نقد و بررسی
نقد مامان به مسافرت رفت (Mom Went On Vacation) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و وعدهٔ داستانی «مامان به تعطیلات رفت» کمدی خانوادگی مکزیکیِ سال ۲۰۱۹، به کارگردانی فرناندو سارینیانا، بر موقعیتی ساده و آشنا بنا شده است: مادر برای مدتی از خانه دور میشود و پدر ناچار است بهتنهایی از چهار فرزند مراقبت کند. این موقعیت، هم ظرفیت شوخیهای روزمره را دارد و هم میتواند پرسشی جدیتر دربارهٔ کار خانگی و تقسیم مسئولیت در خانواده پیش بکشد.
فیلم هر دو مسیر را لمس میکند، اما بیشتر به سوی سرگرمی سبک میرود تا کاوشی ژرف در روابط خانوادگی. کمدیِ آشفتگی روزمره نیروی اصلی فیلم از برخورد شخصیت پدر با انبوهی از وظایفی میآید که پیش از این، ظاهراً بیدردسر در جریان بودهاند: رسیدگی به برنامههای فرزندان، نظم خانه و پاسخگویی به خواستههایی که همزمان از چند سو سر میرسند.
تضاد میان اعتمادبهنفس اولیهٔ او و واقعیت پرآشوب خانه، موتور کمدی را به حرکت درمیآورد. این تضاد بهخودیخود مؤثر است؛ زیرا بسیاری از تماشاگران میتوانند فشار ناشی از انباشتهشدن کارهای کوچک را بشناسند. بااینحال، فیلم اغلب به موقعیتهای قابلانتظار بسنده میکند و کمتر میکوشد از آشفتگی خانوادگی، شوخیهایی واقعاً تازه یا غافلگیرکننده بسازد.
« فیلم هر دو مسیر را لمس میکند، اما بیشتر به سوی سرگرمی سبک میرود تا کاوشی ژرف در روابط خانوادگی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز و ریتم طنز فیلم بر اغراق در دشواریهای مراقبت از چند کودک تکیه دارد. ناکامی پدر در کنترل برنامهها و ناتوانی او در پیشبینی نیازهای فرزندان، امکان لحظههایی سبک و پرتحرک را فراهم میکند. اما بخش مهمی از شوخیها از همان الگوی آشنای کمدی خانوادگی پیروی میکنند: پدر چیزی را ساده میپندارد، در عمل با مانعی روبهرو میشود و سرانجام اوضاع از کنترلش خارج میگردد.
تکرار این چرخه، بهتدریج از تازگی موقعیت میکاهد. ریتم کلی نیز بیشتر بهدنبال حفظ تحرک و خوشمشربی است تا ساختن قوس طنزی حسابشده؛ در نتیجه، بعضی شوخیها بهجای آنکه شخصیت یا رابطهای را روشن کنند، صرفاً گذری از ماجرا هستند. خانواده، کار خانگی و تقسیم مسئولیت زیرِ لایهٔ سرگرمکننده، موضوعی بااهمیت قرار دارد: کار مراقبتی در خانواده چگونه دیده میشود و چرا ممکن است برای کسی که از دور آن را تماشا میکند، ساده به نظر برسد؟
تجربهٔ پدر در نبود همسرش، او را با مسئولیتهایی روبهرو میکند که پیوستهاند و به یک کار مشخص یا یک ساعت معین محدود نمیشوند. فیلم از همین راه، امکان همذاتپنداری و لحظههایی گرم را فراهم میآورد. بااینحال، این مضمون بیشتر بهصورت نتیجهای اخلاقی و قابلحدس عرضه میشود تا اندیشهای که در سراسر روایت بسط یابد.
« طنز و ریتم طنز فیلم بر اغراق در دشواریهای مراقبت از چند کودک تکیه دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم به دشواری کار خانه اشاره میکند، اما چندان به این نمیپردازد که تقسیم مسئولیتها در زندگی مشترک چگونه شکل گرفته و چه چیزی باید پس از این تجربه تغییر کند. شخصیتپردازی و بازیها در مرکز روایت، گابریل با بازی مارتین آلتومارو قرار دارد و آندریا لگارتا نقش کاساندرا را ایفا میکند.
حضور چهار فرزند، امکان ساختن چند خردهروایت و تفاوتگذاری میان نیازها و خلقوخوهای آنان را فراهم میکند؛ اما فیلم همیشه از این ظرفیت بهره نمیگیرد. فرزندان گاه بیش از آنکه شخصیتهایی با خواستهها و تناقضهای مستقل باشند، به محرکهایی برای دشوارترکردن روز پدر بدل میشوند. همین امر دامنهٔ تحول عاطفی خانواده را محدود میکند.
بازیها در خدمت لحن صمیمی و سبک اثرند، اما شخصیتپردازی کمعمق اجازه نمیدهد همهٔ لحظههای احساسی به اندازهٔ کافی رسوخ کنند. بنابراین، تغییرات پدر بیشتر در قالب دریافت پیام کلی داستان دیده میشوند تا تحولی تدریجی و کاملاً اقناعکننده. کارگردانی و پرداخت روایی فرناندو سارینیانا داستان را در محدودهٔ آشنای کمدی خانوادگی نگه میدارد.
« همین امر دامنهٔ تحول عاطفی خانواده را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت برای مخاطبی طراحی شده که بهدنبال تجربهای آسان و بیتکلف است؛ ازاینرو، تعارضها معمولاً روشناند و مسیر کلی فیلم پیچیدگی زیادی ندارد. این انتخاب، دسترسیپذیری اثر را افزایش میدهد، اما همزمان فرصت گسترش شخصیتها و ظرافتبخشیدن به مضمون را کاهش میدهد. فیلم بهجای آنکه از موقعیت مرکزی برای ساختن برداشتی تازه دربارهٔ خانواده استفاده کند، بیشتر به کارکرد مستقیم آن بهعنوان منبع آشفتگی و شوخی متکی است.
از همین رو، گرچه فضا برای تماشای خانوادگی مناسب میماند، بسیاری از لحظات پس از پایان فیلم در ذهن ماندگار نمیشوند. نسبت با الگوی آشنای این ژانر داستانِ مادری که خانه را ترک میکند و پدری که تازه با دشواری ادارهٔ خانواده روبهرو میشود، پیشتر نیز در کمدیهای خانوادگی به کار رفته است.
«مامان به تعطیلات رفت» نسخهای مکزیکی از فیلمی آرژانتینی با عنوانی همنام است؛ بنابراین، آشنایی طرح نه فقط از قراردادهای ژانر، بلکه از بازپرداخت یک داستان پیشین نیز میآید. این پیشینه بهتنهایی ایراد محسوب نمیشود، اما اهمیت اجرای تازه را بیشتر میکند: اقتباس میتواند با توجه به فرهنگ و مناسبات خانوادگی خود، زاویهای متمایز پیدا کند.
قوتها و کاستیها
در اینجا، تفاوتها چندان پررنگ نیستند و فیلم بیش از آنکه جهان تازهای بسازد، به قالبی شناختهشده وفادار میماند. جمعبندی
ثبت دیدگاه