نقد و بررسی
نقد خشم کور (Blind Fury) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قهرمانی با چشمان بسته «Blind Fury» فیلمی است که هستهاش را میتوان در یک تصویر خلاصه کرد: مردی نابینا، مسلح به شمشیری پنهان در عصا، در جهانی پر از تهدید و آشوب قدم میزند و با حواس و مهارتی فراتر از انتظار دشمنانش از پس آن برمیآید. بااینحال، جذابیت فیلم فقط به این تمهید اکشن محدود نمیشود؛ اثر میکوشد قهرمانش را همزمان جنگجویی کارآزموده، مردی شوخطبع و انسانی وفادار نشان دهد.
حاصل، سرگرمی پرتحرکی است که بیش از آنکه بر انسجام روایی تکیه کند، از حضور ستارهاش و لحظههای پرنشاطش نیرو میگیرد. فیلم، ساختهٔ Phillip Noyce، برداشتی آزاد و امروزی از سنت داستانی «زاتویچی» است؛ شمشیرزن نابینای ژاپنی که در مرکز مجموعهای بلند از فیلمها قرار دارد. انتقال این شمایل به فضای آمریکا و پیوند دادن آن با سربازی که از جنگ ویتنام بازگشته، به اثر هویتی متفاوت میدهد: قهرمان با زخمی از گذشته وارد جامعهای آشنا میشود، اما از قواعد و خطرهای آن بیگانه نیست.
«Blind Fury» این زمینه را بیشتر بهانهای برای ماجراجویی میگیرد تا بستری برای واکاوی عمیق جنگ یا معلولیت؛ تصمیمی که هم به سبکی و خوشریتمی فیلم کمک میکند و هم دامنهٔ درامش را محدود نگه میدارد. cite1 روتگر هاور؛ نیروی محرک فیلم مهمترین دارایی فیلم، بیتردید بازی Rutger Hauer در نقش نیک پارکر است.
« cite1 روتگر هاور؛ نیروی محرک فیلم مهمترین دارایی فیلم، بیتردید بازی Rutger Hauer در نقش نیک پارکر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هاور برای این نقش باید میان خشونت و شوخی، مهارت رزمی و آسیبپذیری، و اقتدار و صمیمیت تعادل برقرار کند. او بهجای آنکه شخصیت را صرفاً به مجموعهای از حقههای نمایشی تقلیل دهد، رفتاری آرام و گاه بازیگوش به او میبخشد؛ همین خونسردی است که هنگام رویارویی با دشمنان، نیروی قهرمان را باورپذیرتر و حضورش را جذابتر میکند.
نکتهٔ مهمتر، شیوهٔ بازی او با نابینایی شخصیت است. نیک در جهان فیلم نه درمانده است و نه موجودی فراانسانی که محدودیتش صرفاً وسیلهای برای شگفتیسازی باشد. هاور با مکثها، جهتگیری بدن و توجه به صداها، تصویری از مردی میسازد که جهان را به شیوهای دیگر میسنجد. آمادگی فیزیکی و تمرین شمشیربازی نیز در اجرای صحنهها به چشم میآید؛ گزارشهای تولید از تمرین او با یک ورزشکار نابینا و آمادگی فشردهاش برای شمشیرزنی حکایت دارند.
البته فیلم گاهی از این ویژگی برای شوخی یا ترفند اکشن استفاده میکند، اما کاریزمای بازیگر مانع میشود شخصیت به یک gimmick صرف بدل شود. cite1 شمشیرزنی و زبان اکشن صحنههای شمشیربازی، اصلیترین جاذبهٔ بصری «Blind Fury» هستند. عصای نیک، که تیغهای در خود پنهان دارد، هم وسیلهای کاربردی در داستان است و هم امضای تصویری قهرمان.
« هاور برای این نقش باید میان خشونت و شوخی، مهارت رزمی و آسیبپذیری، و اقتدار و صمیمیت تعادل برقرار کند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از تضاد میان ظاهر بیخطر عصا و خشونت ناگهانی شمشیر بهره میبرد و برخوردها را با لحنی نمایشی و گاه طنزآمیز پیش میبرد. این نبردها بیش از آنکه واقعگرایی رزمی را دنبال کنند، بر وضوح حرکت، ریتم و لذت تماشای غلبهٔ قهرمان تکیه دارند. فیلم در طراحی اکشن، از تنوع موقعیتها سود میبرد: دشمنان بارها نیک را دستکم میگیرند و همین خطای آنان، زمینهٔ چرخش موقعیت را فراهم میکند.
این الگو ساده است، اما اجرای پرانرژی هاور آن را از تکرار کامل نجات میدهد. حضور Shō Kosugi نیز برای علاقهمندان به سینمای رزمی جذابیتی ویژه دارد. در مجموع، فیلم در لحظههای درگیری بهتر از بخشهایی عمل میکند که باید پیرنگ را پیش ببرند؛ هرچند این برتری، همزمان یادآور آن است که اکشنهای درخشان جای قصهگویی منسجم را نمیگیرند.
cite13 شوخی، سفر و رابطهٔ نیک و بیلی یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم، آمیختن اکشن با کمدی است. شوخیها اغلب از فاصلهٔ میان برداشت دیگران از نیک و توانایی واقعی او سرچشمه میگیرند. این لحن، فیلم را از جدیت سنگین دور میکند و اجازه میدهد قهرمان در کنار مهارتهایش، نوعی سبکبالی داشته باشد.
« این نبردها بیش از آنکه واقعگرایی رزمی را دنبال کنند، بر وضوح حرکت، ریتم و لذت تماشای غلبهٔ قهرمان تکیه دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هاور در این زمینه نقشی اساسی دارد: او شوخی را با مکث و خونسردی اجرا میکند، نه با تأکید بیشازحد، و همین باعث میشود طنز فیلم بهجای آنکه پیوسته تماشاگر را به خنده وادارد، در بافت ماجراجوییاش جا بگیرد. سفر نیک با بیلی، پسر همرزمش، بُعد عاطفی داستان را شکل میدهد. رابطهٔ آنها در آغاز از تفاوت خلقوخو و میزان اعتمادشان نیرو میگیرد و بهتدریج به پیوندی صمیمانهتر میرسد.
این مسیر، فرصتی فراهم میکند تا نیک تنها یک قهرمان شمشیرزن نباشد و وجه مراقبتگر و مسئولیتپذیرش نیز دیده شود. بااینهمه، بیلی گاهی بیش از اندازه گستاخ یا آزاردهنده نوشته شده است. شوخیها و نافرمانیهای او ممکن است برای بعضی تماشاگران بخشی از جذابیت رابطه باشد، اما در جاهایی بهجای آنکه شخصیتپردازی را غنی کند، صبر مخاطب را میآزماید.
قصهای کمرمق و ضدقهرمانانی کماثر ضعف بنیادی فیلم در انسجام داستانی است. رخدادها با سرعت از راه میرسند و ماجرا مرتب میان موقعیتهای تعقیب، گریز و درگیری جابهجا میشود؛ اما این شتاب همیشه به معنای پیشرفت دراماتیک نیست. گاه به نظر میرسد فیلم مجموعهای از صحنههای جذاب را کنار هم چیده و سپس با رشتهای نسبتاً ساده آنها را به هم وصل کرده است.
« سفر نیک با بیلی، پسر همرزمش، بُعد عاطفی داستان را شکل میدهد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه از نظر سرگرمی کمجان نیست، اما مسیر داستان عمق و پیچیدگی چندانی پیدا نمیکند. خلافکاران نیز به اندازهٔ قهرمان بهیادماندنی نیستند. تهدید آنها بیشتر از قدرت و تعدادشان ناشی میشود تا از شخصیتپردازی یا انگیزههایی که تماشاگر را درگیر کند. همین کممایگی، تنش را محدود میکند: مخاطب معمولاً میداند فیلم بهسوی رویارویی بعدی میرود، اما کمتر کنجکاو میشود که این دشمنان چه جهانبینی یا ویژگی خاصی دارند.
فیلمنامه نیز در بسیاری از اجزای خود به الگوهای آشنای اکشن اواخر دههٔ هشتاد وفادار میماند. فیلم از این قالبها آگاهانه یا ناآگاهانه بهره میبرد، ولی کمتر میکوشد آنها را دگرگون کند. کارگردانی و حالوهوای دههٔ هشتاد Phillip Noyce فیلم را با ریتمی سرراست و اقتصادی هدایت میکند. روایت شتاب دارد و در آغاز، خیلی زود قهرمان و موقعیت اصلی را معرفی میکند؛ رویکردی که با روحیهٔ بیتکلف فیلمهای اکشن آن دوره سازگار است.
اثر نمیخواهد خود را پیچیدهتر از آنچه هست نشان دهد و همین صراحت، بخشی از دلنشینیاش را میسازد. در عین حال، شتاب و سادگی گاهی به سطحیماندن میانجامد: شخصیتهای فرعی فرصت کمی برای شکلگیری پیدا میکنند و برخی گذارهای روایی بیشتر کارکردیاند تا باورپذیر. «Blind Fury» از حیث لحن نیز محصول زمانهٔ خود است؛ فیلمی که جدیت را با شوخیهای ناگهانی، خشونت اغراقآمیز و قهرمانی تقریباً شکستناپذیر درمیآمیزد.
« نتیجه از نظر سرگرمی کمجان نیست، اما مسیر داستان عمق و پیچیدگی چندانی پیدا نمیکند. »
جمعبندی
تماشای امروز آن ممکن است گاه حس نوستالژی یا حتی خندهای ناشی از اغراقهایش ایجاد کند، اما همین ناهماهنگی برای بسیاری از مخاطبان بخشی از لذت اثر است. فیلم بهجای آنکه همهچیز را با واقعگرایی مهار کند، اجازه میدهد صحنهها اندکی خلوچل و پرزرقوبرق باشند؛ ویژگیای که به آن شخصیت مستقل و خوشمشربی میدهد.
cite4 جمعبندی «Blind Fury» بیش از آنکه داستانی بینقص یا اثری عمیق دربارهٔ جنگ و نابینایی باشد، یک ماجراجویی اکشنِ خوشانرژی است که با اتکا به کاریزمای Rutger Hauer، شمشیرزنیهای تماشایی و طنزی سبکبال پیش میرود. فیلم در طراحی قهرمان و خلق لحظههای بهیادماندنی موفق است، اما قصهاش پراکنده میماند، شخصیت بیلی گاهی آزاردهنده میشود و دشمنان نیز حضوری کممایه دارند.
با وجود این محدودیتها، اثر از آن دسته فیلمهایی است که لازم نیست ادعای بزرگی داشته باشد تا سرگرمکننده باشد. هاور چنان راحت و مشتاق در قالب نیک پارکر جا میافتد که حتی ضعفهای فیلمنامه نیز کمتر از اندازهٔ واقعیشان به چشم میآیند. تماشاگرانی که از اکشنهای پرزرقوبرق، قهرمانهای نامتعارف و حالوهوای بیادعای سینمای دههٔ هشتاد لذت میبرند، احتمالاً در «Blind Fury» همان سرگرمی سرراستی را خواهند یافت که فیلم با جسارت و شوخطبعی عرضه میکند.
« با وجود این محدودیتها، اثر از آن دسته فیلمهایی است که لازم نیست ادعای بزرگی داشته باشد تا سرگرمکننده باشد. »
ثبت دیدگاه