نقد و بررسی
نقد بازگشت به مدرسه (Back to School) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مدرسه؛ بازگشت به نسخهای قدیمی از خود کمدی فرانسوی «Back to School» با عنوان اصلی «La Grande Classe» بر موقعیتی آشنا بنا شده است: دو دوست قدیمی به گردهمایی همکلاسیهای دوران راهنمایی میروند، با این خیال که میتوانند موفقیتهای بزرگسالیشان را به رخ زورگویان سابق و عشقهای نوجوانی بکشند.
اما آنچه قرار است نمایشی حسابشده از کامیابی باشد، به شبی آشفته بدل میشود؛ شبی که خاطرات مدرسه را از پستو بیرون میکشد و فاصله میان تصویری که آدمها از خود ساختهاند و آنچه واقعاً هستند، به موضوع اصلی طنز تبدیل میکند. فیلم را Rémy Four و Julien War کارگردانی کردهاند و مدتزمان ۸۳ دقیقهای آن، از همان ابتدا نوید اثری سبک و سرراست را میدهد.
ایدهای ساده با ظرفیت طنز موقعیت گردهمایی همکلاسیها برای کمدی بسیار بارور است، زیرا گذشته در چنین فضایی صرفاً خاطرهای دور نیست؛ حضوری زنده دارد که آدمها را به رقابت، مقایسه و خودنمایی وامیدارد. شخصیتها میخواهند نشان دهند از آن نوجوانان آسیبپذیر فاصله گرفتهاند، اما خودِ این تلاش نشان میدهد که هنوز تا اندازهای زیر نفوذ همان تجربههای قدیمیاند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از همین تناقض بهره میگیرد: میل به اثبات اینکه «دیگر آن آدم سابق نیستم» میتواند آدم را بیش از هر چیز به همان نسخه پیشین وابسته کند. طرح داستانی، پیچیدگی خاصی ندارد و فیلم نیز قصد ندارد معمایی روانشناختی یا تصویری گسترده از زندگی نسل خود ارائه دهد. ارزش ایده بیشتر در موقعیتهای اجتماعی آن است: دیدار با کسانی که زمانی نقش مهمی در جهان محدود مدرسه داشتهاند، و مواجهه دوباره با رقابتها و دلبستگیهایی که شاید در بزرگسالی کوچکتر از آنچه به نظر میرسیدند جلوه کنند.
کمدیِ خودنمایی و خاطره طنز فیلم عمدتاً از فاصله میان ادعای شخصیتها و رفتارشان شکل میگیرد. آنها به گردهمایی میروند تا نسخهای درخشان از زندگی خود عرضه کنند؛ اما هرچه بیشتر میکوشند کنترل موقعیت را به دست بگیرند، بیشتر در آشفتگی آن گرفتار میشوند. از این منظر، خنده فقط بر پایه بدبیاری یا شوخی کلامی بنا نشده، بلکه از آسیبپذیری آدمهایی میآید که میخواهند تأیید گذشته را جبران کنند.
فیلم در بهترین لحظاتش، این خودنمایی را با نگاهی سبک و بیتکلف مینگرد. نمایش موفقیت برای همکلاسیها بهآسانی میتواند به صحنهای از اضطراب بدل شود: آیا واقعاً از دیگران جلو افتادهایم، یا فقط میخواهیم چنین به نظر برسیم؟ بااینحال، اثر معمولاً از این پرسشها عبور میکند و آنها را بهجای گسترش دراماتیک، در خدمت شوخی و پیشبرد موقعیت نگه میدارد.
« کمدیِ خودنمایی و خاطره طنز فیلم عمدتاً از فاصله میان ادعای شخصیتها و رفتارشان شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، کمدیای است که گاهی به نکتهای انسانی میرسد، اما کمتر درنگ میکند تا آن را به تأملی عمیق بدل سازد. بازیها و انرژی جمعی یکی از امتیازهای فیلم، انرژی بازیگران در همراهی با فضای پرهرجومرج آن است. Ludovik و Jérôme Niel در نقش دو دوست مرکزی، تضاد و رفاقتی را شکل میدهند که موتور حرکت بسیاری از موقعیتهاست.
بازی آنها بهجای تکیه بر ظرافتهای روانشناختی، بر ضرباهنگ، واکنشهای سریع و آمادگی برای افتادن در دام موقعیتهای مضحک استوار است؛ رویکردی که با جنس کمدی فیلم تناسب دارد. حضور گروهی از همکلاسیهای قدیمی نیز امکان شوخیهای کوتاه و برخوردهای متنوع را فراهم میکند. فیلم از این جمع برای ساختن حس یک مهمانی زنده و غیرقابلپیشبینی استفاده میکند، هرچند همه شخصیتها فرصت کافی برای تبدیلشدن به آدمهایی مستقل و بهیادماندنی ندارند.
در نتیجه، برخی چهرهها بیشتر کارکردی موقعیتی پیدا میکنند: وارد صحنه میشوند، تنش یا شوخی تازهای میسازند و سپس جای خود را به اتفاق بعدی میدهند. ریتم و ساختار روایی زمان کوتاه فیلم به سود آن تمام میشود. داستان زود وارد موقعیت اصلی میشود و برای رسیدن به موقعیت بعدی بیش از اندازه مکث نمیکند.
« حاصل، کمدیای است که گاهی به نکتهای انسانی میرسد، اما کمتر درنگ میکند تا آن را به تأملی عمیق بدل سازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شتاب، تماشای اثر را آسان میسازد و مانع میشود که طرح سادهاش بیش از ظرفیت خود کش پیدا کند. «Back to School» از آن دسته کمدیهایی است که ترجیح میدهد حرکت کند، نه اینکه برای هر ایده توضیحی مفصل فراهم آورد. اما همین شتاب، محدودیتهایی نیز دارد. گذار سریع از یک ماجرای آشفته به ماجرای بعدی گاهی جای پرداخت دقیقتر شخصیتها را میگیرد.
فیلم بهندرت به پیامدهای عاطفی رفتارهایش زمان میدهد؛ بنابراین بخشی از کشمکشها پس از آنکه شوخیشان مصرف شد، بهسرعت کنار میروند. مسیر کلی روایت نیز چندان غافلگیرکننده نیست و نشانههایی که برای پیشبینی جهت داستان کفایت میکنند، از میانه راه قابل تشخیصاند. جذابیت اثر، در اینجا کمتر به کشف مقصد و بیشتر به تماشای چگونگی رسیدن به آن وابسته است.
شوخیهای زمخت و مرزهای سلیقه کمدی فیلم گاه به شوخیهای جنسی و لحظات زمخت تکیه میکند؛ انتخابی که ممکن است برای مخاطبی بخشی از سرزندگی و بیپروایی اثر باشد، اما برای دیگری تکراری یا مبتذل جلوه کند. مشکل صرفاً بیادبانهبودن یک شوخی نیست؛ مسئله آن است که بعضی شوخیها بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت برخیزند، به واکنشی آسان و فوری بسنده میکنند.
« این شتاب، تماشای اثر را آسان میسازد و مانع میشود که طرح سادهاش بیش از ظرفیت خود کش پیدا کند. »
قوتها و کاستیها
در چنین لحظاتی، فیلم بهجای ساختن طنزی دقیق، از غافلگیری خام یا اغراق جسمانی کمک میگیرد. این ناهمواری در لحن، کیفیت خندهها را یکدست نمیگذارد. برخی موقعیتها از شرمندگی اجتماعی و دستپاچگی شخصیتها نیرو میگیرند و طبیعیتر مینشینند؛ برخی دیگر بیش از اندازه به شوک یا ابتذال متکیاند.
از همین رو، میزان لذت مخاطب از فیلم احتمالاً به میزان تحملش در برابر کمدی بیپرده و کمظرافت وابستگی دارد. گذشته، هویت و فرصتهای ازدسترفته در زیر لایه سرگرمکننده فیلم، ایدهای قابلتوجه درباره دوام خاطرات مدرسه وجود دارد. دوران راهنمایی ممکن است از نظر زمانی دور باشد، اما تجربه تحقیر، طردشدن یا دلبستگی نوجوانانه گاهی در ذهن بزرگسالان وزن خود را حفظ میکند.
گردهمایی، موقعیتی میشود برای سنجش اینکه آیا آدمها واقعاً از آن گذشته عبور کردهاند یا فقط روایت تازهای از آن ساختهاند. بااینحال، فیلم این بُعد را بیشتر لمس میکند تا آنکه بپروراند. رابطه شخصیتها با گذشته، فرصت مناسبی برای کاوش در تفاوت میان بلوغ واقعی و موفقیت ظاهری فراهم میسازد، اما اثر معمولاً بهسرعت دوباره به کمدی موقعیت بازمیگردد.
« در چنین لحظاتی، فیلم بهجای ساختن طنزی دقیق، از غافلگیری خام یا اغراق جسمانی کمک میگیرد. »
جمعبندی
به همین دلیل، شخصیتها عمق محدودی پیدا میکنند و تغییرات احتمالی آنها به اندازهای که ایده مرکزی وعده میدهد، پیچیده و ماندگار نیست. فیلم از مصالحی بهره میگیرد که میتوانستند اثری عاطفیتر بسازند، ولی انتخاب میکند در محدوده سرگرمی سبک باقی بماند. جمعبندی «Back to School» کمدیای روان و کوتاه است که از دیدار دوباره با همکلاسیهای قدیمی، خودنمایی بزرگسالانه و زندهشدن رقابتهای نوجوانی موقعیتهای سرگرمکننده میسازد.
بازیهای پرانرژی و ریتم سریع، تماشای آن را آسان میکنند؛ در مقابل، شوخیهای جنسی و زمخت، شخصیتپردازی کمعمق و مسیر روایی تا حدی قابلپیشبینی، مانع از آن میشوند که فیلم از یک سرگرمی گذرا فراتر برود. بهترین دستاوردش یادآوری این نکته است که گاهی بازگشت به مدرسه، بیش از آنکه درباره دیدن دیگران باشد، درباره روبهروشدن با تصویری است که هنوز از خود در گذشته نگه داشتهایم.
ثبت دیدگاه