نقد و بررسی
نقد شیرها برای برهها (Lions for Lambs) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سه روایت و یک پرسش مشترک فیلم «شیرها برای برهها» ساختهٔ رابرت ردفورد، جنگ را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در اتاقهای تصمیمگیری، تحریریهها و کلاسهای دانشگاهی دنبال میکند. روایت در سه مسیر موازی پیش میرود: سناتوری جمهوریخواه با خبرنگاری بدبین دربارهٔ راهبرد نظامی آمریکا در افغانستان گفتوگو میکند؛ دو سرباز در منطقهای کوهستانی گرفتار خطر میشوند؛ و استادی دانشگاه میکوشد دانشجوی کمانگیزهاش را به بازاندیشی در مسئولیت فردی وادارد.
این سه خط داستانی از حیث مکان و لحن متفاوتاند، اما پرسشی واحد آنها را به هم پیوند میدهد: در برابر تصمیمهای سیاسی و پیامدهای انسانی آنها، سهم و مسئولیت هر فرد چیست؟ فیلم در زمان فشردهای میگذرد و میکوشد این پرسش را از سه زاویهٔ قدرت، عمل و تماشاگر منفعل بررسی کند. سیاست در اتاق گفتوگو بخش سناتور و خبرنگار، ستون فکری فیلم است.
سناتور با اطمینان از راهبرد خود سخن میگوید و خبرنگار، بهجای پذیرفتن روایت رسمی، پرسشهایی دربارهٔ منطق جنگ و هزینههای آن پیش میکشد. برخورد این دو، بیش از آنکه گفتوگویی معمولی باشد، میدان کشمکش میان قدرت سیاسی و وظیفهٔ پرسشگری است. فیلم بهدرستی نشان میدهد که جنگ فقط با حرکت نیروها و تجهیزات پیش نمیرود؛ واژگان، قاببندی خبرها و شیوهٔ توضیحدادن تصمیمها نیز در ساختن تصویر عمومی آن نقش دارند.
بااینحال، این بخش گاه بیش از حد به استدلالهای صریح و توضیحی تکیه میکند. گفتوگوها چنان طراحی شدهاند که گویی شخصیتها برای بیان موضعی از پیش آماده در برابر دوربین قرار گرفتهاند. در نتیجه، گاهی شنونده احساس میکند با بحثی نمایشی روبهروست، نه گفتوگویی که در آن دو شخصیت واقعاً امکان تغییر نظر یا غافلگیرشدن داشته باشند.
« فیلم در زمان فشردهای میگذرد و میکوشد این پرسش را از سه زاویهٔ قدرت، عمل و تماشاگر منفعل بررسی کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشآمدن این رویارویی نیز از تنش آن میکاهد؛ اندیشههای قابلتأمل فراواناند، اما همهٔ آنها به یک اندازه دراماتیک نیستند. میدان نبرد؛ روایتِ تن و پیامد در برابر فضای بسته و کلاممحور سیاست، خط داستانی سربازان به جسم، خطر و بیواسطگی تکیه میکند. دو مرد جوان در موقعیتی دشوار قرار گرفتهاند و هر لحظه باید با احتمال نزدیکشدن دشمن و نرسیدن کمک کنار بیایند.
این بخش، بهسبب محدودیت جغرافیایی و تهدید ملموس، از نیروی تعلیق بیشتری برخوردار است. خطر در اینجا استعارهای دور نیست؛ در چشمانداز کوهستانی، سکوتهای سنگین و انتظار برای نجات حضوری عینی دارد. اهمیت این روایت فقط در ایجاد هیجان نیست. فیلم تلاش میکند فاصلهٔ میان تصمیمهای دوردست و بهای واقعی آنها را کوتاه کند: سیاستمدار از راهبرد سخن میگوید، اما سربازان باید در موقعیتی زنده و بیثبات با نتیجهٔ آن روبهرو شوند.
این تضاد، از مؤثرترین ایدههای اثر است. بااینهمه، صحنههای میدانی نیز همیشه از کلیشههای درام جنگی دور نمیمانند و برخی لحظهها بیش از آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها برآیند، برای برجستهکردن پیام فیلم چیده شدهاند. دانشگاه و مسئولیت انتخاب خط سوم، در دانشگاهی در کالیفرنیا، به رابطهٔ استاد و دانشجو میپردازد.
استاد میخواهد دانشجوی بااستعدادش را از بیتفاوتی بیرون بیاورد و او را متوجه امکان اثرگذاری و پیامد انتخابهایش کند. این بخش، پرسش جنگ را به حوزهای روزمرهتر منتقل میکند: آیا مسئولیت فقط بر دوش کسانی است که تصمیم میگیرند یا به میدان میروند، یا تماشاگران و شهروندان نیز در برابر رخدادهای سیاسی وظیفهای دارند؟
« دو مرد جوان در موقعیتی دشوار قرار گرفتهاند و هر لحظه باید با احتمال نزدیکشدن دشمن و نرسیدن کمک کنار بیایند. »
شخصیتها و اجرا
این پرسش بهخودیخود مهم است، اما شیوهٔ بیانش گاهی به پند و اندرز نزدیک میشود. استاد بیشتر از آنکه شخصیتی مستقل با تردیدها و محدودیتهای خود باشد، حامل دیدگاه مرکزی فیلم به نظر میرسد. دانشجو نیز در بخشهایی بیش از آنکه حضوری پیچیده و چندوجهی داشته باشد، نقش مخاطبی را بازی میکند که باید به چالش کشیده شود.
ازاینرو، گفتوگوهای دانشگاهی گاه به جای آنکه کشف تدریجی یک مسئله باشند، نتیجهای را که فیلم از پیش در نظر گرفته تکرار میکنند. بازیگری و اجرای شخصیتها یکی از امتیازهای روشن فیلم، گروه بازیگری آن است. رابرت ردفورد، مریل استریپ و تام کروز در مرکز بخشهای گفتوگومحور قرار دارند و هرکدام حضوری متفاوت میآفرینند.
کروز در نقش سیاستمداری مسلط بر صحنه، از اعتمادبهنفس و مهارت کلامی شخصیت بهره میگیرد؛ استریپ با مکثها و واکنشهای سنجیده، تردید و تجربهٔ حرفهای خبرنگار را منتقل میکند؛ و ردفورد در جایگاه استاد، لحنی آرام و تأملی دارد که با اصرار اخلاقی شخصیتش در تنش قرار میگیرد. بازیها در لحظههای رودررو، بهویژه هنگامی که بحث از سطح شعار فراتر میرود و به تقابل ارادهها میرسد، جان تازهای به فیلم میدهند.
مایکل پنیا و درک لوک نیز در بخش افغانستان به روایت وجهی انسانی میبخشند و اندرو گارفیلد در نقش دانشجو، بیقراری و فاصلهگرفتن نسل جوان از زبان رسمی و آرمانگرایانه را بازتاب میدهد. بااینحال، بازی خوب همیشه نمیتواند کاستیهای متن را جبران کند. وقتی دیالوگها بیش از اندازه توضیحی یا خطابهوار میشوند، حتی بازیگران توانمند نیز ناچارند ایدهها را بهجای تجربهٔ زندهٔ شخصیتها بیان کنند.
« این پرسش بهخودیخود مهم است، اما شیوهٔ بیانش گاهی به پند و اندرز نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و پیوند میان سه خط ساختار موازی فیلم ظرفیت چشمگیری دارد: برش میان سیاست، دانشگاه و میدان نبرد میتواند نشان دهد چگونه یک رویداد واحد در ذهن و زندگی افراد مختلف معنا پیدا میکند. در بهترین لحظهها، تقابل میان تصویر سربازان در خطر و سخنان سناتور، شکافی اخلاقی و عاطفی پدید میآورد.
تماشاگر ناچار میشود فاصلهٔ میان زبان انتزاعی تصمیمگیری و آسیبپذیری انسانهای درگیر را بسنجد. اما این سه خط همیشه با توازن به هم نمیرسند. بخشهای گفتوگومحور سهم زیادی از زمان فیلم را اشغال میکنند و گاهی پویایی روایت را کاهش میدهند؛ در مقابل، صحنههای افغانستان به دلیل خطر فوری و تصویرپردازی پرتنش، برای بسیاری از تماشاگران جذابتر به نظر میرسند.
تغییر پیدرپی میان این فضاها نیز همیشه به ایجاد پیوندی طبیعی نمیانجامد. گاه حس میشود فیلم سه مقالهٔ نمایشی را کنار هم گذاشته، بیآنکه همهٔ آنها را به یک درام کاملاً یکپارچه بدل کند. لحن، پیام و محدودیتها «شیرها برای برهها» آشکارا فیلمی جدلی است؛ نه میخواهد نسبت به جنگ بیطرف بماند و نه میکوشد سیاست را صرفاً پسزمینهای برای سرگرمی قرار دهد.
این صراحت میتواند ارزشمند باشد، زیرا فیلم مخاطب را به اندیشیدن دربارهٔ مسئولیت سیاسی، نقش رسانه و معنای مشارکت فرا میخواند. اثر همچنین از این ایده دفاع میکند که بیعملی نیز انتخابی است و سکوت در برابر تصمیمهای عمومی، لزوماً به معنای بیرونماندن از پیامدهای آنها نیست. بااینحال، اصرار بر رساندن پیام گاه به زیان ظرافت هنری تمام میشود.
« در بهترین لحظهها، تقابل میان تصویر سربازان در خطر و سخنان سناتور، شکافی اخلاقی و عاطفی پدید میآورد. »
قوتها و کاستیها
برخی شخصیتها بیشتر نمایندهٔ موضعی فکریاند تا انسانهایی که میان انگیزههای متعارض دستوپا میزنند؛ برخی دیالوگها نیز چنان مستقیماند که فضای چندمعنایی و امکان داوری مستقل را محدود میکنند. پایانبندی، بدون آنکه لازم باشد جزئیاتی از آن گفته شود، ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار اوج عاطفی یا جمعبندی دراماتیک نیرومندتری دارند، کماثر جلوه کند.
جمعبندی «شیرها برای برهها» اثری بلندپروازانه و بازیگرمحور است که میکوشد جنگ را به بحثی دربارهٔ قدرت، رسانه و مسئولیت شهروندی گره بزند. بهترین لحظههایش در تقابلهای کلامی سناتور و خبرنگار و در وضعیت پرتنش سربازان شکل میگیرد؛ جایی که فاصلهٔ میان تصمیم و پیامد، ناگهان ملموس میشود.
در سوی دیگر، ریتم کند، گفتوگوهای گاه نصیحتوار و پیوند نابرابر میان سه روایت، از تأثیر کلی فیلم میکاهند. ارزش اثر بیش از آنکه در تعلیق روایی یا غافلگیری باشد، در پرسشهایی است که مطرح میکند و در بازیگرانی که به این پرسشها وزن میدهند. تماشاگر علاقهمند به درامهای سیاسی و بحثمحور احتمالاً از مضمون و برخورد شخصیتها بهره خواهد برد؛ اما کسی که انتظار روایتی پرشتاب، شخصیتپردازی پیچیده و پرداختی کاملاً ظریف دارد، ممکن است با لحظههایی طولانی و تأکیدهایی بیش از اندازه مستقیم روبهرو شود.
« در سوی دیگر، ریتم کند، گفتوگوهای گاه نصیحتوار و پیوند نابرابر میان سه روایت، از تأثیر کلی فیلم میکاهند. »
ثبت دیدگاه