نقد و بررسی
نقد نه جان (Nine Lives) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با ظرفیتهای ازدسترفته فیلم «Nine Lives» ساختهٔ Barry Sonnenfeld از همان آغاز بر ایدهای ساده و خوشفروش تکیه میکند: پدری که سالها زندگی را با معیارهای موفقیت شغلی سنجیده، ناگهان ناچار میشود جهان را از چشم گربهٔ خانوادهاش تجربه کند. تام برند، بازرگانی سختگیر و غرق در کار، در بدن گربهای به نام آقای فازیپانتس گرفتار میشود و برای بازگشت به زندگی پیشین باید دوباره به خانوادهاش نزدیک شود.
فیلم این موقعیت را هم سرچشمهٔ کمدی میبیند و هم ابزاری برای طرح پرسشی آشنا: آدمی که همهچیز را برای پیشرفت کاری کنار گذاشته، چه زمانی متوجه میشود مهمترین داشتهاش از دسترس او دور شده است؟ این طرح، بهخودیخود ظرفیت یک کمدی خانوادگی گرم و حتی تأملبرانگیز را دارد. تغییر بدن میتواند عادتها و اولویتهای شخصیت را زیرورو کند و فاصلهٔ میان تصویری که او از خودش دارد و تصویری که خانواده از او میبیند آشکار سازد.
اما فیلم بهجای آنکه این امکان را با ظرافت بپروراند، اغلب به همان مسیر آشنا و قابلپیشبینی بسنده میکند. «Nine Lives» از ابتدا نشانههای روشنی در برابر تماشاگر میگذارد و بهندرت از آنها فراتر میرود؛ در نتیجه، تجربهٔ تماشایش بیش از آنکه کشف تدریجی یک دگرگونی باشد، دنبالکردن مسیری است که مقصد کلی آن زود معلوم میشود.
خانواده؛ محور عاطفی کمرمق در مرکز داستان، رابطهٔ تام با همسر و فرزندانش قرار دارد. مسئلهٔ او فقط گرفتارشدن در بدن حیوان نیست؛ او باید به شکلی دشوارتر از گذشته به خانوادهاش توجه کند و بفهمد غیبت عاطفیاش چه اثری بر آنها گذاشته است. این لایه میتوانست به فیلم عمق ببخشد، زیرا کمدیِ موقعیت در کنار قصهای دربارهٔ بیتوجهی، پشیمانی و بازسازی پیوندهای خانوادگی قرار میگیرد.
« این طرح، بهخودیخود ظرفیت یک کمدی خانوادگی گرم و حتی تأملبرانگیز را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جنبهٔ عاطفی اثر معمولاً در حد پیامهای آشنا باقی میماند. فیلم بهروشنی میگوید کار و ثروت نباید جای رابطههای انسانی را بگیرند، اما کمتر میکوشد این پیام را از راه جزئیات رفتاری و تعارضهای پیچیده به تجربهای تازه بدل کند. اعضای خانواده بیشتر در جایگاه کسانی قرار میگیرند که باید دگرگونی تام را ممکن سازند تا شخصیتهایی که خواستهها و دشواریهای مستقل خود را دارند.
ازاینرو، لحظههای احساسی گاه به نتیجهای ازپیشتعیینشده میرسند و قدرت اثرگذاریشان محدود میماند. کمدیِ بدن تازه و موقعیتهای بامزه مؤثرترین بخش فیلم در همان موقعیت مرکزی نهفته است: تام، با ذهن یک انسان بزرگسال، باید در قالب گربه راهی برای ارتباط با نزدیکانش پیدا کند. فاصلهٔ میان نیت او و برداشتی که دیگران از رفتارهایش دارند، زمینهٔ شوخیهای ساده و قابلفهمی فراهم میآورد.
کوشش او برای رساندن این پیام که هنوز همان پدر و همسر است، گاهی واقعاً سرگرمکننده میشود؛ بهویژه وقتی رفتارهای عادی یک گربه در نگاه خانواده معنایی کاملاً متفاوت پیدا میکنند. این لحظهها برای مخاطب کودک و تماشاگرانی که از کمدی سبک خانوادگی لذت میبرند، میتوانند جذاب باشند. فیلم در جاهایی از موقعیت جسمانی، واکنشهای اطرافیان و ناسازگاری میان شخصیت انسانی و بدن حیوانی بهدرستی بهره میگیرد.
اما موفقیت این شوخیها پیوسته نیست. بسیاری از آنها بهجای آنکه از شخصیت و موقعیت رشد کنند، با تأکید و تکرار به تماشاگر عرضه میشوند؛ گویی فیلم نگران است مبادا شوخی بهاندازهٔ کافی واضح یا خندهآور نباشد. همین اصرار، از تازگی برخی موقعیتها میکاهد و گاه حس تصنع به وجود میآورد.
« بااینحال، جنبهٔ عاطفی اثر معمولاً در حد پیامهای آشنا باقی میماند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و حضور مالینا ویسمن مالینا ویسمن از نقاط دلپذیر فیلم است. حضور او در نقش ربکا به قصه گرمی و سادگیای میبخشد که با فضای خانوادگی اثر سازگار است. او رابطهٔ کودکانه و صمیمی شخصیتش با گربه را باورپذیر میکند و کمک میکند وجه لطیف ماجرا از میان شوخیهای پرسروصدا گم نشود. برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز به شخصیت ربکا و پیوند او با حیوان خانگی خانواده علاقه دارند، بازی ویسمن میتواند دلیلی واقعی برای همراهی با فیلم باشد.
بازیگران بزرگسال نیز در چارچوب یک کمدی فانتزی ایفای نقش میکنند، اما فیلم همیشه از تواناییهایشان بهرهٔ کامل نمیبرد. بعضی لحظهها به واکنشهای اغراقشده یا شوخیهای مستقیم وابستهاند و کمتر مجال میدهند روابط شخصیتها طبیعی و تدریجی شکل بگیرد. نتیجه، گروه بازیگریای است که گاه جذابیت فردی خود را به نمایش میگذارد، اما نمیتواند بهتنهایی ضعفهای فیلمنامه و ناپیوستگی لحن را جبران کند.
جلوههای تصویری و مسئلهٔ باورپذیری گربه در «Nine Lives» هم شخصیت محوری است و هم سرچشمهٔ بخش بزرگی از کمدی. ازاینرو، کیفیت نمایش او اهمیت ویژهای دارد. فیلم میکوشد میان تصویر گربه، رفتارهای انسانیِ ذهن تام و موقعیتهای فانتزی پیوند برقرار کند؛ اما جلوههای دیجیتال در بخشهایی مصنوعی به نظر میرسند.
هرگاه این فاصله میان تصویر و واقعیت بیش از حد آشکار شود، تماشاگر بهجای پذیرفتن جهان داستان، متوجه فنّیبودن اجرای آن میشود. این کاستی فقط مسئلهای فنی نیست. وقتی واکنشهای حیوان بهطور قانعکننده با کنش انسانی درهم نمیآمیزد، شوخی نیز بخشی از نیروی خود را از دست میدهد. گربهها البته همچنان میتوانند بهواسطهٔ ظاهر و رفتار طبیعیشان جذاب باشند؛ همانطور که حضورشان برای بسیاری از تماشاگران از عناصر دوستداشتنی فیلم است.
« بازیها و حضور مالینا ویسمن مالینا ویسمن از نقاط دلپذیر فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما جذابیت خود حیوانات با موفقیت جلوههای سینمایی یکی نیست و فیلم همیشه این دو را به ترکیبی روان و باورپذیر نمیرساند. ریتم و پیشبینیپذیری یکی از ضعفهای اصلی «Nine Lives» آن است که ایدهاش را زودتر از آنچه لازم است توضیح میدهد و مسیر رواییاش نیز چندان پیچیده نیست. تماشاگر خیلی زود میتواند حدس بزند که گرفتاری تام قرار است چه درسی به او بدهد و چه نوع تغییری در رابطههای خانوادگیاش پدید آورد.
این پیشبینیپذیری، بهتنهایی، برای یک فیلم خانوادگی ایراد مرگباری نیست؛ بسیاری از آثار این ژانر بر مقصدی آشنا تکیه دارند. مسئله آنجاست که فیلم در طول مسیر بهاندازهٔ کافی شخصیتپردازی، شوخی تازه یا دگرگونی عاطفی عرضه نمیکند تا تماشاگر را از نتیجهٔ معلوم بینیاز سازد. ریتم نیز در بخشهایی دچار افت میشود.
برخی صحنهها بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند، بیآنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ تام یا خانوادهاش بدهند. در سوی دیگر، بعضی گذرهای عاطفی آنقدر شتابزدهاند که فرصت چندانی برای نشستن و اثرگذاشتن پیدا نمیکنند. حاصل، نوسانی است میان شوخیهای کوتاه و بخشهای کشدار؛ نوسانی که ممکن است برای کودکان سرگرمکنندهتر باشد، اما تماشاگر بزرگسال را در برخی لحظهها از فیلم دور کند.
لحن خانوادگی و حد انتظار «Nine Lives» بیش از آنکه بخواهد تجربهای پیچیده یا نوآورانه بسازد، بهدنبال سرگرمی سبک برای تماشای خانوادگی است. چند موقعیت خندهدار، گربهای دوستداشتنی و پیامی روشن دربارهٔ اهمیت خانواده، اجزای اصلی این سرگرمیاند. برای مخاطب کودک، یا خانوادهای که فیلمی بیدردسر و سرراست میخواهد، این عناصر ممکن است کفایت کنند.
« برخی صحنهها بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند، بیآنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ تام یا خانوادهاش بدهند. »
قوتها و کاستیها
تماشاگرانی نیز ممکن است با شوخیهای مربوط به تلاش تام برای شناساندن خودش همراه شوند و از همان لحظههای محدودِ موفق لذت ببرند. اما توقع از یک کمدی فانتزی با چنین ایدهای میتواند بیشتر باشد: شوخیهایی که از جهان داستان بیرون بیایند، شخصیتهایی با زندگی درونی روشنتر، جلوههایی هماهنگ با فضا و ریتمی که کنجکاوی مخاطب را حفظ کند.
فیلم در هر یک از این زمینهها گاهی به نتیجه میرسد، اما استمرار ندارد. همین شکاف میان ظرفیت ایده و کیفیت اجرای آن باعث میشود اثر، برای برخی مخاطبان دلنشین و برای برخی دیگر کمرمق و فراموششدنی باشد. جمعبندی «Nine Lives» کمدی خانوادگیای است که ایدهای ساده و جذاب را با پیامی آشنا دربارهٔ بازگشت به خانواده پیوند میدهد، اما در پرداخت آن به عمق و تازگی کافی نمیرسد.
شوخیهای مربوط به تلاش پدر برای ارتباط با نزدیکانش گاه سرگرمکنندهاند و بازی مالینا ویسمن به فیلم لطافتی دلپذیر میبخشد؛ در مقابل، پیشبینیپذیری داستان، افتوخیز ریتم، جلوههای گاه مصنوعی و شوخیهایی که بیش از اندازه بر خود اصرار میکنند، مانع شکلگیری تجربهای یکدست میشوند. این فیلم احتمالاً برای کودکان و تماشاگرانی که سرگرمی سبک و بیتکلف میخواهند، لحظاتی خوشایند فراهم میکند؛ اما برای مخاطبی که از کمدی فانتزی انتظار شخصیتپردازی دقیقتر و طنزی هوشمندانهتر دارد، رضایتبخش نخواهد بود.
«Nine Lives» بیش از آنکه اثری ماندگار باشد، تجربهای گذراست: گاهی بامزه، گاهی دوستداشتنی و گاهی گرفتار همان محدودیتهایی که از ابتدا در ایدهاش پنهان بودهاند.
« فیلم در هر یک از این زمینهها گاهی به نتیجه میرسد، اما استمرار ندارد. »
ثبت دیدگاه