نقد و بررسی
نقد بزونیها (The Bezonians) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پاتوقی در حاشیهٔ رؤیا «The Bezonians» داستانش را در کلوپی اجتماعی در شمال لندن میگذراند؛ مکانی که برای گروهی از آدمهای گرفتار در تنگنای مالی و روزمرگی، هم پناهگاه است و هم صحنهٔ نمایش آرزوهای بزرگشان. آنها دربارهٔ ثروت، قدرت و راههای گریختن از زندگی معمولی خیالپردازی میکنند، اما فاصلهٔ میان خیال و عمل در این جهان تیره، چندان زیاد نیست.
یک بازی پوکر مسیر ماجرا را بهسوی تهدید و اضطراب میکشاند و سرنوشت پاتوق و گردانندهاش را در معرض خطر میگذارد. فیلم بهجای تمرکز بر یک قهرمان منفرد، جمعی از آدمها را به مرکز روایت میآورد؛ انتخابی که در آغاز نوید ترسیم دنیایی پرجنبوجوش را میدهد، اما سرانجام به یکی از دشواریهای اصلی اثر تبدیل میشود.
جهان تبهکاری و حالوهوای فیلم اثر میکوشد فضایی بسازد که در آن خشونت، معامله و جاهطلبی بخشی از زندگی روزمرهاند. کلوپ، با رفتوآمدهایش و رابطههایی که در دل آن شکل گرفتهاند، ظرفیت تبدیلشدن به تصویری فشرده از یک اجتماع کوچک را دارد: آدمهایی که هم به یکدیگر وابستهاند و هم میتوانند برای نفع خود از این پیوندها عبور کنند.
این دوگانگی، زمینهٔ مناسبی برای تعلیق فراهم میکند. هر گفتوگو میتواند به تهدیدی تازه بینجامد و هر نقشه، زندگی جمعی را متزلزل کند. اما تیرگی فضا همیشه به تنش دراماتیک نمیانجامد. فیلم گاه نشانههای آشنای سینمای تبهکاری بریتانیا را کنار هم میچیند، بیآنکه به آنها هویت تازهای ببخشد.
« این دوگانگی، زمینهٔ مناسبی برای تعلیق فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لحن خشن و شخصیتهای پرادعا قرار است جهان را خطرناک جلوه دهند، ولی وقتی این لحن با پیشروی کند داستان همراه میشود، حاصل بیش از آنکه رازآلود باشد، سنگین و فرساینده است. «The Bezonians» فضای کلی خود را زود معرفی میکند؛ مسئله آن است که برای حفظ کشش، به عناصر دیگری جز ظاهر تیره و وعدهٔ خشونت نیاز دارد.
روایت پراکنده و گرهای دیرهنگام ساختار فیلم بر گردهمآوردن شخصیتهای متعدد و معرفی زندگی و مناسبات آنان استوار است. گره اصلی، یعنی پیامدهای بازی پوکر و تهدیدی که متوجه گردانندهٔ کلوپ میشود، پس از گذشت بخشی از فیلم اهمیت مییابد. این تأخیر میتوانست تمهیدی مؤثر باشد: نخست مخاطب با محیط و آدمهایش آشنا شود و سپس دریابد چه چیزی در خطر است.
برای تحقق چنین طرحی، اما معرفی شخصیتها باید همزمان کنجکاوی ایجاد کند و هر صحنه باید به شکلی، مسیر داستان را روشنتر سازد. در اینجا آن تعادل بهسختی برقرار میشود. ورود چهرههای تازه پیدرپی است و گاهی روشن نیست هرکدام چه جایگاهی در کشمکش اصلی دارند. بهجای آنکه قطعات داستان آرامآرام در تصویری منسجم به هم متصل شوند، روایت گاه مانند رشتهای از معرفیها و موقعیتهای پراکنده پیش میرود.
نتیجه، احساسی از شلوغی است که لزوماً به پیچیدگی ثمربخش تبدیل نمیشود. وقتی قصه برای مدتی طولانی درجا میزند، تهدید مرکزی نیز توان کمتری برای ایجاد فوریت پیدا میکند. شخصیتهایی که فرصت شکلگرفتن نمییابند کثرت شخصیتها میتواند نقطهٔ قوت یک روایت گروهی باشد. هر فرد میتواند نگاه یا انگیزهای متفاوت به جهان کلوپ بیاورد و رابطههای میان آنها، لایههای اجتماعی و عاطفی داستان را بسازد.
« این تأخیر میتوانست تمهیدی مؤثر باشد: نخست مخاطب با محیط و آدمهایش آشنا شود و سپس دریابد چه چیزی در خطر است. »
شخصیتها و اجرا
«The Bezonians» از همین امکان بهره میگیرد، اما شمار چهرهها از میزان پرداختشان پیشی میگیرد. برخی شخصیتها بیش از آنکه بهتدریج از خلال رفتار و انتخابهایشان شناخته شوند، ناگهان وارد صحنه میشوند و انتظار میرود مخاطب فوراً اهمیت حضورشان را بپذیرد. این مسئله به خودی خود صرفاً دشواری دنبالکردن نامها نیست؛ اثر عاطفی روایت را هم تضعیف میکند.
برای آنکه مخاطب نگران سرنوشت یک پاتوق یا اعضای آن شود، باید پیوندی با آدمهایش پیدا کند. اما معرفی شتابزده و پرداخت محدود مانع میشود که همهٔ شخصیتها به اندازهٔ کافی ملموس شوند. در نتیجه، اتحاد و همدلیای که داستان به آن نیاز دارد، گاهی بیشتر یک ضرورت روایی به نظر میرسد تا حاصل رابطههایی که فیلم با حوصله ساخته باشد.
دیالوگها و لحن نامطمئن دیالوگها یکی از مهمترین نقاط ضعف فیلماند. شخصیتهای یک داستان تبهکاری میتوانند با کلامشان قدرتنمایی کنند، شوخیهای تلخ داشته باشند یا تهدید را بیسروصدا به فضای گفتوگو وارد سازند. در این اثر، اما گفتوگوها بارها مصنوعی جلوه میکنند؛ گویی بیشتر برای اعلام لحن خشن و جاهطلبانهٔ شخصیتها نوشته شدهاند تا برای بازتاب طرز فکر و روابط واقعی آنان.
وقتی کلمات چنین آشکارا در خدمت ژست قرار میگیرند، شخصیتها از آدمهایی با انگیزههای متناقض به مجموعهای از اداهای آشنا نزدیک میشوند. همین لغزش، مقایسه با نمونههای شناختهشدهٔ ژانر را دشوار میکند. فیلم نشانههایی از تبهکاری پرزرقوبرق و گفتوگوهای نمایشی را به کار میگیرد، اما سبک زمانی زنده میشود که پشت زبان پرطمطراق، مشاهدهای دقیق از آدمها یا ضرباهنگی حسابشده وجود داشته باشد.
« The Bezonians» از همین امکان بهره میگیرد، اما شمار چهرهها از میزان پرداختشان پیشی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اینجا چنین پشتوانهای پیوسته احساس نمیشود. در نتیجه، بخشی از دیالوگها نه به شخصیتپردازی کمک میکنند و نه موقعیتها را پرتنشتر میسازند؛ برعکس، بر فاصلهٔ میان قصد فیلم و تأثیر واقعی آن میافزایند. بازیگری در خدمت فضای خشن بازیگران در مجموع میکوشند شدت و سرسختی جهان فیلم را باورپذیر کنند.
حضور چهرههایی چون وینی جونز، مارینا سیرتیس و پیتر پلیکارپو به ترکیب گروهی اثر وزن میدهد و برخی بازیها نیز با فضای پرتنش داستان همخواناند. بااینحال، وقتی شخصیتها کمعمق نوشته شدهاند یا دیالوگها حالتی ساختگی دارند، بازیگر مجال چندانی برای فراتررفتن از تیپهای آشنا پیدا نمیکند.
تلاش برای نمایش خشونت و جاهطلبی، بهتنهایی جای شخصیتپردازی را نمیگیرد. مشکل از آنجا برجستهتر میشود که فیلم به گروه بزرگی از آدمها تکیه دارد. برای ساختن یک روایت جمعی، بازیها باید ضمن حفظ تفاوتها، به نوعی هماهنگی برسند؛ مخاطب باید بتواند حضور هر فرد را از دیگری تشخیص دهد و بفهمد کدام رابطهها اهمیت بیشتری دارند.
اما پراکندگی داستان اجازه نمیدهد این تفاوتها همیشه در ذهن بمانند. بعضی حضورها اثرگذارترند، ولی مجموعه به اندازهٔ کافی فرصت نمییابد تا از این حضورها شبکهای روشن و ماندگار بسازد. ریتم و فرسودگی تماشاگر کشش محدود روایت، با مدتزمان و تراکم شخصیتها تشدید میشود. فیلم صحنهها و گفتوگوهای بسیاری را پیش میکشد، اما همهٔ آنها به یک اندازه در پیشبرد کشمکش سهم ندارند.
« اینجا چنین پشتوانهای پیوسته احساس نمیشود. »
قوتها و کاستیها
گاهی اطلاعات تازهای دربارهٔ آدمها یا محیط به دست میآید، ولی این اطلاعات به تحول چشمگیری در داستان نمیانجامد. در چنین وضعی، مخاطب ممکن است احساس کند فیلم بیشتر در حال افزودن چهره و گفتوگوست تا حرکتکردن بهسوی یک رویارویی روشن. کندی ریتم همیشه ایراد نیست؛ یک روایت میتواند با مکث و تأمل، فشار روانی بسازد یا حس گرفتاری شخصیتها در چرخهای بیپایان را منتقل کند.
اما برای آنکه این مکثها معنا پیدا کنند، باید در پسِ آنها تغییر، انتظار یا کشمکشی محسوس جریان داشته باشد. «The Bezonians» در حفظ این جریان یکدست موفق نیست. حاصل، اثری است که گاه حالوهوای مناسبی دارد، ولی در نگهداشتن توجه تماشاگر دستوپا میزند. جمعبندی «The Bezonians» ایدهای بالقوه جذاب دارد: یک کلوپ اجتماعی در شمال لندن، گروهی از آدمهای گرفتار در رؤیای ثروت، و خطری که آنها را وادار میکند برای حفظ پاتوقشان به هم نزدیک شوند.
فضای زیرزمینی و تلاش بازیگران برای جانبخشیدن به شخصیتهای خشن و جاهطلب، به فیلم امکان میدهد در بخشهایی حالوهوای تیره و پرتنشی بسازد. بااینحال، روایت پراکنده، معرفیهای پیاپی، دیالوگهای کمجان و ریتمی که بهآسانی کش میآید، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای منسجم و گیرا تبدیل شود.
فیلم بیش از آنکه از دل روابط و جزئیاتش به اثری متمایز بدل شود، به نشانههای آشنای تبهکاری سینمایی تکیه میکند. اگر شخصیتها مجال بیشتری برای رشد مییافتند و هر صحنه با دقت بیشتری به کشمکش اصلی پیوند میخورد، جهان کلوپ میتوانست هم زندهتر باشد و هم خطرناکتر. در شکل کنونی، «The Bezonians» برای علاقهمندان به فضای گنگستری نکاتی دیدنی دارد، اما آشفتگی روایی و ضعف گفتوگوها اجازه نمیدهد آنها به کلیتی ماندگار تبدیل شوند.
« اما برای آنکه این مکثها معنا پیدا کنند، باید در پسِ آنها تغییر، انتظار یا کشمکشی محسوس جریان داشته باشد. »
ثبت دیدگاه