نقد و بررسی
نقد بل کانتو (Bel Canto) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
موقعیت میان بحران و تأمل «Bel Canto» در ظاهر با موقعیتی آشنا آغاز میشود: مهمانی مجلل، حضوری دیپلماتیک و سیاسی، و یورشی ناگهانی که جمعی از مهمانان را در محاصره میاندازد. اما فیلمِ Paul Weitz علاقهٔ چندانی به تبدیل این وضعیت به تریلری پرشتاب ندارد. پس از آنکه گروهی چریکی مهمانان را گروگان میگیرند، روایت بیشتر از آنکه بر نقشههای فرار و درگیریهای پیدرپی متمرکز شود، به زندگی روزمرهٔ آدمهایی چشم میدوزد که ناچارند در فضایی بسته کنار یکدیگر بمانند.
خوانندهٔ اپرا، بازرگان ژاپنی، دیپلماتها، مترجم و گروگانگیران، هر یک با پیشینه و خواستههایی متفاوت در یک موقعیت واحد محصور میشوند؛ و همین همجواری، محور اصلی درام است. فیلم از رمانی به همین نام نوشتهٔ Ann Patchett اقتباس شده و بنبست گروگانگیری را زمینهای برای رویارویی با تفاوتهای طبقاتی، فرهنگی و انسانی قرار میدهد.
این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ بخشی از دشواریهای آن. «Bel Canto» میخواهد قصهای دربارهٔ بحران سیاسی، موسیقی، میل و همدلی باشد؛ اما هرچه دامنهٔ این مضمونها گستردهتر میشود، رشتهٔ دراماتیک گاه شلتر به نظر میرسد. فیلم بیشتر به تغییر تدریجی رابطهها دل بسته است تا به تعلیقی که مدام شدت بگیرد.
بنابراین اگر انتظار اثری پرحادثه دربارهٔ گروگانگیری وجود داشته باشد، ریتم آرام آن ممکن است ناامیدکننده باشد. بااینهمه، برای فیلمی که میخواهد زمانِ انتظار و ناگزیری را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر تبدیل کند، این کندی انتخابی آگاهانه است، نه صرفاً وقفهای میان دو حادثه. موسیقی بهمثابه زبان مشترک موسیقی اپرا در «Bel Canto» آرایهای برای زیباتر کردن صحنهها نیست؛ قرار است راهی برای ارتباط در موقعیتی باشد که گفتوگو بهتنهایی کفایت نمیکند.
« اما فیلمِ Paul Weitz علاقهٔ چندانی به تبدیل این وضعیت به تریلری پرشتاب ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
صدای Roxane Coss، خوانندهٔ مشهوری که اجرای خصوصیاش به بحران گروگانگیری گره میخورد، در خانهٔ اشغالشده فضایی متفاوت میسازد: برای لحظهای، نظم خشنِ اسلحه و تهدید جای خود را به گوشسپردن میدهد. در این لحظهها فیلم به ایدهای ساده اما مؤثر نزدیک میشود: هنری که قرار است برای مخاطبانی از زبانها و جهانهای گوناگون اجرا شود، شاید بتواند فاصلهای را کم کند که سیاست و جایگاه اجتماعی ساختهاند.
بااینحال، این استعاره همیشه بهطور کامل دراماتیک نمیشود. گاهی فیلم چنان مشتاق تأکید بر نیروی وحدتبخش موسیقی است که تنش میان شخصیتها را زودتر از آنچه باید نرم میکند. خودِ اپرا نیز، با تمام شکوه و عاطفهاش، لزوماً اختلاف منافع یا نابرابری قدرت را حل نمیکند. از همین رو، بهترین لحظههای فیلم آنهایی هستند که موسیقی را پاسخی جادویی نشان نمیدهند، بلکه آن را فرصتی موقت برای شنیدن دیگری میدانند.
صدای آواز میتواند سکوتی مشترک پدید آورد، اما معنای سیاسی آن سکوت همچنان محل پرسش باقی میماند. شخصیتها و شکلگیری رابطهها ساختار جمعی فیلم به آن مجال میدهد که شخصیتها را صرفاً در دو سوی روشنِ «گروگان» و «گروگانگیر» قرار ندهد. در ابتدا، تفاوتها برجستهاند: گروهی در موقعیت ممتاز و برخوردار از نفوذ، و گروهی دیگر که خشونت سیاسی را وسیلهٔ رساندن خواستههای خود قرار دادهاند.
سپس، در جریان روزهای طولانیِ حبس، عادتها و نیازهای فردی کمکم از پس این برچسبها نمایان میشوند. رابطهها با یک اعتراف ناگهانی یا چرخشی نمایشی شکل نمیگیرند، بلکه از گفتوگوهای کوتاه، نگاهها و کارهای روزمره نیرو میگیرند. همین تدریجیبودن برای بخشی از تماشاگران جذاب است: فیلم به جای آنکه هر شخصیت را با یک صفت توضیح دهد، میکوشد تغییرات را در رفتار و نزدیکیهای کوچک نشان دهد.
« بااینحال، این استعاره همیشه بهطور کامل دراماتیک نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
اما این روش خطر خود را نیز دارد. شمار زیاد شخصیتها و تفاوتهای زبانی و فرهنگی، فرصتی برای خلق گروهی پیچیده فراهم میکند، ولی همهٔ این افراد به یک اندازه مجال پرداخت پیدا نمیکنند. بعضی چهرهها بیش از آنکه صاحب قوس شخصیتی روشن باشند، در خدمت مضمون کلیِ همزیستی قرار میگیرند. در نتیجه، فیلم در لحظاتی باورپذیر و انسانی است و در لحظاتی دیگر، به تصویری کلی از «آدمهایی که سرانجام همدیگر را میفهمند» نزدیک میشود.
بازیگری و حضور بازیگران Julianne Moore در نقش Roxane بخش مهمی از نیروی عاطفی فیلم را بر دوش میکشد. بازی او بر اغراق یا نمایشگری متکی نیست؛ توجه به سکوتها، وقار صحنهای و تلاش برای حفظ کنترل، شخصیتی میسازد که حضورش حتی هنگام کمحرفی دیده میشود. بااینحال، صحنههای آواز چالشی جداگانه پدید میآورند: صدای اپرا را Renée Fleming اجرا کرده و هماهنگی لبخوانی و آواز برای برخی تماشاگران کاملاً طبیعی نیست.
این ناهماهنگی، در نماهای نزدیک میتواند حواس را از بار احساسی صحنه منحرف کند. Ken Watanabe در نقش Katsumi Hosokawa بازیای متین و کمادا ارائه میدهد. او شخصیتی را به تصویر میکشد که شیفتگیاش به موسیقی و به خواننده، راه ورودش به موقعیتی نامنتظر است؛ اما فیلم میکوشد او را به چیزی فراتر از تحسینگری صرف بدل کند.
رابطهٔ او با Roxane بهتدریج رشد میکند و در بخشهایی از اثر، همین رشد آرام از عناصر مؤثر روایت است. در سوی دیگر، Tenoch Huerta به نقش Benjamin نوعی جدیت و اندوه میبخشد که مانع میشود او تنها چهرهای تهدیدآمیز باقی بماند. بازیگران مکمل نیز به فضای چندزبانه و بینالمللی فیلم کمک میکنند، هرچند همهٔ نقشها از عمق یکسانی برخوردار نیستند.
« بعضی چهرهها بیش از آنکه صاحب قوس شخصیتی روشن باشند، در خدمت مضمون کلیِ همزیستی قرار میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، فضا و ریتم خانهای که بخش عمدهٔ رویدادها در آن میگذرد، هم فضای زیبا و مجللی است و هم قفسی که آزادی شخصیتها را محدود میکند. این تضاد تصویری، یکی از ایدههای روشن فیلم است: آسایش ظاهریِ محیط نمیتواند اضطراب و بیپناهی ساکنانش را از میان ببرد. رنگهای گرم و قاببندیهای آرام، در کنار حضور باغ و فضای داخلی خانه، حالوهوایی بهیادماندنی میسازند.
دوربین بیشتر نظارهگر است تا پرتحرک؛ به همین دلیل، رابطهٔ میان آدمها و تغییرات کوچکِ رفتارشان در مرکز توجه میماند. اما زیبایی بصری همیشه با پیشروی روایی همراه نیست. برخی صحنهها چنان مکث میکنند که تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم دور خود میچرخد؛ بهخصوص وقتی گفتوگوها بهجای آنکه لایهٔ تازهای از شخصیت یا منازعه را آشکار کنند، تنها فضای آرام و تأملی اثر را ادامه میدهند.
از طرف دیگر، همین سکون برای روایتِ حبس و انتظار کارکرد دارد: زمان در این خانه نه با ضربآهنگ بیرونیِ ماجرا، بلکه با تکرار روزها و نزدیکشدن تدریجی افراد اندازهگیری میشود. مسئله این است که فیلم همیشه نمیتواند میان مکثِ معنادار و کشآمدنِ بیثمر تمایز روشنی برقرار کند. سیاست، همدلی و محدودیتهای روایت «Bel Canto» میخواهد به ریشههای سیاسی خشونت توجه کند و نشان دهد که گروگانگیری در خلأ رخ نداده است.
خواستههای شورشیان با زندانیان سیاسی و نابرابریهای اجتماعی پیوند دارد؛ در مقابل، گروگانها از جهانهایی میآیند که بهواسطهٔ ثروت، دیپلماسی یا شهرت از واقعیت روزمرهٔ مردم عادی فاصله گرفتهاند. این تقابل میتوانست به تصویری تند و دقیق از قدرت و امتیاز بدل شود، اما فیلم غالباً ترجیح میدهد بر امکان همدلی فردی تأکید کند.
« رنگهای گرم و قاببندیهای آرام، در کنار حضور باغ و فضای داخلی خانه، حالوهوایی بهیادماندنی میسازند. »
قوتها و کاستیها
این تأکید گاه تأثیرگذار است، زیرا شخصیتها را از کلیشههای اولیه بیرون میآورد؛ اما گاه هم پرسشهای سیاسی را بیش از اندازه به حاشیه میراند. وقتی رابطههای شخصی مرکز توجه میشوند، ممکن است رنجی که بحران را به وجود آورده بود به پسزمینه برود. فیلم همچنین در ساختن پیوندهای عاطفی، بعضی وقتها از تماشاگر میخواهد تغییرات را سریعتر و بیدردسرتر بپذیرد.
چنین لحظههایی میتوانند دور از باور جلوه کنند، بهویژه اگر انتظار رود نزدیکی انسانی، شکافِ قدرت و خشونت را بهسادگی کمرنگ کند. اثر در نتیجه نه به یک تریلر سیاسی تمامعیار تبدیل میشود و نه همیشه در مقام درامی اجتماعی، جزئیات کافی برای پشتیبانی از نگاه خود فراهم میآورد. جمعبندی «Bel Canto» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در فضای عاطفی، ایدهٔ موسیقی بهعنوان زبان مشترک و کوشش برای دیدن انسانها فراتر از جایگاههایشان مییابد.
بازیهای سنجیدهٔ Julianne Moore و Ken Watanabe، حضور پرقدرت Tenoch Huerta، تصاویر گرم و شکلگیری آرام رابطهها، آن را به تجربهای گاه تأثیرگذار و ماندگار بدل میکنند. در برابر، فیلمنامه از پراکندگی شخصیتها و نوسان میان تریلر، درام سیاسی و قصهٔ عاشقانه آسیب میبیند؛ ریتم آرامش نیز برای بعضی تماشاگران بیش از حد کشدار خواهد بود.
این اثر بیش از آنکه دربارهٔ چگونگی حل یک بحران باشد، دربارهٔ مکثی است که بحران بر زندگی آدمها تحمیل میکند و پیوندهایی که در آن مکث شکل میگیرند. اگر تماشاگر با انتظاری مبتنی بر حادثه و تعلیقِ پیوسته سراغش برود، احتمالاً با کندی و سادهسازیهایی روبهرو میشود. اما اگر فرصت دهد تا موسیقی، سکوت و رابطههای در حال تکوین در مرکز تجربه قرار گیرند، «Bel Canto» میتواند فیلمی گرم، نابرابر و در عین حال دارای پژواکی عاطفی باشد.
« وقتی رابطههای شخصی مرکز توجه میشوند، ممکن است رنجی که بحران را به وجود آورده بود به پسزمینه برود. »
ثبت دیدگاه