نقد و بررسی
نقد کوسهٔ نوح (Noah’s Shark) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان اسطوره و فیلم درجهدو «Noah’s Shark» از همان عنوانش وعدهٔ برخوردی نامتعارف میدهد: کشتی نوح، نفرینی باستانی و کوسهای سفید و پیشاتاریخی. داستان دربارهٔ واعظی تلویزیونی است که برای یافتن کشتی افسانهای، گروهی فیلمبردار را با خود همراه میکند؛ اما سفر جستوجو به مواجهه با نیرویی تهدیدآمیز بدل میشود.
فیلم بهجای آنکه اسطوره را دستمایهٔ روایتی جدی و پرابهت قرار دهد، به قلمرو وحشت عامهپسند و اغراقآمیز قدم میگذارد؛ قلمرویی که در آن ایدهٔ عجیب میتواند بهتنهایی بخشی از جذابیت باشد، بهشرط آنکه فیلم بداند چگونه از آن بهره بگیرد. «Noah’s Shark» در تصور اولیه کنجکاویبرانگیز است، اما در اجرا اغلب از ظرفیت همین ایده فاصله میگیرد.
کشتی نوح و کوسهای که باید بیش از یک شوخی باشد پیوند میان قصهٔ کشتی نوح و فیلم هیولایی، بالقوه زمینهٔ مناسبی برای بازی با ترس، ایمان و افسانه فراهم میکند. تصور اینکه جانوری شیطانی یا نفرینشده به ماجرای کشتی راه یافته باشد، میتواند قصهای کهن را از زاویهای تیره و سرگرمکننده بازخوانی کند.
فیلم همچنین کوشیده است حضور کوسه را به اسطورهای فرعی دربارهٔ یکی از پسران نوح و سرپیچی از قواعد کشتی پیوند بزند. این انتخاب به روایت امکان میدهد فراتر از «هیولایی در آب» حرکت کند و برای تهدید اصلی پیشینهای افسانهای بسازد. بااینحال، داشتن پیشینه با پرداخت دراماتیک یکی نیست. ایدهٔ کوسهٔ ماقبلتاریخی گاه بیشتر شبیه جاذبهای تبلیغاتی باقی میماند تا نیرویی که تمام عناصر داستان را به هم متصل کند.
« Noah’s Shark» در تصور اولیه کنجکاویبرانگیز است، اما در اجرا اغلب از ظرفیت همین ایده فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنچه باید موتور وحشت باشد، در بخشهایی از فیلم حضوری پراکنده پیدا میکند و پیوندش با کشمکش شخصیتها چندان محکم نیست. در نتیجه، تضاد میان امر مقدس و هیولای دریایی، که میتوانست محور معنایی فیلم باشد، بهندرت به تنشی کامل و ماندگار تبدیل میشود. واعظ، دوربین و میل به شهرت شخصیت واعظ تلویزیونیِ شهرتطلب، امکان جالبی برای ساختن نقدی طعنهآمیز از نمایش ایمان در برابر دوربین فراهم میآورد.
سفر او فقط جستوجویی مذهبی یا باستانشناختی نیست؛ پروژهای رسانهای نیز هست که میتواند به دیدهشدن و شهرت منجر شود. دوربینها در چنین طرحی میتوانند مرز میان حقیقت و نمایش را مخدوش کنند: آیا گروه واقعاً در پی کشف نشانهای تاریخی است، یا میخواهد رویدادی هیجانانگیز برای مخاطبان بسازد؟
این پرسش، اگر در سراسر روایت پی گرفته میشد، میتوانست به فیلم هویتی فراتر از تقلید از فیلمهای کوسهمحور بدهد. اما شخصیتپردازی و گفتوگوها، چنانکه از اجرای فیلم برمیآید، معمولاً توان لازم برای پرورش این لایه را ندارند. ایدهٔ تضاد میان باور دینی، منفعت شخصی و نمایش رسانهای در سطح طرح باقی میماند و کمتر به رابطهای پیچیده میان شخصیتها بدل میشود.
در نتیجه، واعظ نه آنقدر باورپذیر میشود که درامی دربارهٔ جاهطلبی شکل بگیرد، نه آنقدر اغراقشده که حضورش به طنزی منسجم و حسابشده تبدیل شود. فیلم میان جدیت و شوخی معلق میماند، بیآنکه همواره از این تعلیق بهره ببرد. وحشت کمهزینه و مسئلهٔ باورپذیری «Noah’s Shark» آشکارا در محدودهٔ تولیدی کمهزینه حرکت میکند و بخشی از هویت آن نیز به همین خامی و اغراق وابسته است.
« اما شخصیتپردازی و گفتوگوها، چنانکه از اجرای فیلم برمیآید، معمولاً توان لازم برای پرورش این لایه را ندارند. »
شخصیتها و اجرا
در چنین فیلمی، انتظار جلوههای باشکوه یا واقعنمایی کامل چندان معقول نیست؛ حتی تماشاگران علاقهمند به آثار درجهدو ممکن است از ناهمواریها و سادگی تولید لذت ببرند. اما کمهزینهبودن زمانی به امتیاز بدل میشود که فیلم بتواند محدودیت را به سبک تبدیل کند: قاببندی، تدوین، بازی با سایهها یا ایجاد تعلیق میتوانند جای جلوههای پرخرج را بگیرند.
در اینجا، طراحی کوسه و جلوههای ویژه برای بسیاری از مخاطبان از باورپذیری فاصله میگیرند. این ضعف صرفاً مسئلهای فنی نیست، زیرا هیولا باید منبع اصلی تهدید باشد؛ هرچه حضورش مصنوعیتر به نظر برسد، دشوارتر میتوان خطر را جدی گرفت. فیلم گاه به جای آنکه ترس را با انتظار و پنهانکاری بسازد، بر نمایش خود موجود تکیه میکند، حال آنکه کیفیت بصری این نمایش همیشه پشتیبان تعلیق نیست.
برای دوستداران سینمای وحشت عامهپسند، همین ناتمامی ممکن است نوعی لذت ناخواسته داشته باشد؛ برای کسی که دنبال ترس منسجم و فضاسازی دقیق است، احتمالاً مانع مهمی خواهد بود. بازیها و گفتوگوهایی با ضرباهنگ ناپایدار بازیها در شکلگیری لحن فیلم نقشی تعیینکننده دارند، بهخصوص وقتی اثر میان هراس، جدیت مذهبی و کمدی ناخواسته رفتوآمد میکند.
بازیهای کمرمق یا مصنوعی میتوانند این نوسان را تشدید کنند، اما نه لزوماً به شکلی ثمربخش. وقتی دیالوگها بیش از آنکه از شخصیتها و موقعیت برآیند، برای رساندن اطلاعات یا پیشبردن صحنه به کار روند، رابطهٔ تماشاگر با قصه سست میشود. در این فیلم، گفتوگوها و واکنشها گاه فاقد طبیعیبودنی هستند که حتی یک ماجرای نامحتمل را از نظر عاطفی قابلدنبالکردن کند.
« در اینجا، طراحی کوسه و جلوههای ویژه برای بسیاری از مخاطبان از باورپذیری فاصله میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله برای شخصیتهای همراه گروه نیز اهمیت دارد. سفر پرخطر هنگامی اثر میگذارد که تماشاگر دستکم تفاوتی میان همراهان ببیند و بفهمد هرکدام چه چیزی را به خطر میاندازند. اگر شخصیتها بیشتر کارکردی داستانی داشته باشند تا فردیتی روشن، خطرهای بیرونی نیز وزن کمتری پیدا میکنند. فیلم در این زمینه فرصت دارد که گروه فیلمبرداری را به تصویری از جاهطلبی، ترس و نمایشگری تبدیل کند، اما اجرای ناپایدار اجازه نمیدهد این امکان بهتمامی شکوفا شود.
روایتی که میان ایدهها سرگردان میماند یکی از دشواریهای فیلم، آشفتگی در پیوند دادن اجزای قصه است. روایت باید هم سفر گروه را دنبال کند، هم راز کشتی را بگشاید، هم پیشینهٔ نفرین را توضیح دهد و هم کوسه را بهعنوان تهدیدی حاضر نگه دارد. چنین ترکیبی به تعادل نیاز دارد: هر بخش باید اطلاعات لازم را بدهد، اما نباید آنقدر وقت بگیرد که عنصر اصلی فیلم از نظر دور بماند.
در «Noah’s Shark»، این توازن همواره برقرار نیست و بخشهایی از روایت بیشتر به توضیح و آمادهسازی اختصاص مییابند تا ساختن تعلیق. مدت کوتاه فیلم از این جهت امتیاز محدودی است که تماشای آن وقت زیادی نمیگیرد و قصه در قالبی فشرده پیش میرود. بااینحال، کوتاهی بهتنهایی به معنای چابکی نیست.
اگر رویدادها بهاندازهٔ کافی زمینهسازی نشوند یا پیوندشان با یکدیگر روشن نباشد، سرعت میتواند به شتابزدگی بدل شود. فیلم بهجای آنکه با حذف حشو به روایتی موجز و محکم برسد، گاهی حس میدهد عناصر جالبش مجال کافی برای شکلگرفتن پیدا نکردهاند. تماشای مناسب برای چه مخاطبی است؟ تماشاگرانی که از فیلمهای وحشت کمهزینه، ایدههای عجیب و ترکیبهای نامتعارف لذت میبرند، ممکن است «Noah’s Shark» را تجربهای سرگرمکننده در معنای خاص خود بیابند.
« این مسئله برای شخصیتهای همراه گروه نیز اهمیت دارد. »
قوتها و کاستیها
عنوان و فرض مرکزی فیلم بهاندازهای نامعمولاند که کنجکاوی برانگیزند، و خامی اجرا برای مخاطبی که از آثار عامهپسندِ اغراقآمیز استقبال میکند، شاید بخشی از جذابیت باشد. اما کسی که انتظار شخصیتپردازی دقیق، فضاسازی پرتعلیق، جلوههای قانعکننده یا روایتی منظم دارد، احتمالاً با محدودیتهای آشکار فیلم روبهرو خواهد شد.
جمعبندی «Noah’s Shark» بر ایدهای بنا شده که در نگاه نخست ظرفیت زیادی دارد: اسطورهٔ نوح، واعظی تشنهٔ شهرت، نفرینی باستانی و کوسهای پیشاتاریخی. این ترکیب میتوانست هم فیلمی هراسآور بسازد و هم طنزی دربارهٔ تبدیل ایمان و خطر به نمایش رسانهای. اما اثر در پیوند دادن این عناصر موفقیت یکسانی ندارد.
جلوههای ویژه و طراحی کوسه باورپذیری را کاهش میدهند، بازیها و دیالوگها غالباً جان کافی ندارند و روایت میان ایدههای خود پراکنده میشود. در عوض، زمان کوتاه و فرض داستانیِ نامتعارف برای علاقهمندان به سینمای وحشت کمخرج نقطهٔ شروعی برای تماشایی سبک و عجیب فراهم میکنند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه با پرداخت سینماییاش به یاد بماند، با جسارتِ ایدهٔ مرکزی و فاصلهٔ میان وعدهٔ آن و اجرای واقعیاش جلب توجه میکند.
« این ترکیب میتوانست هم فیلمی هراسآور بسازد و هم طنزی دربارهٔ تبدیل ایمان و خطر به نمایش رسانهای. »
ثبت دیدگاه