نقد و بررسی
نقد شیطان را بران (Beat the Devil) | 1953
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: ماجرایی که از جدیت میگریزد «Beat the Devil» ساختهٔ جان هیوستون، ماجرایی جنایی است که گویی از همان ابتدا میلی به پیروی از قواعد ژانر ندارد. گروهی کلاهبردار در بندری ایتالیایی چشم به زمینی در آفریقا دوختهاند که شایعه شده ذخایر اورانیوم دارد؛ در همان حال، مسافرانی دیگر با انگیزههایی نهچندان روشن وارد مدار نقشههایشان میشوند.
اما فیلم نه در پی ساختن تعلیقی پیوسته است و نه وعدهٔ یک ماجراجویی قهرمانانه میدهد. نیروی اصلیاش از برخورد آدمهایی میآید که دروغ میگویند، نقش بازی میکنند و حتی گاهی خودشان هم نمیدانند کدام روایت از زندگیشان را باید باور کرد. این فیلم را باید بیش از آنکه یک داستان پرپیچوخم دانست، نوعی کمدیِ شخصیتمحور و هجوآمیز دید؛ اثری که از انتظار تماشاگر برای یک فیلم جنایی متعارف آگاه است و با بازیگوشی، همان انتظار را دست میاندازد.
«Beat the Devil» در ظاهر دربارهٔ طمع و ثروت است، اما در باطن بیش از هر چیز به آدمهایی علاقه دارد که آرزوهای بزرگشان را با تدبیرهای کوچک و دروغهای روزمره پیش میبرند. هجوِ جهان تبهکاران جان هیوستون که با آثار جدی و پرتنشی چون «شاهین مالت» شناخته میشد، در اینجا سراغ نسخهای کجومعوج و شوخطبع از فضای تبهکاری میرود.
شخصیتها بهجای آنکه زیر فشار نقشههایشان به چهرههایی سرد و حسابگر بدل شوند، بیشتر شبیه گروهی بازیگرند که هرکدام سرگرم اجرای نمایشی برای دیگران است. آنان مدام به یکدیگر مشکوکاند، اما این سوءظنها نه لزوماً به کشف حقیقت، بلکه به زنجیرهای از تفسیرهای نادرست و خودفریبی میانجامد.
« اما فیلم نه در پی ساختن تعلیقی پیوسته است و نه وعدهٔ یک ماجراجویی قهرمانانه میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هجو فیلم تنها متوجه خلافکاران نیست. جهان آبرومند و محترم نیز در نگاه آن چندان قابلاعتماد نمیماند. شخصیتهای انگلیسیِ ظاهراً موقر، درست بهاندازهٔ کلاهبرداران راز و تناقض دارند؛ تفاوتشان بیشتر در شیوهٔ آراستن دروغهاست. فیلم با این تقابل، مرز میان «آدم محترم» و «آدم فریبکار» را لغزان میکند و نشان میدهد که گاهی ادب و آداب، پوششی آراسته برای همان بازی قدرت و منفعتاند.
فیلمنامه و لذتِ گفتوگو یکی از بزرگترین امتیازهای فیلم، گفتوگوهایی است که از مسیر طبیعی مکالمه منحرف میشوند و به قلمرو شوخیهای نامنتظر، بازی با واژهها و تأملهای مضحک پا میگذارند. فیلمنامهٔ جان هیوستون و ترومن کاپوتی بهجای آنکه اطلاعات داستان را با نظمی بینقص عرضه کند، به شخصیتها مجال میدهد با حرفزدن، خود را افشا کنند یا پنهانتر سازند.
جملهها گاه چنان مطمئن و جدی ادا میشوند که پوچیِ نهفته در آنها خندهآورتر به چشم میآید. این طنز، از جنس لطیفههای سرراست و پیدرپی نیست. بیشتر از فاصلهٔ میان ادعای شخصیتها و واقعیت رفتاریشان پدید میآید؛ از اعتمادبهنفس کسی که آشکارا چیزی را سرهم میکند، یا از واکنشی خشک به موقعیتی مضحک.
فیلم از تماشاگر میخواهد به لحنها و مکثها گوش بسپارد، نه آنکه فقط منتظر حادثهٔ بعدی بماند. همین ویژگی برای کسانی که از کمدی گفتوگومحور لذت میبرند جذاب است، اما ممکن است برای مخاطبی که خواهان پیشروی سریع پیرنگ است، کند و پراکنده جلوه کند. بازیگران و شیمی گروهی هامفری بوگارت در نقش بیلی دانروتر، تصویری آشنا از مردی خونسرد و زیرک ارائه میدهد، اما این بار آن خونسردی بیش از آنکه نشانهٔ تسلط باشد، بخشی از یک نمایش دائمی است.
« جهان آبرومند و محترم نیز در نگاه آن چندان قابلاعتماد نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
او در میان آدمهایی قرار گرفته که هرکدام مشغول سنجیدن دیگریاند؛ بنابراین نگاههای سنجیده و پاسخهای کوتاهش حالوهوایی دوپهلو پیدا میکند. بوگارت جذابیت ستارهوار خود را حفظ میکند، ولی فیلم اجازه نمیدهد حضورش همهچیز را به سوی قهرمانمحوری بکشاند. در کنار او، جنیفر جونز با نقش گووندولن شخصیتی پرتحرک و تغییرپذیر میسازد؛ زنی که حقیقت را نه همچون اصلی ثابت، بلکه همچون مادهای قابلدستکاری به کار میگیرد.
جینا لولوبریجیدا نیز در نقش ماریا حضوری چشمگیر دارد و با بازیاش بر فضای اغواگرانه و نامطمئن روابط میافزاید. رابرت مورلی و پیتر لوره، هر یک با ریتم و لحن ویژهٔ خود، گروه کلاهبرداران را از یک جمع کارکردی به مجموعهای از شخصیتهای بهیادماندنی بدل میکنند. جذابیت فیلم تا حد زیادی از همین هماهنگی میآید: بازیگران گویی از جدیگرفتن بیش از حد موقعیتها پرهیز میکنند، بیآنکه کاملاً از جهان داستان بیرون بزنند.
عشق، دروغ و هویتهای ناپایدار روابط عاطفی فیلم نیز با همان منطق بیثباتی پیش میروند. دلبستگیها بهسادگی از سوءظن، کنجکاوی یا میل به کشف راز دیگران جداشدنی نیستند. شخصیتها همیشه روشن نمیکنند که رفتارشان از علاقه سرچشمه میگیرد یا از محاسبه؛ و همین ابهام، بخشی از طنز و بخشی از بیقراری روایت است.
در این جهان، حتی صمیمیت هم ممکن است شکل دیگری از پرسوجو یا معامله باشد. بااینحال، این بخش از فیلم همیشه به یک اندازه موفق نیست. بعضی لحظههای عاشقانه بیش از آنکه از رابطهای باورپذیر برآیند، بهانهای برای جابهجایی سوءظنها به نظر میرسند. گاه لحن بازیگوشانهٔ فیلم با حسوحال عاطفی صحنهها همخوان نمیشود و نتیجه حالتی نامأنوس یا کمرمق پیدا میکند.
« بوگارت جذابیت ستارهوار خود را حفظ میکند، ولی فیلم اجازه نمیدهد حضورش همهچیز را به سوی قهرمانمحوری بکشاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نوسان، از یکسو به شخصیتهای متظاهر و متغیر فیلم میخورد، اما از سوی دیگر مانع میشود که روابط عاشقانه به مرکز احساسیِ محکمی برای داستان تبدیل شوند. ریتم، ساختار و آشفتگی روایت نقطهضعف اصلی «Beat the Devil» در ساختار روایی آن است. داستان گاهی چنان آزادانه از یک وضعیت به وضعیت دیگر میپرد که رشتهٔ پیوند میان صحنهها سست میشود.
هدف شخصیتها روشن به نظر میرسد، اما مسیر رسیدن به آن هدف مدام زیر سایهٔ گفتوگوها، حاشیهها و سوءتفاهمها قرار میگیرد. این آشفتگی را میتوان بخشی از ماهیت هجوآمیز فیلم دانست: نقشههای بزرگِ آدمهایی بینظم، طبیعتاً به روایتی منظم و حسابشده نمیانجامد. بااینهمه، این توجیه همهٔ کندیها را برطرف نمیکند.
بهویژه در میانهٔ فیلم، انتظار برای تغییر وضعیت یا رخدادی تعیینکننده طولانی میشود. شخصیتها حرف میزنند، یکدیگر را میآزمایند و به نیتهای هم بدگمان میشوند، اما حرکت داستانی گاه درجا میزند. برای تماشاگرانی که از فیلمهای کلاسیک انتظار تعلیق و پیشروی روشن دارند، این بخش میتواند خستهکننده باشد.
در مقابل، اگر جذابیت اصلی را نه در رسیدن به مقصد، بلکه در معاشرت با این جمع عجیب بدانیم، همان مکثها فرصت تماشای رفتارها و لحنهای بازیگران را فراهم میکنند. فضا و حالوهوای ماجراجویانه بندر ایتالیایی و انتظار برای سفر به آفریقا، زمینهای مناسب برای فیلم میسازند: جایی میان مبدأ و مقصد، که شخصیتها نه کاملاً در خانهاند و نه هنوز به ماجراجویی وعدهدادهشده رسیدهاند.
« ریتم، ساختار و آشفتگی روایت نقطهضعف اصلی «Beat the Devil» در ساختار روایی آن است. »
قوتها و کاستیها
این تعلیق مکانی با تعلیق اخلاقی و شخصیتی فیلم همخوان است. همه در حال حرکتاند، اما هیچکس واقعاً مطمئن نیست به کجا میرود یا از دیگران چه میخواهد. فضای فیلم از همین بلاتکلیفی نیرویی کمیک میگیرد. وعدهٔ ثروت عظیم در دوردست، در کنار جزئیات روزمره و گرفتاریهای کوچک، تضادی دلنشین میسازد.
«Beat the Devil» بهجای آنکه ماجراجویی را به منظرهای باشکوه و قهرمانانه تبدیل کند، آن را با بینظمی، انتظار و بداقبالی میآمیزد. حاصل، اثری است که بیش از هیجانِ مقصد، از مسیر پرپیچوخمِ آدمهایش لذت میبرد. جمعبندی «Beat the Devil» فیلمی است که موفقیتش به میزان همراهی تماشاگر با لحن نامتعارف آن بستگی دارد.
اگر انتظار داستانی منسجم، تعلیقی پیوسته و روابطی عاطفی با فرجام روشن داشته باشیم، پراکندگی روایت و کشآمدن بخشهایی از فیلم احتمالاً آزاردهنده خواهد بود. اما اگر به هجویههای جنایی، شخصیتهای خودفریب و گفتوگوهایی که شوخی را در دل جدیت پنهان میکنند علاقهمند باشیم، فیلم تجربهای متفاوت و سرزنده عرضه میکند.
« این تعلیق مکانی با تعلیق اخلاقی و شخصیتی فیلم همخوان است. »
ثبت دیدگاه