نقد و بررسی
نقد پرندگان خشمگین ۲ (The Angry Birds Movie 2) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جزیرهای آشنا «The Angry Birds Movie 2» دنبالهای است که میداند تماشاگر برای چه چیزی به سراغش آمده است: شخصیتهای رنگارنگ، شوخیهای سریع و موقعیتهایی که از منطق بازیگوشانه جهان پرندگان خشمگین نیرو میگیرند. فیلم به کارگردانی Thurop Van Orman، ماجرا را پس از رویارویی پیشین پرندگان و خوکها آغاز میکند؛ دشمنان قدیمی حالا با تهدیدی تازه روبهرو شدهاند و ناچارند اختلافهایشان را کنار بگذارند.
ورود یک جزیره یخپوش و نقشهای خطرناک، زمینه را برای همکاری نامحتمل دو گروه فراهم میکند؛ بیآنکه فیلم از فضای سبک و سرگرمکنندهاش فاصله بگیرد. از همان ابتدا روشن است که اثر قصد ندارد داستانی پیچیده یا تأملی عمیق درباره دشمنی و آشتی عرضه کند. طرح داستان بیشتر چارچوبی برای گردهمآوردن شخصیتها و ردیفکردن موقعیتهای کمیک است.
این انتخاب، هم نقطه قوت فیلم است و هم محدودیت آن: روایت بهانهای مناسب برای ماجراجویی فراهم میآورد، اما بهندرت از سطحی فراتر میرود که بتواند مخاطب را با پرسش یا کشمکشی ماندگار درگیر کند. آشتی مصلحتی و مضمون همکاری هسته معنایی فیلم بر این ایده استوار است که تهدید مشترک میتواند خصومتهای دیرپا را موقتاً کنار بزند.
پرندگان و خوکها، که تا پیش از این در دو سوی یک نزاع ایستادهاند، باید تواناییها و عادتهای متفاوت خود را برای هدفی واحد به کار گیرند. مضمون آشنایی است، اما در قالبی خانوادگی و قابلفهم عرضه میشود: همکاری گاه از دل اعتماد کامل زاده نمیشود، بلکه از ضرورت آغاز میشود و در جریان عمل فرصت رشد مییابد.
« از همان ابتدا روشن است که اثر قصد ندارد داستانی پیچیده یا تأملی عمیق درباره دشمنی و آشتی عرضه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم این مضمون را بیشتر با کنش و شوخی پیش میبرد تا با پرداخت دراماتیک. اختلافها و بیاعتمادیها عمدتاً برای تولید موقعیتهای طنز به کار میروند و کمتر به کشمکشهایی بدل میشوند که شخصیتها را از درون دگرگون کنند. به همین دلیل، پیام همکاری روشن است، اما ظرافت یا تازگی چندانی ندارد.
فیلم از مخاطب نمیخواهد درباره مفهوم دشمنی عمیقاً بیندیشد؛ کافی است از تماشای کسانی لذت ببرد که ناچارند کنار هم کار کنند. رد و گروهی که قرار نیست یکدست باشند رد همچنان در مرکز توجه قرار دارد، اما جذابیت او فقط به تندیاش وابسته نیست. جایگاه تازهاش میان پرندگان، نوعی اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری به او داده است؛ بااینحال، فیلم از این تغییر برای ساختن قهرمانی کاملاً تازه استفاده نمیکند.
او همان شخصیت آشناست که باید در موقعیتی تازه تصمیم بگیرد و در کنار دیگران حرکت کند. این تداوم برای مخاطبی که قسمت پیشین را دیده دلپذیر است، هرچند مسیر شخصیتی او گاهی زیر انبوه رخدادها کمرنگ میشود. چاک و بمب نیز با ویژگیهای تثبیتشده خود در بافت داستان حضور دارند و بخش بزرگی از انرژی کمیک اثر را تأمین میکنند.
در میان شخصیتهای همراه، سه جوجه کوچک هر بار که ظاهر میشوند ضربآهنگی تازه به فیلم میدهند؛ حضورشان کوتاه است، اما اغلب با شوخیهایی موجز و تصویری همراه میشود. فیلم در استفاده از چنین شخصیتهایی موفق است، زیرا میداند لازم نیست همه لحظهها به گفتوگوهای طولانی وابسته باشند؛ گاهی یک حرکت یا واکنش درست، از چند جمله خندهدارتر است.
« بااینحال، فیلم این مضمون را بیشتر با کنش و شوخی پیش میبرد تا با پرداخت دراماتیک. »
شخصیتها و اجرا
طنزی که گاه به هدف میرسد بهترین لحظههای کمدی فیلم زمانی شکل میگیرند که شوخی از دل رفتار شخصیتها یا خود موقعیت بیرون میآید. تضاد میان جدیت یک مأموریت و بینظمی گروه، یا برخورد دو شخصیت با برداشتهای متفاوت از مسئلهای واحد، میتواند خندهای طبیعی ایجاد کند. فیلم در این صحنهها ریتم خوبی دارد و با تکیه بر واکنشهای چهرهای، حرکت و اغراق کارتونی، از ظرفیت پویای انیمیشن بهره میبرد.
برای تماشاگر کمسنتر، همین انرژی و وضوح تصویری بهتنهایی سرگرمکننده است؛ بزرگسالان نیز ممکن است در چند موقعیت از شوخیهای دقیقتر لذت ببرند. اما کیفیت شوخیها یکدست نیست. برخی gagها از فرمولهای آشنای کمدی کودکانه پیروی میکنند و پیش از آنکه غافلگیرکننده شوند، پایانشان قابل حدس است.
گاهی فیلم چنان بر تأکید و تکرار یک شوخی پافشاری میکند که اثر اولیهاش از میان میرود. شوخیهای دستشویی نیز سهمی بیش از اندازه در فضای طنز دارند؛ تکرارشان نهتنها دامنه کمدی را محدود میکند، بلکه به لحظههایی میانجامد که بیشتر به پرکردن زمان میمانند تا افزودن چیزی به شخصیت یا داستان.
این همان فاصله میان طنز پرانرژی و طنز زورکی است که تجربه مخاطبان را دوپاره میکند. رنگ، حرکت و جهان بصری از نظر بصری، فیلم به سرزندگی و رنگآمیزی تکیه دارد. تقابل جزیرههای گرم و آشنای پرندگان و خوکها با محیط یخپوش، تنوعی دیداری فراهم میآورد و به طراحی صحنهها امکان میدهد مرتب شکل و حالوهوایش را تغییر دهد.
« گاهی فیلم چنان بر تأکید و تکرار یک شوخی پافشاری میکند که اثر اولیهاش از میان میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رنگهای اشباعشده و شخصیتهایی با سیلوئتهای مشخص کمک میکنند حتی در صحنههای شلوغ، جهان فیلم خوانا و فوری باشد. این ظاهر پرتحرک با منشأ بازیمحور مجموعه نیز هماهنگ است و برای تماشاگر کمسن جذابیت آشکاری دارد. در عین حال، فراوانی حرکت همیشه به معنای وضوح یا تأثیرگذاری نیست. فیلم گاه صحنهها را با جزئیات و کنشهای همزمان پر میکند؛ در چنین لحظاتی چشم فرصت مکث نمییابد و شوخیها ممکن است پیش از آنکه جا بیفتند، با رخدادی تازه جایگزین شوند.
این شلوغی در بعضی بخشها انرژیبخش است، اما در بخشهای دیگر به آشفتگی نزدیک میشود. رنگولعاب فراوان، امتیاز بصری مهمی است، ولی بهتنهایی نمیتواند جایگزین ترکیببندی سنجیده و ضربآهنگ متعادل شود. موسیقی و مسئله ضربآهنگ موسیقی و ترانهها قرار است هیجان و جنبوجوش فیلم را بیشتر کنند، اما پیوندشان با روایت همیشه طبیعی نیست.
در برخی لحظات، آهنگگذاری به صحنه حالوهوایی تازه میدهد و بر وجه بازیگوشانه اثر میافزاید؛ در لحظات دیگر، ورود ناگهانی ترانه مانند وقفهای میان دو کنش به نظر میرسد. وقتی این گسست با برشهای سریع و شوخیهای پیاپی همراه میشود، ریتم فیلم اندکی از دست میرود. این مسئله بیش از آنکه به خود موسیقی مربوط باشد، به نحوه جایگیری آن در ساختار صحنهها بازمیگردد.
فیلم بهطور کلی سرعت بالایی دارد و بندرت اجازه میدهد موقعیتی بهآرامی شکل بگیرد یا پیامدش در ذهن تماشاگر بنشیند. نتیجه، تجربهای پرتحرک اما نابرابر است: بخشهایی روان و خندهآور پیش میروند و بخشهایی دیگر چنان شتاب دارند که انگار فیلم از ترس سکوت، پیوسته محرک تازهای عرضه میکند.
« این ظاهر پرتحرک با منشأ بازیمحور مجموعه نیز هماهنگ است و برای تماشاگر کمسن جذابیت آشکاری دارد. »
قوتها و کاستیها
سرگرمی خانوادگی با محدودیتهای روشن «The Angry Birds Movie 2» دنبالهای بیادعاست که در بهترین لحظههایش سرگرمکننده و در ضعیفترین لحظههایش تکراری و شلوغ میشود. داستان سادهاش برای پیشبرد ماجرا کفایت میکند، اما شخصیتپردازی و مضمون همکاری را به اندازهای نمیپرورد که اثری عاطفی یا فکری ماندگار بسازد.
شوخیهای موفق، گروه پرجنبوجوش شخصیتها و طراحی رنگارنگ جهان فیلم، در برابر شوخیهای کلیشهای، تکرار طنز دستشویی و ورود گاهوبیگاه موسیقیِ برهمزننده ریتم قرار میگیرند. جمعبندی این فیلم برای مخاطبی که از انیمیشنی خانوادگی، پرتحرک و سرشار از موقعیتهای کمیک انتظار دارد، انتخابی قابلقبول است؛ بهویژه اگر با جهان پرندگان خشمگین آشنا باشد و به طنز اغراقآمیز علاقه نشان دهد.
بااینحال، نباید از آن قصهای پیچیده، ظرافتی پیوسته یا کمدیای یکسره موفق انتظار داشت. اثر در لحظههایی واقعاً خندهدار و سرحال است، اما گاه با اصرار بر شلوغی و شوخیهای کممایه، خودش را تضعیف میکند. حاصل، سرگرمیای رنگین و مناسب تماشای خانوادگی است که خاطرهاش بیش از آنکه از داستان یا تحول شخصیتها بماند، از چند شوخی موفق و انرژی بصریاش شکل میگیرد.
« بااینحال، نباید از آن قصهای پیچیده، ظرافتی پیوسته یا کمدیای یکسره موفق انتظار داشت. »
ثبت دیدگاه