگ، بلکه از چشم آرتورس، نوجوانی که پیش از آنکه فرصت کند زندگیاش را بشناسد، ناچار میشود با مرگ، آوارگی و خشونت روبهرو شود.
فیلم به رمانی از Aleksandrs Grīns تکیه دارد؛ نویسندهای که تجربهٔ حضور در جنگ را در قالب داستان بازآفریده است. همین پیوند میان تاریخ ملی و تجربهٔ شخصی، به اثر هویتی فراتر از یک فیلم جنگی معمولی میبخشد. آغاز روایت، جهان امن آرتورس را با شتاب و خشونت از هم میگسلد. فقدان خانواده و خانه، او را به سوی ارتش میراند؛ اما پیوستن به جنگ نه راهی برای رسیدن به قهرمانی، بلکه ورود به واقعیتی است که در آن انتخابها اغلب محدود و پیامدها برگشتناپذیرند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که بلوغ قهرمانش از جنس کشف شورانگیز جهان نیست؛ بلوغی ناخواسته است که زیر فشار خطر و سوگ شکل میگیرد. این زاویهٔ دید، تماشاگر را به جای تماشای جنگ از فاصلهای امن، در محدودهٔ ادراک هراسان یک نوجوان قرار میدهد. ساختن تجربهٔ جبهه نقطهٔ قوت اصلی فیلم، فضاسازی سرد و سنگین آن است.
جنگلهای مهآلود، سنگرهای تنگ و زمینهای گلآلود، تصویری از جبهه میسازند که در آن هیچ چشمانداز دلگرمکنندهای باقی نمیماند. قابها غالباً به بدنها و چهرهها نزدیک میشوند؛ از این رو، جنگ کمتر چون منظرهای باشکوه و بیشتر چون تجربهای جسمانی احساس میشود: نفستنگی، خستگی، هراس و آشفتگی.
« فیلم به رمانی از Aleksandrs Grīns تکیه دارد؛ نویسندهای که تجربهٔ حضور در جنگ را در قالب داستان بازآفریده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهجای آنکه نبرد را به نمایش مهارت و افتخار تبدیل کند، بر بینظمی و آسیبپذیری انسانها تأکید دارد. صحنههای نبرد نیز در خدمت همین رویکردند. درگیریها پرتنش و خوشساختاند، اما هیجان بصریشان با آسودگی یا پیروزی ساده همراه نیست. ضربهها ناگهانیاند و میدان نبرد، حتی وقتی سکوت میکند، همچنان تهدیدآمیز به نظر میرسد.
اثرگذاری این سکانسها از آنجا میآید که خشونت را صرفاً آرایهای برای تماشاییکردن فیلم نمیکند؛ خشونت بخشی از محیطی است که شخصیتها در آن ناچار به زندگیاند. حاصل، تصویری حسی و تلخ از جنگ است که بهسادگی از ذهن بیرون نمیرود. آرتورس و بازیگریِ آسیبپذیری بازی Oto Brantevics در نقش آرتورس یکی از ارکان عاطفی فیلم است.
او ترس و ناپختگی شخصیت را بیاغراق نشان میدهد و اجازه نمیدهد شجاعتهای گاهبهگاه آرتورس، سن کم و درماندگی او را از نظر پنهان کند. حضور او در میدان نبرد، همزمان حامل اراده و تردید است: میخواهد دوام بیاورد، اما هنوز از نظر عاطفی برای آنچه به چشم میبیند آماده نیست. همین دوگانگی باعث میشود قهرمان به تصویری کلی از سرباز بدل نشود؛ در بهترین لحظهها، فیلم به ما یادآوری میکند که پشت لباس نظامی، نوجوانی قرار دارد که هنوز با معنای فقدان کنار نیامده است.
بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی برای کاوش در لایههای درونی آرتورس فراهم نمیکند. رخدادها با سرعتی زیاد از پی هم میآیند و گاهی فاصلهٔ میان تجربهٔ تلخ و اثر روانی آن بر شخصیت بهقدر لازم مکث نمیکند. تماشاگر میفهمد که آرتورس تغییر میکند، اما همهٔ مراحل این دگرگونی با جزئیات یکسانی پرداخت نمیشوند.
« فیلم بهجای آنکه نبرد را به نمایش مهارت و افتخار تبدیل کند، بر بینظمی و آسیبپذیری انسانها تأکید دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازی اصلی در جاهایی که فیلم به سکوت، نگاه یا واکنش جسمانی تکیه میکند، مؤثرتر از بخشهایی است که روایت صرفاً با رویدادهای بیرونی پیش میرود. خانواده، عشق و پیوندهای انسانی خانواده در آغاز داستان، نقطهٔ اتکای آرتورس است؛ پیوندی که هم انگیزهٔ حرکت او را میسازد و هم معنای فقدان را سنگینتر میکند.
حضور پدر و برادر در کنار او، امکان میدهد تجربهٔ جنگ فقط داستان یک سرباز تنها نباشد، بلکه روایت خانوادهای باشد که زیر فشار تاریخ از هم گسسته میشود. این رابطهها ظرفیت عاطفی قابل توجهی دارند، اما فیلم گاهی برای پرداختن به آنها از شتاب نمیافتد. در نتیجه، برخی پیوندها بیشتر از آنکه با لحظههای روزمره و گفتوگو عمق بگیرند، از راه رخدادهای بزرگ و بحرانها تعریف میشوند.
رابطهٔ آرتورس و مارتا نیز از همین محدودیت رنج میبرد. این عشق میتواند در جهانی آکنده از مرگ، یادآور امکان ادامهدادن زندگی باشد؛ بااینحال، فرصت چندانی برای شکلگیری تدریجی و پیچیدهٔ آن فراهم نمیشود. مارتا و رابطهاش با آرتورس گاه به نشانهای از امید بدل میشوند، بیآنکه شخصیت و خواستههای او به همان اندازه بسط یابند.
بنابراین، این خط داستانی در لحظههایی کارکرد عاطفی دارد، اما در مجموع نسبت به وزن و تلخی بخشهای جنگی کمپرداخته به نظر میرسد. جنگ و سیاست فیلم به جنگ جهانی اول همچون مجموعهای از نبردهای جداگانه نگاه نمیکند؛ در پس رنج سربازان، کشمکشهای سیاسی و سرنوشت سرزمینی نیز حضور دارند. این زمینه به داستان آرتورس وسعت میدهد و نشان میدهد که سربازان فقط در برابر دشمن روبهرو نمیجنگند؛ آنان در میان قدرتهایی گرفتارند که تصمیمهایشان میتواند سرنوشت ملتها را دگرگون کند.
« این رابطهها ظرفیت عاطفی قابل توجهی دارند، اما فیلم گاهی برای پرداختن به آنها از شتاب نمیافتد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این منظر، عنوان «تفنگدار» نهفقط به نقش نظامی قهرمان، بلکه به جایگاه انسان عادی در ماشین بزرگ تاریخ اشاره دارد. اما هرچه روایت به سوی تحولات سیاسی گستردهتر میرود، تمرکز انسانی فیلم اندکی پراکنده میشود. گذار از تجربهٔ ملموس جبهه به پیچیدگیهای قدرت و آرایش سیاسی، گاه فشرده و شتابزده است.
بخشهای آغازین و میانی، به دلیل چسبیدن به ادراک حسی آرتورس، انسجام بیشتری دارند؛ در بخش پایانی، فیلم میکوشد بار تاریخی بزرگی را در زمانی محدود حمل کند و همین تلاش از پیوستگی ضرباهنگ میکاهد. این نابرابری، بیش از آنکه ارزش تاریخی روایت را نفی کند، نشان میدهد که فیلم در پرداخت تجربهٔ فردی تواناتر از توضیح همهٔ مناسبات سیاسی پیرامون آن است.
نقاط قوت و محدودیتها «The Rifleman» در بهتصویرکشیدن فضای نبرد، ساختن حس خطر و ثبت آسیبپذیری یک سرباز جوان موفق است. تصویر سرد و مهآلود، میزانسنهای پرتنش و بازی متقاعدکنندهٔ Brantevics به فیلم نیرویی میدهند که بسیاری از لحظههایش را حتی پس از پایان تماشا در ذهن نگه میدارد. همچنین انتخاب تجربهای لتونیایی از جنگ، به اثر هویتی تاریخی میبخشد که آن را از روایتهای آشناتر و پرشمارترِ جنگ جهانی اول متمایز میکند.
این ویژگیها فیلم را به اثری قابل توجه برای کسانی بدل میسازد که جنگ را نه صرفاً در سطح نبردها، بلکه در نسبت با هویت و حافظهٔ جمعی دنبال میکنند. در برابر این دستاوردها، شخصیتهای فرعی اغلب فرصت کافی برای استقلال و عمقیافتن ندارند. تماشاگر ممکن است از سرنوشت آنان متأثر شود، اما همیشه شناخت لازم را برای شکلگیری پیوندی عمیق با آنها به دست نمیآورد.
« اما هرچه روایت به سوی تحولات سیاسی گستردهتر میرود، تمرکز انسانی فیلم اندکی پراکنده میشود. »
قوتها و کاستیها
همین مسئله، در کنار کمپرداختگی رابطهٔ عاشقانه و شتاب بخش پایانی، گاه فاصلهای میان بزرگی رخدادها و عمق واکنش عاطفی ایجاد میکند. فیلم تصویری قوی از رنج جمعی میسازد، اما همهٔ انسانهایی را که در این جمع حضور دارند به شخصیتهایی بهیادماندنی تبدیل نمیکند. جمعبندی «The Rifleman» فیلمی است که در بهترین لحظههایش، جنگ را از ارتفاع تاریخ پایین میآورد و در سطح چهره، بدن و ترس یک نوجوان نشان میدهد.
دستاورد مهم آن، فضاسازی خفقانآور، سکانسهای نبرد پرتنش و بازیای است که شکنندگی آرتورس را باورپذیر میکند. محدودیتهایش نیز روشناند: برخی شخصیتهای فرعی کمعمق میمانند، عشق آرتورس و مارتا فرصت رشد کافی نمییابد و تراکم تحولات سیاسی در بخش پایانی از تمرکز دراماتیک میکاهد. با وجود این کاستیها، فیلم تصویری ارزشمند از تجربهای کمتر روایتشده در سینمای جنگ ارائه میدهد.
اثر نه جنگ را به افسانهای باشکوه بدل میکند و نه رنج را به تزئینی احساسی فرو میکاهد؛ در عوض، میکوشد نشان دهد چگونه یک نوجوان در میان خشونت و آشوب، ناچار به بزرگشدن میشود. همین نگاه انسانی و تاریخی، بیش از هر پیروزی یا شکست نظامی، به فیلم نیروی ماندگارش را میبخشد.
« دستاورد مهم آن، فضاسازی خفقانآور، سکانسهای نبرد پرتنش و بازیای است که شکنندگی آرتورس را باورپذیر میکند. »
ثبت دیدگاه