نقد و بررسی
نقد جونیور بنر (Junior Bonner) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شهری که دیگر همان نیست «Junior Bonner» ساختهٔ Sam Peckinpah، وسترنی معاصر و کمهیاهوست که بهجای اسطورهسازی از قهرمان شکستناپذیر، مردی را دنبال میکند که هنوز به تواناییهایش ایمان دارد، اما زمان و جهان پیرامونش دیگر با او همقدم نیستند. جونیور بانر، گاوچرانی که سالهای اوجش را پشت سر گذاشته، به زادگاهش پرسکات در آریزونا بازمیگردد تا در رودئوی سالانه شرکت کند.
بازگشت او، بیش از آنکه سرآغاز یک ماجرای پرحادثه باشد، فرصتی است برای روبهروشدن با خانه، خانواده و خاطراتی که در گذر سالها دگرگون شدهاند. در مرکز فیلم، نه راز بزرگی قرار دارد و نه کشمکشی با راهحل ساده؛ آنچه اهمیت مییابد، فاصلهٔ میان گذشتهای نوستالژیک و اکنونی است که با شتاب در حال تغییر است.
«Junior Bonner» از آثار آرامتر Peckinpah بهشمار میآید و بیشتر از خشونت، به شخصیت و حالوهوا تکیه دارد. شهری میان خاطره و دگرگونی پرسکات در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای ماجرا نیست؛ خودِ شهر به یکی از شخصیتهای اصلی بدل میشود. کوچهها، مراسم رودئو، بارها و فضاهای روزمره تصویری از جامعهای میسازند که ریشه در سنت دارد، اما زیر فشار پول، توسعه و تغییر شکل زندگی قرار گرفته است.
جونیور به مکانی بازمیگردد که برایش معنای خانه دارد، اما نشانههای آشنای آن دیگر تضمینکنندهٔ تعلق نیستند. این تضاد، در سرتاسر فیلم حضور دارد: او گذشته را به یاد میآورد، حال آنکه شهر با منطق تازهای پیش میرود. تقابل میان شیوهٔ زندگی قدیمی و سوداگری مدرن، بهویژه در رابطهٔ جونیور و برادرش، شکل ملموسی پیدا میکند.
« Junior Bonner» از آثار آرامتر Peckinpah بهشمار میآید و بیشتر از خشونت، به شخصیت و حالوهوا تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
یکی هنوز ارزش خود را در مهارت، شهرت و شرافت شخصی میسنجد؛ دیگری در موفقیت اقتصادی و گسترش کسبوکار. فیلم این رویارویی را به جدالی ساده میان «خوب» و «بد» تقلیل نمیدهد. جهان تازه ممکن است بیرحم و بیعاطفه به نظر برسد، اما آنچه در خطر است، تنها یک سبک معماری یا شغل نیست؛ نوعی پیوند خانوادگی و تصویری از هویت نیز در حال فرسایش است.
این وجه، فیلم را از داستانی صرفاً ورزشی فراتر میبرد. رودئو؛ نمایش و کار واقعی یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، توجهش به جهان رودئو است. رودئو اینجا نه تزئینی برای افزودن رنگ محلی، بلکه شغلی پرخطر و خستهکننده است که بدن گاوچران را میآزماید و غرورش را به چالش میکشد. جزئیات مسابقه و فضای پیرامون آن، حس آشنایی با محیطی واقعی را منتقل میکنند؛ فیلم به تماشاگر اجازه میدهد هم شور نمایش را ببیند و هم هزینهٔ جسمانی آن را درک کند.
این دوگانگی اهمیت دارد: در برابر جمعیت و هیجان مسابقه، جونیور با بدنی قرار دارد که زخمهای گذشته را با خود حمل میکند. رودئو همچنین استعارهای روشن، اما نه کاملاً بیاثر، از زندگی قهرمان است. او هر بار باید خود را در برابر نیرویی ناآرام ثابت کند؛ نیرویی که نه میتوان آن را کاملاً مهار کرد و نه میتوان از آن چشم پوشید.
در این معنا، مسابقه تنها آزمونی برای مهارت نیست، بلکه راهی برای حفظ تصویری است که جونیور از خودش دارد. فیلم بااینحال، برای مخاطبی که انتظار دارد صحنههای ورزشی پیوسته به سوی اوجی پرتنش حرکت کنند، ممکن است بیش از اندازه مکث کند. توجه به پیرامون و روزمرگی، گاهی از شدت هیجان مسابقه میکاهد؛ اما همین کندی بخشی از نگاه تأملی اثر است.
« یکی هنوز ارزش خود را در مهارت، شهرت و شرافت شخصی میسنجد؛ دیگری در موفقیت اقتصادی و گسترش کسبوکار. »
شخصیتها و اجرا
جونیور بانر و بازی کمکلام Steve McQueen Steve McQueen نقش جونیور را با بازیای کمحرف و متکی بر حضور فیزیکی پیش میبرد. شخصیت او بیش از آنکه احساساتش را توضیح دهد، با سکوت، نگاه و رفتارهای روزمره شناخته میشود. این انتخاب با مردی سازگار است که عادت دارد خودش را از راه عمل تعریف کند؛ او بهجای سخنرانی دربارهٔ غرور یا ناکامی، به کارش ادامه میدهد و از آسیبپذیریاش فاصله میگیرد.
بازی McQueen در بهترین لحظهها، همین تناقض را آشکار میکند: ظاهری آرام و سرسخت که زیر آن، خستگی و اضطراب پنهان مانده است. بازیگران دیگر نیز به ساختن فضای خانوادگی فیلم کمک میکنند. Robert Preston به پدر خانواده، Ace، جذابیتی آمیخته با بیمسئولیتی میبخشد؛ او مردی است که هنوز به رؤیاهای بزرگ دل بسته، اما از پیامدهای تصمیمهایش میگریزد.
Ida Lupino در نقش مادر، حضوری زمینیتر و رنجدیدهتر دارد و Joe Don Baker در نقش Curly نمایندهٔ اعتمادبهنفسی است که از موفقیت اقتصادی نیرو میگیرد. روابط این شخصیتها باورپذیرتر از آناند که صرفاً حامل پیام باشند؛ حتی زمانی که تعارضهایشان آشکار میشود، در میانشان خاطره و وابستگی باقی است.
البته همهٔ دیالوگها به یک اندازه طبیعی نیستند و بعضی لحظهها شخصیتها بیش از آنکه با زبان روزمره سخن بگویند، انگار مضمون صحنه را برای تماشاگر توضیح میدهند. کارگردانی و ریتم تأملی تماشاگرانی که Peckinpah را عمدتاً با خشونت و تدوین پرشتاب میشناسند، ممکن است از خویشتنداری «Junior Bonner» شگفتزده شوند.
« شخصیت او بیش از آنکه احساساتش را توضیح دهد، با سکوت، نگاه و رفتارهای روزمره شناخته میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فیلم بهجای آنکه پیرنگ را با حادثههای پیدرپی پیش ببرد، زمان میدهد تا شخصیتها در محیط خود نفس بکشند. مکثها و لحظات ظاهراً کماهمیت، به تماشاگر فرصت میدهند فضای شهر و فرسودگی قهرمان را حس کند. در نتیجه، روایت حالتی آرام و گاه اندوهناک مییابد؛ گویی فیلم نه فقط ماجرای بازگشت یک گاوچران، بلکه ثبت آخرین روزهای شیوهای از زندگی است.
همین انتخاب، نقطهٔ قوت و ضعف اثر را همزمان شکل میدهد. برای مخاطبی که به درامهای شخصیتمحور علاقه دارد، ریتم کند میتواند مجال تأمل بسازد؛ اما برای کسی که انتظار کشمکش روایی فشرده دارد، همان ریتم ممکن است به کمتحرکی تعبیر شود. پیرنگ نیز عامدانه کممایه به نظر میرسد: مسئلهٔ اصلی نه پیچیدهشدن یک معما، بلکه تغییر تدریجی نگاه ما به شخصیتها و محیط آنهاست.
بااینحال، چون فیلم در برخی بخشها به همان مضمونها بازمیگردد، کشش آن همیشه یکنواخت نیست و امکان دارد میان صحنههای مؤثر، لحظاتی کمجان احساس شود. نمادها، دیالوگها و مرز میان سادگی و تصریح فیلم بهروشنی دربارهٔ گذر زمان، زوال سنت و تغییر ارزشها حرف میزند. گاهی این مضامین بهخوبی از دل موقعیت بیرون میآیند: بدن آسیبدیدهٔ جونیور، مناسک رودئو و دگرگونی شهر، بدون نیاز به توضیح مستقیم، معنای خود را میرسانند.
در لحظههای موفق، نمادها با کنش و فضا آمیختهاند و فیلم نیازی ندارد چیزی را به زبان بیاورد که تصویر پیشتر نشان داده است. اما در لحظههای دیگر، تأکید بر مضمون بیش از حد آشکار میشود. بعضی دیالوگها حالتی نامأنوس دارند یا چنان مستقیم به مسئلهٔ خانواده و تغییر جهان اشاره میکنند که از طبیعیبودن گفتوگو فاصله میگیرند.
« این فیلم بهجای آنکه پیرنگ را با حادثههای پیدرپی پیش ببرد، زمان میدهد تا شخصیتها در محیط خود نفس بکشند. »
قوتها و کاستیها
همچنین حرکت آهسته در بعضی صحنهها، بهجای آنکه همواره حس شاعرانه یا اندوه بسازد، ممکن است تأکیدی اضافی به نظر برسد. این ناهماهنگیها فیلم را از تأثیرگذاری کامل بازمیدارند، اما آنقدر پرشمار نیستند که صداقت فضای کلی را از میان ببرند. «Junior Bonner» بیشتر با مشاهده و حضور زندهٔ بازیگران اثر میگذارد تا با ظرافت کامل در نگارش هر جمله.
جمعبندی «Junior Bonner» فیلمی برای تماشاگرانی است که از درامهای آرام، شخصیتمحور و متکی بر فضا لذت میبرند. ارزش اصلی آن در قصهای پرپیچوخم یا تحولهای ناگهانی نیست، بلکه در تصویر مردی است که میکوشد در جهانی دگرگونشده، راه خودش را حفظ کند. فضاسازی رودئو و شهر، بازی کمادعای Steve McQueen و حضور پررنگ بازیگران مکمل، به اثر گرما و بافتی ملموس میبخشند.
در سوی دیگر، ریتم کند، پیرنگ محدود، چند گفتوگوی نامأنوس و نمادهایی که گاهی بیش از اندازه آشکارند، میتوانند فاصلهای میان فیلم و مخاطب ایجاد کنند. با وجود این، اثر در لحظههای بهترش تصویری انسانی از غرور، فرسودگی و پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد؛ تصویری که نه قهرمان را میستاید و نه شکست را به پایانی قطعی بدل میکند، بلکه بر دشواری ادامهدادن در زمانی تأکید میگذارد که همهچیز در حال تغییر است.
« Junior Bonner» بیشتر با مشاهده و حضور زندهٔ بازیگران اثر میگذارد تا با ظرافت کامل در نگارش هر جمله. »
ثبت دیدگاه