نقد و بررسی
نقد ظاهرگرایی (Lookism) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت اجتماعی «Lookism» از یک فرض فانتزی و بیدرنگ فهمپذیر آغاز میشود: دانشآموزی که بهخاطر ظاهرش تحقیر و طرد شده، ناگهان با دو بدن کاملاً متفاوت زندگی میکند. یک بدن همان پیکری است که دیگران سالها بهدلیلش آزارش دادهاند؛ بدن دیگر با معیارهای رایجِ جذابیت سازگار است و در نتیجه، جهان پیرامون بیآنکه خود او عوض شده باشد، با او رفتاری دیگر در پیش میگیرد.
مجموعه از همین جابهجایی برای طرح پرسشی روشن استفاده میکند: آیا ارزش اجتماعی آدمها به کردار و شخصیتشان وابسته است، یا به ظاهرشان؟ نقطه قوت این ایده آن است که نگاه تماشاگر را به مشاهدهگری دوگانه بدل میکند. مخاطب، هم رنج کسی را میبیند که از پیش در حاشیه قرار گرفته و هم امتیازهایی را که بدن تازه برای همان شخصیت فراهم میآورد.
این تضاد، صرفاً وسیلهای برای شوخی یا خیالپردازی نیست؛ موتور اصلی نقد اجتماعی اثر است. «Lookism» میکوشد نشان دهد که زیبایی فقط یک ویژگی فردی نیست، بلکه در مناسبات روزمره به نوعی سرمایه بدل میشود: توجه، احترام و حتی فرصتهایی که برای یکی فراهم است، ممکن است از دیگری دریغ شود. داستان با همین فرض آغازین، مسیری بهسوی رشد شخصیت و مواجهه با پیشداوریها میگشاید.
دو بدن؛ دو تجربه از یک جهان جذابترین امکان روایی مجموعه در تفاوت میان دو بدن نهفته است. شخصیت اصلی با تغییر ظاهر، هویت تازهای پیدا نمیکند؛ بلکه با دو صورت از زندگی اجتماعی روبهرو میشود. این نکته به روایت فرصت میدهد تا موقعیتهایی بسازد که در شکل معمول داستانهای مدرسهای کمتر دیده میشوند.
« نقطه قوت این ایده آن است که نگاه تماشاگر را به مشاهدهگری دوگانه بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمان، هم از جایگاه فردی که دیگران نادیدهاش میگیرند به جهان مینگرد و هم از جایگاه کسی که نگاهها و رفتارها ناگهان به سودش تغییر کردهاند. بدینترتیب، تجربهی او به آزمایشی دربارهی تبعیض تبدیل میشود: چه چیزی در او عوض شده است، و چه چیزی فقط در نگاه دیگران؟ با این حال، این تمهید گاه بیش از اندازه به کارکرد نمایشی خود وابسته میماند.
هر دو بدن میتوانند موقعیتهایی تازه و درگیرکننده پدید آورند، اما روایت همیشه از این امکان برای کاوش روانی عمیق بهره نمیبرد. تفاوت میان تجربهی بیرونی و درونی شخصیت، گاهی بهجای آنکه به پرسشی پیچیدهتر بدل شود، به محرکی برای پیشبرد ماجرا یا ساختن یک صحنهی هیجانانگیز محدود میماند.
با وجود این، تقابل دو بدن همچنان مهمترین دارایی داستان است و سبب میشود مضمون اصلیاش در سطح یک شعار ساده متوقف نماند. مدرسه؛ میدان قدرت و تماشاگران خاموش فضای مدرسه در «Lookism» جایی برای شکلگیری دوستی و یادگیری نیست؛ دستکم در بخشهایی از داستان، بیشتر به میدان کشمکش و نمایش قدرت شباهت دارد.
زورگویی در این جهان فقط کنشی فردی نیست، بلکه با سکوت یا بیتفاوتی اطرافیان دوام میآورد. همین نکته از جنبههای مؤثر اثر است: آزارگر بهتنهایی عمل نمیکند و تماشاگران خاموش نیز، با کنارکشیدن یا عادیانگاشتن رفتار خشن، در بازتولید آن سهم دارند. صحنههایی که این بیاعتنایی را نشان میدهند، میتوانند خشم و درماندگی مخاطب را برانگیزند؛ زیرا مسئله دیگر صرفاً رفتار یک دانشآموز نیست، بلکه سازوکاری جمعی است.
« با این حال، این تمهید گاه بیش از اندازه به کارکرد نمایشی خود وابسته میماند. »
شخصیتها و اجرا
اما شدت و فراوانی آزارها همیشه به سود باورپذیری داستان تمام نمیشود. گاه محیط مدرسه چنان یکدست و بیرحم تصویر میشود که واکنش شخصیتها به رخدادها رنگ اغراق میگیرد. همین اغراق ممکن است تماشاگر را از تجربهی ملموس شخصیتها دور کند و توجهش را به ساختگیبودن موقعیتها بکشاند. اثر میخواهد خشونت را بیپرده نشان دهد، اما میان تأثیرگذاری عاطفی و انباشتن صحنههای آزار مرزی باریک وجود دارد.
هرگاه از این مرز عبور میکند، رنج شخصیتها بهجای آنکه عمیقتر فهمیده شود، ممکن است به وسیلهای برای شوک یا برانگیختن خشم تبدیل شود. شخصیتپردازی و مسیر رشد در سطحی فراتر از درگیریهای مدرسه، «Lookism» به امکان تغییر آدمها و شکلگیری همدلی نیز توجه دارد. شخصیتها در آغاز ممکن است ساده، یکبعدی یا تابع نقشهای آشنای داستانهای نوجوانانه به نظر برسند؛ اما برخی از آنها در ادامه پیچیدگی بیشتری پیدا میکنند.
این روند کمک میکند که جهان داستان تنها به تقسیمبندی آزارگر و قربانی محدود نماند. در کنار کسانی که آشکارا به دیگران آسیب میزنند، افرادی نیز حضور دارند که در بزنگاهها موضع میگیرند یا یاریرسانیشان را بیسروصدا نشان میدهند. رشد شخصیت اصلی نیز زمانی بیشترین اثر را دارد که از پیروزی بر دیگران فراتر میرود.
اهمیت این مسیر در آن است که او بهتدریج با تجربههای متفاوتش روبهرو میشود و امکان فهمیدن آدمهایی را پیدا میکند که پیشتر از چشمش دور مانده بودند. بااینحال، این جنبه گاهی زیر سایهی درگیریهای فیزیکی قرار میگیرد. اگر تماشاگر بخواهد داستان را فقط بهعنوان روایت انتقام و زورآزمایی دنبال کند، بخشی از بار عاطفی و اخلاقی آن از دست میرود؛ اما اگر به تغییر نگاه شخصیتها توجه کند، لایهی انسانیتری در پس ماجراها مییابد.
« اما شدت و فراوانی آزارها همیشه به سود باورپذیری داستان تمام نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دعوا، انتقام و تکرار اکشن در «Lookism» عنصری فرعی و اتفاقی نیست. درگیریها بخشی از زبان مجموعهاند و به آن تحرک میبخشند؛ از سوی دیگر، مبارزهها به شخصیتها فرصت میدهند در برابر زورگویی از خود یا دیگری دفاع کنند. بسیاری از صحنههای نبرد خوشساختاند و طراحی حرکات در آنها روشن و قابلدنبالکردن است.
خشونت نیز در مواردی کارکردی عاطفی پیدا میکند: بدنهایی که پیشتر میدان تحقیر بودهاند، حالا امکان ایستادگی و مقاومت مییابند. بااینهمه، تکرار الگوی «آزار، خشم، درگیری و پاسخ متقابل» میتواند روایت را یکنواخت کند. هر بار که دعوا به راهحل اصلی بدل میشود، مجموعه از ظرفیتهای دیگر خود فاصله میگیرد: گفتوگو، تغییر رابطهها، پیامدهای روانی خشونت یا مقاومت جمعی.
انتقام ممکن است در کوتاهمدت حس رضایت ایجاد کند، اما بهتنهایی برای ساختن جهانی عادلانه کافی نیست. اثر گاهی این فاصله را میبیند و گاهی با سپردن بیش از اندازهی زمان روایت به زدوخورد، ناخواسته همان چیزی را پررنگ میکند که قصد نقدش را دارد. تصویر، رنگ و صدا از نظر بصری، «Lookism» اثری پرجنبوجوش است.
رنگبندی چشمنواز و طراحی شخصیتها به تمایز میان فضاها و حالوهوای موقعیتها کمک میکند. تصویرها در لحظههای پرتنش، بهویژه هنگام درگیری، انرژی لازم را دارند و حرکتها معمولاً جهت و وضوح خود را حفظ میکنند. سبک بصری مجموعه در خدمت روایت نوجوانانه و پرتحرک آن است؛ نه چنان واقعگرا که جنبهی فانتزی ایده را محو کند و نه چنان انتزاعی که موقعیتهای اجتماعیاش از دسترس مخاطب بیرون برود.
« دعوا، انتقام و تکرار اکشن در «Lookism» عنصری فرعی و اتفاقی نیست. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و طراحی صوتی نیز به حفظ ریتم اثر کمک میکنند و در برخی لحظهها شور عاطفی صحنهها را تقویت میسازند. بااینحال، همهی انتخابهای موسیقایی به یک اندازه طبیعی در بافت داستان نمینشینند. بخشی از این ناهمواری از تغییر لحن مجموعه میآید: داستانی که میان درام اجتماعی، کمدی نوجوانانه، اکشن و لحظههای موسیقایی رفتوآمد میکند، همیشه نمیتواند گذار میان این فضاها را نرم و هماهنگ کند.
بنابراین، کیفیت بصری و انرژی صوتی از عوامل جذابیت اثرند، اما بهتنهایی پراکندگی لحن را برطرف نمیکنند. اقتباس و محدودیت فصل «Lookism» بر پایهی وبتونی همنام ساخته شده و فصل نخست آن، با هشت قسمت، بخشی از جهان گستردهتر داستان را پیش چشم میگذارد. قالب محدود سریال باعث میشود روایت ناچار باشد میان معرفی شخصیتها، طرح مسئلهی اصلی و پیشبرد ماجراها انتخاب کند.
پیامد این فشردگی آن است که بعضی جزئیات و فرصتهای شخصیتپردازی مجال کافی نمییابند. برای مخاطبی که با وبتون آشناست، تفاوتهای اقتباس و حذف برخی مواد روایی ممکن است به چشم بیاید؛ برای تماشاگر تازهوارد نیز بخشی از داستان ممکن است شتابزده یا ناتمام احساس شود. پایان فصل، بدون آنکه لازم باشد جزئیاتش فاش شود، بیش از آنکه حس بستهشدن کامل یک روایت مستقل را ایجاد کند، پنجرهای رو به ادامهی جهان داستان میگشاید.
این انتخاب با ماهیت اقتباسی مجموعه سازگار است، اما ممکن است برای کسی که انتظار جمعبندی پررنگتری دارد، حس تعلیق و انتظار باقی بگذارد. در نتیجه، فصل نخست هم بهعنوان تجربهای مستقل قابلتماشاست و هم آشکارا محدودیتهای روایتِ گزیدهشده از اثری بزرگتر را با خود حمل میکند. جمعبندی «Lookism» با ایدهای پرکشش آغاز میشود و از تقابل دو بدن برای نقد قضاوت ظاهری، زورگویی و سکوت جمعی بهره میگیرد.
« موسیقی و طراحی صوتی نیز به حفظ ریتم اثر کمک میکنند و در برخی لحظهها شور عاطفی صحنهها را تقویت میسازند. »
جمعبندی
بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که نشان میدهد ظاهر چگونه رفتار دیگران را تغییر میدهد، بیآنکه ارزش انسانی فرد دگرگون شده باشد. رشد شخصیتها، صحنههای مبارزهی خوشساخت و رنگبندی جذاب، مجموعه را سرگرمکننده و در بخشهایی تأثیرگذار میکنند. در مقابل، اغراق در رفتارها، تکرار درگیری و غلبهی انتقام بر برخی جنبههای عاطفی، مانع از آن میشود که نقد اجتماعی اثر همیشه به عمقی همسنگ ایدهی اولیه برسد.
پیام مجموعه دربارهی ظاهر و ارزش انسانی روشن است، اما اجرای آن گاهی با تأکید بیش از اندازه بر جذابیت بیرونی و پیروزی از راه زور، به همان تناقضی نزدیک میشود که میخواهد افشا کند. حاصل، اثری نابرابر اما قابلتأمل است: سریالی که بیش از آنکه در همهی لحظهها به پرسشهایش پاسخ دهد، مخاطب را وادار میکند دوباره به نگاه خود و رفتار جمعی پیرامونش بنگرد.
ثبت دیدگاه