نقد و بررسی
نقد بوبا (Buba) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی درباره بداقبالیِ خودخواسته «Buba» ساختهٔ Arne Feldhusen، کمدی جنایی آلمانیای است که از یک تناقض ساده اما پربار آغاز میکند: Jakob Otto، خلافکار خردهپای شهر، باور دارد هرگاه زندگی به او روی خوش نشان دهد، باید با رنجی تازه تعادل را برقرار کند. این اعتقاد، که ریشه در فقدانی قدیمی دارد، بهتدریج به نظامی شخصی برای زیستن بدل شده است؛ نظامی که برادرش Dante نیز در شکلگیری و دوام آن سهم دارد.
فیلم از همین ایده، موقعیتهایی میسازد که هم خندهآورند و هم آزارنده: شخصیت اصلی نه فقط با بداقبالی کنار میآید، بلکه گویی فعالانه آن را به زندگی خود دعوت میکند. کارما بهمثابه سازوکار شخصیت هستهٔ فیلم صرفاً ماجرای پیوستن دو برادر به مافیای محلی نیست؛ پرسش اصلی، نسبت میان باور، ترس و انتخاب است.
Jakob میکوشد جهان را با حسابوکتابی شخصی قابلپیشبینی کند: اگر خوشی به سراغش آمد، باید بهایش را با ناخوشی بپردازد. این منطق از بیرون مضحک به نظر میرسد، اما در روان او پناهگاهی در برابر تصادف و فقدان است. وقتی درد را خودت انتخاب کنی، شاید دیگر غافلگیر نشوی؛ دستکم چنین تصوری دارد.
« این منطق از بیرون مضحک به نظر میرسد، اما در روان او پناهگاهی در برابر تصادف و فقدان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این ایده را بهروشنی به حرکت درمیآورد، اما همیشه آن را به عمق نمیرساند. گاه تکرار وسواس قهرمان بهجای آنکه سویههای تازهای از شخصیتش آشکار کند، همان سازوکار را دوباره به نمایش میگذارد. در نتیجه، ایدهٔ محوری جذاب باقی میماند، ولی گاهی احساس میشود فیلم بیش از آنکه آن را بکاود، به ظرفیت کمیکش تکیه کرده است.
طنز سیاه و خشونت روزمره طنز «Buba» از برخورد دو جهان میجوشد: قواعد سرد و خشن بزهکاری، و ذهنیتی تقریباً خرافی که هر خوشی را بدهیای ناتمام میبیند. در این فضا، خشونت همیشه صرفاً تهدید نیست؛ گاهی به نقطهٔ اوج شوخی بدل میشود. همین آمیختگی، فیلم را از کمدی جنایی متعارف جدا میکند و به آن لحنی نامأنوس میدهد؛ لحنی که نه کاملاً هجوآمیز است و نه درام را جدی و واقعگرا دنبال میکند.
این انتخاب هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم مرز محدودکنندهاش. برخی موقعیتها بهسبب بیپروایی و نامنتظربودنشان خندهدارند، اما شدت یا سردی خشونت ممکن است فاصلهای میان مخاطب و ماجرا ایجاد کند. فیلم چندان در پی رامکردن این لحن نیست؛ از تماشاگر میخواهد بپذیرد که در جهان آن، خنده و بیرحمی میتوانند در یک لحظه کنار هم بنشینند.
« فیلم این ایده را بهروشنی به حرکت درمیآورد، اما همیشه آن را به عمق نمیرساند. »
شخصیتها و اجرا
اگر این قرارداد را بپذیرید، فضای اثر متمایز و سرگرمکننده میشود؛ اگر نه، شوخیها ممکن است بیشتر دفعکننده باشند تا رهاییبخش. دو برادر، دو شیوهٔ بقا رابطهٔ Jakob و Dante نیروی محرک مهمی برای داستان است. یکی با وسواسِ جبران و تنبیه خود به زندگی واکنش نشان میدهد و دیگری در مقام برادر فریبکار، نقش فعالی در سوقدادن او به مسیرهای خطرناک دارد.
تضادشان تنها زمینهٔ شوخی نیست؛ نوعی وابستگی پیچیده را نیز آشکار میکند که در آن محبت، نفوذ و بهرهکشی بهسادگی از هم جدا نمیشوند. همین رابطه به قصه بُعدی خانوادگی میدهد و مانع میشود فضای مافیایی صرفاً مجموعهای از آدمهای عجیب و خلافکار باقی بماند. Bjarne Mädel در نقش اصلی، با بازیای کمادا و کنترلشده، به Jakob حسی از درماندگیِ سرسختانه میبخشد.
او شخصیت را به کاریکاتوری یکدست تبدیل نمیکند؛ در رفتارهای عجیبش میتوان نوعی منطق درونی دید، حتی وقتی آن منطق از بیرون نامعقول است. Georg Friedrich نیز در نقش Dante با حضوری حسابشده، انرژی مکملی به فیلم میدهد. جذابیت این دو بازیگر بهویژه در لحظاتی آشکار است که بهجای تأکید بر شوخی، اجازه میدهند سکوت، نگاه یا واکنشی کوتاه خود بار کمدی را بر دوش بکشد.
« دو برادر، دو شیوهٔ بقا رابطهٔ Jakob و Dante نیروی محرک مهمی برای داستان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و ساختار روایی فیلم در حدود نودوچهار دقیقه میکوشد داستانش را فشرده نگه دارد، و این کوتاهی در بسیاری از بخشها به سود آن عمل میکند: قصه بیوقفه در جزئیات فرعی غرق نمیشود و موقعیتهای جنایی با سرعتی قابلقبول پیش میروند. بااینحال، جمعوجوربودن زمان الزاماً به معنای تندی ریتم نیست.
بعضی بخشها مکثهایی طولانی دارند و تکرار الگوی «خوشی، سپس تنبیه» از حرکت روایت میکاهد. در این لحظات، فیلم بهجای آنکه از یک موقعیت به موقعیت بعدی جهش کند، روی یک شوخی یا خصلت شخصیتی بیش از اندازه درنگ میکند. این مسئله به پیشرفت داستان نیز مربوط است. گاهی رخدادها بهجای آنکه زنجیرهای رو به جلو بسازند، شبیه اپیزودهایی پراکنده به نظر میرسند که بیش از همه برای بازآفرینی فضای خاص فیلم کنار هم آمدهاند.
بنابراین تماشاگر ممکن است از صحنهای منفرد لذت ببرد، اما در مقیاس کلی احساس کند روایت شتاب یا تحول چشمگیری ندارد. این نوسان میان فشردگی و کندی، یکی از دوگانگیهای اصلی تجربهٔ تماشای فیلم است. لحن بصری و جهان خلافکاران جهان «Buba» بیش از آنکه بر واقعگرایی اجتماعی بنا شود، با اغراق و تیپپردازی شکل میگیرد.
« بااینحال، جمعوجوربودن زمان الزاماً به معنای تندی ریتم نیست. »
قوتها و کاستیها
محیط جنایی فیلم، قلمرویی از آدمهای نامتعارف و مناسباتی خشن است که قواعدش گاه بهطرزی مضحک خشک و جدی اجرا میشوند. این تضاد، به فیلم اجازه میدهد از فضای مافیایی برای ساختن کمدی استفاده کند، بیآنکه لازم باشد هر لحظه در پی تعلیق نفسگیر باشد. بااینهمه، بسیاری از شخصیتهای پیرامونی فرصت نمییابند از چارچوب نقشهایشان فراتر بروند.
آنها به رنگ و بافت جهان داستان کمک میکنند، اما همیشه در حافظهٔ تماشاگر نمیمانند. فیلم در توصیف آشفتگیِ شخصیت اصلی و رابطهٔ برادرانهاش نیرومندتر است تا در گسترش زندگی درونی اطرافیان. از همین رو، فضای اثر بهیادماندنیتر از بخشی از شخصیتهای فرعی آن جلوه میکند. جایگاه فیلم در میان آثار جنایی کمدی «Buba» از آن دسته فیلمهایی است که هویت خود را نه از معمای جنایی یا پیچیدگی نقشهها، بلکه از منطق نامتعارف قهرمانش میگیرد.
مخاطبی که انتظار دارد هر صحنه به گرهای تازه و هر گره به جهشی بزرگ در قصه بینجامد، ممکن است اثر را کمرمق بیابد. در مقابل، تماشاگرانی که از برخورد شخصیتهای عجیب، شوخیهای تلخ و قهرمانی با جهانبینی کجومعوج لذت میبرند، احتمالاً با فضای آن همراهتر خواهند شد. فیلم برای شناخت Jakob بهعنوان شخصیتی مستقل طراحی شده، اما برای کسانی که با حضور او در مجموعهٔ «How to Sell Drugs Online (Fast)» آشنایند، وجه پیشداستانی اثر نیز اهمیت پیدا میکند.
« بااینهمه، بسیاری از شخصیتهای پیرامونی فرصت نمییابند از چارچوب نقشهایشان فراتر بروند. »
جمعبندی
این پیوند میتواند کنجکاوی ایجاد کند، هرچند فیلم برای کارکردن بهعنوان یک داستان مستقل نیز بر همان باور کارمایی و رابطهٔ دو برادر تکیه دارد. قوت آن در توضیحدادن همهچیز نیست؛ بیشتر در ساختن لحنی است که در آن فلاکت، محبت و حماقت انسانی بارها به هم گره میخورند. جمعبندی «Buba» کمدی جناییای است با ایدهای روشن و لحنی ویژه: مردی که برای مهار ترس از بدبیاری، خود را از پیش در معرض رنج قرار میدهد.
بازیهای Bjarne Mädel و Georg Friedrich، طنز سیاه و جهان خلافکارانِ نامتعارف، به فیلم هویت میبخشند؛ در سوی دیگر، کندی بعضی بخشها، تکرار شوخی مرکزی و پیشرفت محدود روایت از نیروی کلی آن میکاهد. حاصل، اثری یکدست و بینقص نیست، اما در لحظات موفقش جذابیتی خاص دارد: خندهای که کمی پس از شنیدهشدن، مزهای تلخ در دهان باقی میگذارد.
ثبت دیدگاه