نقد و بررسی
نقد خودتان را نجات دهید (Save Yourselves!) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان فرار از صفحهنمایش و هجوم موجودات پشمالو «Save Yourselves!» فیلمی علمیتخیلی و کمدی از Alex Huston Fischer و Eleanor Wilson است که با موقعیتی ساده اما خوشظرفیت آغاز میشود: زوجی جوان از بروکلین تصمیم میگیرند برای مدتی تلفنهای همراهشان را کنار بگذارند و در کلبهای دورافتاده، رابطهشان را از نو به یاد آورند.
درست در همان هنگام که آن دو از خبرهای جهان فاصله میگیرند، جهان به شکلی نامعمول و پشمالو به سراغشان میآید. این تضاد، موتور اصلی شوخی و تعلیق فیلم است. آدمهایی که برای فرار از حواسپرتی دیجیتال به دل طبیعت پناه بردهاند، ناگهان درمییابند که بیخبری از جهان بیرون همیشه آرامشبخش نیست.
«نجات خودتان!» از همین شکاف میان میل به قطع ارتباط و نیاز واقعی به خبر و ابزارهای ارتباطی، کمدیای سبک و گاه نیشدار میسازد. فیلم نه قصد دارد فاجعهای عظیم را با لحن حماسی بازنمایی کند و نه خود را در قامت یک اثر ترسناک جدی جا میزند؛ جذابیتش در برخورد روزمرگیِ یک زوج شهری با وضعیتی نامتعارف است.
زوجی که از دل دستپاچگی جان میگیرند هسته عاطفی و کمدی فیلم، رابطه سو و جک است. این دو نه قهرمانانی آماده برای آخرالزماناند و نه شخصیتهایی که از همان ابتدا مدام به جان هم بیفتند. آنها آدمهایی معمولیاند که در گفتوگوهای کوچک، عادتها و اختلافهای آشنای یک زندگی مشترک را آشکار میکنند.
« درست در همان هنگام که آن دو از خبرهای جهان فاصله میگیرند، جهان به شکلی نامعمول و پشمالو به سراغشان میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخیهایشان بیشتر از آنکه بر پایه لطیفههای جداگانه بنا شده باشد، از ناهماهنگی و صمیمیت میانشان میآید: از اینکه چطور یک تصمیم بهظاهر ساده را میگیرند، چطور درباره خطر حرف میزنند و چطور در عمل معلوم میشود هیچکدام آنقدر که تصور میکردند برای شرایط سخت آماده نیستند. Sunita Mani و John Reynolds این رابطه را با بازیهایی زنده و بیتکلف پیش میبرند.
شیمی آنها سبب میشود مکثها و کلکلهای کوچک هم کارکرد دراماتیک پیدا کنند. فیلم بهجای آنکه رابطه را با توضیحهای طولانی تعریف کند، اجازه میدهد از لابهلای واکنشها و گفتوگوها شکل بگیرد. همین ویژگی، تماشای بخشهای آرامتر را دلپذیر میکند و به موقعیتهای خطرناک نیز رنگی انسانی میدهد.
حتی وقتی شخصیتها ناتوان و گیج به نظر میرسند، حضورشان بهواسطه همین پیوند باورپذیر و دوستداشتنی باقی میماند. کمدی بقا با هیولایی که بیشتر بامزه است تا باشکوه موجودات بیگانه فیلم، از آن طراحیهایی نیستند که با عظمت بصری یا هیبت متعارف سینمای علمیتخیلی به یاد بمانند. ظاهر پشمالو و تقریباً خانگی آنها، از همان ابتدا لحن اثر را روشن میکند: خطر واقعی است، اما تماشاگر قرار نیست از فیلم انتظار وحشتی تمامعیار داشته باشد.
همین انتخاب، زمینه مناسبی برای کمدی میسازد. تهدیدی که باید جدی گرفته شود، در عین حال آنقدر غریب و مضحک است که واکنشهای آشفته زوج را خندهدارتر میکند. بااینحال، ایده موجودات بهتنهایی برای پیشبرد یک فیلم کامل کافی نیست. «نجات خودتان!» از شوخی موقعیت، مکثهای نابهنگام و واکنشهای روزمره شخصیتها بهره میگیرد؛ برای نمونه، شکاف میان نگرانیِ بقا و دلمشغولیهای معمول زندگی، بار طنز بسیاری از صحنهها را به دوش میکشد.
« Sunita Mani و John Reynolds این رابطه را با بازیهایی زنده و بیتکلف پیش میبرند. »
شخصیتها و اجرا
این کمدی از جنس قهرمانبازی و پیروزیهای پرطمطراق نیست. بیشتر با این پرسش بازی میکند که اگر آدمی عادی ناگهان با تهدیدی بزرگ روبهرو شود، واقعاً چهقدر میتواند مفید، شجاع یا منظم باشد. فناوری؛ پناهگاه، مزاحم یا وسیلهای ضروری؟ نخستین ایده فیلم، کنارگذاشتن تلفن همراه است، اما این تصمیم صرفاً مقدمهای برای شوخی با عادتهای نسلی نیست.
فیلم از دل همین انتخاب پرسشی روشن بیرون میکشد: فناوری چه زمانی ما را از جهان واقعی دور میکند و چه زمانی برای فهمیدن و رویارویی با آن ضروری میشود؟ سو و جک به امید آنکه از فشار زندگی آنلاین فاصله بگیرند، ارتباطشان را با دنیای بیرون محدود میکنند؛ اما در وضعیتی بحرانی، همین انقطاع میتواند پیامدهایی جدی داشته باشد.
نکته جالب آن است که اثر پاسخ سادهای به این پرسش نمیدهد. تلفن همراه نه صرفاً دشمن صمیمیت است و نه ابزار نجاتی بیعیبونقص. مسئله، به چگونگی استفاده و زمان استفاده مربوط میشود: آیا فرد میتواند آگاهانه از صفحهنمایش فاصله بگیرد، بیآنکه ارزش دسترسی و ارتباط را انکار کند؟ این مضمون برای تماشاگر امروز آشناست و بخشی از جذابیت فیلم از همین نزدیکی میآید.
بااینحال، مضمون گاهی بیشتر از آنکه به یک مسیر فکری کامل تبدیل شود، در حد ایدهای جذاب باقی میماند و فیلم فرصت چندانی برای تعمیق آن پیدا نمیکند. ریتمی که دیر راه میافتد و زود متوقف میشود شروع فیلم آهسته است؛ بخش نخست زمان زیادی را صرف معرفی زوج، عادتهایشان و تصمیم رفتن به کلبه میکند.
« این کمدی از جنس قهرمانبازی و پیروزیهای پرطمطراق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مکث تا اندازهای قابل دفاع است، زیرا قرار است تماشاگر نخست با کیفیت رابطه سو و جک آشنا شود و بعد فاصله میان زندگی عادی و وضعیت اضطراری را حس کند. اما این مقدمه در بعضی لحظات بیش از حد کش میآید و پیش از آنکه کشش داستانی پدید آید، فیلم از بیننده میخواهد با شخصیتها همراه شود.
پس از ورود بحران، موقعیتهای بامزه و پرتنش از راه میرسند، اما رشد داستانی به همان اندازه پرشتاب نیست. فیلم بارها به منبع اصلی شوخیاش بازمیگردد: این دو نفر برای بقا آماده نیستند و در برابر هر مانع، دستپاچه میشوند. تکرار این سازوکار در ابتدا خندهآور است، اما وقتی به دگرگونی تازهای در شخصیتها یا موقعیت منجر نشود، اثر بخشی از نیروی خود را از دست میدهد.
حاصل، فیلمی است که لحظات خوشایند و چند صحنه واقعاً خندهدار دارد، ولی میان آنها احساس توقف و کمپیشرفتن داستان نیز شکل میگیرد. پایانبندی و وعدهای که کامل ادا نمیشود بدون ورود به جزئیات پایانی، میتوان گفت پایان فیلم تصمیم میگیرد از الگوی متعارف جمعبندی فاصله بگیرد. این انتخاب در اصل با روحیه نامتعارف اثر سازگار است: فیلمی که از ابتدا بر بیاطلاعی، بداههکاری و ناتوانی آدمهای معمولی در برابر امر ناشناخته بنا شده، لزوماً قرار نیست همهچیز را با نظمی کلاسیک توضیح دهد.
پایان همچنین امکان تأملی کوتاه درباره گستره بحران و محدودیت نگاه شخصیتها ایجاد میکند. اما جسارت در بازگذاشتن پایان، همیشه به معنای موفقیت نیست. مسئله اینجاست که فیلم پیش از رسیدن به آن نقطه، بهاندازه کافی زمینهسازی نمیکند تا انتخاب نهاییاش کاملاً ناگزیر یا حتی کاملاً معنادار احساس شود.
« پس از ورود بحران، موقعیتهای بامزه و پرتنش از راه میرسند، اما رشد داستانی به همان اندازه پرشتاب نیست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، برای بخشی از تماشاگران پایان میتواند ناگهانی، نچسب یا شبیه راهی برای متوقفکردن داستان به نظر برسد، نه نتیجه طبیعی مسیر آن. برخی نیز ممکن است همین توقف را دعوتی برای ادامه فکرکردن بدانند. تفاوت واکنشها به پایان، از یک سو نشان میدهد فیلم از فرمولی مطمئن فاصله گرفته و از سوی دیگر، ضعف آن در پیوند دادن ایدههایش به یک فرود دراماتیک رضایتبخش را آشکار میکند.
جمعبندی «Save Yourselves!» فیلمی سبک، خلاقانه و دلنشین است که بیش از آنکه بر طرح داستانی پرپیچوخم تکیه کند، از زوج اصلی و برخورد مضحکشان با وضعیتی غیرعادی نیرو میگیرد. موجودات پشمالو، فضای دورافتاده و شوخی با وابستگی به فناوری، مواد اولیه جذابی برای یک کمدی بقا فراهم میکنند.
بازیهای Sunita Mani و John Reynolds نیز به اثر گرما میبخشد و باعث میشود حتی دستوپاچلفتیبودن شخصیتها به بخشی از جذابیتشان بدل شود. در مقابل، کندی آغاز، تکرار برخی موقعیتها و کمتحرکی پیرنگ مانع از آن میشود که فیلم بهتمامی از ظرفیت ایدهاش بهره ببرد. پایان نامتعارف آن نیز میتواند بهجای تأملبرانگیزی، ناتمام و نچسب احساس شود.
بااینهمه، اگر تماشاگر از یک روایت آخرالزمانیِ سبک و شخصیتمحور انتظار داشته باشد، نه هیجان بیوقفه و نه پاسخهایی قطعی، فیلم تجربهای سرگرمکننده و متفاوت فراهم میکند؛ اثری که خندهاش از ناتوانی قهرمانان در برابر بحران میآید و پرسش اصلیاش را بیآنکه کاملاً حل کند، پیش روی تماشاگر میگذارد.
« برخی نیز ممکن است همین توقف را دعوتی برای ادامه فکرکردن بدانند. »
ثبت دیدگاه