نقد و بررسی
نقد یک جنگ خصوصی (A Private War) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای میان میدان و خانه «A Private War» پرترهای از خبرنگار جنگی، ماری کولون، است؛ زنی که برای روایت رنج غیرنظامیان به قلب درگیریها میرود و کارش را نه تماشای جنگ، بلکه واداشتن دیگران به دیدن آن میداند. فیلم بهجای آنکه او را قهرمانی بینقص و یکسره نترس تصویر کند، میکوشد شکاف میان جسارت حرفهای و شکنندگی شخصیاش را نشان دهد.
همین شکاف، عنوان فیلم را معنادار میکند: جنگ بیرونی در برابر دوربین و گزارشگر جریان دارد، اما آثارش به درون زندگی و ذهن کولون نیز راه مییابد. ماری در این روایت به حمصِ محاصرهشده در سوریه میرود و در کنار عکاس جنگ، پل کانروی، تلاش میکند وضعیت مردمی را ثبت کند که صدایشان به گوش جهان نمیرسد.
بااینحال، فیلم به یک مأموریت مشخص محدود نمیماند؛ میان دورهها و تجربههای حرفهای و شخصی او حرکت میکند تا تصویری گستردهتر از انگیزهها، انتخابها و بهای این شغل بسازد. این گستردگی گاه به اثر عمق میدهد و گاه تمرکزش را میپراکند. بازی رزاموند پایک؛ نیروی مرکزی فیلم مهمترین تکیهگاه اثر بازی رزاموند پایک است.
او کولون را نه صرفاً شجاع و مصمم، بلکه انسانی پرتناقض میسازد: زنی که در برابر خطر رفتاری قاطع دارد، اما از پیامدهای روانی آن مصون نیست؛ کسی که در محیطهای اجتماعی میتواند حضوری درخشان و پرتحرک داشته باشد، ولی هنگام تنهایی با خاطرات و فشارهایی روبهرو میشود که بهسادگی از آنها نمیگریزد.
« این گستردگی گاه به اثر عمق میدهد و گاه تمرکزش را میپراکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پایک در انتقال این دوگانگی از اغراق فاصله میگیرد. بازیاش بهجای آنکه شخصیت را با نشانههای پررنگ و نمایشی تعریف کند، به تغییر لحن، مکثها و واکنشهای ظریف متکی است. در نتیجه، میل کولون به رفتن به مناطق جنگی هم قابل تحسین است و هم نگرانکننده: فیلم آن را به فضیلتی بیهزینه تبدیل نمیکند.
حضور جیمی درنان در نقش پل کانروی نیز وجه همراهی و رفاقت حرفهای داستان را تقویت میکند، هرچند مرکز ثقل عاطفی همچنان با پایک است. جنگ بهمثابه تجربهای حسی کارگردانی متیو هاینمن، که پیش از این در سینمای مستند فعالیت داشته، به فیلم کیفیتی نزدیک به گزارش میدانی میبخشد. دوربین در فضاهای جنگی قرار نیست صرفاً عظمت ویرانی را به نمایش بگذارد؛ بیشتر میکوشد بیثباتی، آشفتگی و تهدید دائمی را منتقل کند.
صدای انفجارها، حرکتهای شتابزده و قابهایی که فرصت آسودن نمیدهند، مخاطب را به محیطی میبرند که در آن خطر انتزاعی نیست و میتواند در هر لحظه از حاشیه به مرکز قاب هجوم بیاورد. این فضاسازی زمانی مؤثرتر است که فیلم به تجربه مردم عادی نزدیک میشود. جنگ در اینجا فقط مجموعهای از تحرکات نظامی و مواضع سیاسی نیست؛ با کمبود، ترس، فقدان و دشواری دسترسی به کمکهای ضروری تعریف میشود.
همین انتخاب با انگیزه کولون پیوند دارد: او میخواهد روایت را از سطح شعار و تحلیل دور کند و نشان دهد تصمیمهای کلان چگونه در زندگی روزمره انسانها فرود میآیند. اخلاق خبرنگاری و معنای شهادتدادن هسته فکری فیلم پرسشی درباره مسئولیت خبرنگار است: آیا ثبتکردن رنج، خود نوعی یاری است؟ «A Private War» پاسخ قطعی و سادهای نمیدهد.
« پایک در انتقال این دوگانگی از اغراق فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
از یک سو، گزارشگری کولون به پنهانماندن واقعیتها تن نمیدهد و توجه عمومی را به کسانی جلب میکند که در بحرانها معمولاً به حاشیه رانده میشوند. از سوی دیگر، حضور در میدان خطر، مرز میان تعهد حرفهای و میل شخصی به بازگشت را مبهم میکند. فیلم ارزش کار او را با تأکید بر اهمیت روایت میسنجد، اما همزمان پیامدهای این تعهد را نیز پیش چشم میگذارد.
در این میان، رابطه خبرنگار با سردبیر و دستگاه رسانهای لایهای دیگر به داستان میافزاید: گزارشگر میخواهد آنچه دیده را منتقل کند، درحالیکه رسانه نیز با محدودیتها و منطق خاص خود روبهرو است. این تقابل ظرفیت زیادی برای بررسی دارد، هرچند فیلم همیشه آن را تا ژرفای لازم دنبال نمیکند.
زندگی خصوصی؛ مکمل یا رقیب روایت جنگ؟ بخشهای مربوط به زندگی شخصی و آسیبهای روانی کولون، در اصل قرار است نشان دهند که شجاعت به معنای بیاحساسی نیست. خاطرات جنگ به زندگی روزمره او بازمیگردند و فاصله میان میدان نبرد و خانه را از میان میبرند. این بخشها به شخصیت بُعد میدهند و مانع میشوند که او تنها به نمادی از جسارت حرفهای فروکاسته شود.
بااینحال، فیلم در پیوند دادن این لایهها همیشه موفق نیست. گاهی صحنههای شخصی، آسیب روانی و روابط نزدیک کولون را در امتداد طبیعی داستان قرار میدهند؛ گاهی نیز چنان مینمایند که روایت میان دو فیلم متفاوت مردد مانده است: یکی درباره خبرنگاری در میدان جنگ و دیگری درباره زنی درگیر زندگی خصوصی و فشارهای روانی.
« از سوی دیگر، حضور در میدان خطر، مرز میان تعهد حرفهای و میل شخصی به بازگشت را مبهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نوسان میتواند از انسجام کلی بکاهد، بهخصوص وقتی هر خط داستانی فرصتی برای گسترش میخواهد اما مجال کافی نمییابد. ریتم، ساختار و مسئله آغاز فیلم ساختار فیلم با یک پیشدرآمدِ آیندهنگرانه، از همان ابتدا بخشی از سرنوشت کلی شخصیت را آشکار میکند. این انتخاب ممکن است بهجای تعلیق روایی، توجه را به مسیر و معنای تجربههای کولون معطوف کند؛ اما برای مخاطبی که میخواهد با پیشروی داستان بهتدریج از سرنوشت او آگاه شود، اثر از بخشی از نیروی غافلگیری محروم میماند.
در عوض، فیلم میکوشد تعلیق را در خود موقعیتهای جنگی و در پرسش از بهای انتخابهای شخصیت بیابد. ریتم نیز یکنواخت نیست. بعضی لحظهها با فشردگی و اضطراب پیش میروند و حضور مخاطب را در موقعیت حفظ میکنند، اما برخی بخشها کندتر از ظرفیت دراماتیک خود حرکت میکنند. این کندی گاه فرصتی برای مکث و مشاهده است، ولی گاه تکرار حس انتظار را بهجای تعمیق آن مینشاند.
فیلمنامه نیز در اتصال میان دورههای مختلف زندگی کولون و ساختن قوس شخصیتی یکپارچه، در جاهایی لغزش دارد؛ مسئلهای که از اثرگذاری بازی پایک کم نمیکند، اما مانع میشود تمام اجزای فیلم به نیرویی واحد بدل شوند. تصویری از شجاعت، نه ستایش بیچونوچرا از امتیازهای فیلم آن است که شجاعت را با شکستناپذیری یکی نمیگیرد.
کولون در روایت، انسانی است که میتواند از خطر عبور کند، اما از رنجی که دیده جدا نمیشود. چنین تصویری اجازه میدهد مخاطب هم به تعهد او احترام بگذارد و هم درباره هزینههای آن تأمل کند. در بهترین لحظهها، فیلم نه تبلیغی ساده برای قهرمانپروری است و نه نمایشی سرد از فجایع؛ بلکه میکوشد نشان دهد شهادتدادن به رنج دیگران، خود میتواند نیرویی فرساینده باشد.
« در عوض، فیلم میکوشد تعلیق را در خود موقعیتهای جنگی و در پرسش از بهای انتخابهای شخصیت بیابد. »
قوتها و کاستیها
البته همین رویکرد گاهی با دشواری انتخاب زاویه دید روبهرو میشود. فیلم میخواهد هم به زندگی کولون نزدیک شود، هم محیط جنگی را با حس واقعگرایانه بازسازی کند، هم پرسشهای سیاسی و اخلاقی را مطرح سازد. این جاهطلبی قابلتوجه است، اما همه این مسیرها به یک اندازه پرداخت نمیشوند. نتیجه اثری است که لحظههای نیرومند و تأثیرگذار فراوان دارد، ولی در کلیت، از انسجام و تمرکز یکدست برخوردار نیست.
جمعبندی «A Private War» در وهله نخست با بازی قدرتمند رزاموند پایک و فضاسازی پرتنش مناطق جنگی در ذهن میماند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که گزارشگری از خط مقدم فقط به شجاعت در برابر گلوله محدود نمیشود؛ با مسئولیت روایت، مواجهه با رنج دیگران و تحمل پیامدهای روانی آن نیز گره خورده است.
در عین حال، آغازِ افشاگرانه، افتوخیز ریتم و تردید میان روایت زندگی خصوصی و درام جنگی، از یکپارچگی آن میکاهد. با وجود این کاستیها، فیلم در نمایش بهای انسانی جنگ و جایگاه کسانی که میکوشند این بها را ثبت کنند، اثری جدی و قابلتأمل است. ارزش آن بیش از آنکه در ارائه زندگینامهای جامع یا تحلیلی کامل از جنگ باشد، در ترسیم انسانی است که باور دارد دیدن و روایتکردن میتواند دیگران را به توجه وادارد؛ با این آگاهی تلخ که چنین انتخابی، زندگیِ روایتگر را نیز بیزخم باقی نمیگذارد.
« البته همین رویکرد گاهی با دشواری انتخاب زاویه دید روبهرو میشود. »
ثبت دیدگاه