نقد و بررسی
نقد دوران فریبنده ما (Our Glamorous Time) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان شرکت و میدان نبرد «Our Glamorous Time» از ایدهای برخوردار است که در نگاه نخست چند مسیر روایی متفاوت را به هم پیوند میزند: جهان تجارت، طراحی و مد، تعارضهای خانوادگی و پیشینهای نظامی. لی ژیچنگ، سرباز پیشین و مردی ناآشنا با قواعد شرکتداری، ناگهان در جایگاه مدیرعامل شرکت خانوادگی آیدا قرار میگیرد؛ شرکتی که در آستانهٔ سقوط است.
در سوی دیگر، لین چیان با توانایی و انگیزهٔ کارآفرینانهاش میکوشد برای خود مسیری مستقل بسازد. همکاری این دو، موتور اولیهٔ داستان است: او تجربه و شناخت حرفهای میآورد و لی ژیچنگ با غریزه، انضباط و شیوهٔ عمل متفاوتش به میدان میآید. تازگی آغازین سریال در همین ناسازگاریِ سازنده نهفته است.
قهرمانی که از محیطی سخت و نظاممند به فضای پررقابت تجارت وارد میشود، قرار است با قواعدی روبهرو شود که در آنها قدرت تنها به نیروی جسمانی یا فرماندادن وابسته نیست؛ مذاکره، شناخت بازار و اعتمادسازی نیز اهمیت دارند. در کنار او، لین چیان قرار نیست صرفاً تماشاگر یا همراه عاطفی باشد: توان حرفهای او بخش مهمی از پیشبرد ماجراست.
این ترکیب، دستکم در شروع، وعدهٔ داستانی زنده و چندلایه را میدهد. شروعی پرکشش و پرانرژی قسمتهای آغازین سریال از ریتم و نیروی جاذبهٔ خوبی برخوردارند. موقعیتهای خطر، تنشهای اولیه و برخورد دو شخصیت اصلی، بیننده را زود وارد جهان اثر میکنند. فضای داستان در آغاز فقط به رابطهٔ عاشقانه محدود نمیماند؛ بحران آیدا و تلاش برای احیای آن، پرسشی عملی پیش روی شخصیتها میگذارد: چگونه میتوان شرکتی رو به افول را دوباره سرپا کرد، آن هم وقتی مدیر تازهاش تجربهٔ لازم را ندارد؟
« در سوی دیگر، لین چیان با توانایی و انگیزهٔ کارآفرینانهاش میکوشد برای خود مسیری مستقل بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین پرسش باعث میشود که کشش اولیه از کنجکاوی دربارهٔ رابطهٔ عاطفی فراتر برود. تماشاگر میخواهد بداند دو شخصیت چه اندازه میتوانند به یکدیگر اعتماد کنند و آیا تفاوتهایشان به نیروی پیشبرنده تبدیل میشود یا مانع کارشان خواهد شد. سریال در اوایل، اطلاعات و موقعیتها را طوری کنار هم میچیند که جهان تجارت و زندگی شخصی از هم جدا نمانند.
مسیر لین چیان نیز ابتدا بهخوبی پیش میرود و تلاشهایش برای ساختن آیندهای مستقل، زمینهای مناسب برای همراهی مخاطب فراهم میکند. 50 قسمتِ حدوداً 45 دقیقهای، به اثر فضایی گسترده میدهد؛ اما همین وسعت در ادامه هم امتیاز است و هم آزمون دشوار آن. لین چیان و معنای شراکت یکی از جنبههای دلپذیر سریال، تصویری است که در آغاز از شراکت حرفهای ارائه میدهد.
لین چیان صرفاً به دلیل پیوند عاطفی وارد زندگی لی ژیچنگ نمیشود؛ او مهارت و شناختی دارد که شرکت برای ادامهٔ حیات به آن نیازمند است. در مقابل، لی ژیچنگ نیز با وجود بیتجربگیاش در تجارت، شخصیتی منفعل نیست. او میتواند موقعیتها را سریع ارزیابی کند و با رویکردی مستقیم به بحرانها پاسخ دهد.
بنابراین رابطهٔ آن دو، دستکم در نقطهٔ شروع، بر مکملبودن شکل میگیرد، نه بر نجات یکطرفه. این انتخاب به داستان تازگی میدهد. در بسیاری از عاشقانههای تلویزیونی، شغل شخصیتها به پسزمینهای تزئینی تقلیل پیدا میکند و اختلافهای حرفهای فقط بهانهای برای نزدیکشدن آنها میشوند. اینجا اما، کار و رابطه بالقوه به یکدیگر معنا میدهند: تصمیمهای کاری میزان اعتماد را میآزمایند و شناخت تدریجی، امکان همکاری را گسترش میدهد.
« همین پرسش باعث میشود که کشش اولیه از کنجکاوی دربارهٔ رابطهٔ عاطفی فراتر برود. »
شخصیتها و اجرا
نبودِ یک مثلث عشقی آزاردهنده نیز کمک میکند که در بخشهایی از روایت، توجه از رقابتهای عاطفی کلیشهای به تعامل میان دو شخصیت اصلی معطوف بماند. با این همه، هرچه داستان گستردهتر میشود، سهم این پیوند حرفهای و عاطفی از تمرکز روایی کاهش مییابد؛ و این کاهش، یکی از فرصتهای ازدسترفتهٔ سریال است.
اکشن و طراحی لباس؛ وعدهای که دوام نمیآورد آمیختن اکشن با فضای کسبوکار و طراحی لباس، در ابتدا انتخابی غیرمعمول و امیدوارکننده است. پیشینهٔ نظامی لی ژیچنگ به داستان امکان میدهد از موقعیتهایی پرتنش استفاده کند و فضای مد و تولید پوشاک نیز به جهان شرکت، پروژهها و رقابتهای کاری رنگ بصری مشخصی بدهد.
این دو حوزه میتوانستند در کنار هم هویتی متمایز برای سریال بسازند: از یک سو خطر و تحرک، از سوی دیگر خلاقیت و سازوکار صنعت. اما این وعده در طول مسیر بهقدر کافی پیگیری نمیشود. اکشن، که در شروع به اثر انرژی میدهد، بهتدریج کمرنگ میشود و بخشهای بعدی بیش از اندازه بر کشمکشهای اداری و رویدادهای فرعی تکیه میکنند.
مسئله فقط کمشدن صحنههای پرتحرک نیست؛ مهمتر آن است که پیشینهٔ نظامی قهرمان گاه دیگر نقشی تعیینکننده در تحول داستان پیدا نمیکند. در نتیجه، یکی از ویژگیهایی که سریال را از یک عاشقانهٔ محیط کار متمایز میکرد، به حاشیه میرود. طراحی و مد نیز ظرفیت فراوانی برای پرداخت به خلاقیت، سلیقه و مناسبات تولید داشتند، اما حضور این عناصر همیشه به اندازهای نیست که پیوند میان کار و شخصیتپردازی را عمیق کند.
« اما این وعده در طول مسیر بهقدر کافی پیگیری نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پراکندگی روایت و فشار خردهداستانها نقطهضعف اصلی «Our Glamorous Time» را باید در مدیریت روایت جستوجو کرد. سریال با گسترش خردهداستانها، شخصیتها و تعارضهای جانبی، از محور جذاب نخستین خود فاصله میگیرد. هر خط فرعی میتواند بهتنهایی مادهٔ دراماتیک داشته باشد، اما کنار هم قرارگرفتن آنها همیشه به غنای داستان نمیانجامد.
گاهی نتیجه، پراکندگی است: توجهی که باید صرف دشواریهای آیدا، رشد لین چیان و شکلگیری شراکت او با لی ژیچنگ شود، میان مجموعهای از رویدادها تقسیم میشود. این شلوغی به ریتم نیز آسیب میزند. بعضی بخشها بهجای آنکه بحران اصلی را پیچیدهتر کنند یا شخصیتها را به انتخابی دشوار وادارند، فقط مسیر را طولانی میکنند.
در چنین لحظههایی، کشش آغازین جای خود را به تکرار یا انتظار میدهد و تماشاگر ممکن است احساس کند سریال از مرکز عاطفی و حرفهای خود دور شده است. این ایراد بهویژه برای اثری بلند اهمیت دارد: زمان زیاد میتواند فرصت پرداخت دقیقتر فراهم کند، اما بدون اولویتبندی روشن، به انباشت رویدادها و کاهش انسجام میانجامد.
ضعف در حفظ تمرکز، نهتنها داستان تجاری را کماثر میکند، بلکه فرصت رشد طبیعی رابطهٔ شخصیتهای اصلی را هم محدود میسازد. شخصیتها و بازیها جذابیت سریال تا حد زیادی به تضاد میان دو شخصیت اصلی وابسته است. لی ژیچنگ با خونسردی و قاطعیت، نمایندهٔ شیوهای از مواجهه با بحران است که از گذشتهٔ نظامیاش میآید؛ لین چیان در مقابل، با مهارت کاری و پشتکار، به مسائل از زاویهای حرفهایتر و خلاقانهتر نزدیک میشود.
« پراکندگی روایت و فشار خردهداستانها نقطهضعف اصلی «Our Glamorous Time» را باید در مدیریت روایت جستوجو کرد. »
قوتها و کاستیها
ارزش این تقابل در آن است که هیچکدام نباید دیگری را حذف کند: همکاری زمانی معنا پیدا میکند که هر دو بر محدودیتهای خود آگاه شوند و به تخصص طرف مقابل میدان بدهند. با این حال، نوشتهٔ سریال همیشه از این ظرفیت استفاده نمیکند. وقتی شخصیتها بیش از اندازه به نقشهای آشنا نزدیک میشوند، تغییراتشان قابلپیشبینی به نظر میرسد و کشمکشها نیروی کشف خود را از دست میدهند.
بازی Zhao Liying و Jin Han برای حفظ جذابیت زوج اصلی اهمیت دارد، بهخصوص در صحنههایی که همکاری، اختلاف دیدگاه یا اعتماد میان آنها در کانون قرار میگیرد. اما بازیگران نمیتوانند بهتنهایی پراکندگی متن را جبران کنند؛ اگر موقعیتها تکراری یا فرعیات بیش از حد باشند، حتی حضور بازیگران کاریزماتیک نیز الزاماً به انسجام نمیانجامد.
در مجموع، سریال در ساختن نقطهٔ شروع رابطه موفقتر از پرورش پیوستهٔ آن است. جمعبندی «Our Glamorous Time» اثری است با شروعی جذاب و ترکیبی که ظرفیت ساختن تجربهای متفاوت را دارد: تجارت، طراحی لباس، اکشن و عاشقانه میتوانند در کنار هم روایتی پرتحرک و شخصیتمحور بسازند. داستان در قسمتهای نخست بهخوبی مخاطب را جذب میکند و رابطهٔ حرفهای لین چیان و لی ژیچنگ، بهواسطهٔ تفاوت مهارتها و نگرشهایشان، پایهای مناسب برای یک درام محیط کار فراهم میآورد.
پرهیز از اتکای کامل به مثلث عشقی نیز به اثر کمک میکند تا در آغاز بر شراکت و رشد فردی تکیه کند. با این حال، سریال در حفظ تمرکز و وفاداری به وعدهٔ اولیهاش به مشکل برمیخورد. اکشن بهتدریج محو میشود، خطوط فرعی فراوان جای محور اصلی را میگیرند و بخشی از روایت به مسیرهایی قابلپیشبینی و کمکشش میافتد.
« با این حال، نوشتهٔ سریال همیشه از این ظرفیت استفاده نمیکند. »
جمعبندی
پایان نیز، بیآنکه وارد جزئیات داستانی شویم، ممکن است برای همهٔ بینندگان به اندازهٔ شروع رضایتبخش نباشد. حاصل، مجموعهای است که تماشای آغازش آسان و دلنشین است، اما در مسیر بلند خود پیوستگی و تمرکز لازم را همیشه حفظ نمیکند. اگر جذابیت اولیه و شیمی دو شخصیت اصلی برای مخاطب کافی باشد، اثر لحظات خوشایندی دارد؛ اما کسانی که انتظار روایتی فشرده، منسجم و پایدار در تمام قسمتها دارند، احتمالاً با افتوخیزهای آن روبهرو خواهند شد.
« پایان نیز، بیآنکه وارد جزئیات داستانی شویم، ممکن است برای همهٔ بینندگان به اندازهٔ شروع رضایتبخش نباشد. »
ثبت دیدگاه