نقد و بررسی
نقد قتل های آکسفورد 2008 (The Oxford Murders) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معما در سایهٔ برجهای آکسفورد «The Oxford Murders» از ایدهای برخوردار است که در نگاه نخست، وعدهٔ تریلری هوشمند و متفاوت میدهد: قتلهایی که در دل فضای دانشگاهی رخ میدهند، نشانههایی که به زبان ریاضیات سخن میگویند و دو ذهن کنجکاو که میکوشند پیش از آنکه جنایتی دیگر رخ دهد، منطق پشت این رخدادها را کشف کنند.
فیلم، ساختهٔ Álex de la Iglesia و اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهٔ Guillermo Martínez، ما را به آکسفوردی میبرد که نه صرفاً پسزمینهٔ قصه، بلکه بخشی از بافت معمای آن است. دانشگاه، سنت و دانش در اینجا با اضطراب و خشونت کنار هم مینشینند؛ ترکیبی که گاه جذاب است و گاه زیر بار ادعاهای خود سنگین میشود.
آکسفورد؛ فضایی دلانگیز و رازآلود یکی از امتیازهای روشن فیلم، بهرهگیری از حالوهوای آکسفورد است. معماری کهن، راهروهای دانشگاهی و خیابانهای سنگفرششده، به داستان کیفیتی کلاسیک میدهند؛ گویی معما از دل سنتی دیرپا سر برآورده و در شهری جریان دارد که هر گوشهاش میتواند حامل رد یا نشانهای پنهان باشد.
فیلم از این فضا برای ساختن نوعی بیقراری آرام استفاده میکند: آکسفورد زیباست، اما زیباییاش بهتدریج با حس تهدید درمیآمیزد. بااینحال، فضای مکانی گاه بیش از آنکه در خدمت شخصیتها و روابطشان باشد، به آرایهای چشمنواز بدل میشود. فیلم از ظرفیت محیط دانشگاهی برای ساخت تعلیق بهره میگیرد، اما همیشه نمیتواند این محیط را به تجربهای زنده و انسانی تبدیل کند.
« آکسفورد؛ فضایی دلانگیز و رازآلود یکی از امتیازهای روشن فیلم، بهرهگیری از حالوهوای آکسفورد است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آکسفورد بیشتر از آنکه در رفتار و جزئیات روزمرهٔ آدمهایش حضور داشته باشد، در تصویر و حالوهوا جلوه میکند؛ مکانی مناسب برای معما، اما نه لزوماً جهانی که تماشاگر بتواند کاملاً در آن سکونت کند. دو ذهن در برابر یک رشته نشانه هستهٔ روایی فیلم از همکاری مارتین، دانشجوی دکترای ریاضی، و آرتور سلدوم، استاد برجسته، شکل میگیرد.
رابطهٔ این دو فقط بر تفاوت سن و جایگاه علمی استوار نیست؛ تضاد میان اشتیاق جوانانهٔ مارتین و اقتدار فکری سلدوم، به گفتوگوهایشان نوعی کشش میبخشد. مارتین میخواهد از دانش استاد بهره ببرد و در عین حال خود را بهعنوان ذهنی مستقل اثبات کند؛ سلدوم نیز شخصیتی است که هوش و تجربهاش با نوعی فاصلهگذاری و ابهام همراه میشود.
حضور John Hurt در نقش سلدوم، از عناصر مؤثر فیلم است. او به گفتوگوها وزن و گیرایی میبخشد و میتواند حتی جملههایی را که بیش از اندازه توضیحیاند، با لحنی متقاعدکننده ادا کند. Elijah Wood نیز مارتین را با آمیزهای از کنجکاوی، اعتمادبهنفس و آسیبپذیری بازی میکند. نیروی اصلی صحنههای مشترک آن دو، از تضاد میان این دو شیوهٔ حضور میآید: یکی در پی پاسخ است، دیگری گویی از پیش میداند که پاسخها همیشه به حقیقتی مطمئن منتهی نمیشوند.
ریاضیات؛ ابزار درام یا نمایش هوشمندی؟ نشانههای ریاضی و الگوهای تکرارشونده، موتور کنجکاوی فیلماند. ایدهٔ رمزگشایی از قتلها با کمک منطق و صورتبندیهای ریاضی، وعده میدهد که تماشاگر نیز بتواند همزمان با شخصیتها قطعات معما را کنار هم بگذارد. این شیوه، در آغاز جذاب است؛ زیرا به جنایتها ساختاری ظاهراً منظم میدهد و پرسشی پدید میآورد: آیا آشوب هم میتواند از الگویی پیروی کند؟
« حضور John Hurt در نقش سلدوم، از عناصر مؤثر فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
مشکل از جایی آغاز میشود که ریاضیات و فلسفه از ابزار روایت به موضوعِ خودنمایی آن بدل میشوند. گفتوگوها گاه چنان پرحجم و توضیحیاند که به جای آنکه تنش را افزایش دهند، جریان درام را متوقف میکنند. مفاهیم بزرگ دربارهٔ منطق، حقیقت و تصادف مطرح میشوند، اما همیشه پیوندی عاطفی و طبیعی با سرنوشت شخصیتها پیدا نمیکنند.
در نتیجه، بعضی صحنهها بیش از آنکه ذهن را درگیر معما کنند، از تماشاگر میخواهند هوشمندی فیلم را بپذیرد. معمایی که اعتماد تماشاگر را میآزماید فیلم میکوشد لایههای معما را بهتدریج آشکار کند و نشانهها را در مسیر روایت پراکنده سازد. این تراکم میتواند برای مخاطبی که از دنبالکردن الگوها لذت میبرد، سرگرمکننده باشد؛ اما پیچیدگی بهتنهایی معادل عمق نیست.
هرچه روایت اطلاعات بیشتری روی هم میگذارد، اهمیت این پرسش بیشتر میشود که آیا تماشاگر واقعاً امکان استنتاج دارد یا تنها باید منتظر توضیحی بیرونی بماند. در برخی لحظهها، پاسخها و سرنخها چنان مدیریت میشوند که احساس میکنیم فیلم اطلاعات لازم را بهموقع در اختیارمان نگذاشته است. این امر مسئلهای جدی برای یک داستان معمایی است: مخاطب باید بتواند دستکم از نظر نظری، در مسیر حل معما با شخصیتها همراه شود.
وقتی این امکان محدود باشد، غافلگیری ممکن است جایگزین رضایت حاصل از کشف شود. فیلم در ساختن پرسشها موفقتر از آن است که در فراهمآوردن زمینهای منصفانه برای پاسخدادن به آنها عمل کند. ریتم، تدوین و فاصلهٔ عاطفی ریتم اثر میان شتابِ پیشبردن معما و مکثهای طولانیِ گفتوگومحور در نوسان است.
« مشکل از جایی آغاز میشود که ریاضیات و فلسفه از ابزار روایت به موضوعِ خودنمایی آن بدل میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از یک سو، رشتهٔ قتلها و سرنخها فشار زمانی ایجاد میکند؛ از سوی دیگر، صحنههای بحث و توضیح گاه همان فشار را فرو مینشانند. این ناهماهنگی موجب میشود تعلیق همیشه پیوسته نباشد. به جای آنکه هر کشف، خطر را ملموستر کند، برخی توضیحات ذهنی و انتزاعی فاصلهای میان تماشاگر و پیامدهای انسانی جنایتها میسازند.
این فاصله در پرداخت شخصیتهای فرعی نیز دیده میشود. آنها در شکلدادن به فضای ظن و گسترش احتمالات نقش دارند، اما گاه بیشتر به قطعاتی در صفحهٔ معما شباهت پیدا میکنند تا انسانهایی با انگیزهها و زندگی مستقل. همین امر سبب میشود تهدید داستان در سطح فکری پررنگتر از سطح عاطفی باشد.
فیلم از ما میخواهد بفهمیم چه الگویی در کار است، اما کمتر فرصت میدهد سنگینی رخدادها را از منظر کسانی که درگیر آناند احساس کنیم. بازیگری و لحن فیلم John Hurt مهمترین تکیهگاه بازیگری فیلم است. حضور آرام و مقتدر او به سلدوم نوعی جذابیت مرموز میدهد؛ شخصیتی که در عین بیان استدلالهایش، از آشکارشدن کامل خویش پرهیز میکند.
Elijah Wood در کنار او کارکردی متوازن دارد و مارتین را به ذهنی فعال و مشتاق بدل میسازد، هرچند نقش گاه بیش از اندازه در خدمت پیشبرد اطلاعات داستان قرار میگیرد. بازیگران دیگر نیز در شکلدادن به شبکهٔ ظن و روابط پیرامونی سهم دارند، اما فیلمنامه همیشه مجال کافی برای تثبیت آنها فراهم نمیکند.
« این ناهماهنگی موجب میشود تعلیق همیشه پیوسته نباشد. »
قوتها و کاستیها
لحن فیلم نیز میان تریلر جنایی، معمای دانشگاهی و بحث فلسفی در حرکت است. این آمیزش میتوانست هویتی متمایز بسازد، اما گذار میان لحنها همیشه نرم نیست. گاهی اثر میخواهد همزمان رازآلود، پرهیجان و عمیق باشد و همین اصرار، لحظاتی تصنعی پدید میآورد. بااینهمه، همین جاهطلبی از ویژگیهای قابلتوجه فیلم است: «The Oxford Murders» از فرمولی کاملاً بیخطر پیروی نمیکند و میکوشد پرسشهایی دربارهٔ حقیقت، نظم و تصادف را در دل قصهٔ جناییاش جای دهد.
جمعبندی «The Oxford Murders» فیلمی است با طرحی گیرا و فضایی که بهسرعت ذهن را به سوی رمز و راز میکشاند. آکسفوردِ تماشایی، ایدهٔ نشانههای ریاضی و تقابل مارتین و سلدوم، پایههایی مناسب برای یک معمای سینمایی فراهم میکنند؛ بهویژه آنکه John Hurt به صحنههای مشترک دو شخصیت اصلی کشش میبخشد.
اما پیچیدگی روایی گاه از انسجام پیشی میگیرد، توضیحات فلسفی و ریاضی بیش از اندازه بر گفتوگو تکیه میکنند و پنهانکردن اطلاعات، مشارکت فعال تماشاگر را دشوار میسازد. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه در تمام اجزایش به تعادل برسد، با ایدهها و حالوهوایش در خاطر میماند. تماشای آن برای علاقهمندان به معماهای دانشگاهی و روایتهای آمیخته با بحثهای فلسفی میتواند تجربهای کنجکاویبرانگیز باشد؛ اما جذابیت فرض مرکزی فیلم، همیشه به درامی به همان اندازه روشن و منصفانه تبدیل نمیشود.
« لحن فیلم نیز میان تریلر جنایی، معمای دانشگاهی و بحث فلسفی در حرکت است. »
ثبت دیدگاه