نقد و بررسی
نقد جان و مری (John and Mary) | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ فاصلهٔ میان یک شب و یک رابطه «John and Mary» ساختهٔ Peter Yates، بیش از آنکه قصهای پرحادثه دربارهٔ شکلگیری عشق باشد، مطالعهای محدود و صمیمی دربارهٔ فاصلهٔ میان کشش جسمانی و شناخت عاطفی است. جان و مری در یک بار با هم آشنا میشوند و شب را کنار هم میگذرانند؛ فیلم اما از صبح روز بعد آغاز میشود، وقتی آن دو هنوز نام و گذشتهٔ یکدیگر را درست نمیدانند و ناگهان باید با پرسشی بزرگتر روبهرو شوند: آیا این آشنایی گذرا میتواند به چیزی پایدار بدل شود؟
روایت، بهجای حرکت به سوی گرهگشاییهای پرهیجان، در گفتوگوها، مکثها و تردیدهای همین روز میماند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم علت اصلی محدودیت آن. اثر میخواهد لحظههایی را جدی بگیرد که معمولاً در روایتهای عاشقانه از آنها عبور میشود: گفتوگوی روز بعد، سنجیدن واکنش دیگری و تلاش برای فهمیدن اینکه آیا نزدیکی شب گذشته معنای مشترکی داشته است یا نه.
چنین تمرکزی ظرفیت روانشناختی دارد، اما بهتنهایی برای پیشبردن یک فیلم بلند کافی نیست؛ بهویژه وقتی تماشاگر انتظار داشته باشد تغییرهای رابطه در کنشهای دراماتیکتری دیده شوند. دو شخصیت، دو شیوهٔ نزدیکشدن جان و مری صرفاً دو غریبه نیستند که قرار است یکدیگر را بشناسند؛ هرکدام با تصویری پیشساخته از رابطه و با زخمهایی از تجربههای پیشین وارد این روز میشود.
همین گذشتههای ناتمام، بر گفتوگوی اکنون سایه میاندازند و باعث میشوند پرسشهای ساده، وزن بیشتری پیدا کنند. آیا نزدیکی دیگری نشانهٔ علاقه است یا فقط حاصل لحظهای گذرا؟ آیا باید بیپرده حرف زد یا با احتیاط خود را عقب کشید؟ فیلم رابطه را نه بهمثابه مقصدی ازپیشتعیینشده، بلکه بهصورت مذاکرهای مداوم میان میل، بدگمانی و ترس از تعهد میبیند.
« روایت، بهجای حرکت به سوی گرهگشاییهای پرهیجان، در گفتوگوها، مکثها و تردیدهای همین روز میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشش میان Dustin Hoffman و Mia Farrow یکی از مهمترین دلایل ماندگاری فیلم است. هر دو بازیگر میتوانند در سکوت و واکنشهای کوچک، چیزی بیش از آنچه شخصیتها بر زبان میآورند منتقل کنند. بازی Farrow به مری نوعی سبکی و استقلال میدهد، بیآنکه او را به چهرهای دستنیافتنی بدل کند؛ Hoffman نیز جان را با ترکیبی از کنجکاوی و خودداری میسازد.
جذابیت زوج در این نیست که از همان آغاز هماهنگ به نظر میرسند، بلکه در ناهماهنگیهای ظریف و تغییرپذیری رابطهشان شکل میگیرد. ذهنهای پرگفتوگو و طنزِ تردید از انتخابهای متمایز فیلم، شنیدهشدن فکرها و گفتوگوهای درونی شخصیتهاست. این صداها به تماشاگر اجازه میدهند فاصلهٔ میان حرفی را که گفته میشود و معنایی را که در ذهن میگذرد دنبال کند.
آدمها در برخوردهای عاطفی همیشه صریح نیستند؛ گاهی جملات معمولی را به زبان میآورند، درحالیکه در ذهنشان چندین پاسخ و احتمال را میآزمایند. فیلم این شکاف را به مادهٔ اصلی روایت تبدیل میکند و از آن لحظههایی بامزه و گاه دلنشین میسازد. این شگرد، در بهترین لحظات، به رابطه حالتی زنده و انسانی میبخشد: گویی جان و مری تنها با یکدیگر حرف نمیزنند، بلکه همزمان با خود نیز در جدالاند.
در عین حال، صدای ذهنی گاه بیش از اندازه بر آنچه بازی و تصویر بهخوبی منتقل میکنند تأکید میگذارد. وقتی مکث، نگاه یا طرز پاسخدادن معنای کافی دارد، توضیح درونی میتواند ظرافت صحنه را کم کند. فیلم در اینجا میان شوخطبعی و شرحدادن بیش از حد در نوسان است؛ ایدهای جذاب که اجرای آن همیشه به یک اندازه مؤثر نیست.
« کشش میان Dustin Hoffman و Mia Farrow یکی از مهمترین دلایل ماندگاری فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
فلاشبکها و پراکندگی روایت گذشتههای عاطفی جان و مری از خلال فلاشبکها وارد زمان حال میشوند. در اصل، این ساختار با موضوع فیلم تناسب دارد: گفتوگوی اکنون میتواند خاطرهای را بیدار کند و تجربهای قدیمی بر برداشت فرد از موقعیتی تازه اثر بگذارد. مرز میان گذشته و حال نیز در برخی لحظهها بهنحوی سیال ساخته میشود و نشان میدهد ذهن چگونه خاطره را در دل تجربهٔ زنده بازمیسازد.
بااینحال، تکرار این رفتوبرگشتها گاهی به جای عمقدادن به شخصیتها، رشتهٔ عاطفی صحنه را میگسلد. هر بار که رابطه در اکنون به نقطهای حساس نزدیک میشود، بازگشت به گذشته میتواند انرژی گفتوگو را پخش کند و توجه را از پرسش اصلی منحرف سازد. حاصل، روایتی است که از نظر فرم میخواهد ذهنی و روان باشد، اما گاه بیتمرکز به نظر میرسد.
تماشاگر ممکن است بیشتر درگیر دنبالکردن جابهجاییها شود تا درگیرشدن با تحول رابطه. ریتم کند؛ فضیلت و مانع فیلم به آرامی پیش میرود و از ضرباهنگ پرشتاب فاصله میگیرد. بخش بزرگی از کشمکش آن در گفتوگوهای روزمره و واکنشهای کوچک شکل میگیرد؛ ازاینرو، کندی صرفاً نقصی بیرونی نیست، بلکه با نگاه اثر به زمان آشنایی و تردید پیوند دارد.
قرار است تماشاگر در همان مکثهایی بماند که شخصیتها فرصت مییابند حرفهای یکدیگر را سبکوسنگین کنند و از تصمیمگیری بگریزند. اما این ریتم آرام، همیشه به تأمل نمیانجامد. وقتی گفتوگوها به اندازهٔ کافی تیز یا افشاگر نیستند و فلاشبکها نیز تمرکز را میشکنند، سکون صحنهها میتواند به رخوت تبدیل شود.
« فلاشبکها و پراکندگی روایت گذشتههای عاطفی جان و مری از خلال فلاشبکها وارد زمان حال میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم لحظاتی دارد که از تماشاگر صبر میطلبند، بیآنکه همواره پاداشی متناسب در قالب کشف تازه یا تغییر معنادار عرضه کنند. همین نابرابری میان مکث و پیشرفت دراماتیک، علت آن است که اثر برای برخی مخاطبان جذاب و برای برخی دیگر خستهکننده جلوه میکند. زیباییشناسی شهری و حالوهوای دههٔ شصت «John and Mary» امروز افزون بر داستانش، تصویری از سلیقه و فضای فرهنگی زمانهٔ خود نیز عرضه میکند.
ظاهر مرتب و شیک فیلم، لباسها و فضای شهری آن، حس مشخصی از اواخر دههٔ شصت میسازد؛ حسی که بهویژه در کنار دو بازیگر اصلی، جذابیتی مستقل پیدا میکند. این وجه دورهنگارانه گاهی حتی از خود قصه گیراتر است: تماشای شکل پوشش، دکور و رفتار شخصیتها بخشی از لذت فیلم میشود، بیآنکه لازم باشد روایت پیوسته در حال غافلگیرکردن باشد.
در عین حال، نشانههای فرهنگی و شیوهٔ حرفزدن شخصیتها گاهی چنان میکوشند معاصر و آگاه به نظر برسند که از تجربهٔ طبیعی فاصله میگیرند. فیلم در پی ثبت نسل و فضای اجتماعی خود است، اما بعضی گفتوگوها بیشتر حامل ایدهاند تا صدای منحصربهفرد دو آدم. این فاصله میان ظاهر زنده و کلام گاه ساختگی، یکی از نقاطی است که اثر را هم تماشایی و هم ناهموار میکند.
کارگردانی و بازیگری در خدمت یک ایدهٔ کوچک Peter Yates پس از آثار پرتحرکترش، اینجا به مادهای کمحادثه و درونگرا روی میآورد. اتکای فیلم به دو بازیگر و به تغییرات ظریف گفتوگو، انتخابی بلندپروازانه است: داستان باید از تفاوتهای کوچک در واکنش و از فاصلهٔ میان دو شخصیت نیرو بگیرد.
« فیلم در پی ثبت نسل و فضای اجتماعی خود است، اما بعضی گفتوگوها بیشتر حامل ایدهاند تا صدای منحصربهفرد دو آدم. »
قوتها و کاستیها
نتیجه گاه موفق است، بهخصوص هنگامی که Hoffman و Farrow سکوتهای صحنه را زنده نگه میدارند؛ گاه نیز حس یک نمایش صحنهای پیدا میکند که بیش از حد به بیان کلامی متکی است. فیلمنامهٔ John Mortimer بر ایدهٔ شناختن یکدیگر پس از یک شب مشترک بنا شده؛ ایدهای که امکان پرداختن به استقلال فردی و اضطراب رابطه را فراهم میکند.
اما ظرفیت موضوع همیشه به کنش سینمایی تبدیل نمیشود. فیلم بیش از آنکه موقعیتهایش را به مسیر دراماتیکی روشن پیوند دهد، بر پراکندگی فکر و خاطره تکیه میکند. ازاینرو، در کنار لحظههای صمیمی و هوشمندانه، بخشهایی هم دارد که گویی درجا میزنند. جمعبندی «John and Mary» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در حالوهوا، بازی دو بازیگر و ایدهٔ رابطهای مییابد که هنوز نمیداند به کجا میرود.
اثر با دقتی قابلتوجه به تردیدهای روزمرهٔ صمیمیت نگاه میکند و از گفتوگوهای ذهنی و کشش میان شخصیتها لحظههایی دوستداشتنی میسازد. همچنین ظاهر شیک و نشانههای فرهنگی زمانهاش، تماشای آن را برای علاقهمندان به سینمای اواخر دههٔ شصت جذاب میکند. بااینهمه، ریتم کند، فلاشبکهای پرتعداد و گفتوگوهایی که گاهی بیش از آنکه طبیعی باشند حامل ایده به نظر میرسند، مانع از آن میشوند که فیلم به تمامی از ظرفیتش بهره ببرد.
این اثر نه روایت عاشقانهای پرضرباهنگ است و نه مطالعهای روانشناختی که در همهٔ لحظات به عمق مورد نظر برسد. تماشایش بیش از هر چیز فرصتی است برای دیدن دو بازیگر کاریزماتیک در فیلمی خوشهیئت و نامتعارف؛ فیلمی که ایدهاش جذابتر از اجرای یکدست آن است و در خاطره بیشتر به واسطهٔ چهرهها و فضای دورهاش میماند تا بهواسطهٔ قصهای محکم.
« اما ظرفیت موضوع همیشه به کنش سینمایی تبدیل نمیشود. »
ثبت دیدگاه