نقد و بررسی
نقد سقوط پیوریتی فالز (Purity Falls) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که پاکیزگیاش مشکوک است «پیوریتی فالز» از همان نامش وعدهای دوپهلو میسازد: شهری آرام و پاکیزه که ظاهر دلفریبش قرار است پناهگاهی برای خانوادهای داغدیده باشد، اما زیر این سطح مرتب، مناسباتی ناسالم و پنهان جریان دارد. نیکول، پس از مرگ همسرش، با دو فرزندش به این شهر میآید تا زندگی تازهای را آغاز کند.
ورودشان به محیطی ظاهراً پذیرا، ابتدا نوید امنیت میدهد؛ اما جیسون بهتدریج جذب کسبوکار مرموز و خلافکارانهٔ کورتنی، زن بانفوذ محله، میشود و شکاف میان مادر و پسر گسترش مییابد. فیلم در این طرح ساده، آمیزهای از ملودرام خانوادگی، تریلر رازآلود و داستانی دربارهٔ فساد پشت نقاب احترام اجتماعی را جستوجو میکند؛ مسئله این است که این اجزا بهندرت در یک مسیر منسجم به هم میرسند.
وعدهٔ تعلیق و دشواریِ باورپذیری داستان در آغاز بر نگرانی آشنایی بنا میشود: مادری که در پی تثبیت دوبارهٔ خانواده است، نمیتواند بهراحتی بفهمد پسر نوجوانش چه میکند و چرا از او فاصله میگیرد. جیسون نیز در موقعیتی آسیبپذیر قرار دارد؛ سوگ پدر، نیاز به استقلال و میل به پذیرفتهشدن، او را در برابر نفوذ دیگران بیدفاعتر میکند.
« نیکول، پس از مرگ همسرش، با دو فرزندش به این شهر میآید تا زندگی تازهای را آغاز کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این عناصر میتوانستند بستری مؤثر برای تعلیق و کشمکش عاطفی باشند. اما فیلم برای پیشبردن بحران، بیش از آنکه بر تحول تدریجی شخصیتها تکیه کند، به انباشت رخدادها و موقعیتهای نامعمول متوسل میشود. رخدادهای داستان گاه چنان ناگهانی یا نامتناسباند که بهجای تشدید خطر، توجه تماشاگر را از سرنوشت شخصیتها به خودِ نامعقولبودن ماجرا جلب میکنند.
در نتیجه، تعلیقِ موردنظر بارها جای خود را به پرسشی دیگر میدهد: آیا فیلم میخواهد مخاطب را نگران کند یا از اغراقهایش بخنداند؟ لحن سرگردان میان دلهره و کمدی ناخواسته مهمترین ویژگی «پیوریتی فالز» ــ و همزمان یکی از دشواریهای اصلی آن ــ نوسان لحن است. فیلم خود را در قلمرو تریلر و درام خانوادگی قرار میدهد؛ بااینحال، بعضی موقعیتها و واکنشها آنقدر اغراقشده یا نامتعارفاند که ناخواسته جنبهای کمیک پیدا میکنند.
این لحظات برای بخشی از مخاطبان لذتبخشاند: عجیبوغریببودن فیلم گاهی به سرگرمی بدل میشود و صحنههایی پدید میآورد که بیشتر از آنکه اضطرابآور باشند، خندهدارند. ولی این خنده همیشه حاصل انتخاب آگاهانه و کنترلشدهٔ فیلمساز نیست. میان طنز سیاه، ملودرام و تعلیق، مرز روشنی شکل نمیگیرد و فیلم نمیتواند تصمیم بگیرد کدام لحن باید بر تجربهٔ تماشاگر مسلط باشد.
« این عناصر میتوانستند بستری مؤثر برای تعلیق و کشمکش عاطفی باشند. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، موقعیتهایی که باید تکاندهنده یا هولناک باشند، گاهی مضحک به نظر میرسند؛ در سوی مقابل، لحظات ظاهراً سبک نیز زیر بار جدیتِ تحمیلی داستان قرار میگیرند. نتیجه، اثری است که برای تماشای جدی بیش از حد ناموزون و برای کمدیِ تمامعیار بیش از حد نامطمئن است. بازیها و شخصیتهایی که جان نمیگیرند بازیگران در مرکز داستانی قرار دارند که به واکنشهای عاطفی پرقدرت نیاز دارد: اندوه یک مادر، سرکشی و سردرگمی پسری جوان، و تسلط زنی که نفوذش را پشت چهرهای آراسته پنهان میکند.
با این همه، اجراها عموماً در سطحی معمولی باقی میمانند. شخصیتها بهندرت از حد کارکرد داستانیشان فراتر میروند و کمتر میتوان احساس کرد که با آدمهایی دارای تناقضها و انگیزههای پیچیده روبهرو هستیم. این مسئله بهویژه در رابطهٔ نیکول و جیسون اثر میگذارد. فاصلهٔ میان آن دو باید هستهٔ عاطفی فیلم باشد؛ اما چون اجراها و نوشتار بهاندازهٔ کافی به جزئیات رابطه، سوءتفاهمها و زخمهای مشترک نمیپردازند، جداییشان بیشتر نتیجهٔ نیازهای طرح داستانی به نظر میرسد تا حاصل رابطهای زنده و باورپذیر.
کورتنی نیز با وجود جایگاه محوریاش، بیشتر حامل تهدید است تا شخصیتی که اقتدار و فریبندگیاش در رفتار و گفتارش بهتدریج شکل بگیرد. در چنین شرایطی، بازیها نهتنها کاستیهای فیلمنامه را جبران نمیکنند، بلکه گاه بر تصنع موقعیتها میافزایند. فیلمنامهای پُرماجرا اما کمانسجام «پیوریتی فالز» برای نگهداشتن توجه مخاطب، پیوسته در حال افزودن بحران و نشانههای خطر است؛ اما تراکم رخدادها بهخودیخود به معنای پیشرفت دراماتیک نیست.
« نتیجه، اثری است که برای تماشای جدی بیش از حد ناموزون و برای کمدیِ تمامعیار بیش از حد نامطمئن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای آنکه هر اتفاق را به گامی روشن در تحول شخصیتها تبدیل کند، اغلب از حادثهای به حادثهٔ دیگر میپرد. همین شتاب، فرصت لازم را از داستان میگیرد تا روابط را بپروراند یا پیامدهای تصمیمهای شخصیتها را بهدرستی نشان دهد. از سوی دیگر، موضوعات مهمی در حاشیهٔ این طرح دیده میشوند: سوگ خانوادگی، آسیبپذیری نوجوانان، سوءاستفاده از قدرت و ظاهر محترمانهٔ جامعهای که فساد را پنهان میکند.
اینها ظرفیت یک درام اجتماعی تلخ را دارند، اما فیلم بهندرت آنها را بهصورت منسجم بررسی میکند. بخشهایی از داستان چنان اغراقآمیز پیش میروند که مسائل جدی زیر سایهٔ شلوغی و نامعقولی ماجرا قرار میگیرند. برای همین، اثر نه به تلخی و عمق یک درام اجتماعی دست مییابد و نه از آشفتگیاش طنزی کاملاً حسابشده میسازد.
ریتمی که بیش از اندازه کش میآید با وجود تعداد قابلتوجه رخدادها، فیلم در بسیاری از لحظات کند و کشدار به نظر میرسد. این تناقض از آنجا ناشی میشود که شلوغیِ پیرنگ جای ریتم مؤثر را نمیگیرد: قصه اتفاقات زیادی را پیش میکشد، اما همهٔ آنها به یک اندازه ضروری یا جذاب نیستند. بعضی صحنهها تنش را افزایش نمیدهند و برخی دیگر، بهجای آنکه تصویری تازه از شخصیتها بسازند، صرفاً اطلاعات یا موقعیتی دیگر به مجموعه اضافه میکنند.
« فیلم بهجای آنکه هر اتفاق را به گامی روشن در تحول شخصیتها تبدیل کند، اغلب از حادثهای به حادثهٔ دیگر میپرد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان با دو تجربهٔ متضاد روبهرو شود: از یک سو، کنجکاوی دربارهٔ عجیبترشدن ماجرا؛ از سوی دیگر، خستگی از تکرار، مکثهای طولانی و پیشروی ناموزون. برای مخاطبی که از فیلمهای کمهزینه و پرملودرام لذت میبرد، همین بیقاعدگی میتواند بخشی از جذابیت باشد؛ اما برای کسی که انتظار تعلیقی دقیق و روایتی منظم دارد، فیلم بهسرعت فرساینده میشود.
لذتِ ناخواستهٔ یک فیلم نامتوازن واکنش به «پیوریتی فالز» تا حد زیادی به انتظاری بستگی دارد که تماشاگر با خود به فیلم میآورد. اگر قرار باشد آن را بهعنوان تریلری جدی دربارهٔ بحران یک خانواده بسنجیم، ضعف بازیها، آشفتگی داستان و ناپایداری لحن آشکار میشوند. اما اگر مخاطب آمادگی داشته باشد از افراطها، موقعیتهای عجیب و فاصلهٔ میان قصد فیلم و نتیجهٔ نهایی لذت ببرد، اثر میتواند به تجربهای سرگرمکننده و حتی خندهدار بدل شود.
این نوع سرگرمی البته به معنای موفقیت هنری نیست. خندههایی که از ناموزونی یا اغراق ناخواسته برمیآیند، با طنزی که از طراحی دقیق موقعیت و شخصیت حاصل میشود تفاوت دارند. فیلم در بهترین لحظاتش از این فاصله انرژی میگیرد؛ در بدترین لحظات، همان فاصله به نشانهٔ فقدان کنترل بدل میشود. جذابیتش بنابراین محدود و دوگانه است: ممکن است برای تماشاگرِ متمایل به «بدِ سرگرمکننده» خوشایند باشد، اما برای دیگران به اثری خستهکننده و کمجان تبدیل شود.
« این نوع سرگرمی البته به معنای موفقیت هنری نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «پیوریتی فالز» ایدهای بالقوه جذاب دارد: خانوادهای داغدیده در شهری خوشنما، پسری که بهتدریج درگیر شبکهای پنهان میشود، و مادری که باید در میان سوگ، بیاعتمادی و خطر راهی برای حفظ فرزندانش پیدا کند. بااینحال، اجرای این ایده زیر فشار فیلمنامهای شلوغ، بازیهایی کماثر و لحنی مردد قرار میگیرد.
فیلم گاهی ناخواسته خندهدار میشود و همین ویژگی میتواند برای گروهی از مخاطبان مایهٔ سرگرمی باشد؛ اما این لحظات، ضعفهای بنیادیتر اثر را از میان نمیبرند. حاصل، تریلری نامتوازن است که بیش از آنکه تعلیق یا همدلی پایداری بسازد، میان جدیت و کمدی ناخواسته سرگردان میماند و در نهایت ممکن است حسِ صرف وقت برای تجربهای کمثمر را برجای بگذارد.
« بااینحال، اجرای این ایده زیر فشار فیلمنامهای شلوغ، بازیهایی کماثر و لحنی مردد قرار میگیرد. »
ثبت دیدگاه