نقد و بررسی
نقد زنان ازدواجنکرده (Bachelorette) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دوستیای که هرگز سالم نبوده است «Bachelorette» ساختهٔ Leslye Headland در ظاهر دربارهٔ آمادهشدن برای یک عروسی است؛ اما عروسی در اینجا بیش از آنکه مقصد روایت باشد، بهانهای برای کنارزدن لایههای آراستهٔ دوستیهای قدیمی است. سه زن که از دوران دبیرستان با هم ماندهاند، برای ساقدوشیِ زنی دعوت میشوند که زمانی هدف تمسخرشان بوده است.
از همان آغاز روشن میشود که این جمع، پیوندی گرم و بیدغدغه ندارد: رقابت، حسادت و تحقیر در میان شوخیهای صمیمانه پنهان شدهاند و با نزدیکشدن مراسم، راهشان را به سطح میگشایند. فیلم در اصل دربارهٔ زخمهایی است که از نوجوانی به بزرگسالی منتقل میشوند؛ زخمهایی که نه با گذر زمان خودبهخود از میان میروند و نه لزوماً در قالب پشیمانیِ آگاهانه ظاهر میشوند.
شخصیتها گاه چنان با بیرحمی رفتار میکنند که میتوان تصور کرد این رفتارها صرفاً بخشی از یک کمدی اغراقآمیزند. بااینحال، فیلم در لحظاتی نشان میدهد که تلخیشان از احساس شکست، ناامنی و ترس از عقبماندن نیز تغذیه میشود. این توضیح، البته، آنها را تبرئه نمیکند؛ فقط تصویری پیچیدهتر از منشأ رفتارشان میسازد.
کمدی سیاه با دندانهای تیز لحن «Bachelorette» از جنس کمدیهای خوشقلب و آشتیجویانه نیست. شوخیهایش بیپردهاند، موقعیتهایش گاهی آزارندهاند و خنده اغلب از جایی برمیخیزد که تماشاگر همزمان از رفتار شخصیتها شگفتزده و از خندیدن به آن معذب است. مستی، خودویرانگری و بیملاحظگی در اینجا فقط ابزارهایی برای ساختن شوخیهای سبک نیستند؛ بخش مهمی از فضای آشفتهٔ فیلم را تشکیل میدهند.
« سه زن که از دوران دبیرستان با هم ماندهاند، برای ساقدوشیِ زنی دعوت میشوند که زمانی هدف تمسخرشان بوده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب، اثر را از کمدیهایی که شیطنت را به سرگرمیِ بیپیامد تبدیل میکنند جدا میسازد. منتقدان نیز به این جنبهٔ تلخ و تند اشاره کردهاند و فیلم را اثری سرگرمکننده، اما عمداً ناآرام و نهچندان دلپذیر دانستهاند. بااینهمه، جسارت لحن همیشه به نتیجهٔ یکسان نمیرسد. برخی شوخیها از شناخت دقیق ضعفهای انسانی نیرو میگیرند؛ برخی دیگر تنها به تندیِ خود متکیاند و از آنجا که بارها بر همان جنس گزندگی تکرار میشوند، تازگیشان را از دست میدهند.
فیلم میخواهد از مرز ادب قراردادی عبور کند، اما عبور از این مرز بهتنهایی برای ساختن طنزی عمیق کافی نیست. بهترین لحظههایش آنهایی هستند که خنده و اندوه را به هم میآمیزند، نه آنهایی که فقط برای شوکهکردن مخاطب طراحی شدهاند. شخصیتهایی که قرار نیست محبوب باشند Regan، Gena و Katie سه شخصیت معیوباند؛ نه به معنای کلیشهایِ «آدمهایی با گذشتهای دشوار»، بلکه به معنای دقیقتر، زنانی که بارها انتخاب میکنند خودخواه، بیرحم یا بیمسئولیت باشند.
فیلم از مخاطب نمیخواهد از همان ابتدا دوستشان بدارد. این امتناع از دلپسندکردن قهرمانان، یکی از ویژگیهای متمایز اثر است و در عین حال سرچشمهٔ بخشی از دشواری آن. هنگامی که شخصیتها پیوسته به دیگران آسیب میزنند، تماشاگر ممکن است بهجای کنجکاوی دربارهٔ سرنوشتشان، از آنها فاصله بگیرد.
نقطهٔ قوت فیلم آن است که رفتار بد را با خودِ انسانبودن اشتباه نمیگیرد: زنان قصه قرار نیست الگوی اخلاقی باشند، اما در زیر بدخلقی و اداهایشان، اضطراب و ناکامی قابلتشخیصی دیده میشود. نقطهٔ ضعف این است که فیلم گاهی برای ایجاد این همدلی، بیش از اندازه به توضیح یا نرمکردن گوشههای شخصیتها رو میآورد.
« همین انتخاب، اثر را از کمدیهایی که شیطنت را به سرگرمیِ بیپیامد تبدیل میکنند جدا میسازد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تعادل میان «دیدنِ آدمهای بد» و «ساختنِ آدمهایی که بتوان احساسشان کرد» همیشه حفظ نمیشود. برخی منتقدان نیز به همین کشمکش اشاره کردهاند: فیلم در بخشهایی از تندیِ شخصیتها لذت میبرد، اما بعد میکوشد آنها را برای مخاطب پذیرفتنیتر کند. لیزی کاپلن در مرکز آشوب بازیگران، نقش مهمی در حفظ انرژی فیلم دارند، اما Lizzy Caplan بهویژه حضوری بهیادماندنی پیدا میکند.
شخصیت او میان شوخطبعی تند، آشفتگی درونی و نوعی آسیبپذیری پنهان حرکت میکند؛ کاپلن این تغییر حالتها را با ظرافتی اجرا میکند که اجازه نمیدهد Gena به مجموعهای از اداهای آشفته فروکاسته شود. حضورش گاهی از خودِ موقعیتها جذابتر است: در نگاهها، مکثها و واکنشهای کوتاهش، چیزی بیش از آنچه دیالوگها میگویند آشکار میشود.
قدرت بازی او در این است که هم میتواند از شخصیتش بخنداند و هم نشان دهد خنده، پوششی برای اندوه و دلخوری است. Kirsten Dunst با خویشتنداری و خشکیِ حسابشده، به Regan چهرهای سرد و رقابتجو میبخشد؛ شخصیتی که نارضایتیاش از زندگی دیگران، در لابهلای رفتارهای روزمرهاش رسوب کرده است.
Isla Fisher نیز Katie را با نوعی سرخوشیِ بیقرار بازی میکند؛ سبکی که در ابتدا ممکن است صرفاً مفرح به نظر برسد، اما کمکم وجه خطرناکتر و خودویرانگر شخصیت را نمایان میکند. در کنار این سه بازیگر، Rebel Wilson برای نقشی که در مرکز بحران قرار دارد، حضوری مهم دارد؛ بااینحال، فیلم همیشه به او به اندازهٔ شخصیتهای دیگر فرصت نمیدهد تا از جایگاه محرکِ ماجرا فراتر برود.
« در نتیجه، تعادل میان «دیدنِ آدمهای بد» و «ساختنِ آدمهایی که بتوان احساسشان کرد» همیشه حفظ نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نابرابری در پرداخت، بخشی از تناقض اثر است: کسی که رفتار گذشتهٔ دوستانش به او مربوط میشود، گاهی بیشتر موضوع گفتوگوی آنهاست تا مرکز تجربهٔ مستقل خودش. بدن، تحقیر و حدّ شوخی یکی از مسئلهبرانگیزترین جنبههای فیلم، اتکای بخشی از طنز آن به تحقیر بدن و چاقیستیزی است. این شوخیها در روایت بیارتباط با شخصیتهای قصه نیستند؛ بخشی از تاریخ رابطهٔ آنان و شیوهایاند که گروه در دبیرستان جایگاه اجتماعی خود را تعریف میکرده است.
اما نشاندادن یک رفتار آزارگرانه با تأییدکردن آن یکی نیست، و فیلم همیشه این مرز را بهاندازهٔ کافی روشن نمیکند. در بعضی لحظات، تماشاگر میتواند هدف نقد را رفتار شخصیتها بداند؛ در بعضی دیگر، خودِ شوخی چنان کشدار یا بیپرده است که اثر خطر میکند همان تحقیر را برای خنده بازتولید کند.
این مسئله فقط دربارهٔ حساسیت زبانی نیست؛ به نگاه فیلم به بدن و شخصیت نیز مربوط میشود. وقتی بدن زنی بهانهٔ اصلی برای تمسخر قرار میگیرد، لازم است خود روایت با دقت بیشتری پیامدهای این تحقیر را دنبال کند. «Bachelorette» گاهی چنین میکند، اما همیشه نه. از همین رو، واکنش به کمدی آن میتواند دوگانه باشد: گروهی ممکن است بیملاحظگی و تلخیاش را بخشی از نقدِ روابط مسموم بدانند؛ گروهی دیگر ممکن است احساس کنند فیلم بیش از آنکه آن روابط را تحلیل کند، از تمسخرشان بهره میبرد.
این ناهمواری در نگاه، از نقاط بحثبرانگیز اثر است. ریتم، شلوغی و ساختار روایی ساختار فیلم بر یک شب بحرانی و پیامدهای پیاپیِ آن استوار است. خرابشدن لباس عروس، زنجیرهای از تصمیمهای شتابزده و تلاش برای جمعوجورکردن اوضاع را به راه میاندازد. این طرح ساده به فیلم امکان میدهد از مهمانی خصوصی به موقعیتهای عمومیتر و پرتنشتر برسد و آشوب را مرحلهبهمرحله گسترش دهد.
« این مسئله فقط دربارهٔ حساسیت زبانی نیست؛ به نگاه فیلم به بدن و شخصیت نیز مربوط میشود. »
قوتها و کاستیها
در بخشهای پرتحرکتر، همین ساختار به سود اثر کار میکند: هر راهحل موقت، مشکل تازهای میسازد و شخصیتها بیش از پیش ناچار میشوند با نتایج رفتار خود روبهرو شوند. اما شتابِ روایی همیشه به معنای انسجام نیست. گاهی فیلم از یک موقعیت به موقعیت دیگر میپرد، بیآنکه فرصت کافی برای تهنشینشدن احساسات باقی بگذارد.
این ویژگی در بخشهای شلوغ میتواند انرژی کمیک ایجاد کند، ولی در لحظاتی که داستان میخواهد عمق عاطفی پیدا کند، به مانعی تبدیل میشود. تغییر جهت از هرجومرج به تأمل احساسی، در بعضی صحنهها طبیعی به نظر میرسد و در بعضی دیگر ناگهانی است. همین گسست سبب میشود جمعبندی عاطفی فیلم بهاندازهٔ مسیر پرتنش پیش از آن قانعکننده نباشد.
فاصله از کمدیهای عروسیِ معمول مقایسهٔ «Bachelorette» با کمدیهای عروسیِ دیگر اجتنابناپذیر است، اما اثر تفاوت خود را نه در موضوع، بلکه در نگاهش به دوستی نشان میدهد. عروسی معمولاً در کمدی رمانتیک بهانهای است برای آشفتگیِ موقت که سرانجام زیر سایهٔ عشق و آشتی مهار میشود. اینجا، دوستیها از آغاز ترکخوردهاند و خنده از دیدنِ همین ترکها پدید میآید.
فیلم چندان در پی اثباتِ زیباییِ وفاداری یا ارزشِ «دوستبودن با وجود همهچیز» نیست؛ بیشتر به این پرسش نزدیک میشود که آدمها تا چه حد میتوانند سالها رابطهای را حفظ کنند، بیآنکه واقعاً برای یکدیگر خیرخواه باشند. این نگاه، اثر را از نمونههای گرمتر و مردمپسندتر این گونه جدا میکند، اما تضمین نمیکند که هر انتخابش موفق باشد.
« اما شتابِ روایی همیشه به معنای انسجام نیست. »
جمعبندی
فیلم گاهی میان هجوِ سنتی، کمدیِ بیپروا و آشتیجوییِ عاطفی سرگردان میماند. بااینحال، همین بیثباتی بخشی از شخصیت آن است: «Bachelorette» نمیخواهد تجربهای آرام، دلگرمکننده و بیخطر باشد؛ میخواهد مخاطب را در کنار آدمهایی بنشاند که معاشرت با آنها آسان نیست و ببیند آیا در میان رفتارهای زنندهشان چیزی برای فهمیدن باقی میماند یا نه.
جمعبندی «Bachelorette» کمدی سیاهی است که جذابیتش را از شخصیتهای خوشایند یا داستانی بینقص نمیگیرد، بلکه از جسارت در نمایشِ خودخواهی، رنجش و زخمهای قدیمی نیرو میگیرد. بازی Lizzy Caplan، ریتم آشفتهٔ بخشهای پرتحرک و شوخیهای تند، به فیلم انرژی و هویتی متمایز میبخشند. در سوی دیگر، اتکا به شوخیهای تحقیرآمیز دربارهٔ بدن، دشواریِ همدلی با شخصیتهای اصلی و جهشهای ناهموار میان هجو و احساس، کیفیت آن را محدود میکنند.
این فیلم برای مخاطبی که از کمدیِ تلخ و شخصیتهای نامطبوع استقبال میکند، میتواند تجربهای سرگرمکننده و قابلبحث باشد؛ اما برای کسی که در کمدیهای گروهی به گرمای رابط
« فیلم گاهی میان هجوِ سنتی، کمدیِ بیپروا و آشتیجوییِ عاطفی سرگردان میماند. »
ثبت دیدگاه