نقد و بررسی
نقد تازهکار (The Freshman) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای بازیگوشانه در سایهٔ یک اسطوره «تازهوارد» ساختهٔ اندرو برگمن، کمدی جناییای است که از همان طرح مقدماتیاش اعلام میکند قصد ندارد جهان مافیا را با جدیت متعارف بازسازی کند. کلارک کلگ، دانشجوی جوان سینما، پس از ورود به نیویورک گرفتار دزدیدهشدن وسایلش میشود و در پیگیری ماجرا به کارماین ساباتینی میرسد؛ مردی بانفوذ که شباهتش به دون ویتو کورلئونه نه فقط ظاهری، بلکه بخشی از شوخی مرکزی فیلم است.
کلارک بهتدریج وارد ماجرایی میشود که پای حیوانات کمیاب، ضیافتهای اشرافی و مناسبات زیرزمینی را به میان میکشد. این طرح از تقابل دو جهان نیرو میگیرد: دانشجوی سادهدل و آرمانگرایی که با زبان سینما آشناست، اما از قواعد زندگی مافیایی سر درنمیآورد؛ و گانگستری که با وقار، سکوت و تشریفات، تصویری آشنا از قدرت را بازمیآفریند.
فیلم بهجای آنکه صرفاً تقلیدی از «پدرخوانده» باشد، از آشنایی تماشاگر با آن تصویر سینمایی استفاده میکند تا فاصلهٔ میان اسطوره و هجو را به بازی بگیرد. همین آگاهیِ دوگانه، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز اثر است. هجو از سر علاقه، نه تمسخر یکی از امتیازهای فیلم، لحن مهربانانهٔ آن در مواجهه با سینمای مافیاست.
« همین آگاهیِ دوگانه، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برگمن کلیشههای آشنا را دست میاندازد، اما آنها را بیارزش نمیشمارد. قدرت، وفاداری، احترام و تشریفات خانوادگی در اینجا همچنان جدی گرفته میشوند؛ تفاوت در آن است که با قرارگرفتن در موقعیتهایی نامتعارف، وجه مضحک و نمایشیشان آشکار میشود. طنز فیلم بیشتر بر فاصلهٔ میان شکوهِ آشنای یک ژانر و ابتذال یا بیقاعدگیِ موقعیت تازه تکیه دارد.
برای تماشاگرانی که «پدرخوانده» را میشناسند، ارجاعها لایهای اضافه از لذت میسازند: ژستها و مکثها معنایی دوگانه پیدا میکنند و رفتارهای کارماین، هم یادآور یک شخصیت مشهورند و هم نسخهای تازه و کمابیش وارونه از او. بااینحال، فیلم به دانش قبلی مخاطب وابستهٔ کامل نیست. حتی بدون شناخت دقیق آن اثر، تضاد میان وقار گانگستر و آشفتگی ماجرا قابلفهم است؛ اما بخشی از ظرافت شوخیها، طبعاً برای آشنایان با تاریخ سینما پررنگتر خواهد بود.
بازی مارلون براندو؛ شکوهی که خودش را به بازی میگیرد جاذبهٔ اصلی فیلم، بازی مارلون براندو در نقش کارماین ساباتینی است. او بهخوبی میداند تماشاگر از پیش چه انتظاری دارد و همین انتظار را به مادهٔ خام بازیاش تبدیل میکند. براندو نهتنها به تصویر ماندگارش از رئیس خانوادهٔ مافیایی اشاره میکند، بلکه با خویشتنداری و جدیتی حسابشده آن را از نو میسازد؛ خنده از آنجا میآید که شخصیت، در دلِ موقعیتی عبث، همچنان با همان وقار رفتار میکند.
« برگمن کلیشههای آشنا را دست میاندازد، اما آنها را بیارزش نمیشمارد. »
شخصیتها و اجرا
این بازی خودآگاه بهندرت به تقلیدی شتابزده یا شوخیِ گلدرشت فرو میغلتد. براندو اجازه میدهد مکثها، نگاهها و لحن آرامش کار کنند. هرچه اطراف کارماین آشفتهتر میشود، آرامش او طنزآمیزتر جلوه میکند. فیلم از کاریزمای بازیگرش بهرهٔ فراوان میبرد، اما او را به بازاجرای سادهٔ یک نقش مشهور محدود نمیکند؛ میان اقتدار و خودهجوگری تعادلی میسازد که به شخصیت جان میدهد.
متیو برودریک و منطق شخصیت تازهوارد متیو برودریک در نقش کلارک نقطهٔ مقابل کارماین است. او نه قهرمانی خشن و نه نابغهای است که از ابتدا همهچیز را میفهمد؛ بیشتر جوانی است که با ترکیبی از کنجکاوی، خامی و تلاش برای حفظ آبرو وارد موقعیتی میشود که هرچه بیشتر در آن فرو میرود. برودریک این سردرگمی را با سبکی بازی میکند که بهجای اغراق، از واکنشهای کوچک و نگاههای مردد نیرو میگیرد.
حضور او به تماشاگر امکان میدهد با چشمان یک غریبه وارد جهان عجیب فیلم شود. همنشینی او با براندو، ساختار کمدی را استوار میکند: یکی میکوشد از قواعد نانوشتهٔ مافیا سر درآورد و دیگری همان قواعد را چنان طبیعی به کار میگیرد که گویی هیچ چیز نامعقولی در کار نیست. بازیگران مکمل نیز به این بافت رنگارنگ کمک میکنند.
« این بازی خودآگاه بهندرت به تقلیدی شتابزده یا شوخیِ گلدرشت فرو میغلتد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برونو کربی، پنلوپه اَن میلر و دیگر چهرههای گروه، هرکدام به اندازهای از اغراق و واقعنمایی میافزایند که دنیای فیلم هم کارتونی به نظر برسد و هم برای مدتی باورپذیر بماند. ریتم، موقعیتهای کمیک و ماجرای حیوانات «تازهوارد» در پیشبرد ماجرا به منطق کمدیِ پیچدرپیچ متکی است: هر تصمیم کلارک او را به موقعیتی نامنتظرتر میکشاند و هر شخصیت تازه، قواعد این جهان را اندکی عجیبتر میکند.
همین زنجیرهٔ اتفاقها به فیلم ریتمی سبک و روان میدهد. کارگردانی برگمن معمولاً به اندازهای سریع است که روایت از حرکت بازنماند، اما زمان کافی هم برای مکثهای بازیگران و شکلگیری موقعیتهای خندهدار باقی میگذارد. ماجرای حیوانات در معرض انقراض، برجستهترین نشانهٔ بیپرواییِ طرح است.
این خط داستانی از یکسو سوخت مناسبی برای آشوب و تعلیق کمیک فراهم میکند و از سوی دیگر، فیلم را از کمدی معمولِ گانگستری جدا میسازد. بااینحال، همین انتخاب میتواند دو واکنش متفاوت برانگیزد: برای برخی، نامتعارفبودنش جذاب و فراموشنشدنی است؛ برای برخی دیگر، پیوندش با دنیای مافیا چنان دور از انتظار است که باورکردن سازوکار قصه دشوار میشود.
« همین زنجیرهٔ اتفاقها به فیلم ریتمی سبک و روان میدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم نه میکوشد این نامحتملبودن را کاملاً برطرف کند و نه از آن فاصله میگیرد؛ آن را به بخشی از هویت شوخطبعانهٔ خود بدل میسازد. محدودیتهای فیلمنامه و نابرابری شوخیها همین رهاشدگی که گاهی فیلم را سرزنده میکند، گاه به نقطهضعفش تبدیل میشود. طرح داستانی بهتدریج از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرد و برخی رخدادها بیشتر بهانهای برای عبور به صحنهٔ بعدیاند تا پیامدهایی طبیعی از انتخابهای شخصیتها.
تماشاگر باید بپذیرد که جهان فیلم با معیارهای کمدی پیش میرود، نه با سنجش سختگیرانهٔ احتمال. این پذیرش برای مخاطبی که با لحن بازیگوش اثر همراه شود آسان است، اما اگر کسی در پی روایتی منسجم و مستحکم باشد، ممکن است از بعضی گسستها بیرون بیفتد. همچنین همهٔ شوخیها به یک اندازه پرداختشده نیستند.
فیلم موقعیتهای کمیک فراوانی میسازد، اما بعضی از آنها پیش از آنکه به نتیجهای درخشان برسند، رها میشوند یا فرودی معمولی پیدا میکنند. در چنین لحظههایی، ظرفیت ایده از اجرای نهاییاش بیشتر به نظر میرسد. این نابرابری مانع از سرگرمکنندگی کلی اثر نمیشود، اما توضیح میدهد چرا «تازهوارد» بیش از آنکه کمدیای بینقص باشد، فیلمی جذاب و نامتعارف است که بهترین لحظاتش را مدیون بازیها و ترکیب عجیب عناصرش است.
« تماشاگر باید بپذیرد که جهان فیلم با معیارهای کمدی پیش میرود، نه با سنجش سختگیرانهٔ احتمال. »
جمعبندی
جمعبندی «تازهوارد» کمدیای خوشقلب و متفاوت است که از برخورد سینمای مافیا با زندگی روزمرهٔ یک دانشجوی جوان، جهانی مضحک و دلپذیر میسازد. برگمن بهجای آنکه ژانر را بیرحمانه هجو کند، با علاقه به نشانههای آشنایش نزدیک میشود و آنها را در موقعیتهایی تازه قرار میدهد. بازی براندو، با وقار آمیخته به خودآگاهی، مرکز ثقل فیلم است؛ برودریک نیز با سادهدلی و واکنشهای سنجیده، تعادل لازم را در برابر او برقرار میکند.
ضعفهای اثر روشناند: روایت گاه بیش از اندازه نامحتمل میشود و برخی شوخیها آنقدر که وعده میدهند، به نتیجه نمیرسند. بااینهمه، سرزندگی، بازیهای دلنشین و ایدهٔ مرکزیِ بهیادماندنی، فیلم را از یک تقلید صرف نجات میدهد. «تازهوارد» بیش از آنکه بخواهد جایگاهی همسنگ با آثار مافیایی مشهور داشته باشد، از سایهٔ آنها بازیگوشانه استفاده میکند و به کمدیای بدل میشود که غرابتش بخشی از جذابیت آن است.
« بااینهمه، سرزندگی، بازیهای دلنشین و ایدهٔ مرکزیِ بهیادماندنی، فیلم را از یک تقلید صرف نجات میدهد. »
ثبت دیدگاه