نقد و بررسی
نقد آنااته (Annaatthe) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان ملودرام خانوادگی و اکشن قهرمانمحور «Annaatthe» فیلمی تامیلی به کارگردانی Siva است که جهانش را بر دو محور بنا میکند: پیوند عاطفی میان کالیان و خواهرش، و حضور قهرمانی که وظیفهٔ حفاظت از نزدیکانش را بر دوش میکشد. کالیان در روستای خود چهرهای محبوب و پشتیبان مردم است؛ اما وقتی خواهرش پس از ازدواج در کلکته با خطرهایی روبهرو میشود، این خصلت حمایتی از فضای آشنای روستا بیرون میآید و به موتور اصلی ماجرا بدل میشود.
فیلم در کنار این خط داستانی، رگههایی از کمدی، عاشقانه و نمایشهای پرشور قهرمانی را نیز میگنجاند؛ ترکیبی که بهخودیخود میتواند سرگرمکننده باشد، اما به انسجامی بیش از آنچه اثر عرضه میکند نیاز دارد. قصهای با دو ضربان ناهماهنگ نیمهٔ نخست بیش از هر چیز به ساختن تصویری از کالیان و محیط پیرامون او میپردازد: مردی که هم محبوب است، هم در مناسبات خانوادگی جایگاهی ویژه دارد و هم در لحظهٔ نیاز باید قهرمان میدان شود.
این بخش با شوخیها، رقابتهای خانوادگی و لحظههای عاشقانه میکوشد فضای روستاییِ گرم و پررفتوآمدی بسازد. سپس با دور شدن خواهر کالیان از خانه و شکلگرفتن تهدیدها در کلکته، لحن فیلم بهسوی تریلر و اکشن شهری میرود. این جابهجایی، ظرفیت ایجاد تضاد و تازگی دارد، اما پیوند میان دو بخش به اندازهٔ کافی طبیعی نیست.
فیلم بهجای آنکه عناصر گوناگونش را در مسیری واحد به هم برساند، گاه چنان پیش میرود که انگار چند نوع فیلم را پشت سر هم قرار داده است. نتیجه، روایتی پرحادثه اما ناپیوسته است: صحنهها فراواناند، ولی رابطهٔ علّی و عاطفی میان آنها همیشه قانعکننده نیست. طول نسبتاً زیاد فیلم نیز این مسئله را تشدید میکند؛ بعضی موقعیتها پیش از آنکه به نتیجهای دراماتیک برسند، بیش از اندازه کش داده میشوند.
« این بخش با شوخیها، رقابتهای خانوادگی و لحظههای عاشقانه میکوشد فضای روستاییِ گرم و پررفتوآمدی بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مدت فیلم در منابع حدود دو ساعت و چهلوسه دقیقه ثبت شده است. راجینیکانت؛ حضور نیرومند، شخصیت کمپرداخت بزرگترین سرمایهٔ فیلم، حضور Rajinikanth است. او همچنان توانایی آن را دارد که با یک ورود نمایشی، مکثی حسابشده یا جملهای آمرانه، توجه تماشاگر را به خود جلب کند. کاریزمای او بهویژه در صحنههای اکشن و لحظههایی که کالیان باید اقتدارش را نشان دهد، محسوس است.
فیلم آشکارا بر شناخت مخاطب از چهرهٔ قهرمانانهٔ او تکیه میکند و بسیاری از لحظهها را نه با منطق واقعگرایانه، بلکه با انتظار هوادار از «ستاره» سامان میدهد. بااینحال، حضور پرقدرت بازیگر همیشه به معنای شخصیتپردازی کامل نیست. کالیان بیشتر مجموعهای از صفات پسندیده است: مهربان، بخشنده، شجاع و آمادهٔ فداکاری.
این صفات او را دوستداشتنی میکنند، اما چون کمتر با تردید، تناقض یا تحول درونی روبهرو میشود، فرصت چندانی برای تبدیلشدن به شخصیتی پیچیده پیدا نمیکند. فیلم از Rajinikanth تصویر یک قهرمان آشنا میخواهد، نه انسانی که ضعفها و محدودیتهایش در طول داستان آشکار شود. بنابراین جذابیت حضور او گاهی جای خالی عمق دراماتیک را پر میکند، بیآنکه کاملاً آن را از میان ببرد.
پیوند خواهر و برادر؛ احساس فراوان، ظرافت اندک رابطهٔ کالیان و خواهرش قرار است مرکز عاطفی فیلم باشد. ایدهٔ اصلی، یعنی حمایت بیقیدوشرط برادری که امنیت خواهرش را بخشی از مسئولیت اخلاقی خود میداند، روشن و بالقوه تأثیرگذار است. مشکل در میزان تأکیدی است که فیلم بر این پیوند میگذارد.
« مدت فیلم در منابع حدود دو ساعت و چهلوسه دقیقه ثبت شده است. »
شخصیتها و اجرا
احساسات بارها با گفتار صریح، موسیقی پرحجم و موقعیتهای غلوشده توضیح داده میشوند؛ در نتیجه، تماشاگر کمتر فرصت مییابد نزدیکی این دو را از رفتارهای روزمره یا جزئیات ظریف رابطهشان درک کند. ملودرام زمانی اثرگذار است که عاطفه از دل کنش و شخصیت بجوشد. در اینجا، فیلم اغلب پیش از آنکه زمینهٔ احساسی لازم را بسازد، از مخاطب انتظار واکنش شدید دارد.
همین فاصله میان آنچه اثر اعلام میکند و آنچه واقعاً میپروراند، لحظههایی را پدید میآورد که بیشتر تصنعیاند تا تکاندهنده. Keerthy Suresh در نقش خواهر کالیان باید بخش مهمی از بار عاطفی قصه را به دوش بکشد، اما فیلمنامه همیشه به او استقلال کافی نمیدهد تا رابطه فقط از زاویهٔ فداکاری برادر تعریف نشود.
اکشن؛ لذت تماشایی و فرسودگی تدریجی صحنههای اکشن فیلم با هدفی روشن ساخته شدهاند: برجستهکردن قدرت قهرمان و فراهمکردن لحظههای پرهیجان برای مخاطبی که از سینمای ستارهمحور انتظار نمایش دارد. ضرباهنگ تند، درگیریهای پرتحرک و طراحی صحنههایی که کالیان را در مرکز میدان قرار میدهند، در بخشهایی سرگرمکنندهاند.
فیلم همچنین از زبان آشنای سینمای تجاری هند بهره میگیرد؛ جایی که قهرمان نه صرفاً از موقعیتی دشوار میگریزد، بلکه با ورود خود قواعد صحنه را تغییر میدهد. اما انباشت اغراق، بهتدریج اثر را از هیجان محروم میکند. انفجارهای بزرگ، پرتابشدن مخالفان، اسلوموشنهای مکرر و تأکیدهای نمایشی، وقتی بیش از حد تکرار شوند، دیگر اوج نمیسازند؛ تنها یک الگوی قابل پیشبینی را بازتولید میکنند.
« ملودرام زمانی اثرگذار است که عاطفه از دل کنش و شخصیت بجوشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله این نیست که اکشن باید واقعگرا باشد، بلکه این است که هر اغراق باید کارکردی در ضرباهنگ یا شخصیتپردازی داشته باشد. در «Annaatthe» گاه چنین به نظر میرسد که خود نمایش جای پیشرفت داستان را گرفته است. موسیقی و ظاهر تلویزیونی موسیقی D. Imman از عناصر موفقتر فیلم است. ترانههای پرانرژی و قطعاتی که برای لحظههای جشن و شکوه قهرمانانه طراحی شدهاند، به اثر جنبوجوش میدهند و گاهی از صحنههایی که در خدمتشان قرار گرفتهاند بهیادماندنیتر میشوند.
قطعهٔ آغازین فیلم نیز با صدای S. P. Balasubrahmanyam جایگاه ویژهای دارد و برای مخاطبی که به موسیقی سینمای تامیلی علاقهمند است، میتواند یکی از امتیازهای روشن تجربهٔ تماشا باشد. در سوی دیگر، شیوهٔ روایت و پرداخت بصری گاهی حالوهوای یک مجموعهٔ تلویزیونی پرهزینه را تداعی میکند. این احساس از ترکیب چند عامل میآید: توضیحهای مستقیم، تأکیدهای عاطفی پیدرپی، گذارهای کمظرافت میان لحنها و صحنههایی که بیشتر برای پیشبرد حادثه طراحی شدهاند تا خلق فضایی سینمایی.
اثر از نظر مقیاس و تعداد بازیگران بزرگ است، اما بزرگی مقیاس بهتنهایی حس وحدت نمیسازد. فیلمبرداری و تدوین میتوانستند با انتخابهای دقیقتر، میان روستا و شهر، صمیمیت خانوادگی و خشونت اکشن، رابطهای دیداری و ریتمیک برقرار کنند. بازیگران مکمل و فرصتهای ازدسترفته حضور چهرههایی چون Nayanthara، Meena، Khushbu و Prakash Raj به فیلم وزن و آشنایی میبخشد، اما همهٔ بازیگران مجال یکسانی برای اثرگذاری پیدا نمیکنند.
برخی نقشها بیشتر برای تکمیل فضای خانوادگی یا فراهمکردن موقعیتهای کمیک و دراماتیک به کار گرفته شدهاند تا برای ساختن خطوط شخصیتی مستقل. در نتیجه، گروه بازیگران پرشمار فیلم همیشه به معنای جهانی غنیتر نیست؛ گاهی این ازدحام باعث میشود آدمها به کارکردهای روایی سادهای تقلیل یابند.
« در «Annaatthe» گاه چنین به نظر میرسد که خود نمایش جای پیشرفت داستان را گرفته است. »
قوتها و کاستیها
فیلم همچنین در ایجاد تعادل میان لحظههای طنز و خشونت، و میان احساسات خانوادگی و تعلیق، به دشواری برمیخورد. شوخیها گاه از دل شخصیتها برنمیآیند و لحظههای جدی نیز سریعاً با موسیقی یا گفتوگویی صریح علامتگذاری میشوند. چنین رویکردی برای مخاطبی که به لحن پررنگ و بیپردهٔ سرگرمی عامهپسند علاقه دارد، ممکن است بخشی از جذابیت فیلم باشد؛ اما برای تماشاگرانی که پیوند طبیعیتر میان لحنها میخواهند، مانعی جدی به شمار میرود.
جمعبندی «Annaatthe» فیلمی است که بیش از هر چیز بر کاریزمای Rajinikanth، موسیقی پرتحرک و نمایشهای بزرگ اکشن تکیه میکند. در لحظههایی که به این عناصر مجال بروز میدهد، سرگرمکننده و پرانرژی است؛ اما قصهٔ چندپاره، احساسات بیشازحد تأکیدشده و تکرار شگردهای قهرمانانه، مانع از شکلگیری اثری منسجم میشوند.
رابطهٔ خواهر و برادر ظرفیت آن را دارد که هستهای عاطفی و ماندگار بسازد، ولی فیلمنامه بهجای ظرافت، اغلب بر شدت صدا و تکرار پیام تکیه میکند. حاصل، فیلمی است که برای هواداران سینمای ستارهمحور میتواند لحظههایی از شور و سرگرمی داشته باشد، اما در مقام یک درام خانوادگی و اکشن یکپارچه، کمتر از ظرفیت عناصرش بهره میبرد.
« فیلم همچنین در ایجاد تعادل میان لحظههای طنز و خشونت، و میان احساسات خانوادگی و تعلیق، به دشواری برمیخورد. »
ثبت دیدگاه