نقد و بررسی
نقد گنج (The Treasure) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: گنجی در دل روزمرگی فیلم «The Treasure» ساختهٔ کورنلیو پورومبویو، از آن آثاری است که عنوانش وعدهٔ ماجرایی پرشتاب و پرحادثه میدهد، اما خیلی زود روشن میکند که گنجیابی در اینجا بیش از آنکه بهانهای برای هیجان باشد، مجالی برای تماشای رفتار آدمهاست. کوستی، مردی خانوادهدوست و کارمند، با پیشنهاد همسایهٔ تنگدستش، آدریان، روبهرو میشود: در جستوجوی گنجی مدفون در زمین خانهای روستایی شریک شود و سهمی از یافتهها ببرد.
این طرح ساده، بهجای آنکه راهی مستقیم به سوی ماجراجویی باز کند، رشتهای از تردید، چانهزنی، انتظار و دشواریهای کوچک اداری و انسانی را پیش میکشد. فیلم از همین فاصله میان تصورِ گنج و واقعیتِ جستوجو نیرو میگیرد. وعدهٔ ثروت، آدمها را از زندگی عادیشان بیرون میکشد؛ اما بیرون از آن زندگی نیز خبری از قهرمانان مصمم و اتفاقهای خارقالعاده نیست.
آنچه پیش روست، انسانهایی معمولیاند که برای رسیدن به خواستهای مبهم، ناچارند با پول، زمان، اعتماد و محدودیتهای خود کنار بیایند. روایت: تعلیق از جنس انتظار ساختار داستانی فیلم عامدانه ساده و کمحادثه است. جستوجوی گنج، محور روایی را فراهم میکند، اما فیلم از الگوی رایج ماجراجویی پیروی نمیکند: نه مانعها یکی پس از دیگری با ضرباهنگی تند برطرف میشوند و نه هر نشانه، دری به سوی کشفی تازه میگشاید.
« فیلم از همین فاصله میان تصورِ گنج و واقعیتِ جستوجو نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عوض، پیشرفت ماجرا اغلب به کندی صورت میگیرد و بخش مهمی از کشش فیلم از فاصله میان امید شخصیتها و آنچه عملاً رخ میدهد پدید میآید. این انتخاب ممکن است برای تماشاگرِ منتظر حادثه، ناامیدکننده باشد؛ بااینحال، کندی روایت صرفاً کمبود رخداد نیست. پورومبویو از زمان استفاده میکند تا کارهای عادی را به موقعیتهایی معنادار بدل کند: تصمیمگرفتن، گرفتن مرخصی، فراهمکردن وسیلهٔ جستوجو یا توافق بر سر سهمها.
در چنین جهانی، مانعها لزوماً بزرگ و دراماتیک نیستند؛ گاه مجموعهای از گرفتاریهای کوچکاند که میل آدمی را میآزمایند و نشان میدهند چقدر از رؤیاپردازی ما به شرایط روزمره وابسته است. شخصیتپردازی و بازیها کوستی و آدریان دو سوی متفاوت یک معاملهاند، اما فیلم هیچیک را به تیپهای سادهٔ «مرد شریف» یا «فرصتطلب» تقلیل نمیدهد.
کوستی در ظاهر زندگی باثباتتری دارد و تصمیمش برای همراهی با همسایه از آمیزهای از کنجکاوی، ملاحظه و میل به تصورکردن آیندهای بهتر شکل میگیرد. آدریان، در سوی دیگر، با نیاز مالی و امیدی که ریشه در روایت خانوادگی دارد، وارد ماجرا میشود؛ اما فقر او شخصیتش را به یک علت واحد فرو نمیکاهد.
« این انتخاب ممکن است برای تماشاگرِ منتظر حادثه، ناامیدکننده باشد؛ بااینحال، کندی روایت صرفاً کمبود رخداد نیست. »
شخصیتها و اجرا
بازی تاما کوزین و آدریان پورکارسکو در خدمت همین واقعگرایی است. اجراها کماغراقاند و از تأکیدهای نمایشی پرهیز میکنند؛ شخصیتها بیشتر با مکث، طرز بیان و واکنشهای کوچک شناخته میشوند تا با اعترافهای طولانی یا انفجارهای عاطفی. این خویشتنداری گاه ممکن است فاصلهای عاطفی میان تماشاگر و آدمها ایجاد کند، اما با جهان فیلم سازگار است: آدمهایی که احساسات و خواستههایشان را به شکلی روزمره و نه قهرمانانه بروز میدهند.
طنز خشک و ابزورد طنز فیلم از جنس شوخیهای آشکار و ضربههای کلامی پیدرپی نیست. سرچشمهٔ خنده بیشتر در جدیت نامتناسب موقعیتها، گفتوگوهای ظاهراً معمولی و دشواریهایی است که در برابر هدفی بزرگ، خُرد و مضحک به نظر میرسند. گنج، شیئی افسانهای و سرشار از امکان است؛ اما جستوجوی آن در جهانی اتفاق میافتد که از کارهای اداری، توافقهای مالی و سوءتفاهمهای کوچک ساخته شده است.
همین برخورد میان خیال و نظم خستهکنندهٔ زندگی، لحن ابزورد اثر را پدید میآورد. پورومبویو به جای آنکه طنز را توضیح دهد یا بر آن تأکید کند، اجازه میدهد موقعیت بهآرامی شکل بگیرد. نتیجه، خندهای کمفروغ و گاه نامطمئن است؛ تماشاگر ممکن است ابتدا فقط خشکی صحنه را ببیند و لحظهای بعد متوجه تناقض نهفته در آن شود.
« بازی تاما کوزین و آدریان پورکارسکو در خدمت همین واقعگرایی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه برای مخاطبی که به طنز پرتحرک یا شوخیهای آشکار خو گرفته، احتمالاً چندان جذاب نخواهد بود. اما برای کسانی که از مشاهدهٔ دقیق رفتارهای روزمره لذت میبرند، سکوتها و مکثهای فیلم بخشی از سازوکار طنز آن هستند. میزانسن و ریتم بصری قابهای طولانی و دوربین کمتحرک، از ویژگیهای اصلی زبان بصری فیلماند.
دوربین معمولاً در موضعی قرار میگیرد که فضا و بدنها را با فاصلهای سنجیده ثبت کند؛ گویی نه میخواهد احساسات را به تماشاگر تحمیل کند و نه با حرکتهای پرزرقوبرق، اهمیت لحظهای را بزرگتر از اندازهٔ واقعیاش نشان دهد. این شیوه، بهخصوص در صحنههای جستوجو، حس زمانِ سپریشده و دشواری کار را ملموس میکند.
اما این دقت فرمی، بیهزینه نیست. ریتم آرام فیلم میتواند در بخشهایی فرساینده شود و تکرارِ حرکتها یا طولانیشدن مکثها برای برخی مخاطبان به سکون نزدیک شود. آنچه برای یک تماشاگر کیفیتی مراقبهوار دارد، برای دیگری ممکن است نشانهٔ کمبود انرژی روایی باشد. این دوگانگی را نمیتوان با توصیهای کلی حل کرد: تجربهٔ فیلم تا اندازهٔ زیادی به میزان همراهی مخاطب با ریتم و سکوت آن بستگی دارد.
« این شیوه برای مخاطبی که به طنز پرتحرک یا شوخیهای آشکار خو گرفته، احتمالاً چندان جذاب نخواهد بود. »
قوتها و کاستیها
لایهٔ اجتماعی: امید، پول و گذشته جستوجوی گنج، در سطحی فراتر از ماجرای شخصی دو همسایه نیز معنا مییابد. ثروتی که گفته میشود زیر خاک پنهان است، هم وعدهٔ رهایی از تنگنای مالی است و هم خاطرهای خانوادگی که از گذشته به اکنون رسیده است. فیلم از این تقابل برای طرح پرسشهایی دربارهٔ رابطهٔ آدمها با پول و امید استفاده میکند: چه اندازه از رؤیاهای ما بر پایهٔ واقعیت استوار است و چه اندازه از نیاز به باورکردن چیزی بهتر سرچشمه میگیرد؟
بااینحال، فیلم مضمون اجتماعی خود را به سخنرانی تبدیل نمیکند. نشانهها در لابهلای رفتارها و مناسبات روزانه پدیدار میشوند؛ در احتیاط شخصیتها، دشواری توافق، و این واقعیت که یک فرصت بالقوه میتواند رابطهٔ دو همسایه را تغییر دهد. این خویشتنداری از نقاط قوت اثر است، هرچند ممکن است بعضی مخاطبان انتظار پرداختی صریحتر و پررنگتر از زمینهٔ اجتماعی داستان داشته باشند.
نقطهقوتها و محدودیتها مهمترین امتیاز «The Treasure» تبدیل یک ایدهٔ ساده به موقعیتی است که ظرفیت طنز و تأمل همزمان دارد. بازیهای طبیعی، قاببندیهای سنجیده و لحن خشک، فضایی یکدست میسازند و فیلم را از تبدیلشدن به ماجرایی متعارف دربارهٔ یافتن ثروت دور میکنند. اثر به جای آنکه تنها دربارهٔ گنج باشد، دربارهٔ آدمهایی است که در انتظار آن میمانند، دربارهٔ توافقهایی که میانشان شکل میگیرد و دربارهٔ دشواری حفظ تعادل میان امید و واقعبینی.
« لایهٔ اجتماعی: امید، پول و گذشته جستوجوی گنج، در سطحی فراتر از ماجرای شخصی دو همسایه نیز معنا مییابد. »
جمعبندی
در مقابل، همین انتخابهای فرمی میتوانند به محدودیت بدل شوند. قصه حادثههای اندکی دارد و ریتم کند آن، بهویژه در صحنههای طولانی، ممکن است حوصلهٔ تماشاگر را بیازماید. طنز نیز کمصدا و خشک است و همیشه به نتیجهای فوری نمیرسد. بنابراین، فیلم برای کسی که به دنبال ماجراجویی پرکشش، کشمکشهای پیدرپی یا هیجانِ مبتنی بر تعقیب و خطر است، انتخاب مناسبی نیست؛ اما برای مخاطبی که از سینمای مشاهدهگر و موقعیتهای ظریف لذت میبرد، همین کمتحرکی میتواند بخشی از جذابیت باشد.
جمعبندی «The Treasure» اثری است که وعدهٔ گنج را بهانه میکند تا روزمرگی را زیر ذرهبین ببرد. کورنلیو پورومبویو با اتکا به روایت ساده، بازیهای کماغراق، قابهای طولانی و طنزی خشک، جهانی میسازد که در آن رؤیاهای بزرگ با گرفتاریهای کوچک برخورد میکنند. فیلم در مسیر خود شتاب نمیگیرد و از تماشاگر میخواهد به مکثها، گفتوگوهای عادی و انتظارهای ظاهراً بیثمر توجه کند.
اگر ریتم آرام و کمحادثهٔ آن با سلیقهٔ تماشاگر سازگار باشد، فیلم میتواند تجربهای ظریف و تأملبرانگیز باشد؛ اگر نه، احتمالاً همان کیفیتهایی که برای گروهی از مخاطبان دلنشیناند، برای گروهی دیگر به کندی و یکنواختی بدل خواهند شد. در هر صورت، ارزش اثر در هیجانِ کشف نیست، بلکه در تماشای انسانهایی است که به امید یافتن چیزی پنهان، ناچار میشوند با آنچه در زندگی آشکار و روزمرهٔ خود دارند روبهرو شوند.
« در مقابل، همین انتخابهای فرمی میتوانند به محدودیت بدل شوند. »
ثبت دیدگاه