نقد و بررسی
نقد گرگهای بد بزرگ (Big Bad Wolves) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری جنایی با حالوهوای افسانهای تیره «گرگهای بد بزرگ» فیلمی اسرائیلی از سال ۲۰۱۳ به نویسندگی و کارگردانی آهرون کشالس و ناووت پاپوشادو است؛ اثری که از همان عنوانش، بازیگوشی با قصههای عامیانه را نوید میدهد، اما آن را به جهان قتل، سوءظن و خشونت میکشاند. داستان، مسیر سه مرد را در پی قتلهای هولناک به هم میرساند: پدری سوگوار و تشنهٔ انتقام، کارآگاهی که مرز قانون را پشت سر گذاشته، و معلمی مذهبی که به ارتکاب جنایت مظنون است.
فیلم، بیش از آنکه صرفاً معمایی برای کشف قاتل باشد، دربارهٔ فرسودهشدن داوری اخلاقی در وضعیتی است که حقیقت گریزپا و خشم بسیار دسترسپذیر است. شروعی پرتنش و جهانِ ناامن آغاز فیلم با ایجاد حس تهدید و بیپناهی، مخاطب را بهسرعت در فضای آن فرومیبرد. از همان ابتدا، چیزی در جهان اثر نامطمئن است: خطر ممکن است در جایی پنهان باشد که بهظاهر عادی به نظر میرسد، و آرامش میتواند تنها مکثی کوتاه پیش از خشونت باشد.
این مقدمه صرفاً برای شوکهکردن نیست؛ شالودهای میسازد برای روایتی که مدام میپرسد چه کسی حق دارد دیگری را مجازات کند، و آیا میل به عدالت میتواند از انتقام جدا بماند. فیلم در این بخش از تعلیق بهرهٔ خوبی میگیرد. اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و اجازه میدهد تماشاگر همراه با شخصیتها میان فرضیهها و تردیدها رفتوآمد کند.
« شروعی پرتنش و جهانِ ناامن آغاز فیلم با ایجاد حس تهدید و بیپناهی، مخاطب را بهسرعت در فضای آن فرومیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جذابیت آغازین چنان بالاست که انتظار برای تداوم همان شتاب را افزایش میدهد؛ انتظاری که بخشهای بعدی همیشه از پس آن برنمیآیند. سه مرد و سه صورتِ خشونت هستهٔ دراماتیک فیلم در برخورد سه شخصیت شکل میگیرد، نه فقط در پرسش از هویت مجرم. پدر، از فقدانی سهمگین به سوی تلافی رانده میشود؛ کارآگاه، که قرار است نمایندهٔ قانون باشد، خود به روشهایی متوسل میشود که اعتبارش را زیر سؤال میبرد؛ و مظنون، با خونسردی و رفتاری مبهم، میدان داوری را پیچیدهتر میکند.
هیچیک را نمیتوان بهسادگی در جایگاه روشنِ قهرمان یا شرور نشاند. این ابهام یکی از ظرفیتهای مهم فیلم است. شخصیتها بهجای آنکه صرفاً ابزار پیشبرد معما باشند، هر یک نمایندهٔ نوعی واکنش به بحراناند: سوگ، خشم، وظیفهگراییِ منحرفشده و انکار. بااینحال، پرداخت روانی آنان همیشه به اندازهٔ موقعیتهای افراطیای که در آن قرار میگیرند عمیق نیست.
فیلم گاهی از ما میخواهد وزن اخلاقی رفتارشان را حس کنیم، بیآنکه زمان کافی برای فهم لایههای درونیشان فراهم آورد. طنز سیاه در کنار خشونت یکی از ویژگیهای متمایز «گرگهای بد بزرگ» آمیختن طنز سیاه با فضای جنایی و هراسآور است. شوخیها نه برای سبککردن سادهٔ روایت، بلکه برای برهمزدن واکنش تماشاگر به کار میروند.
« سه مرد و سه صورتِ خشونت هستهٔ دراماتیک فیلم در برخورد سه شخصیت شکل میگیرد، نه فقط در پرسش از هویت مجرم. »
شخصیتها و اجرا
در صحنههایی که انتظار میرود فقط اضطراب یا انزجار حاکم باشد، ناگهان لحظهای مضحک یا نامنتظر رخ میدهد؛ و همین ناهماهنگی، خنده را با احساس گناه و ناراحتی همراه میکند. این انتخاب به فیلم هویت میدهد و آن را از تریلری متعارف دور میکند. طنز، خشونت را بیاثر نمیسازد؛ برعکس، گاهی آن را غریبتر و تحملناپذیرتر جلوه میدهد.
بااینهمه، مرز میان شوخیِ تلخ و خودنماییِ سبکی همیشه دقیق نیست. در برخی لحظات، لحن چنان ناگهانی تغییر میکند که بهجای ایجاد پیچیدگی، پیوستگی عاطفی صحنه را مختل میسازد. این لغزش، هم بخشی از جسارت فیلم است و هم یکی از دلایل نابرابری آن. بازجویی، کشآمدن روایت و مسئلهٔ ریتم پس از شروعی پرکشش، روایت بهتدریج در فضای محدودتر و موقعیتهای تکرارشونده گرفتار میشود.
بازجوییها و شکنجهها بخش مهمی از فیلم را تشکیل میدهند و قرار است فشار روانی را افزایش دهند، اما تکرار الگوی مواجهه و تهدید گاه از توان تعلیق میکاهد. وقتی موقعیت بارها به پرسش، انکار، خشونت و انتظار بازمیگردد، پیشروی داستان کندتر از میزان تنش ظاهری آن احساس میشود. این کندی لزوماً به معنای بیاهمیتبودن صحنهها نیست؛ بخشی از آن از اصرار فیلم بر نشاندادن بنبست اخلاقی شخصیتها میآید.
« این انتخاب به فیلم هویت میدهد و آن را از تریلری متعارف دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، میان تکرارِ معنادار و تکراری که صرفاً زمان میگیرد، همیشه تعادل برقرار نیست. فیلم گاهی بیش از اندازه در فضای بستهٔ خود میماند و بهجای آنکه هر دورِ بازجویی افق تازهای بگشاید، همان پرسش را با شدت بیشتری بازمیگرداند. در نتیجه، فاصلهای میان وعدهٔ پرشتاب آغاز و حرکتِ میانهٔ اثر ایجاد میشود.
بازیها و کارگردانی بازیهای لیئور اشکنازی، تزاهی گراد و روتم کینان به فیلم نیرویی ملموس میبخشند. اشکنازی در نقش کارآگاهی که میان اقتدار حرفهای و آشفتگی شخصی گرفتار است، نوعی تنش مهارشده پدید میآورد. گراد، در نقش پدری داغدار، خشم را نه فقط در فورانهای بیرونی، بلکه در خشکی و سختیِ حضورش نشان میدهد.
کینان نیز با اجرای کمحرف و کنترلشدهاش، مظنون را به چهرهای قابلخواندن اما نه کاملاً قابلاطمینان بدل میکند. کارگردانی به ساختن فضایی غریب و فشرده توجه دارد؛ فضایی که در آن خشونت، امر روزمره را آلوده میکند و طنز از دل همین آلودگی بیرون میآید. قاببندیها و میزانسنها بهجای آنکه جهان فیلم را وسیع کنند، اغلب بر محدودیت و محصورشدن تأکید دارند.
« بااینحال، میان تکرارِ معنادار و تکراری که صرفاً زمان میگیرد، همیشه تعادل برقرار نیست. »
قوتها و کاستیها
این رویکرد با موقعیت شخصیتها تناسب دارد، ولی در بخشهایی از فیلم به تکرار بصری و روایی دامن میزند. مضمون عدالت و ناتوانی از یقین پرسش محوری فیلم این است که وقتی نظام رسمی در یافتن حقیقت یا اجرای عدالت ناکام میماند، چه چیزی جای آن را میگیرد. پاسخ فیلم، راهحل سادهای عرضه نمیکند.
انتقام ممکن است با زبان عدالت توجیه شود، اما بهمحض آنکه قانون کنار گذاشته میشود، مرز میان مجازات و آزار، و میان حقیقتجویی و تحمیل اعتراف، تیرهتر میشود. فیلم در اینباره حکم قطعی صادر نمیکند؛ تماشاگر را در وضعیتی قرار میدهد که هر انتخاب با هزینهای اخلاقی همراه است. همین ابهام، در عین حال، نقطهٔ قوت و محدودیت اثر است.
از یک سو، مانع تبدیلشدن داستان به موعظهای سرراست میشود؛ از سوی دیگر، مضمونهای سنگین فیلم گاه بیش از آنکه در شخصیتپردازی یا تحول روایی بسط یابند، در سطح موقعیت باقی میمانند. اثر ایدههای جذابی دربارهٔ خشونت و عدالت پیش میکشد، اما همیشه آنها را تا ژرفای بالقوهشان دنبال نمیکند.
« این رویکرد با موقعیت شخصیتها تناسب دارد، ولی در بخشهایی از فیلم به تکرار بصری و روایی دامن میزند. »
جمعبندی
جمعبندی «گرگهای بد بزرگ» تریلری نامتعارف است که با آمیزش جنایت، خشونت و طنز سیاه، فضایی ناخوشایند اما بهیادماندنی میسازد. شروع پرتنش، بازیهای قدرتمند و لحن کجومعوج فیلم از امتیازهای اصلی آناند؛ در مقابل، تکرار بازجوییها، کندشدن ریتم و نابرابری در پیوند لحنها میتوانند تجربه را فرساینده کنند.
پایانبندی نیز ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار گرهگشاییای همسنگ تعلیق فیلم دارند، کمتر اثرگذار باشد؛ بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن آشکار شود. این اثر بیش از آنکه داستانی جنایی با پاسخهای روشن باشد، آزمایشی است در قراردادن تماشاگر میان خنده و انزجار، میان شک و یقین. اگر بتوان با ریتم نامتوازن و خشونت بیپردهاش همراه شد، فیلم تجربهای متمایز عرضه میکند؛ اما جذابیت ایده و جسارت لحن، بهتنهایی نمیتوانند همهٔ کاستیهای روایت را جبران کنند.
ثبت دیدگاه