نقد و بررسی
نقد سجین (Sijjin) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در وحشت فراطبیعی «سجّین» محصول سینمای ترکیه در سال ۲۰۱۴، فیلمی ترسناک است که وحشت فراطبیعی را به رابطهای عاطفی ناسالم گره میزند. اوزنور از کودکی به پسرعمویش قدرت دلبسته است؛ اما او با نیسا ازدواج کرده و زندگی مشترکی آرام دارد. حسادت اوزنور به تصمیمی هولناک میانجامد: دستزدن به جادوی سیاه، بیآنکه پیامدهای واقعی آن را بشناسد.
همین طرح ساده، هستهٔ تعلیق فیلم را میسازد: میل به تصاحب دیگری، هنگامی که از مرز اخلاق و اختیار عبور میکند، چه نیرویی را آزاد خواهد کرد؟ فیلم بهجای آنکه صرفاً بر موجودات ناشناخته یا رویدادهای غیرعادی تکیه کند، تهدید را از درون یک مناسبات خانوادگی و عاطفی بیرون میکشد. این انتخاب به داستان زمینهای آشنا و درعینحال ناآرام میدهد.
حسادت، وابستگی و میل به تصاحب، احساساتیاند که تماشاگر بهسادگی میتواند آنها را درک کند؛ اما فیلم میکوشد نشان دهد که این عواطف، وقتی به وسواس بدل شوند، دیگر تنها مسئلهای شخصی نیستند. از عشق یکطرفه تا ویرانی نقطهٔ آغاز ماجرا، عشق یکطرفهٔ اوزنور است؛ عشقی که سالها در ذهن او پرورده شده و با ازدواج قدرت به مانعی قطعی برخورد میکند.
« اوزنور از کودکی به پسرعمویش قدرت دلبسته است؛ اما او با نیسا ازدواج کرده و زندگی مشترکی آرام دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم برای پرهیز از اسپویل، بهتر است در همین سطح از طرح داستان باقی بماند: اوزنور نمیخواهد واقعیت را بپذیرد و برای تغییر آن به راهی ممنوع و خطرناک متوسل میشود. در این تصمیم، عنصر تراژیک مهمی وجود دارد. شخصیت گمان میکند میتواند نتیجه را مهار کند، حالآنکه انتخابش دروازهای به سوی نیرویی میگشاید که از خواست او فراتر میرود.
با وجود این ظرفیت دراماتیک، پرداخت عاطفی شخصیتها همیشه بهاندازهٔ ایدهٔ مرکزی نیرومند نیست. دلبستگی اوزنور و حسادتش برای پیشبردن رخدادها کافی است، اما عمق روانی این احساسها گاه در حد نشانه باقی میماند. فیلم کمتر مکث میکند تا روشن سازد این عشق چگونه به وسواس بدل شده، یا هر یک از شخصیتها در برابر بحران چه تناقضها و کشمکشهای درونیای دارند.
ازاینرو، تماشاگر ممکن است انگیزهٔ اصلی را بفهمد، اما پیوند عاطفی پررنگی با شخصیتها پیدا نکند. باورهای محلی و ساخت فضای تهدید یکی از ویژگیهای شاخص فیلم، اتکای آن به فضای فرهنگی و باورهای محلی دربارهٔ جادو و نیروهای شرور است. این عناصر، به قصه رنگی متمایز میدهند و آن را از وحشتهایی که بر الگوهای آشنای سینمایی متکیاند جدا میکنند.
« در این تصمیم، عنصر تراژیک مهمی وجود دارد. »
شخصیتها و اجرا
ترس در «سجّین» فقط از چیزی که دیده میشود نمیآید؛ از این تصور نیز نیرو میگیرد که جهان روزمره ممکن است میزبان نیروهایی باشد که انسان نه میتواند آنها را کاملاً درک کند و نه بهآسانی از آنها رهایی یابد. فضای تیرهٔ فیلم با همین تصور پیوند میخورد. موقعیتهای خانوادگی و محیطهای معمول، بهتدریج معنایی ناآرام پیدا میکنند؛ انگار امر هولناک از بیرون به زندگی شخصیتها هجوم نیاورده، بلکه از دل انتخابهای خود آنان سر برآورده است.
این پیوند میان گناه، میل و نیروی فراطبیعی، به فضای فیلم انسجام میدهد. بااینهمه، بهرهگیری از باورهای مذهبی و عامیانه بهخودیخود تضمینکنندهٔ ترس نیست. هرجا فیلم برای ایجاد هراس به نشانههای آشنا و واکنشهای ناگهانی بسنده میکند، تازگی فضای فرهنگیاش کمتر به تجربهای سینمایی بدل میشود.
تعلیق و طراحی ترس ساختار روایت بر پنهانکردن بخشی از اطلاعات و آشکارکردن تدریجی پیامدهای طلسم استوار است. این روش، کنجکاوی تماشاگر را حفظ میکند و کمک میکند خطر بهتدریج از مسئلهای خصوصی به بحرانی بزرگتر بدل شود. چند چرخش روایی نیز در حفظ توجه مخاطب نقش دارند؛ فیلم میکوشد از همان آغاز تمام کارتهایش را رو نکند و بخشی از تأثیر را به بازنگری تماشاگر در رخدادهای پیشین واگذارد.
« فضای تیرهٔ فیلم با همین تصور پیوند میخورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، تعلیق همیشه همپای ظرفیت داستان پیش نمیرود. ضرباهنگ میانی کند میشود و بعضی صحنههای ترسناک، با وجود آمادهسازی مناسب، به اندازهٔ کافی اثر نمیگذارند. گاهی فیلم به نشانههایی متوسل میشود که مخاطب ژانر پیشتر بارها دیده است؛ در چنین لحظههایی، انتظار برای ترس از خود ترس قویتر میشود.
این نابرابری میان لحظات مؤثر و صحنههای کمجان، مانع از آن است که فضای تهدید در سراسر فیلم با شدتی یکسان ادامه یابد. شخصیتپردازی و بازیها در مرکز فیلم، اوزنور شخصیتی قرار دارد که باید هم سرچشمهٔ بحران باشد و هم قربانی پیامدهای تصمیم خود. این تناقض بالقوه، فرصت مناسبی برای ساخت شخصیتی چندوجهی فراهم میکند؛ کسی که میتوان هم از رفتارش بیزار بود و هم انگیزهٔ انسانیاش را فهمید.
اما فیلم همیشه این فرصت را تا انتها دنبال نمیکند. حسادت و خواستِ بهدستآوردن قدرت، برجستهاند، درحالیکه زمینههای درونی و عاطفی آنها کمتر بسط مییابند. قدرت و نیسا نیز بیش از آنکه در مقام شخصیتهایی مستقل و پیچیده پرورده شوند، در نسبت با بحران اوزنور معنا پیدا میکنند. این شیوه برای پیشبرد یک قصهٔ فشردهٔ وحشتآلود کارآمد است، اما از غنای درام میکاهد.
« بااینحال، تعلیق همیشه همپای ظرفیت داستان پیش نمیرود. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، خطر اصلی گاه بیش از آنکه از رنج و انتخاب شخصیتها برخیزد، به نیروی بیرونی داستان وابسته میشود. بازیها در انتقال فضای اضطراب نقش دارند، ولی کاستی فیلمنامه در پرداخت رابطهها را بهتنهایی جبران نمیکنند. روایت، تدوین و مسئلهٔ پایان فیلم میخواهد اطلاعات را قطرهچکانی آشکار کند و از جابهجایی میان اکنون و گذشته برای بازسازی تصویر کاملتر ماجرا بهره ببرد.
چنین رویکردی میتواند تعلیق را بیشتر کند، اما در «سجّین» این تمهید همیشه به روشنی و ایجاز نمیانجامد. بهویژه در بخشهای پایانی، تکیهٔ زیاد بر بازگشت به گذشته و بازگویی رخدادها ممکن است جریان روایت را سنگین کند. برخی توضیحات بهجای آنکه از دل کنش و تصویر برآیند، با اطلاعات اضافی مسیر فهم ماجرا را روشن میکنند.
این نکته بر تجربهٔ پایان نیز اثر میگذارد. فیلم تا نزدیکی پایان میکوشد ابهام و غافلگیری را حفظ کند، اما ساماندادن همهٔ اطلاعات در واپسین بخشها میتواند برای شماری از تماشاگران گیجکننده باشد. از آنجا که بخش مهمی از لذت این اثر به کشف تدریجی رازها وابسته است، شرحدادن جزئیات بیشتر از این، تجربهٔ تماشای آن را مخدوش میکند.
« در نتیجه، خطر اصلی گاه بیش از آنکه از رنج و انتخاب شخصیتها برخیزد، به نیروی بیرونی داستان وابسته میشود. »
جمعبندی
میتوان گفت فیلم در ایجاد پرسش و نگهداشتن مخاطب تواناست، اما در پاسخدادن به همهٔ پرسشها به یک اندازه ظریف عمل نمیکند. جمعبندی «سجّین» فیلمی است که ایدهٔ مرکزی نیرومندی دارد: عشقی یکطرفه و حسادتی مهارنشده، با دستزدن به جادوی سیاه به بحرانی فراطبیعی بدل میشود. فضای تیره و بهرهگیری از باورهای محلی، به آن هویتی متمایز میبخشند و پیچشهای روایی، کنجکاوی مخاطب را تا بخشهای پایانی زنده نگه میدارند.
در برابر این امتیازها، شخصیتپردازی عاطفی محدود، افتوخیز ضرباهنگ و توضیحگویی پایانی از انسجام تجربه میکاهند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پرداختی بینقص باشد، در ترکیب یک تعارض عاطفی قابلفهم با هراس دینی و فراطبیعی نهفته است. تماشاگرانی که از وحشتهای متکی بر باورهای محلی، فضای شوم و آشکارشدن تدریجی تهدید لذت میبرند، احتمالاً با آن ارتباط خواهند گرفت؛ اما کسانی که از شخصیتپردازی دقیق، ریتم یکدست و روایتی کاملاً روشن انتظار دارند، ممکن است از محدودیتهایش دلسرد شوند.
«سجّین» اثری نابرابر، اما برخوردار از ایدهای بهیادماندنی است؛ فیلمی که هراس را از لحظهای آغاز میکند که میل به تصاحب دیگری، به عبور از مرزهای انسانی و اخلاقی بدل میشود.
ثبت دیدگاه