نقد و بررسی
نقد فاتح (The Conqueror) | 1956
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای که میان تاریخ و افسانه سرگردان است «The Conqueror» ساختهٔ Dick Powell، اثری حماسی از سینمای آمریکا در دههٔ پنجاه است که زندگی تموچین، سردار مغول، را در پیوند با عشق، جنگ و میل به قدرت روایت میکند. فیلم از همان آغاز میخواهد جهان وسیعی بسازد: قبایل رقیب، دشتهای دوردست، اردوگاههای جنگی و مردی که سرنوشتش او را به سوی جایگاهی فراتر از یک فرمانده میراند.
اما این وسعت بیش از آنکه از عمق تاریخی یا روانشناختی برخیزد، از آرایش باشکوه تصویر و تکیه بر الگوی آشنای حماسهٔ عاشقانه تغذیه میکند. روایت، تموچین را درگیر نبرد با تاتارها و دلبستگی به بورته، شاهزادهٔ دشمن، میسازد. این دو خط داستانی قرار است یکدیگر را تقویت کنند: عشق، انگیزهٔ شخصی قهرمان باشد و جنگ، صحنهٔ آزمودن اراده و جاهطلبی او.
با اینهمه، فیلم در پیوند دادن این عناصر چندان کامیاب نیست. کشمکشهای قبیلهای و عاطفی گاه بهجای آنکه تصویری پیچیده از زایش یک قدرت سیاسی بسازند، همچون رشتهای از رویدادهای پرهیاهو کنار هم قرار میگیرند. شکوه بصری و جهانسازی پرزرقوبرق یکی از امتیازهای آشکار فیلم، علاقهاش به تماشاییبودن است.
لباسها، پوششهای سر، زرهها و دکورها با جزئیات فراوان طراحی شدهاند و میکوشند به هر قاب حالوهوای یک حماسهٔ بزرگ ببخشند. فیلم از این عناصر نه فقط برای بازسازی محیط، بلکه برای ساختن تصویری افسانهای از قدرت استفاده میکند: شخصیتها در میان پارچهها، پرچمها و سازوبرگهای چشمگیر ظاهر میشوند و صحنهها اغلب حالتی نمایشی دارند.
« روایت، تموچین را درگیر نبرد با تاتارها و دلبستگی به بورته، شاهزادهٔ دشمن، میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، شکوه صحنهآرایی همواره به باورپذیری نمیانجامد. جهان فیلم بیش از آنکه زیسته و ملموس به نظر برسد، گاه همچون صحنهای آراسته برای اجرای یک داستان پرآوازه جلوه میکند. فاصلهٔ میان ظاهر باشکوه و بافت نمایشی، در بعضی لحظهها محسوس است؛ اما همین فاصله بخشی از جذابیت ناخواستهٔ فیلم نیز شده است.
تماشاگر میتواند از تماشای ترکیب رنگها و جزئیات لذت ببرد، حتی وقتی قصه یا بازیها او را کاملاً به جهان اثر وارد نمیکنند. نبردها، اسبها و ضرباهنگ حرکت صحنههای نبرد، انرژی دیداری فیلم را زنده نگه میدارند. حرکت اسبها، صفآرایی جنگجویان و رفتوآمد سریع میان درگیریها، به اثر نیرویی جسمانی میبخشد که در بخشهای گفتوگومحور کمتر دیده میشود.
این صحنهها با مقیاس حماسی فیلم تناسب دارند و نشان میدهند که سازندگان میخواستند تماشاگر را با گسترهٔ نبردها و خطرهای پیش روی قهرمان همراه کنند. اما هیجان تصویری بهتنهایی نمیتواند جای تنش دراماتیک را بگیرد. گاهی نبردها بیشتر به نمایش حرکت و انبوههٔ آدمها میمانند تا نتیجهٔ تصمیمهایی که پیشتر در داستان شکل گرفتهاند.
به همین دلیل، برخی درگیریها پس از مدتی اثر مشابهی میگذارند و تکرارشان از قدرت غافلگیری میکاهد. فیلم در این لحظات پرتحرک است، اما همیشه پرشتاب نیست؛ تصویر میجنبَد، ولی روایت الزاماً پیش نمیرود. جان وین در نقشی ناسازگار مسئلهٔ بنیادین فیلم در انتخاب جان وین برای نقش تموچین آشکار میشود؛ شخصیتی که بعدها با عنوان چنگیزخان شناخته میشود.
« با این حال، شکوه صحنهآرایی همواره به باورپذیری نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
وین بازیگری با حضور مقتدر و شیوهٔ اجرایی مشخص بود، اما همین ویژگیها در این نقش به دشواری با شخصیت و پیشینهای که فیلم میخواهد بازنمایی کند، سازگار میشوند. نتیجه آن است که گاه بهجای سرداری مغول، تصویری آشنا از قهرمانی آمریکایی میبینیم که به لباسی تاریخی درآمده است. این ناسازگاری تنها به چهره یا ظاهر بازیگر محدود نمیشود؛ در لحن، حرکت و شیوهٔ بیان او نیز خود را نشان میدهد.
تموچین قرار است هم جنگجویی سرسخت باشد و هم شخصیتی در حال دگرگونی؛ اما بازی وین بیشتر بر صلابت بیرونی تکیه دارد و فرصت چندانی برای شکلگیری ظرافتهای درونی نمیگذارد. در مقابل، Susan Hayward و Pedro Armendáriz نیز در میان لحنهای پرآرایش فیلم میکوشند حضور عاطفی و دراماتیک خود را حفظ کنند، ولی فیلمنامه مجال چندانی برای پیچیدهکردن شخصیتها فراهم نمیآورد.
دیالوگها و عاشقانهای کمجان زبان فیلم بهدنبال لحنی بزرگ و پرطنین است؛ گویی هر جمله باید وزن یک فرمان یا 선언یهٔ تاریخی را داشته باشد. اما این جدیت دائمی، در بسیاری از گفتوگوها به تصنع میانجامد. شخصیتها گاه احساسات و انگیزههایشان را با عباراتی بیان میکنند که بیش از آنکه طبیعی یا متناسب با موقعیت باشند، برای تأکید نمایشی نوشته شدهاند.
این مسئله بهویژه در صحنههای عاشقانه برجسته است. رابطهٔ تموچین و بورته قرار است نیروی عاطفی داستان باشد، اما فیلم بهجای پرورش تدریجی صمیمیت و تنش میان آن دو، اغلب به جملههای پرشور و مواجهههای مستقیم متکی میشود. از همین رو، عاشقانهٔ فیلم گاهی نه برانگیزاننده، بلکه ناخواسته خندهدار به نظر میرسد.
« این ناسازگاری تنها به چهره یا ظاهر بازیگر محدود نمیشود؛ در لحن، حرکت و شیوهٔ بیان او نیز خود را نشان میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل صرفاً اغراق در بیان نیست؛ مسئله آن است که اثر پیوند میان عشق و دگرگونی شخصیت را بهقدر کافی گسترش نمیدهد. عشق در روایت حضور دارد، اما همیشه به نیرویی قانعکننده برای فهم تصمیمها بدل نمیشود. موسیقی، ریتم و مسئلهٔ کشآمدن روایت موسیقی متن ویکتور یانگ از عناصری است که به فیلم پیوستگی و حالوهوای حماسی میدهد.
ملودیها بر شکوه و عاطفه تأکید میکنند و در لحظههایی که تصویر بهتنهایی از ساختن تأثیر بازمیماند، به آن نیرو میبخشند. موسیقی همچنین وجه عاشقانهٔ داستان را برجسته میکند؛ هرچند گاه همان تأکید پررنگی را بازمیتاباند که در دیالوگها نیز دیده میشود. ریتم فیلم اما یکنواخت نیست. بخشهایی با نبرد و حرکت، تماشاگر را درگیر میکنند و بخشهایی دیگر با گفتوگوهای طولانی و تکرار کشمکشهای مشابه، از شتاب میافتند.
تمرکز زیاد بر رابطهٔ عاشقانه و درگیریهای پیاپی، فرصت پرداختن به دگرگونی سیاسی و شخصی تموچین را محدود میکند. در نتیجه، فیلم میان دو هدف مردد میماند: روایت یک حماسهٔ تاریخی یا ساختن ملودرامی عاشقانه در پوشش حماسه. این دو مسیر میتوانستند مکمل یکدیگر باشند، اما در اینجا اغلب به جای همافزایی، برای تصاحب مرکز توجه رقابت میکنند.
زمینهٔ تولید و سایهٔ بیرون از قاب شهرت فیلم تنها به خود اثر محدود نمانده است. بخش مهمی از فیلمبرداری در نواحی نزدیک سنت جورج، در ایالت یوتا، انجام شد؛ منطقهای که در سالهای پیش از تولید، در معرض پیامدهای آزمایشهای هستهای قرار گرفته بود. بعدها دربارهٔ بیماریهای شماری از بازیگران و عوامل و نسبت احتمالی آنها با محل فیلمبرداری بحثهای فراوانی شکل گرفت.
« عشق در روایت حضور دارد، اما همیشه به نیرویی قانعکننده برای فهم تصمیمها بدل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
این پیوند را نباید سادهانگارانه به رابطهای قطعی و اثباتشده فروکاست؛ اما ماجرای تولید، سایهای سنگین بر تاریخ فیلم انداخته و تماشای آن را از قاب داستانی فراتر برده است. این زمینه همچنین تضادی تلخ میسازد: فیلمی که میخواست منظرهای دوردست و افسانهای را به تصویر بکشد، در مکانی واقعی تولید شد که خود با تاریخ سیاسی و زیستمحیطی پرمناقشهای گره خورده بود.
دانستن این پیشینه، لزوماً کیفیت هنری فیلم را تغییر نمیدهد، اما به تجربهٔ تماشایش لایهای ناخوشایند و تأملبرانگیز میافزاید. جمعبندی «The Conqueror» اثری نامتوازن است: از یک سو، لباسها و دکورهای چشمگیر، حضور موسیقی پررنگ و صحنههای پرتحرک دارد؛ از سوی دیگر، انتخاب جان وین، دیالوگهای تصنعی، عاشقانهای کمجان و روایتی کشدار مانع شکلگیری حماسهای باورپذیر میشوند.
ارزش تماشای آن بیش از آنکه در بازنمایی دقیق تاریخ یا پرداخت شخصیتها باشد، در برخورد میان جاهطلبی عظیم و اجرای ناهماهنگ آن نهفته است. تماشاگر امروز ممکن است همزمان از مقیاس تصویری فیلم لذت ببرد و از فاصلهٔ میان نقش و بازیگر، یا از لحن پرطمطراق گفتوگوها، بیرون بیفتد. اثر در مقام یک درام تاریخیِ منسجم چندان موفق نیست، اما بهعنوان نمونهای از حماسهسازی پرزرقوبرق هالیوود و انتخابهای بحثبرانگیز آن دوران، همچنان دیدنی و قابل تحلیل باقی مانده است.
ثبت دیدگاه