نقد و بررسی
نقد رد ۱۱ (Red 11) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از تجربهٔ شخصی جان میگیرد «Red 11» در نقطهٔ تلاقیِ تریلر روانشناختی، وحشت علمیتخیلی و آزمایشگاهی کوچک برای آزمودن توان فیلمسازی با کمترین امکانات شکل میگیرد. راب، مردی گرفتار بدهی، برای بهدستآوردن پول به پژوهشهای پزشکی تن میدهد و در مرکز آزمایش، نه فقط با داروهای ناشناخته، بلکه با جهانی از هویتهای تازه و قواعد مبهم روبهرو میشود.
هر شرکتکننده با رنگ و شمارهای شناخته میشود؛ از این رو «قرمز یازده» فقط برچسبی برای شخصیت اصلی نیست، بلکه نشانهای از محو شدن فردیت او در سازوکار سرد و اداریِ مرکز است. پشت این موقعیت داستانی، تجربهٔ رابرت رودریگز از شرکت در پژوهشهای پزشکی برای تأمین هزینهٔ نخستین فیلم بلندش قرار دارد.
فیلم از این سرچشمهٔ شخصی بهره میگیرد، اما بهجای بازسازی واقعگرایانهٔ خاطره، آن را به بازیای میان اضطراب، خیال و هذیان بدل میکند. این پیوند میان تجربهٔ زیسته و قصهٔ ژانری، به اثر نیرویی خودانگیخته میبخشد؛ بااینحال، منشأ جذاب آن بهتنهایی برای نگهداشتن انسجام دراماتیک کافی نیست.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ساختن با کمترین امکانات مهمترین ارزش «Red 11» را باید در شیوهٔ ساختهشدنش جستوجو کرد. رودریگز با بودجهای بسیار محدود، بخش بزرگی از کارهای تولید، تصویربرداری و تدوین را خود برعهده گرفت و از امکانات در دسترس برای ساختن فضایی داستانی بهره برد. این محدودیت در فیلم پنهان نمیماند و اساساً قرار نیست پنهان بماند: جلوهها، دکورها و برخی انتخابهای اجرایی، خامیِ آگاهانهای دارند که گاه به جذابیت اثر تبدیل میشود.
فیلم بهجای آنکه فقر امکانات را با ظاهر پرزرقوبرق بپوشاند، آن را وارد زبان خود میکند. بااینهمه، این رویکرد دو لبه دارد. صرفهجویی میتواند به خلاقیت و چابکی بینجامد، اما در بعضی لحظهها مرز میان زیباییشناسیِ کمخرج و ناتمامیِ اجرایی باریک میشود. برای تماشاگر، بخشی از لذت فیلم در دیدن راهحلهای ساده و ابتکاری است؛ برای تماشاگر دیگر، همان راهحلها ممکن است یادآور محدودیتهایی باشند که فیلم نتوانسته از آنها فراتر برود.
«Red 11» از این حیث بیش از آنکه نمونهای بینقص از سینمای کمهزینه باشد، نمایشی زنده از امکانها و مخاطرات آن است. فضایی شلوغ، رنگی و ناآرام مرکز پژوهشی فیلم، با راهروها و اتاقهای بسته و کارکنانی که هر یک در نظمی آشنا اما نامطمئن حرکت میکنند، محیطی مناسب برای تعلیق میسازد. رنگ لباسها و شمارههای آزمایششوندگان به جهان فیلم نظمی دیداری میدهند و در عین حال، حس دستهبندی و کنترل را تقویت میکنند.
« ساختن با کمترین امکانات مهمترین ارزش «Red 11» را باید در شیوهٔ ساختهشدنش جستوجو کرد. »
شخصیتها و اجرا
قاعدهمندیِ ظاهری این فضا، با تجربهٔ آشفتهٔ راب تضاد دارد: هرچه مرکز منظمتر به نظر میرسد، ذهن او کمتر میتواند به آن اعتماد کند. فیلم از انبوه شخصیتهای فرعی، رفتارهای نامتعارف و جزئیات پراکنده برای پرجنبوجوشکردن جهانش استفاده میکند. این ازدحام گاهی سرگرمکننده است؛ هر گوشهٔ محیط میتواند با چهره یا ایدهای تازه توجه را به خود جلب کند.
در همان حال، شلوغی به تمرکز روایی آسیب میزند. جزئیات فراوان همیشه به معنای غنای دراماتیک نیستند و بعضی از آنها بیش از آنکه به پیشبرد ماجرا کمک کنند، همچون تزئیناتی مستقل در قاب باقی میمانند. سرگردانی میان واقعیت و هذیان پایهٔ تعلیق داستان بر پرسشی ساده و مؤثر استوار است: خطرهایی که راب حس میکند، واقعیاند یا پیامد داروها و ترسهای او؟
این تردید به فیلم امکان میدهد واقعیت را ناپایدار جلوه دهد و مخاطب را نیز در جایگاه شخصیت اصلی قرار دهد؛ جایگاهی که در آن هر نشانه میتواند هم هشدار باشد و هم سوءبرداشت. چنین ابهامی، اگر بهتدریج و با دقت ساخته شود، ابزار نیرومندی برای وحشت روانشناختی است. اما «Red 11» همیشه از این امکان بهخوبی بهره نمیبرد.
« فیلم از انبوه شخصیتهای فرعی، رفتارهای نامتعارف و جزئیات پراکنده برای پرجنبوجوشکردن جهانش استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایدههای متعدد آن ــ از آزمایشهای دارویی و بیاعتمادی تا عناصر هذیانی و تهدیدهای بیرونی ــ گاه در یک مسیر دراماتیک واحد به هم نمیپیوندند. در نتیجه، روایت بیش از آنکه با زنجیرهای فشرده از علت و معلول پیش برود، به مجموعهای از موقعیتهای عجیب و پیچشهای محلی شباهت پیدا میکند. ابهام فیلم در لحظاتی دلنشین و اضطرابآور است، اما در لحظات دیگر جای خالیِ پیوندهای روایی را پر میکند، بیآنکه آنها را واقعاً برطرف سازد.
ریتم و مسئلهٔ آغاز با وجود پراکندگی قصه، فیلم در بخشهایی ریتمی پرتحرک دارد. موقعیتهای کوتاه، جابهجایی میان شخصیتها و تغییر مداوم حالوهوا مانع از آن میشود که اثر به تریلری کاملاً ایستا تبدیل شود. مدت جمعوجور فیلم نیز به سود آن عمل میکند: روایت پیش از آنکه ایدهٔ مرکزیاش بیش از اندازه فرسوده شود، به حرکت ادامه میدهد و بهندرت فرصت مییابد در فضای آزمایشگاه کاملاً از نفس بیفتد.
بااینحال، شروع فیلم با معرفی تبلیغاتیِ طولانی، دروازهٔ ورود مناسبی برای یک داستان پرتنش نیست. این بخش توجه مخاطب را از شخصیت و موقعیت اصلی دور میکند و ممکن است پیش از آنکه فیلم فرصت جذبکردن او را پیدا کند، اشتیاق تماشا را کاهش دهد. چنین انتخابی را میتوان در پیوند با وجه خودآگاه و آموزشیِ پروژه فهمید، اما از منظر تجربهٔ روایی، تعویقِ آغاز داستان بهایی دارد.
« ریتم و مسئلهٔ آغاز با وجود پراکندگی قصه، فیلم در بخشهایی ریتمی پرتحرک دارد. »
قوتها و کاستیها
پس از عبور از این مانع، فیلم زندهتر و منسجمتر به نظر میرسد، اما آغاز آن همچنان یکی از لغزشهای آشکارش است. بازیها و دشواریِ لحن بازیها یکدست نیستند. برخی اجراها به فضای نامتعارف فیلم انرژی میدهند و با لحن اغراقآمیز و کموبیش کمیک آن سازگارند؛ برخی دیگر خام یا ناهماهنگ جلوه میکنند.
این نابرابری بهخصوص در اثری که بر واکنشهای ذهنی و عاطفی شخصیتها تکیه دارد، اهمیت پیدا میکند. هنگامی که بازیگر نتواند اضطراب، بدگمانی یا آشفتگی را باورپذیر منتقل کند، مرز میان عمدِ سبکی و ضعف اجرا کمرنگ میشود. راب، بهعنوان محور تجربهٔ تماشاگر، نیازمند حضوری است که هم آسیبپذیری و هم بدگمانی را در خود جمع کند.
فیلم گاهی این نقطهٔ اتصال را پیدا میکند، اما پیوستگی اجرای بازیگران همیشه به اندازهٔ کافی استوار نیست. لحن نیز میان وحشت، طنز تلخ و شوخیهای خودآگاهانه در نوسان است. این نوسان میتواند به اثر هویت بدهد، ولی گاه مانع شکلگیری ضرباهنگ عاطفیِ پایدار میشود؛ درست زمانی که تنش باید جدی گرفته شود، شوخی یا اجرایی نامطمئن ممکن است اثر آن را خنثی کند.
« پس از عبور از این مانع، فیلم زندهتر و منسجمتر به نظر میرسد، اما آغاز آن همچنان یکی از لغزشهای آشکارش است. »
جمعبندی
تجربهٔ تماشا و جمعبندی «Red 11» بیش از آنکه تریلری صیقلی و کاملاً منسجم باشد، فیلمی دربارهٔ شورِ ساختن است: اثری که میخواهد نشان دهد با امکانات محدود نیز میتوان جهان، شخصیت و فضای ژانری پدید آورد. این شور در ازدحام رنگها و چهرهها، در بازی با ایدهٔ هویتِ شمارهگذاریشده و در تلاش برای تبدیل محدودیت به سبک دیده میشود.
برای مخاطبی که از سینمای مستقلِ خام، شلوغ و نامتعارف لذت میبرد، همین سرزندگی میتواند تماشای فیلم را دلپذیر کند. در برابر آن، قصه گاه پراکنده و کمرمق میشود، برخی بازیها به انسجام اثر لطمه میزنند و آغاز تبلیغاتی، ورود به داستان را دشوار میکند. فیلم ایدههایی دارد که میتوانستند در روایتی متمرکزتر به تعلیقی قویتر بدل شوند، اما همهٔ آنها به یکدیگر پیوند نمیخورند.
حاصل، اثری نابرابر اما زنده است: فیلمی که ارزشش فقط در داستانی که روایت میکند خلاصه نمیشود، بلکه در روش جسورانه و پرابتکارِ ساختنش نیز جای دارد.## جمعبندی
ثبت دیدگاه