نقد و بررسی
نقد پرواز با تو (To Fly with You) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به یخ؛ رؤیایی که از نابلدی آغاز میشود «To Fly with You» از نقطهای آشنا درام خود را آغاز میکند: دختری پرشور که میخواهد به رؤیایی بزرگ برسد، اما نه آموزش حرفهای دارد و نه مسیر همواری پیش رویش. شن ژنگیی با ورود به باشگاه ورزشی جو فِنگ پا به دنیایی میگذارد که در آن شور و اراده بهتنهایی کافی نیست؛ بدن باید تمرین کند، ذهن باید فشار را تاب بیاورد و فرد باید یاد بگیرد بخشی از یک گروه باشد.
همین فاصله میان اشتیاق خام و مهارت واقعی، موتور دراماتیک بخش ورزشی سریال است. اهمیت این شروع در آن است که قهرمان داستان از ابتدا بهصورت ورزشکاری کامل و آماده معرفی نمیشود. او باید بیاموزد، خطا کند و اعتماد دیگران را به دست آورد. بنابراین رشدش فقط در توانایی روی یخ خلاصه نمیشود؛ تغییر نگرش او به رقابت، همکاری و انضباط نیز بخشی از مسیر است.
سریال درباره رسیدن به قله است، اما پیش از آن، علاقهمند است دشواری صعود را نشان دهد. ورزش؛ فراتر از پسزمینهای تزئینی یکی از امتیازهای «To Fly with You» آن است که ورزش را صرفاً تزئینی برای نزدیککردن دو شخصیت به یکدیگر به کار نمیگیرد. اسکیت سرعت مسیر کوتاه، تمرینهای دشوار، رقابت و رابطه میان اعضای تیم، در شکلدادن به مسیر شن ژنگیی سهم دارند.
« همین فاصله میان اشتیاق خام و مهارت واقعی، موتور دراماتیک بخش ورزشی سریال است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضای تمرین به شخصیتها امکان میدهد تواناییها و ضعفهایشان را در عمل آشکار کنند؛ جایی که انگیزه، غرور و همکاری دائماً با یکدیگر برخورد میکنند. سریال همچنین میان رشتههای مختلف اسکیت تمایز میگذارد و جهان ورزش را از دریچه رقابت فردی و مسئولیت گروهی میکاود. برای مخاطبی که آشنایی تخصصی با این رشتهها ندارد، همین توجه به تمرین و همتیمیبودن میتواند تجربه را زندهتر کند.
در عین حال، اثر بیشتر یک درام جوانانه و سرگرمکننده است تا بازنمایی سختگیرانه و مستندگونه ورزش حرفهای؛ جذابیت صحنهها و مسیر احساسی شخصیتها بر دقت فنیِ موشکافانه اولویت دارد. قهرمان؛ ارادهای که باید شکل بگیرد شن ژنگیی با نیروی حرکت و بیپرواییاش تماشاگر را جذب میکند، اما سریال او را به همان ویژگیها محدود نمیسازد.
اشتیاق شخصیت، نقطه قوت اوست و همزمان میتواند به شتابزدگی و نادیدهگرفتن محدودیتها بینجامد. پیشرفت او زمانی باورپذیرتر میشود که پای پذیرش انضباط و اعتماد به اطرافیان به میان میآید. او برای بهترشدن، ناچار است بفهمد تلاش فردی ارزشمند است، اما در ورزش تیمی جای همکاری را نمیگیرد.
« اشتیاق شخصیت، نقطه قوت اوست و همزمان میتواند به شتابزدگی و نادیدهگرفتن محدودیتها بینجامد. »
شخصیتها و اجرا
این مسیر، داستان را از الگوی ساده «موفقیت با اراده» دور میکند؛ دستکم در لحظاتی که سریال به رابطه ژنگیی با همتیمیها و مربیاش توجه میکند. اعتماد، چیزی نیست که شخصیت بتواند با یک حرکت قهرمانانه به دست آورد. باید در تمرین و رفتار روزمره ساخته شود. در نتیجه، پیروزیهای ورزشی تنها زمانی معنا پیدا میکنند که حاصل تغییر و بلوغ باشند، نه صرفاً نشانهای برای تشویق تماشاگر.
عشق و کلکل؛ شیرینی همراه با تکرار رابطه میان ژنگیی و شائو بِیشِنگ یکی از منابع اصلی جذابیت سریال است. آشنایی پرتنش و کلکلهای میان آنها، فضایی سبک و شوخطبعانه میسازد و بهتدریج امکان میدهد هر دو چهرههای جدیتر یکدیگر را ببینند. رابطهشان در بستری شکل میگیرد که رؤیاهای ورزشی و رقابت از آن جدا نیستند؛ همراهی عاطفی میتواند پشتوانهای برای مواجهه با شکست و فشار باشد، نه صرفاً وقفهای میان تمرینها.
با این همه، شیرینی این خط عاشقانه گاهی به اغراق نزدیک میشود. سوءتفاهمها و حرفهای ناگفته بارها میان شخصیتها فاصله میاندازند، حال آنکه گفتوگویی صریح میتوانست بسیاری از آنها را کوتاه کند. این تعویقها برای حفظ کشش رمانتیک قابلفهماند، اما وقتی تکرار میشوند، از طبیعیبودن رابطه میکاهند.
« اعتماد، چیزی نیست که شخصیت بتواند با یک حرکت قهرمانانه به دست آورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جذابیت زوج اصلی در بهترین لحظات از شوخی، واکنشهای متقابل و حمایتشان میآید؛ نه از طولانیکردن بیدلیل فاصله میان اعتراف و فهم متقابل. مربی و گذشته؛ لایهای جدیتر از رقابت در کنار مسیر جوانان، رابطه شن ژنگیی با مربیاش، ژوانگ یوئه، بُعدی جدیتر و عاطفیتر به روایت میدهد. مربی در اینجا فقط مرجعی برای آموزش تکنیک نیست؛ گذشته، تجربه و زخمهای شخصی او بر شیوه حضورش در تیم سایه میاندازند.
رازهای مربوط به گذشتهی مادر ژنگیی و ژوانگ یوئه، داستان را از فضای صرفاً ورزشی و عاشقانه فراتر میبرد و نشان میدهد رؤیاها گاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند، اما این انتقال همیشه آسان یا بیتنش نیست. رابطه استاد و شاگرد زمانی تأثیرگذار است که اقتدار با آسیبپذیری درهم میآمیزد.
ژوانگ یوئه میتواند سختگیر و صریح باشد، اما پیوندش با ژنگیی امکان مییابد به رابطهای انسانیتر بدل شود. این خط داستانی زمینهای فراهم میکند تا موفقیت فقط هدفی شخصی نباشد؛ گاهی معنای آن در فهم گذشته و بازسازی اعتماد میان دو نسل قرار دارد. گروه و زوج فرعی؛ گرمای جمع، بهای تمرکز همتیمیها و دوستان، به فضای سریال انرژی میبخشند.
« رابطه استاد و شاگرد زمانی تأثیرگذار است که اقتدار با آسیبپذیری درهم میآمیزد. »
قوتها و کاستیها
حضورشان رقابت را از ماجرای یک قهرمان تنها بیرون میآورد و یادآوری میکند که باشگاه، مجموعهای از روابط و خواستههای گوناگون است. شوخیها و همراهیهای گروهی، لحن اثر را گرم نگه میدارند و به بخشهایی از داستان که بر تمرین و فشار رقابت متمرکز است، تنوع میدهند. اما این گسترش جهان داستان هزینهای هم دارد.
خط عاشقانه زوج فرعی سهم قابلتوجهی از زمان روایت میگیرد و گاه تمرکز را از ژنگیی، بِیشِنگ و مسیر ورزشی آنها منحرف میکند. چنین داستانهایی میتوانند به شخصیتهای جانبی عمق بدهند، ولی اگر بیش از اندازه بسط یابند، ریتم کلی کند میشود. در این سریال، بعضی از سوءتفاهمها و کشمکشهای فرعی احساس آشنایی و تکرار دارند؛ گویی داستان برای پرکردن فاصله میان نقاط عطف اصلی، بار دیگر به الگوهای مشابه بازمیگردد.
لحن و ریتم؛ سرگرمکننده، نه همیشه غافلگیرکننده «To Fly with You» از نظر لحن میان هیجان ورزش، طنز جوانانه و رمانس شیرین رفتوآمد میکند. این ترکیب برای تماشاگرانی که به داستانی سبک و پرتحرک علاقه دارند، امتیازی جدی است. سریال از فضای رقابتی برای ساختن لحظات پرتنش بهره میگیرد و از شوخی و رابطه عاطفی برای جلوگیری از سنگینی بیش از حد روایت.
« اما این گسترش جهان داستان هزینهای هم دارد. »
جمعبندی
حاصل، اثری است که میتواند سرگرمکننده باشد، حتی اگر در بسیاری از پیچوخمهایش تازگی چشمگیری نداشته باشد. ریتم نیز تابع همین ترکیب است: در بخشهایی که تمرین، همکاری تیمی و رشد شخصیتها برجستهاند، داستان جان میگیرد؛ در بخشهایی که رابطهها با گفتوگوهای ناتمام و سوءتفاهمهای قابلاجتناب پیش میروند، حرکت کندتر میشود.
این ناهمواری مانع لذتبردن از سریال نیست، اما سبب میشود همه خطوط داستانی به یک اندازه متقاعدکننده نباشند. جمعبندی «To Fly with You» در نهایت درامی گرم و خوشتماشا درباره تلاش، همکاری و شکلگرفتن پیوندهای عاطفی است. بخش ورزشی به داستان نیروی حرکت میدهد، رابطه شن ژنگیی و شائو بِیشِنگ لحظات شیرین و مفرح میآفریند و پیوند ژنگیی با ژوانگ یوئه به روایت عمق نسلی میبخشد.
در سوی دیگر، کلیشههای عاشقانه، اعترافهای بهتعویقافتاده و زمان قابلتوجهی که زوج فرعی میگیرد، گاهی از تمرکز و تازگی اثر میکاهند. ارزش سریال نه در غافلگیرکردن تماشاگر با روایتی بیسابقه، بلکه در ترکیب دلنشین عناصر آشناست: ورزش، رقابت، دوستی، عشق و پافشاری بر رؤیا. برای مخاطبی که انتظار درامی کاملاً واقعگرایانه یا رمانسی پیچیده ندارد، این مجموعه میتواند تجربهای شیرین و سرگرمکننده باشد؛ اثری که بیش از آنکه به دنبال شکستن قالبها باشد، میکوشد با شخصیتهای پرشور و فضای صمیمی خود همراهی تماشاگر را به دست آورد.
« حاصل، اثری است که میتواند سرگرمکننده باشد، حتی اگر در بسیاری از پیچوخمهایش تازگی چشمگیری نداشته باشد. »
ثبت دیدگاه