نقد و بررسی
نقد جاده کفتار (Hyena Road) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای جنگ «Hyena Road» ساختهٔ Paul Gross، فیلمی جنگی و دراممحور است که در افغانستان و در بستر حضور نیروهای کانادایی میگذرد. محور روایت، برخورد سه جهان متفاوت است: سربازانی که درگیر عملیات نظامیاند، مردمی که جنگ به زندگی روزمرهشان تحمیل شده و نیروهای محلیای که تجربه و منطق خود را از سالها کشمکش با خود آوردهاند.
فیلم از همان ابتدا میکوشد جنگ را نه همچون مسابقهای میان قهرمانان و شروران، بلکه بهصورت شبکهای پیچیده از وابستگیها، سوءظنها و تصمیمهای دشوار نشان دهد. معرفی رسمی اثر نیز بر همین وضعیت تأکید میکند: مردم عادی در میانهٔ آتش متقابل گرفتارند و پیشبردن عملیات به همکاری نیروهای کانادایی و مردم محل وابسته است.
این انتخاب، به فیلم امکانی فراتر از نمایش نبرد میدهد. مسئله فقط این نیست که چه کسی برنده میشود یا کدام مأموریت به انجام میرسد؛ پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان در سرزمینی با مناسبات تاریخی و سیاسی ناشناخته، تصمیمی درست گرفت، وقتی هر انتخاب ممکن است پیامدی پیشبینیناپذیر داشته باشد.
«Hyena Road» در بهترین لحظههایش، تماشاگر را در همین فضای ناروشن نگه میدارد. جنگ بیزرقوبرق و واقعگرایی میدانی یکی از امتیازهای اثر، پرهیز از قهرمانسازی آسان است. سربازان فیلم، چهرههایی شکستناپذیر و همیشه مطمئن نیستند؛ کارشان با احتیاط، فشار روانی و محدودیت اطلاعات همراه است.
« این انتخاب، به فیلم امکانی فراتر از نمایش نبرد میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
واقعیت نظامی در اینجا بیشتر از آنکه در انفجارها و تیراندازیها خلاصه شود، در انتظار، مراقبت، ارزیابی موقعیت و دشواری تشخیص خطر حضور دارد. این رویکرد به فیلم اعتباری ملموس میبخشد و فاصلهاش را از آثاری که جنگ را به صحنهای پرزرقوبرق برای نمایش شجاعت تبدیل میکنند، بیشتر میکند.
خشونت نیز معمولاً بیش از آنکه تماشایی و پیروزمندانه جلوه کند، فرساینده است. فیلم در لحظات مؤثرش یادآوری میکند که میدان نبرد برای مردم محلی، نه یک صحنهٔ هیجانانگیز، بلکه محیطی است که زندگی عادی را مختل میکند و مرز میان امنیت و تهدید را از میان میبرد. البته این واقعگرایی همیشه به عمق دراماتیک نمیانجامد؛ گاهی فیلم در نمایش فضای نظامی موفقتر است تا در پرورش پیامدهای عاطفی و اخلاقی آن.
ابهام اخلاقی و نگاه به افغانستان افغانستان در «Hyena Road» پسزمینهای خنثی نیست. جغرافیا، فاصلهها و دشواری ارتباط میان نیروهای خارجی و مردم محل، بخشی از منطق روایت را شکل میدهند. فیلم میکوشد نشان دهد که شناخت ناکامل از تاریخ و مناسبات محلی چگونه عملیات نظامی را پیچیده میکند.
در چنین فضایی، همکاری میتواند ضروری باشد و همزمان با بیاعتمادی همراه شود؛ تصمیمی که از دید یک طرف منطقی بهنظر میرسد، ممکن است برای طرف دیگر معنایی کاملاً متفاوت داشته باشد. این تأکید بر ابهام، از نقاط قوت فیلم است؛ زیرا جنگ را به مسئلهای ساده با پاسخهای آماده تقلیل نمیدهد.
« خشونت نیز معمولاً بیش از آنکه تماشایی و پیروزمندانه جلوه کند، فرساینده است. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، نگاه اثر همچنان عمدتاً از دریچهٔ تجربهٔ نظامیان کانادایی شکل میگیرد. مردم محلی حضوری تعیینکننده دارند، اما فرصت چندانی برای آنکه بهعنوان شخصیتهایی مستقل با جهان درونی کامل شناخته شوند، پیدا نمیکنند. ازاینرو، فیلم گاهی به پیچیدگی افغانستان اشاره میکند، بیآنکه بتواند همهٔ لایههای آن را در شخصیتپردازی و روایت خود بگنجاند.
ساختار روایت و افت ریتم شروع فیلم وعدهٔ روایتی پرکشش را میدهد. موقعیتها، شخصیتها و خطرهای اصلی بهتدریج معرفی میشوند و تماشاگر درمییابد که قصه قرار است از چند مسیر متفاوت به یک نقطهٔ مشترک برسد. اما پس از این آغاز قابلقبول، روایت در حفظ کشش دچار دشواری میشود. اطلاعات و رخدادها گاه چنان پراکنده کنار هم قرار میگیرند که پیوند عاطفی با داستان سست میشود و حرکت فیلم کندتر از ظرفیت موضوع بهنظر میرسد.
این مسئله صرفاً به آرامبودن ریتم مربوط نیست؛ مکث در یک فیلم جنگی میتواند به ساختن اضطراب و تأمل کمک کند. مشکل زمانی پدید میآید که مکثها به انباشت موقعیتهای کماثر بدل شوند و مسیر دراماتیک روشنی نداشته باشند. در بخشهایی، فیلم از صحنهای به صحنهٔ دیگر میرود، بیآنکه هر حرکت بهقدر کافی در شخصیتها یا در فهم تماشاگر از بحران تغییری ایجاد کند.
نتیجه، فاصلهای میان شروع نویدبخش اثر و میانهای کمرمقتر است. شخصیتها، بازیها و روابط انسانی شخصیتهای نظامی فیلم در محیطی تعریف میشوند که حرفه و وظیفه بر روابط شخصی سایه میاندازد. Ryan Sanders، تکتیرانداز ماهر، و Captain Pete Mitchell، فرماندهٔ او، دو جایگاه متفاوت در ساختار نظامی را نمایندگی میکنند؛ یکی نزدیک به خطر مستقیم و دیگری مسئول تصمیمگیری و هدایت.
« با این حال، نگاه اثر همچنان عمدتاً از دریچهٔ تجربهٔ نظامیان کانادایی شکل میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تفاوت میتوانست زمینهای غنی برای کشمکش میان تجربهٔ میدانی و اقتدار فرماندهی باشد، اما فیلم همیشه از ظرفیت این تقابل بهطور کامل بهره نمیگیرد. معرفی اثر نیز این دو شخصیت را در مرکز تلاش نیروهای کانادایی برای مقابله با تهدیدی رو به گسترش قرار میدهد. بازیها عموماً در خدمت لحن واقعگرایانهاند و از نمایش احساسات اغراقآمیز پرهیز میکنند.
همین خویشتنداری با فضای فیلم تناسب دارد، هرچند ممکن است بعضی شخصیتها را کمفروغ یا دشوارفهم کند. بخش عاطفی داستان، بهویژه رابطهٔ عاشقانه، برای برخی تماشاگران ممکن است تصنعی بهنظر برسد؛ زیرا در میان فشارهای جنگی، این رابطه گاهی بیشتر شبیه مسیری ازپیشتعیینشده است تا پیوندی که بهتدریج و با ظرافت شکل گرفته باشد.
در نتیجه، سویهٔ احساسی فیلم به اندازهٔ سویهٔ نظامی آن قانعکننده نیست. اجرا، لحن و محدودیتهای تولید فیلم در بازسازی فضای خشک و تهدیدآمیز میدان جنگ، بهویژه از راه محیط و طراحی صحنه، لحظاتی باورپذیر میآفریند. صدای سلاحها و حضور دائمی خطر، به جای آنکه صرفاً وسیلهای برای هیجانسازی باشد، در ساختن حس ناامنی نقش دارد.
این ویژگی به فیلم کمک میکند تا جهانش را جدی بگیرد، حتی وقتی روایت از نظر ریتم یا پیوستگی دچار لغزش میشود. در سوی دیگر، لهجهها و تفاوتهای زبانی میتوانند تماشاگر را از صحنه بیرون بکشند؛ بهخصوص هنگامی که بازی یا گفتوگو بهجای آنکه در خدمت باورپذیری باشد، توجه را به اجرای خود جلب میکند.
« معرفی اثر نیز این دو شخصیت را در مرکز تلاش نیروهای کانادایی برای مقابله با تهدیدی رو به گسترش قرار میدهد. »
قوتها و کاستیها
این نکته در فیلمی که به ارتباط میان فرهنگها و گروههای مختلف وابسته است اهمیت بیشتری دارد. با وجود این محدودیتها، «Hyena Road» برای سینمای جنگی کانادا اثری قابلاعتناست؛ فیلمی که از تجربهٔ نظامی و تاریخی کشور خود سخن میگوید و میکوشد تصویری مستقل از حضور کانادا در افغانستان عرضه کند.
این اثر از Paul Gross است که نویسندگی و کارگردانی آن را نیز برعهده داشته است. جمعبندی «Hyena Road» فیلمی است که در هدف خود—نمایش جنگی پیچیده، فرساینده و دور از قهرمانبازی—اغلب صادق و جدی باقی میماند. نگاه واقعگرایانهاش به میدان نبرد و تأکید بر ناممکنبودن قضاوتهای ساده، آن را از بسیاری از روایتهای نظامی پرزرقوبرق متمایز میکند.
در عین حال، افت ریتم پس از شروع، پراکندگی بخشهایی از روایت و رابطهٔ عاطفی کمجان، مانع از آن میشوند که این ظرفیتها به تجربهای یکدست و عمیق تبدیل شوند. ارزش فیلم بیش از آنکه در ساختن تعلیقی پیوسته یا شخصیتهایی فراموشنشدنی باشد، در تصویری است که از ابهام اخلاقی و دشواری مداخلهٔ نظامی ارائه میکند.
تماشاگر با اثری روبهروست که میخواهد دربارهٔ جنگ پرسش مطرح کند، نه آنکه پاسخهایی مطمئن تحویل دهد؛ اما در پرداخت دراماتیک این پرسشها همیشه به یک اندازه موفق نیست. «Hyena Road» با وجود کاستیهای رواییاش، یادآوری تلخی از جنگ افغانستان و پیچیدگی جهانهایی است که در آن، هیچ تصمیمی از پیامدهای انسانی و اخلاقی جدا نمیماند.
« این نکته در فیلمی که به ارتباط میان فرهنگها و گروههای مختلف وابسته است اهمیت بیشتری دارد. »
ثبت دیدگاه