نقد و بررسی
نقد آشپز سیندرلا (Cinderella Chef) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود به گذشتهای ناآشنا «Cinderella Chef» از همان آغاز بر برخورد دو جهان تکیه میکند: جهان آشپزی مدرن و روزمرهٔ یه جیایائو، و جامعهای تاریخی که قواعد و مناسباتش برای او بیگانه است. انتقال او به گذشته صرفاً ترفندی برای ساختن موقعیتهای خندهدار نیست؛ زمینهای فراهم میکند تا شخصیت اصلی ناچار شود هوش و مهارتهایش را در محیطی تازه بیازماید.
او در کالبد یه جینشوان بیدار میشود و خیلی زود، بهجای آنکه وارد قصر شود و در رقابتهای درباری گرفتار آید، سر از میان راهزنان درمیآورد. همین جابهجایی، به قصه رنگی متفاوت میدهد و از کلیشهٔ رایجِ آغاز در کاخ فاصله میگیرد. موقعیت اولیه ظرفیت فراوانی برای تنش دارد: قهرمان زنی امروزی است که ناگهان در محیطی خشن و ناآشنا قرار گرفته و ناچار است راهی برای بقا پیدا کند.
سریال از این تضاد بهره میگیرد، اما نه همیشه با یکدستی. گاهی رخدادها چنان سریع از یک موقعیت به موقعیت دیگر میپرند که پیوند علّی و مسیر اصلی روایت کمرنگ میشود. بااینحال، فضای راهزنان و ازدواج ساختگی، در آغاز نیروی محرکهٔ خوبی برای داستان فراهم میکنند. قهرمانی که منتظر نجات نمیماند جذابیت یه جیایائو در آن است که تواناییاش را نه از قدرتهای خارقالعاده، نه از جایگاه اجتماعی تازهاش، بلکه از مهارت و ابتکار خود میگیرد.
« همین جابهجایی، به قصه رنگی متفاوت میدهد و از کلیشهٔ رایجِ آغاز در کاخ فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او بامزه و زیرک است، اما مهمتر از آن، در برابر شرایط دشوار منفعل نمیماند. بهجای آنکه صرفاً منتظر بماند کسی به کمکش بیاید، محیط را میسنجد، فرصتها را پیدا میکند و از دانستههایش برای ساختن جایگاهی تازه بهره میبرد. این ویژگی به شخصیت او طراوت میبخشد. رفتار و نگاهش، که از زندگی مدرن آمده، با قواعد زمانهٔ تازه برخورد میکند و موقعیتهایی میسازد که هم میتوانند طنزآمیز باشند و هم شخصیتپرداز.
او همیشه تصمیمی بینقص نمیگیرد و گاه سرسختیاش به سوءتفاهم میانجامد؛ همین نقصها کمک میکنند از قهرمانی صرفاً آرمانی فاصله بگیرد. بااینحال، بازیگوشی و اعتمادبهنفس او ممکن است برای تماشاگرانی که با لحنی واقعگرایانهتر ارتباط میگیرند، گاهی بیشازحد کودکانه جلوه کند. آشپزی؛ مهارت، زبان و مسیر استقلال آشپزی در این مجموعه تزیینی بر حاشیهٔ قصه نیست؛ یکی از ستونهای اصلی آن است.
غذاها به یه جیایائو امکان میدهند در محیطی تازه با دیگران ارتباط برقرار کند، اعتمادشان را به دست آورد و توانایی خود را به نمایش بگذارد. مهارت او در آشپزی، گذشته و حال را به هم پیوند میزند: دانشی که در زندگی پیشینش اندوخته، در جهان تاریخی به سرمایهای عملی بدل میشود. اهمیت این عنصر فقط در نمایش خوراکیها یا ساختن صحنههای اشتهابرانگیز خلاصه نمیشود.
« او بامزه و زیرک است، اما مهمتر از آن، در برابر شرایط دشوار منفعل نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
آشپزی برای قهرمان راهی است برای کسب استقلال و شکلدادن به هویت خویش؛ او بهجای آنکه صرفاً با ازدواج یا نسبت خانوادگی تعریف شود، از راه کاری که بلد است برای خود اعتبار میسازد. این ایده از نقاط قوت سریال است، بهخصوص چون بارها به قصه بازمیگردد و نقش واقعی در پیشبرد موقعیتها دارد.
در عین حال، گاهی دستاوردهای او چنان آسان و سریع حاصل میشوند که دشواریِ ساختن اعتبار در جامعهای ناآشنا کمرنگ به نظر میرسد. رابطهای بر پایهٔ کشمکش و کنجکاوی رابطهٔ یه جیایائو و شیا چونیوی از دل یک وضعیت نامتعارف آغاز میشود و بهتدریج از همراهی ناخواسته به پیوندی عاطفی تغییر شکل میدهد.
شیا چونیوی در ابتدا شخصیتی رازآلود و چندلایه دارد؛ تماشاگر نیز مانند قهرمان، بهمرور با جنبههای مختلف او روبهرو میشود. این پنهانکاری به رابطه کشش میدهد و کنجکاوی دربارهٔ نیتها و گذشتهٔ او را زنده نگه میدارد. زوج اصلی از آن جهت باورپذیرتر از یک عاشقانهٔ کاملاً بیاصطکاک است که میانشان قهر، آشتی و سوءتفاهم رخ میدهد و هر دو در شکلگیری رابطه سهم دارند.
« این ایده از نقاط قوت سریال است، بهخصوص چون بارها به قصه بازمیگردد و نقش واقعی در پیشبرد موقعیتها دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این کشمکش همیشه ثمربخش نیست. تکرار دلخوریها و برداشتهای نادرست، بهویژه وقتی شخصیتها میتوانند با گفتوگویی روشن مسئله را حل کنند، گاهی روند عاطفی را فرساینده میسازد. سریال میخواهد رابطه را پرنوسان و پرکشش نگه دارد، ولی در بعضی بخشها بهجای پیشرفت، همان الگو را دوباره تکرار میکند.
کمدی و لحن سبک طنز سریال عمدتاً از برخورد شخصیت اصلی با آدابورسوم ناآشنا، پاسخهای سریع او و موقعیتهای نامعمولی میآید که انتقال به گذشته ایجاد کرده است. این شوخیها در بهترین لحظات، سبک و سرزندهاند و به قصه کمک میکنند از سنگینی فضای تاریخی فاصله بگیرد. شوخطبعی یه جیایائو نیز با زرنگیاش پیوند دارد؛ او فقط موضوع خنده نیست، بلکه اغلب خودش موقعیت را به نفع خویش تغییر میدهد.
بااینهمه، کمدی همیشه به یک اندازه اثرگذار نیست. برخی شوخیها بیش از آنکه از شخصیت یا موقعیت برآیند، به تکرار واکنشهای اغراقآمیز وابستهاند و ممکن است برای همهٔ تماشاگران خندهدار نباشند. همین ناهمواری در لحن دیده میشود: مجموعه میان عاشقانه، ماجراجویی، درام تاریخی و کمدی رفتوآمد میکند، اما همیشه نمیتواند این عناصر را با تعادلی پایدار کنار هم بنشاند.
« این شوخیها در بهترین لحظات، سبک و سرزندهاند و به قصه کمک میکنند از سنگینی فضای تاریخی فاصله بگیرد. »
قوتها و کاستیها
روایت شاخهشاخه و مسئلهٔ ریتم گستردگی قصه به سریال فرصت میدهد شخصیتهای فرعی و ماجراهای جانبی متعددی را وارد کند. بعضی از این شاخهها جهان داستان را غنیتر میکنند و نشان میدهند زندگی قهرمان فقط به رابطهٔ عاشقانه محدود نیست. از سوی دیگر، تعدد مسیرها گاه تمرکز را از دست شخصیتهای اصلی میگیرد و این پرسش را پیش میآورد که روایت در نهایت به کدام محور بازمیگردد.
چنین پراکندگیای میتواند دنبالکردن داستان را دشوار کند، بهخصوص وقتی یک خط داستانی پیش از آنکه به نتیجهٔ قانعکنندهای برسد، جای خود را به خط دیگری میدهد. طول ۵۶ قسمتی نیز این مشکل را پررنگتر میکند. برای مخاطبی که از همراهی طولانی با شخصیتها لذت میبرد، فرصت کافی برای رشد رابطهها و گسترش جهان داستان وجود دارد؛ اما در بخشهایی، تکرار سوءتفاهمها و افتوخیزهای مشابه ریتم را کند میکند.
قصه در لحظاتی که بر آشپزی، تصمیمهای عملی قهرمان و رازهای شیا چونیوی متمرکز میماند، سرزندهتر است؛ هرگاه به شاخههای متعدد و کشدار رو میآورد، نیروی خود را از دست میدهد. تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب «Cinderella Chef» بیش از آنکه در پی واقعگرایی تاریخی یا ظرافت روانشناختی پیچیده باشد، به دنبال سرگرمی سبک و پرحادثه است.
« طول ۵۶ قسمتی نیز این مشکل را پررنگتر میکند. »
جمعبندی
ترکیب سفر در زمان، آشپزی، ازدواج ساختگی و عاشقانه، آن را برای تماشاگرانی مناسب میکند که از داستانهای تاریخیِ آمیخته با کمدی و رابطههای پرنوسان لذت میبرند. نیروی اصلی اثر در قهرمانی است که با مهارت خود راهی برای پیشرفتن پیدا میکند و در جهانی تازه دست روی دست نمیگذارد. در مقابل، کسانی که از روایت فشرده، طنز پیوسته و تحول عاطفی کمتکرار انتظار دارند، ممکن است با طول مجموعه یا بازگشت مکرر به دعواها و سوءتفاهمها صبور نباشند.
سریال در لحظات جذاب خود، آشپزی را به نیرویی برای استقلال و پیوند انسانی تبدیل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، زیر بار پراکندگی و کشآمدن روایت قرار میگیرد. جمعبندی «Cinderella Chef» با ایدهای سرزنده و قهرمانی مستقل، جایگاه ویژهای برای آشپزی در دل ماجرای تاریخی و عاشقانهاش میسازد.
حضور یه جیایائو میان راهزنان، بهجای ورود مستقیم به فضای قصر، به آغاز داستان تازگی میبخشد و رابطهٔ تدریجی او با شیا چونیوی نیز کنجکاویبرانگیز است. ضعفهای اثر بیشتر در نوسان لحن، کمدی نهچندان یکدست، شاخهشاخهشدن روایت و طولانیشدن بعضی کشمکشها دیده میشود. بااینحال، برای تماشاگر خواهان سرگرمی سبک و ماجرایی که در آن قهرمان با مهارت خودش مسیر میسازد، این مجموعه میتواند تجربهای دلپذیر و پر از لحظههای خوشطعم باشد.
ثبت دیدگاه