نقد و بررسی
نقد نبرد دو جنس (Battle of the Sexes) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان زمین تنیس و میدان برابری «Battle of the Sexes» در ظاهر دربارهٔ مسابقهای پرهیاهو در تاریخ تنیس است؛ اما ارزش دراماتیک آن از چیزی فراتر از نتیجهٔ ورزشی میآید. فیلم به سراغ دورانی میرود که زنان، حتی در حرفهای به ظاهر فردی چون تنیس، برای دستمزد برابر، احترام حرفهای و حق انتخاب مسیر خود باید با ساختارهایی مردسالارانه روبهرو میشدند.
مسابقهٔ بیلی جین کینگ و بابی ریگز در سال ۱۹۷۳، در روایت فیلم، نه رویدادی جدا از این کشمکشها، بلکه صحنهای عمومی برای آشکارشدن آنهاست. فیلم بهدرستی میفهمد که مسابقه وقتی معنا پیدا میکند که فشارهای پیش از آن را بشناسیم: تحقیرهای کوچک و بزرگ، نابرابری در فرصتها و توقعی که از زنان میخواهد همزمان موفق، مؤدب و بیاعتراض باشند.
بااینحال، «Battle of the Sexes» بیش از آنکه در پی بازسازی دقیق جهان رقابتی تنیس باشد، بر معنای فرهنگی این رویارویی تمرکز میکند. این انتخاب به اثر نیرویی اجتماعی میدهد، اما گاهی از پیچیدگی خود ورزش میکاهد. بیلی جین کینگ؛ قهرمانی درون و بیرون زمین تصویر بیلی جین کینگ، محور عاطفی فیلم است.
او صرفاً ورزشکاری نیست که میخواهد برنده شود؛ با مسئولیتی عمومی روبهروست که گاه سنگینتر از خود مسابقه به نظر میرسد. هر تصمیم شخصی و حرفهایاش زیر نگاه دیگران قرار میگیرد و پیروزیاش میتواند برای گروهی بزرگتر معنایی نمادین پیدا کند. فیلم این فشار را بهخوبی به نمایش میگذارد: کینگ باید همزمان با حریف، با نابرابریهای نهادی و با انتظاراتی که جامعه از او دارد دستوپنجه نرم کند.
« این انتخاب به اثر نیرویی اجتماعی میدهد، اما گاهی از پیچیدگی خود ورزش میکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما استون با بازیای مهارشده و متمرکز، از تبدیل شخصیت به تمثیلی یکبعدی جلوگیری میکند. او در نقش کینگ، عزم و صلابت را کنار تردید و آسیبپذیری مینشاند؛ شخصیتی که قرار نیست در هر لحظه سخنوری آماده و قهرمانی بیلکنت باشد. همین تناقضهاست که او را انسانیتر میکند. بااینحال، گاه فیلم چنان بر جایگاه نمادین کینگ تأکید میگذارد که فرصت کمتری برای مکث بر جزئیات درونی او باقی میماند.
بابی ریگز؛ نمایش، خودشیفتگی و سرگرمی استیو کارل در نقش بابی ریگز، شخصیتی پرهیاهو و بازیگرِ صحنه را میسازد: مردی که میداند چگونه توجه رسانهها را به خود جلب کند و چگونه از جنجال برای پیشبرد نمایش بهره ببرد. ریگز در فیلم نه فقط حریفی ورزشی، بلکه سازندهٔ روایتی است که در آن زنان باید توانایی خود را در برابر داوری مردانه ثابت کنند.
رفتار نمایشی و خودبزرگبینانهاش گاه خندهدار است و گاه آزاردهنده؛ این دوگانگی، به حضور او انرژی میبخشد. کارل از تکرار یک تیپ کمیک ساده فاصله میگیرد و به شخصیت نوعی جذابیت فرصتطلبانه میدهد. بااینهمه، فیلم همیشه موفق نمیشود از او تصویری چندلایه بسازد. ریگز بیشتر اوقات به کارکردی روشن در روایت خدمت میکند: او تحریککنندهٔ ماجرا و مجسمکنندهٔ غروری است که فیلم به نقدش میپردازد.
ازاینرو، شناخت انگیزهها و تناقضهایش از شناخت کینگ کمعمقتر میماند. بازیگران و روابط انسانی در کنار دو بازیگر اصلی، بازیگران مکمل به ساختن فضای اجتماعی و شخصی فیلم کمک میکنند. شخصیتهای اطراف کینگ فقط تماشاگر مسیر او نیستند؛ هر یک به شکلی با محدودیتهای زمانه، مناسبات قدرت و امکان همبستگی درگیرند.
« اما استون با بازیای مهارشده و متمرکز، از تبدیل شخصیت به تمثیلی یکبعدی جلوگیری میکند. »
شخصیتها و اجرا
رابطههای شخصی نیز نشان میدهند که مبارزهٔ عمومی برای برابری، زندگی خصوصی را از فشارهای اجتماعی جدا نمیکند. فیلم با این پیوند، قهرمانی را از جایگاه اسطورهای پایین میآورد و به تجربهای روزمرهتر نزدیک میکند. بااینحال، توازن میان زندگی عاطفی و مسیر ورزشی همیشه به سود بخش دوم نیست.
در چند مقطع، روایت به روابط شخصی کینگ و اطرافیانش مجال بیشتری میدهد تا به تمرین، آمادگی جسمانی و تاکتیکهای مسابقه. این انتخاب از نظر شخصیتپردازی قابلفهم است، اما برای تماشاگرانی که میخواهند تنیس را در مرکز تجربهٔ فیلم ببینند، ممکن است نوعی کمبود ایجاد کند. ریتم و ساختار روایی فیلم با گسترش تدریجی زمینههای اجتماعی و فردی داستان، میکوشد مسابقهٔ پایانی را به نقطهٔ تلاقی چند خط روایی بدل کند.
این ساختار به رویداد ورزشی وزن تاریخی میدهد؛ زیرا تماشاگر درمییابد که معنای مسابقه از پیش، در مذاکرات و تقابلهای خارج از زمین شکل گرفته است. در بهترین لحظات، این پیوند سبب میشود حتی صحنههایی که مستقیماً به بازی مربوط نیستند، بخشی از تنش کلی داستان باشند. اما ریتم فیلم یکنواخت نیست.
برخی گذارها طولانی میشوند و شماری از صحنهها بیش از اندازه بر مقصود خود تأکید میکنند. چون سرانجام تاریخی مسابقه برای بسیاری از تماشاگران از پیش شناختهشده است، فیلم ناچار است تعلیق را نه فقط از پرسش «چه کسی برنده میشود؟»، بلکه از چگونگی رسیدن شخصیتها به آن نقطه بسازد. این راهبرد در بخشهایی جواب میدهد، اما گاهی روایت را از حرکت بازمیدارد و حس کندی به آن میبخشد.
« رابطههای شخصی نیز نشان میدهند که مبارزهٔ عمومی برای برابری، زندگی خصوصی را از فشارهای اجتماعی جدا نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، فضا و بازآفرینی زمانه بازآفرینی دههٔ هفتاد میلادی در فیلم، بیش از آنکه به نمایش پرزرقوبرق گذشته متکی باشد، به شکلدادن فضایی آشنا و قابلباور کمک میکند. پوششها، محیطهای عمومی و مناسبات رسانهای از زمانی حکایت دارند که تصویر عمومی ورزشکاران، بهویژه زنان، با دقت و سختگیری خاصی کنترل میشد.
دوربین و طراحی بصری نیز در لحظات ورزشی میکوشند فشار نگاه تماشاگران و اهمیت نمایشی مسابقه را برجسته کنند. با وجود این، تنیس در قیاس با اهمیت نمادین خود سهم محدودی از فیلم میگیرد. صحنههای بازی برای انتقال هیجان لازماند، اما فیلم کمتر به جزئیات فنی و تاکتیکی ورزش فرصت میدهد. در نتیجه، گاه مسابقه بیشتر نشانهای برای کشمکش اجتماعی است تا تجربهای ورزشی با منطق و ضرباهنگ مستقل.
این رویکرد با محور اصلی اثر سازگار است، اما میتوانست با تمرینها و بازیهای بیشتر، پیوند میان مهارت ورزشی و مبارزهٔ اجتماعی را محکمتر کند. پیام اجتماعی؛ قدرت و خطر صراحت «Battle of the Sexes» از موضع خود پنهان نمیشود: برابری جنسیتی را مسئلهای حاشیهای یا انتزاعی نمیبیند، بلکه آن را در مناسبات دستمزد، رسانه، اقتدار و فرصتهای حرفهای دنبال میکند.
یکی از نقاط قوت فیلم، نمایش این نکته است که تغییر فقط با یک قهرمان منفرد پیش نمیرود؛ همبستگی و کنش جمعی نیز در شکلگیری فرصتهای تازه نقش دارند. حس ایستادن زنان در کنار یکدیگر، به اثر گرما و نیروی عاطفی میبخشد. در عین حال، فیلم گاه پیامش را بیش از اندازه آشکار میگوید. بعضی دیالوگها بهجای آنکه اجازه دهند موقعیت و رفتار شخصیتها معنا را منتقل کند، آن را به زبان مستقیم بیان میکنند.
« دوربین و طراحی بصری نیز در لحظات ورزشی میکوشند فشار نگاه تماشاگران و اهمیت نمایشی مسابقه را برجسته کنند. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، لحظاتی است که بهجای ظرافت دراماتیک، رنگ بیانیه پیدا میکنند. این صراحت ممکن است برای گروهی از مخاطبان نیروبخش باشد، اما برای برخی دیگر از پیچیدگی هنری اثر بکاهد؛ بهویژه آنجا که شخصیتها بیش از آنکه در موقعیتی زنده حضور داشته باشند، حامل یک موضع روشن به نظر میرسند. جمعبندی «Battle of the Sexes» فیلمی خوشساخت و قابلتوجه دربارهٔ رویدادی ورزشی است که معنایی اجتماعی و تاریخی یافته است.
بازی اما استون، انرژی نمایشی استیو کارل و توجه فیلم به نابرابری و همبستگی، آن را به اثری الهامبخش بدل میکند؛ اثری که یادآوری میکند مسابقه گاهی پیش از ورود ورزشکاران به زمین آغاز شده است. در سوی دیگر، ریتم نابرابر، تأکیدهای رو و سهم نسبتاً اندک تنیس در قیاس با زندگی شخصی، مانع از آن میشود که فیلم در تمام لحظات به اندازهٔ موضوعش زنده و پرتحرک بماند.
بااینحال، نیروی عاطفی روایت از میان این کاستیها عبور میکند. فیلم بیش از آنکه صرفاً بازسازی مسابقهای مشهور باشد، دربارهٔ حق دیدهشدن، احترام حرفهای و دشواری ایستادگی در برابر انتظارات مسلط است. پایان مسابقه نیز بهسبب همین زمینهٔ انسانی و جمعی اثر میگذارد: نه فقط بهعنوان پایان یک رقابت، بلکه بهمثابه لحظهای که معنای آن برای کسانی فراتر از دو بازیکن روشن میشود.
« نتیجه، لحظاتی است که بهجای ظرافت دراماتیک، رنگ بیانیه پیدا میکنند. »
ثبت دیدگاه