نقد و بررسی
نقد ملکه زنبورها (Queen Bees) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دبیرستانی تازه در کمدی رمانتیک «Queen Bees»، خانهٔ سالمندان نه پناهگاهی بیرون از جریان زندگی، بلکه صحنهای برای شکل تازهای از همان رقابتها، دلبستگیها و بازیهای اجتماعی است که معمولاً به جوانی نسبت میدهیم. هلن، بیوهای مستقل، پس از آنکه خانهاش برای مدتی نیازمند تعمیر میشود، ناچار به اقامت موقت در پاین گروو تن میدهد.
او انتظار دارد این توقف کوتاه صرفاً فرصتی برای گذراندن زمان باشد؛ اما خیلی زود میفهمد ساکنان آنجا نیز با دستهبندیها، حساسیتها و کشمکشهای خود زندگی میکنند. فیلم با همین جابهجایی آشنا، پرسشی ساده اما ثمربخش پیش میکشد: آیا شکلگیری دوستی و عشق واقعاً به سنوسال معینی محدود است؟
«Queen Bees» از همان ابتدا وعدهٔ یک درام پیچیده را نمیدهد. تماشاگر بهسرعت میتواند حدس بزند که قهرمان قصه از انزوای اولیه فاصله خواهد گرفت و در محیط تازه به پیوندهایی عاطفی دست خواهد یافت. بااینحال، ارزش فیلم را باید کمتر در غافلگیری داستانی و بیشتر در حالوهوای دلنشین، حضور بازیگران باتجربه و تأکید آن بر ادامهداشتن زندگی جستوجو کرد.
فیلمی به کارگردانی Michael Lembeck، با بازی Ellen Burstyn، James Caan، Jane Curtin، Ann-Margret و Loretta Devine، که بهجای نوآوری در روایت، بر آشنایی و آسودگی تکیه میکند. قهرمانی که به استقلال خود چسبیده است هلن شخصیتی است که استقلالش هم نقطهٔ قوت اوست و هم سرچشمهٔ گرفتاریهایش.
« Queen Bees» از همان ابتدا وعدهٔ یک درام پیچیده را نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او حاضر نیست بهآسانی بپذیرد که دیگران برایش تصمیم بگیرند؛ حتی وقتی دخترش از سر نگرانی پیشنهاد میکند به محیطی امنتر نقل مکان کند، هلن در برابر این ایده مقاومت میورزد. این کشمکش، برخلاف صورت ظاهراً سبک فیلم، به موضوع مهمتری اشاره دارد: در سالهای پایانی عمر، استقلال فقط مسئلهٔ توانایی جسمی نیست، بلکه با شأن فردی، اختیار و حق انتخاب گره میخورد.
فیلمنامه این مسئله را با ظرافتی محدود اما قابلفهم پیش میبرد. هلن گاه لجوج و گاه آسیبپذیر است؛ و این دو وجه در کنار هم مانع از آن میشوند که او به تصویری یکدست از «سالمند دوستداشتنی» فروکاسته شود. بااینهمه، فیلم بهندرت اجازه میدهد تردیدهای او پیامدهای عمیق و ماندگاری پیدا کنند.
از همین رو، استقلال هلن بیشتر زمینهای برای حرکت داستان فراهم میکند تا مسئلهای که فیلم بخواهد بهطور جدی واکاویاش کند. پاین گروو؛ صحنهٔ رقابت و تعلق پاین گروو یکی از مؤثرترین ایدههای فیلم است: محیطی که در نگاه نخست قرار است امن، آرام و منظم باشد، اما در آن همان سازوکارهای آشنای جمعهای انسانی دوباره شکل میگیرند.
جای نشستن، بازی بریج، مناسبات دوستی و توجه مردان ساکن، هر یک بهانهای برای ایجاد مرز میان خودی و غریبه میشوند. هلن در آغاز خود را بیرون این شبکه میبیند و ترجیح میدهد وارد بازیها نشود؛ اما تنهاییاش کمکم او را به سمت تعامل با دیگران میکشاند. تشبیه ساکنان به دانشآموزان دبیرستانی، سرچشمهٔ بسیاری از شوخیهای فیلم است.
« فیلمنامه این مسئله را با ظرافتی محدود اما قابلفهم پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
این قیاس به مخاطب امکان میدهد رقابتهای کوچک و حسادتهای جمعی را با نگاهی طنزآمیز ببیند؛ گویی سن، تجربه و خاطرات مشترک نمیتوانند نیاز انسان به پذیرفتهشدن را از میان ببرند. اما این ایده گاهی بیش از حد به شوخی تکیه میکند. شخصیتهای رقیب، بهویژه، ممکن است نه بهعنوان آدمهایی با انگیزههای متناقض، بلکه چونان تیپهایی آشنا و قابلپیشبینی جلوه کنند.
بنابراین پاین گروو همزمان هم میدان جذاب کنش اجتماعی است و هم فضایی که فیلم از ظرفیت دراماتیکش بهطور کامل بهره نمیگیرد. بازیگران؛ گرمایی فراتر از فیلمنامه بزرگترین سرمایهٔ «Queen Bees» گروه بازیگری آن است. Ellen Burstyn برای هلن ترکیبی از وقار، سرسختی و تنهایی میسازد و به شخصیتی که ممکن بود صرفاً لجباز به نظر برسد، لطافت میبخشد.
James Caan نیز در نقش دن، حضوری آرام و صمیمی دارد؛ رابطهٔ او با هلن از آن رو پذیرفتنی میشود که بازیگر بهجای اغراق در رمانتیسم، به لحظههای ساده و نگاههای کوتاه تکیه میکند. میان این دو، حس همراهی شکل میگیرد؛ حسی که بیش از آنکه از پیچیدگی گفتوگوها برخیزد، حاصل حضور و مهارت اجرایی بازیگران است.
منتقدان نیز به توانایی گروه بازیگری در جانبخشیدن به مصالح سادهٔ فیلم اشاره کردهاند. Jane Curtin، Ann-Margret و Loretta Devine هر یک رنگی متفاوت به فضای پاین گروو میافزایند. Curtin در نقش زنی مسلط و سختگیر، زمینهٔ مناسبی برای طنز فراهم میکند؛ Ann-Margret نرمی و جذابیتی آرام به دوستیهای تازه میبخشد؛ و Devine با انرژی و گرمای ویژهاش از حضورهای بهیادماندنی فیلم است.
« اما این ایده گاهی بیش از حد به شوخی تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Christopher Lloyd نیز در ترکیب گروهی فیلم سهم دارد و حضور آشنای بازیگران کهنهکار، حتی در صحنههای کممایهتر، تماشاگر را همراه نگه میدارد. بااینحال، این کیفیت اجرایی گاه تضاد میان بازیهای پخته و دیالوگهای معمولی را آشکارتر میکند. طنز، عاطفه و آسانتماشا بودن طنز فیلم بر موقعیتهای روزمره و وارونهکردن انتظارات استوار است: آدمهایی که جامعه ممکن است از کنارشان بهعنوان «سالمند» بگذرد، همچنان خواستهها، رقابتها و شوخطبعی خود را دارند.
فیلم از این تضاد برای خلق لحظههایی بامزه استفاده میکند، بیآنکه پیوسته در پی خندهٔ بلند باشد. شوخیهایش بیشتر لبخند میآفرینند تا قهقهه؛ و این انتخاب با لحن صمیمی و آرام اثر تناسب دارد. در سوی دیگر، فیلم به احساسات مستقیم و بیپرده متوسل میشود. تنهایی، فقدان و دشواری پذیرش تغییر در پسزمینهٔ داستان حضور دارند، اما معمولاً بهاندازهای برجسته نمیشوند که فضای سبک فیلم را دگرگون کنند.
این رویکرد برای مخاطبی که به دنبال تماشایی راحت و امیدبخش است، کارکرد دارد؛ در عوض، تماشاگرانی که انتظار پرداختی دقیقتر به سوگ، پیری یا رابطهٔ مادر و دختر دارند، ممکن است احساس کنند فیلم از کنار مهمترین پرسشهایش میگذرد. «Queen Bees» بیشتر میخواهد دلگرم کند تا آنکه مخاطب را درگیر تأملی دشوار سازد.
روایت آشنا و محدودیتهای فیلمنامه آشکارترین ضعف فیلم، قابلپیشبینیبودن مسیر داستان است. از همان آغاز میتوان حدس زد هلن با محیط تازه خو خواهد گرفت، دوستیهایی پیدا خواهد کرد و امکان عشق دوباره برایش فراهم خواهد شد. مسئله فقط دانستن مقصد نیست؛ روایت در بسیاری از ایستگاههای مسیر نیز به الگوهای آشنای کمدی رمانتیک وفادار میماند.
« بااینحال، این کیفیت اجرایی گاه تضاد میان بازیهای پخته و دیالوگهای معمولی را آشکارتر میکند. »
قوتها و کاستیها
سوءتفاهمها و تنشهای عاطفی بیشتر نقش موانع موقت را دارند تا موقعیتهایی که شخصیتها را به بازنگری جدی وادار کنند. دیالوگها نیز همیشه توان حمل معنای لازم را ندارند. گاهی جملهها چنان مستقیماند که بهجای آشکارکردن ویژگیهای پنهان شخصیتها، تنها اطلاعات یا شوخی مورد نیاز همان صحنه را منتقل میکنند.
در نتیجه، روابطی که بالقوه میتوانستند پیچیدهتر باشند—بهویژه دوستی زنان و سازگاری هلن با دخترش—فرصت کافی برای رشد پیدا نمیکنند. بعضی نقدها نیز به سادگی بیش از اندازهٔ فیلمنامه و سطحیماندن روابط اشاره کردهاند. تصویر سالمندی و دام احساساتیگری اهمیت «Queen Bees» فقط در قصهٔ عاشقانهاش نیست؛ فیلم به شخصیتهای مسنی مرکزیت میدهد که در سینمای عامهپسند اغلب در حاشیه قرار میگیرند.
این شخصیتها نه صرفاً موضوع نگرانی فرزندانشاناند و نه نمادهای خاموش تجربه و خرد. آنها هنوز درگیر انتخاب، رقابت، میل و امکان آغاز دوبارهاند. تأکید فیلم بر همین تداوم، پیامی انسانی و خوشایند دارد: زندگی عاطفی با گذر زمان پایان نمییابد. اما این نگاه مثبت گاهی به احساساتیگری نزدیک میشود.
فیلم در تلاش برای مهربانبودن با شخصیتهایش، کمتر خطر میکند که تناقضها، تلخیها و دشواریهای سالخوردگی را با تمام وزنشان نشان دهد. محیط پاین گروو نیز بیشتر به صحنهای دلپذیر برای ملاقات و شوخی بدل میشود تا فضایی که محدودیتها و نابرابریهای زندگی در آن جدی گرفته شوند. نتیجه، اثری است که سالمندی را با محبت به تصویر میکشد، اما نه همیشه با عمقی که موضوع آن شایستهاش است.
« دیالوگها نیز همیشه توان حمل معنای لازم را ندارند. »
جمعبندی
جمعبندی «Queen Bees» فیلمی گرم، ساده و آگاهانه آشناست. جذابیت اصلیاش در بازیهای دلنشین گروه بازیگران، شوخیهای پراکنده و نگاه امیدوارانهاش به امکان دوستی و عشق در سالهای پایانی عمر قرار دارد. در مقابل، داستان از مسیرهای قابلحدس میگذرد، دیالوگها گاهی جان چندانی ندارند و برخی روابط زیر سایهٔ شتاب روایت ناتمام میمانند.
اگر از یک کمدی رمانتیک انتظار پیچشهای تازه و تحلیل اجتماعی ژرف داشته باشید، احتمالاً اثر شما را راضی نخواهد کرد؛ اما اگر مقصودتان تماشای فیلمی سبک و صمیمی با حضور بازیگرانی دوستداشتنی باشد، «Queen Bees» میتواند تجربهای خوشایند فراهم کند—حتی اگر شیرینیاش گاه به مرز لوسشدن نزدیک شود.
« جمعبندی «Queen Bees» فیلمی گرم، ساده و آگاهانه آشناست. »
ثبت دیدگاه