نقد و بررسی
نقد یک کریسمس رمانوار (A Novel Christmas) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای درباره بازگشت به زندگی «A Novel Christmas» از آن فیلمهای کریسمسی است که از همان آغاز میداند چه نوع تجربهای میخواهد بسازد: گرم، آرام و آشنا. کلویی اندرسون، نویسندهٔ محبوب کتابهای کودک، در آستانهٔ انتخابی میان جاهطلبی حرفهای و زندگی شخصی قرار میگیرد؛ انتخابی که با ورود ایتن و دخترش الکس رنگی عاطفیتر مییابد.
فیلم از این موقعیت برای پرداختن به عشق، خانواده، سوگ و امکان آغاز دوباره بهره میگیرد. کارگردانی فیلم بر عهدهٔ Andrew Cymek است و Brigitte Kingsley، Landy Cannon و Ariella Cannon در نقشهای اصلی ظاهر میشوند. جذابیت پایهای قصه در پیوندی نهچندان پیچیده اما دلنشین نهفته است: ادبیات، کلویی و الکس را به هم نزدیک میکند و حضور ایتن نیز این آشنایی را از یک برخورد گذرا فراتر میبرد.
فیلم میکوشد نشان دهد گاهی علاقهٔ مشترک به قصهها، دریچهای برای شناختن زندگی و آدمهای آن است. بااینحال، مسیر روایت چنان روشن و قابلحدس است که تماشاگر معمولاً زودتر از شخصیتها میفهمد فیلم به کدام سمت میرود. این پیشبینیپذیری لزوماً تماشای اثر را ناممکن نمیکند، اما از حس کشف و تعلیق میکاهد.
« فیلم از این موقعیت برای پرداختن به عشق، خانواده، سوگ و امکان آغاز دوباره بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مثلث عاطفیِ شخصیتها کلویی در مرکز کشمکشی قرار دارد که نه فقط انتخابی عاشقانه، بلکه پرسشی دربارهٔ شیوهٔ زیستن اوست. پیشنهاد حرفهای ناشر، با وعدهٔ حضور در برنامهای تلویزیونی در شب سال نو، نماد فرصت و دیدهشدن است؛ در سوی دیگر، زندگیای آرامتر و رابطههایی قرار دارند که به او امکان میدهند از خودِ نویسندهٔ مشهور فراتر برود.
این تقابل ظرفیت دراماتیک دارد، اما فیلم بیش از آنکه آن را به بحرانی دشوار و پرهزینه تبدیل کند، به منزلهٔ دوراهیای روشن عرضه میکند. ایتن نیز با مسئولیت پدری تعریف میشود. فداکاری او و رابطهاش با الکس، بُعد خانوادگی فیلم را تقویت میکند و مانع میشود عاشقانهٔ کلویی و ایتن تنها محور احساسات باشد.
الکس، با آرزوی نویسندهشدن، در عین آنکه پیوندی میان دو بزرگسال برقرار میکند، یادآور اهمیت تخیل و تشویقشدن است. بازیگران این سه نقش به قصه لحنی مهربان میبخشند؛ بااینحال، شخصیتپردازی عمدتاً در چارچوب کارکردهای آشنای ژانر باقی میماند و کمتر مجال مییابد تناقضها یا ویژگیهای غیرمنتظرهٔ آنها را بکاود.
شخصیتها و اجرا
عاشقانهای دلنشین، اما آشنا رابطهٔ کلویی و ایتن بر همفکری و علاقهٔ مشترکشان به ادبیات بنا میشود. این نقطهٔ آغاز، از برخوردهای کاملاً تصادفیِ برخی عاشقانههای مناسبتی باورپذیرتر است، زیرا زمینهای برای گفتوگو و نزدیکی فراهم میآورد. حضور الکس نیز رابطه را از فضای دونفره بیرون میبرد و امکان شکلگیری پیوندی خانوادگی را به قصه میافزاید.
اما نزدیکی عاطفی با سرعتی پیش میرود که بیشتر تابع قراردادهای فیلمهای عاشقانهٔ کریسمسی است تا تحول تدریجی شخصیتها. تردیدها و موانع، آنقدر عمیق نمیشوند که رابطه را واقعاً در معرض خطر قرار دهند. در نتیجه، تماشاگر بیشتر با انتظار رسیدن به نتیجهٔ محتوم همراه است تا با نگرانی دربارهٔ سرنوشت شخصیتها.
فیلم در ساختن لحظات صمیمانه موفقتر از ساختن کشمکش عاشقانهای است که وزن و پیچیدگی داشته باشد. کریسمس بهمثابه فضای احساسی حالوهوای کریسمسی اثر صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ فضای گرم و امیدبخش آن با مضمون بازگشت به زندگی و امکان یافتن آرامش پیوند دارد. کتابفروشی و دنیای کتابها نیز به این فضا معنایی مناسب میدهند: جایی برای دیدار، خیالپردازی و شکلگرفتن ارتباط میان نسلها.
« عاشقانهای دلنشین، اما آشنا رابطهٔ کلویی و ایتن بر همفکری و علاقهٔ مشترکشان به ادبیات بنا میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از این عناصر برای ایجاد حسی نرم و صمیمی استفاده میکند و بهجای شتاب و هیجان، بر آسودگی تماشا تکیه دارد. این انتخاب برای مخاطبی که از یک فیلم تعطیلاتی انتظار پناهی کوتاه از تنشهای روزمره دارد، کارآمد است. در عین حال، صمیمیت فضا گاهی جایگزین پیشروی دراماتیک میشود. صحنهها میتوانند دلپذیر باشند، اما اگر به تحول شخصیتها یا تشدید تعارض کمکی نکنند، روایت را در سطحی یکنواخت نگه میدارند.
فیلم بیش از آنکه جهان ویژهای بسازد، از نشانههای آشنای فصل و ژانر برای ایجاد آسودگی بهره میگیرد. سوگ و ایمان؛ عمق یا محدودیت؟ از نقاط قابلتوجه قصه، تلاش آن برای کنار هم نشاندن اندوه و امید است. سوگ در اینجا صرفاً مانعی برای رسیدن به خوشبختی نیست؛ بخشی از گذشتهای است که شخصیتها باید با آن کنار بیایند.
همین وجه، به داستان فرصتی میدهد تا از سطح یک آشنایی عاشقانه فراتر برود و دربارهٔ بازسازی عاطفی سخن بگوید. فیلم در لحظات آرامتر، یادآور میشود که حرکت بهسوی آینده الزاماً به معنای فراموشکردن گذشته نیست. بااینحال، پرداخت این مضمون بهاندازهٔ ظرفیتش پیچیده نمیشود. اندوه گاه در قالبی آشنا و زودفهم عرضه میشود و روند یافتن آرامش میتواند بیش از اندازه هموار به نظر برسد.
« فیلم از این عناصر برای ایجاد حسی نرم و صمیمی استفاده میکند و بهجای شتاب و هیجان، بر آسودگی تماشا تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
تأکید بر ایمان مسیحی نیز بخشی از دستگاه معنایی اثر است؛ برای مخاطبی که با این زبان معنوی احساس نزدیکی میکند، میتواند تسلیبخش باشد، اما برای تماشاگرانی با پیشزمینه یا سلیقهٔ متفاوت، احتمال دارد پیام فیلم مستقیم یا محدودکننده جلوه کند. در نتیجه، مضمون سوگ هم به فیلم عمق میدهد و هم نشان میدهد روایت تا چه اندازه به پاسخهای ازپیشآشنا تکیه دارد.
ریتم و تعارض دراماتیک مهمترین ضعف ساختاری فیلم، کمرنگبودن نیرویی است که داستان را به حرکت وادارد. پیشنهاد ناشر و تمایل کلویی به ساختن زندگیای تازه، در ظاهر دو قطب نیرومند ایجاد میکنند؛ اما پیامدهای هر انتخاب بهندرت چنان ملموس میشوند که تصمیم او را دشوار و اضطرابآور سازند.
کشمکش بیشتر در گفتوگوها و تردیدهای کلی حضور دارد تا در موقعیتهایی که شخصیت را وادار به انتخابی پرهزینه کند. ازاینرو، ریتم فیلم در بخشهایی آرامتر از حد لازم میشود. آرامش میتواند بخشی از لحن دلپذیر این نوع اثر باشد، اما وقتی با تعارض کمجان همراه شود، صحنهها گاه احساس تکرار پیدا میکنند.
« ریتم و تعارض دراماتیک مهمترین ضعف ساختاری فیلم، کمرنگبودن نیرویی است که داستان را به حرکت وادارد. »
جمعبندی
قصه اطلاعات و احساسات تازهای را با فاصلهای نهچندان زیاد عرضه میکند و کمتر از تضاد میان خواستههای شخصیتها برای ایجاد شتاب بهره میبرد. نتیجه فیلمی است که بیشتر با لطافت پیش میرود تا با کشش روایی. جمعبندی «A Novel Christmas» اثری مناسب مخاطبی است که از قصههای عاشقانهٔ کریسمسی انتظار گرما، امید و رابطههایی خانوادگی دارد.
آشنایی کلویی، ایتن و الکس، پیوند ادبیات با صمیمیت انسانی و کوشش برای سخنگفتن از سوگ، به فیلم قلبی مهربان میبخشند. در مقابل، عاشقانهٔ قابلپیشبینی، تعارض کمفشار و پرداخت آشنای اندوه مانع میشوند اثر به تجربهای عمیق یا غافلگیرکننده بدل شود. فیلم در نهایت بیش از آنکه با تازگی داستانی یا پیچیدگی شخصیتها به یاد بماند، با حالوهوای آسوده و پیام امیدبخشش کار میکند.
اگر تماشاگر خواهان روایتی آرام و دلنشین برای فصل تعطیلات باشد، این اثر میتواند همراهی خوشایند فراهم کند؛ اما کسی که انتظار درامی پرکشش، شخصیتپردازی چندلایه یا مواجههای تازه با فقدان دارد، احتمالاً با فیلمی سادهتر و آشناتر روبهرو خواهد شد.
« نتیجه فیلمی است که بیشتر با لطافت پیش میرود تا با کشش روایی. »



ثبت دیدگاه