نقد و بررسی
نقد نیمهشبِ ما (Our Midnight) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شبی که دو تنهایی به هم میرسند «Our Midnight» فیلمی کرهای به کارگردانی و نویسندگی Im Jung Eun است که در سال ۲۰۲۱ ساخته شد و با روایتی کمحادثه، اما عاطفی، یک شب در سئول را به بستری برای مواجههٔ دو آدم تنها بدل میکند. Ji-hoon بازیگری بیپول و سرخورده است؛ زنی که سالها با او رابطه داشته خبر میدهد که قصد دارد ترکش کند و با مرد دیگری ازدواج کند.
در سوی دیگر، Eun-yeong پس از افشای خشونت دوستپسرش، ناگهان خود را میان شایعات و داوریهای دیگران مییابد. برخورد این دو، نه آغاز یک ماجرای پرپیچوخم، بلکه نقطهٔ شروع قدمزدنی طولانی در شهر است؛ قدمزدنی که بیشتر از آنکه به مقصدی بیرونی برسد، به درون شخصیتها راه میبرد. مدتزمان فیلم حدود ۷۷ دقیقه است و همین جمعوجوری، به روایت حالوهوای یک شب فشرده و گذرا میدهد.
شهر در نقش فضای عاطفی یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، تبدیل شهر شبانه به فضایی همزمان واقعی و ذهنی است. خیابانها، نورها و خلوتیِ ساعات پایانی شب صرفاً پسزمینهای برای گفتوگو نیستند؛ انگار بیرونزدگیِ جهان درونی شخصیتها هستند. قابهای سیاهوسفید، شهر را از جزئیات روزمره جدا میکنند و به آن کیفیتی رؤیایی میبخشند؛ گویی سئول برای چند ساعت از شتاب معمول خود دست کشیده و به پناهگاهی موقت برای کسانی بدل شده است که در زندگی روزانه جایی برای مکث ندارند.
این انتخاب بصری، زیبایی چشمگیری دارد، اما ارزشش تنها در خوشقاببودن نیست. سیاهوسفیدکردن تصویر، به فیلم کمک میکند حالتی میان خاطره و اکنون بسازد؛ شبی که هم در جریان است و هم از همان ابتدا رنگِ یادآوریشدن دارد. در چنین فضایی، حرکت آرام شخصیتها در خیابانها معنایی پیدا میکند: آنها بهظاهر بیهدفاند، اما همین بیهدفی فرصت میدهد اندوه و بیپناهیشان آشکار شود.
« در سوی دیگر، Eun-yeong پس از افشای خشونت دوستپسرش، ناگهان خود را میان شایعات و داوریهای دیگران مییابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شهر برایشان راهحل عرضه نمیکند؛ فقط میدان میدهد تا حرف بزنند و حضور دیگری را تجربه کنند. دو شخصیت، دو شکل از طردشدن فیلم دو بحران متفاوت را کنار هم میگذارد، بیآنکه تفاوتهایشان را کاملاً از میان ببرد. Ji-hoon با شکست حرفهای و عاطفی روبهرو است؛ احساس میکند زندگیاش از دستش خارج شده و حتی رابطهای طولانی نیز به نقطهٔ پایان رسیده است.
Eun-yeong در موقعیتی دیگر گرفتار است: او خشونت را افشا کرده، اما بهجای آنکه روایتش بیدرنگ پذیرفته شود، با شایعه و نگاه بدگمانانهٔ اطرافیان مواجه میشود. فیلم از این راه به زخمی اجتماعی اشاره میکند: گاه واکنش دیگران به کسی که آزار را برملا میکند، خود به شکلی تازه از تنهایی تبدیل میشود.
نقطهٔ قوت رابطهٔ این دو، آن است که فیلم برای نزدیکشدنشان به هم به اتفاقی خارقالعاده نیاز ندارد. پیوند از راه حرفزدن، سکوتکردن و ادامهدادن مسیر شکل میگیرد. گفتوگوها صمیمی و رواناند و غالباً چنان طبیعی پیش میروند که انگار تماشاگر نه با دیالوگهایی صیقلخورده برای نمایش، بلکه با درد دل دو آدم روبهرو است.
این سادگی به رابطه اعتبار میدهد: آنها قرار نیست یکدیگر را بهتمامی نجات دهند؛ کافی است برای لحظاتی تنها نمانند. گفتوگو بهجای حادثه «Our Midnight» به روایت پرشتاب و مجموعهای از گرههای داستانی تکیه نمیکند. نیروی محرک آن، کیفیت گفتوگو و تغییر ظریفی است که در برخورد دو شخصیت رخ میدهد.
« شهر برایشان راهحل عرضه نمیکند؛ فقط میدان میدهد تا حرف بزنند و حضور دیگری را تجربه کنند. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد گاهی اثرگذار است، زیرا به فیلم اجازه میدهد از جزئیات کوچک عاطفی بهره بگیرد: مکثی در میان حرفها، اعترافی محتاطانه یا لحظهای که یکی از شخصیتها متوجه میشود دیگری واقعاً گوش میدهد. صمیمیت فیلم از همین لحظههای کمادعا ساخته میشود. اما تکیه بر گفتوگو، خطر سکون را هم در خود دارد.
هرگاه مکالمهها به کشف تازهای دربارهٔ شخصیتها نمیانجامند، قدمزدن و غصهخوردن ممکن است تکراری شود. فیلم بهندرت از چارچوب شبانهٔ خود بیرون میآید و تماشاگرانی که انتظار رخدادهای پیاپی یا تغییرهای چشمگیر دارند، ممکن است احساس کنند روایت بیش از اندازه درجا میزند. آرامش این اثر، بنابراین، هم انتخاب زیباییشناختی آن است و هم منشأ محدودیتش.
ریتم؛ میان تأمل و کشآمدن ریتم فیلم با فضای شبانهاش هماهنگ است: مکث دارد، شتاب نمیکند و به شخصیتها فرصت میدهد احساساتشان را بیواسطهتر آشکار کنند. در بهترین لحظهها، همین آهستگی تماشاگر را وارد تجربهای نزدیک و شخصی میکند؛ انگار زمان برای مدتی از حرکت معمول بازمانده و تنها چیزی که اهمیت دارد ادامهیافتن این همراهی است.
اثر بهجای آنکه هر چند دقیقه یکبار توجه را با حادثهای تازه جلب کند، میکوشد با حالوهوا و نزدیکی عاطفی نگهش دارد. بااینحال، فیلم همیشه میان تأمل و تکرار مرز روشنی نمیکشد. بعضی بخشها بیش از آنکه لایهٔ تازهای به رابطه اضافه کنند، همان حس اندوه و بیقراری را دوباره بیان میکنند.
« صمیمیت فیلم از همین لحظههای کمادعا ساخته میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر مخاطب با روایتهای کمحادثه ارتباط نگیرد، طولانیبودن قدمزدنها ممکن است به کندیِ آزاردهنده تبدیل شود. این مشکل را نمیتوان صرفاً به سلیقهٔ تماشاگر نسبت داد؛ گاه خود فیلم نیز در تشخیص اینکه چه زمانی باید از یک لحظه عبور کند، کمی مردد به نظر میرسد. سایهٔ آشنای یک الگوی عاشقانه شبگردیِ دو غریبه یا دو آدم تازهآشنا که در طول مسیر با حرفهایشان به هم نزدیک میشوند، یادآور سنتی شناختهشده در سینمای رابطهمحور است؛ بهویژه آثاری چون «پیش از طلوع».
این شباهت، هم راه ورود آسانی برای تماشاگر فراهم میکند و هم توقعی ایجاد میسازد که فیلم باید به همان اندازه از گفتوگو و تحول رابطه بهره بگیرد. «Our Midnight» از این الگو الهام میگیرد، اما بیش از آنکه به بازیهای کلامی یا شور رمانتیک تکیه کند، بر شکست، آسیبپذیری و نیاز سادهٔ آدمها به شنیدهشدن تمرکز دارد.
بااینهمه، شباهت گاهی بیش از حد نمایان میشود. شکل کلیِ حرکت در شهر و اعتماد به مکالمهٔ دونفره، ممکن است حس آشنایی شدیدی به وجود آورد و استقلال فیلم را کمرنگ کند. اثر زمانی بیشترین تمایز را پیدا میکند که به تجربهٔ خاص Eun-yeong و دشواریِ زیستن زیر نگاه قضاوتگر دیگران بازمیگردد؛ جایی که صمیمیت میان شخصیتها فقط موضوعی عاشقانه نیست، بلکه به امکان اعتماد در شرایطی بیثبات مربوط میشود.
بازیها و حس نزدیکی اثرگذاری چنین فیلمی وابستگی زیادی به باورپذیری بازیگران دارد، زیرا بخش مهمی از روایت در لحن، نگاه و واکنشهای کوچک شکل میگیرد. بازی Lee Seung Hoon در نقش Ji-hoon و Han Hae In در نقش Eun-yeong به فضای ساده و کمتکلف فیلم کمک میکند. شخصیتها بهجای آنکه در هر صحنه احساساتشان را با شدت آشکار کنند، در سکوتها و گفتوگوهای معمولی قابلخواندن میشوند؛ همین خویشتنداری با جهان فیلم تناسب دارد.
« اگر مخاطب با روایتهای کمحادثه ارتباط نگیرد، طولانیبودن قدمزدنها ممکن است به کندیِ آزاردهنده تبدیل شود. »
قوتها و کاستیها
محوریت رابطهٔ دو نفر نیز اجازه میدهد که نزدیکیشان بهتدریج شکل بگیرد، نه آنکه با توضیحهای طولانی دربارهٔ احساساتشان اعلام شود. این بازیها زمانی بیشترین تأثیر را دارند که فیلم به شخصیتها اجازه میدهد متناقض باشند: هم زخمی و هم شوخطبع، هم مایل به نزدیکی و هم محتاط. چنین رفتاری آنها را از نمونههای صرفاً نمادینِ «دو آدم تنها» دور میکند.
البته فیلمنامه گاهی به همان نشانههای آشنای شکست عاطفی و دلگرفتگی بازمیگردد و فرصت نمیدهد همهٔ لایههای شخصیتها به یک اندازه گسترش یابند؛ بااینحال، کیفیت رابطهٔ مرکزی معمولاً فیلم را از سردشدن نجات میدهد. جمعبندی «Our Midnight» فیلمی آرام و کمادعاست که نیروی اصلیاش را از قابهای سیاهوسفیدِ شهر، گفتوگوهای صمیمی و برخورد دو آدم تنها میگیرد.
جذابیتش نه در پیچیدگی پیرنگ، بلکه در حس نزدیکیای است که میان شخصیتها شکل میگیرد؛ حسی که نشان میدهد گاهی همراهیِ بیتکلف میتواند برای مدتی کوتاه وزن تنهایی را کمتر کند. پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد جزئیاتش آشکار شود، همین ظرفیت عاطفی را به نقطهای تأثیرگذار میرساند و اثر امید و نزدیکی بر جا میگذارد.
در برابر این امتیازها، ریتم کند، تکرار قدمزدن و تأکید طولانی بر اندوه میتواند برای بخشی از تماشاگران خستهکننده باشد. همچنین شباهت به روایتهای شبگردیِ دونفره، بهویژه «پیش از طلوع»، گاهی بیش از اندازه به چشم میآید. بااینحال، فیلم در لحظههایی که از تقلید فاصله میگیرد و به تجربهٔ عاطفی و اجتماعی شخصیتهایش نزدیک میشود، صدایی مستقلتر پیدا میکند.
« چنین رفتاری آنها را از نمونههای صرفاً نمادینِ «دو آدم تنها» دور میکند. »
جمعبندی
حاصل، اثری است مناسب تماشاگرانی که از سینمای آرام، گفتوگومحور و حالوهواساز استقبال میکنند؛ فیلمی که شاید همه را با ریتم خود همراه نکند، اما برای کسانی که به ظرافت رابطهها توجه دارند، میتواند خاطرهای دلنشین و ماندگار بسازد.
ثبت دیدگاه