نقد و بررسی
نقد آرهان (Arahan) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ابرقهرمانی با مشتهای کونگفو «Arahan» محصولی است از سینمایی که بهجای انتخاب میان فیلم رزمی، کمدی و ماجرای ابرقهرمانی، میکوشد این سه را در یک جهان واحد به هم پیوند بزند. فیلمِ Ryoo Seung-wan، با محوریت پلیس جوانی به نام سانگهوان و برخورد ناگهانی او با گروهی از استادان هنرهای رزمی، از همان ایدهای نیرو میگیرد که در عنوان فرعی کرهایاش نیز ردّی از آن هست: پهلوانی شهری، جابهجا شده از افسانه و معبد به خیابانهای معاصر.
این ترکیب، بهخودیخود تازگی مطلق ندارد، اما ظرفیت سرگرمکنندهای دارد که فیلم بارها از آن بهره میبرد. شهری که نیروی کهن در آن جریان دارد یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، کنار هم نشاندن زندگی روزمره و تصوری اسطورهای از نیروی درونی است. سانگهوان در آغاز نه قهرمانی آماده، بلکه مأموری دستوپاچلفتی و کماعتبار است؛ کسی که انگیزهاش برای پلیسشدن از میل به یاری رساندن به ستمدیدگان میآید، اما جهان اطرافش چندان جدیاش نمیگیرد.
ورود او به حلقه استادان، دریچهای به نظمی دیگر میگشاید؛ نظمی که در آن تمرین، انضباط و شناخت نیروی درونی میتوانند معنای تازهای به توانایی جسمانی بدهند. این برخورد میان شهر مدرن و سنت رزمی، فیلم را از یک قصه معمولیِ آموزش قهرمانانه متمایز میکند. تایچی و مفاهیم وابسته به آن از فضای منزوی و آیینی بیرون میآیند و در میان ساختمانها، خیابانها و مناسبات روزمره جا میگیرند.
« این ترکیب، بهخودیخود تازگی مطلق ندارد، اما ظرفیت سرگرمکنندهای دارد که فیلم بارها از آن بهره میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تضاد، گاه طنزآمیز است و گاه به فیلم امکان میدهد تصویری خیالپردازانه از شهری بسازد که زیر سطح عادیاش، جهانی پنهان از استادان و نیروهای نامتعارف دارد. قهرمانی که باید آموختن را آغاز کند مسیر سانگهوان بر الگوی آشنای دگرگونی استوار است: فردی که در نگاه نخست قهرمان به نظر نمیرسد، با مواجهه با استادان و تمرین، امکانهای نهفتهاش را کشف میکند.
این الگو بهتنهایی داستان را خاص نمیکند، اما فیلم میکوشد آن را با کمدی و نوعی خودآگاهی ژانری سرزنده سازد. قهرمانش از آغاز شکوه و اعتمادبهنفس ندارد؛ همین ناهماهنگی میان آرمانهای او و ناتوانی عملیاش، منبع بخش مهمی از شوخیهاست. Ryu Seung-beom در نقش سانگهوان، میان درماندگی کمیک و میل صادقانه شخصیت به مفیدبودن حرکت میکند.
بازی او به فیلم کمک میکند تا قهرمان را نه صرفاً بهانهای برای نمایش مبارزه، بلکه انسانی خام و قابلتغییر نشان دهد. بااینحال، مسیر رشد او گاهی بیش از آنکه از کشمکشهای درونی پیچیده تغذیه کند، تابع ضرورتهای آشنای داستان ابرقهرمانی است. فیلم از کلیشههای این مسیر آگاه است، اما آگاهی از کلیشه همیشه به معنای دگرگونکردن آن نیست.
« این الگو بهتنهایی داستان را خاص نمیکند، اما فیلم میکوشد آن را با کمدی و نوعی خودآگاهی ژانری سرزنده سازد. »
شخصیتها و اجرا
گروه استادان و لحن بازیگوش فیلم هفت استاد هنرهای رزمی، فضای فیلم را از یک داستان قهرمانمحور ساده گستردهتر میکنند. حضور آنان نوعی کانون خانوادگی و جمعی پدید میآورد؛ گروهی که هم حامل سنتاند و هم بهواسطه رفتارها و تفاوتهایشان سرچشمه موقعیتهای طنزآمیز میشوند. فیلم از این شخصیتها برای ساختن فاصلهای دلپذیر میان جدیت افسانهای جهان رزمی و بیقاعدگی زندگی معاصر استفاده میکند.
شوخیها در بهترین لحظههایشان از تضاد لحن زاده میشوند: جدیت استادان در برابر آشفتگی شاگرد تازهوارد، یا شکوه زبان رزمی در کنار جزئیات روزمره. بعضی از این لحظهها بهخوبی مینشینند و به فیلم سبکی بازیگوش میدهند؛ برخی دیگر، بهویژه وقتی شوخی بر اغراق یا رفتارهای لوس تکیه میکند، از جذابیت میافتند.
«Arahan» در کمدی به یکدستی نمیرسد، اما همین شوخطبعی ناپیوسته گاه به آن گرمایی میدهد که در یک فیلم رزمی جدیتر کمتر یافت میشود. اکشن؛ میان مهارت رزمی و اغراق فانتزی مبارزهها در این فیلم قرار نیست بازتابی واقعگرایانه از درگیری خیابانی باشند. حرکتهای آکروباتیک، جابهجاییهای ناممکن و جلوههای سیمی، بدنها را از جاذبه روزمره جدا میکنند و به آنها کیفیتی افسانهای میبخشند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با ایده مرکزی فیلم سازگار است: جهان هنرهای رزمی نه فقط مجموعهای از فنون، بلکه قلمرویی خیالانگیز است که در دل شهر مدرن پنهان شده است. طراحی صحنههای اکشن در لحظات موفق، انرژی بصری و ریتمی تماشایی دارد؛ بهخصوص هنگامی که فضای شهری به بخشی از حرکت بدل میشود و مبارزه فقط به تبادل ضربه محدود نمیماند.
فیلم همچنین از سنت سینمای کونگفویی هنگکنگی و زبان تصویری فیلمهای رزمی قدیمی یاد میکند، بیآنکه صرفاً بازسازی آنها باشد. بااینحال، همه نبردها به یک اندازه اثرگذار نیستند. گاه جلوههای بصری بر حس وزن و تماس جسمانی غلبه میکنند و مبارزه بیش از آنکه خشن و ملموس باشد، نمایشی و سبکپردازیشده جلوه میکند.
روایتی آشنا با جزئیاتی شلوغ هسته داستانی فیلم، مسیری کمابیش شناختهشده دارد: قهرمانی ناآزموده، آموزگاران رازآلود، نیرویی تهدیدکننده و آزمونی که تواناییهای تازه را به میدان میآورد. همین آشنایی باعث میشود تماشاگر بهسرعت قواعد کلی ماجرا را دریابد، اما از سوی دیگر، «Arahan» کمتر میتواند غافلگیر کند.
« بااینحال، همه نبردها به یک اندازه اثرگذار نیستند. »
قوتها و کاستیها
قصه نه از پیچیدگی روانشناختی ویژهای برخوردار است و نه شخصیتها را با تحولهایی کاملاً پیشبینیناپذیر روبهرو میکند. مشکل تنها قابلحدسبودن مسیر نیست؛ گاهی فیلم در توضیح جهان خود نیز بیش از اندازه به حاشیه میرود. افسانهها، پیشینهها و قواعدی که برای پیشبرد ماجرا معرفی میشوند، همیشه در ساختاری منسجم جا نمیگیرند.
حاصل، روایتی است که در بخشهایی ساده و سرراست به نظر میرسد و در بخشهایی دیگر با انباشت توضیحات و جزئیات، بیجهت شلوغ میشود. ایده ترکیب ابرقهرمانی و کونگفو بهمراتب از قصهای که برای پشتیبانی از آن ساخته شده، جذابتر است. ریتم نابرابر و فرجام کشدار بخش آغازین فیلم بیش از زمانی که نیاز دارد صرف معرفی سانگهوان و آمادهکردن زمینه برخورد او با استادان میکند.
این مکثها گاهی برای جاانداختن فضای کمیک و نشاندادن فاصله میان قهرمان خام و جهان رزمی لازماند، اما تکرارشان از شتاب روایت میکاهد. فیلم دیر به آن انرژیای میرسد که ایده مرکزیاش وعده میدهد؛ ازاینرو، تماشاگر ممکن است در نیمه نخست انتظار بکشد تا عناصر جذابتر سرانجام به حرکت درآیند.
« مشکل تنها قابلحدسبودن مسیر نیست؛ گاهی فیلم در توضیح جهان خود نیز بیش از اندازه به حاشیه میرود. »
جمعبندی
در سوی دیگر، بخش پایانی چنان بر اوجگرفتن و نمایش نبردها اصرار میورزد که تعادل از دست میرود. اسلوموشنهای مکرر، که قرار است لحظهها را باشکوهتر کنند، گاهی حرکت را متوقف میکنند و از ضرباهنگ میکاهند. پایانبندی پرانرژی است و میتواند برای دوستداران اکشن رضایتبخش باشد، اما طول آن باعث میشود اثرگذاری بعضی لحظهها کاهش یابد.
فیلم در آغاز دیر گرم میشود و در انتها دیر آرام میگیرد؛ دو سوی یک مشکل ریتمی واحد. جمعبندی «Arahan» بیش از آنکه بهخاطر تازگی داستانش در خاطر بماند، با جسارت در آمیختن کونگفو، کمدی و خیال ابرقهرمانی جذاب میشود. پیوند تایچی با زندگی شهری، شخصیت اصلی دستوپاچلفتی و بازیگوشی جمع استادان، فیلم را صاحب هویتی خوشمشرب میکند؛ اکشنهای اغراقشدهاش نیز در بهترین لحظهها به آن شور و حرکت میبخشند.
در مقابل، قصه آشنا، آغاز کشدار، لحن کمدی نابرابر و فرجام طولانی مانع از آن میشوند که فیلم به اندازه ایدهاش منسجم و پرتوان باشد. بااینهمه، برای تماشاگرانی که از برخورد سنت رزمی با فضای شهری و از فیلمهای اکشنِ آگاه به اغراق خود لذت میبرند، «Arahan» اثری سرگرمکننده و دارای لحظههای بهیادماندنی است؛ تجربهای که انرژیاش درخشان اما نامتوازن است.
« در سوی دیگر، بخش پایانی چنان بر اوجگرفتن و نمایش نبردها اصرار میورزد که تعادل از دست میرود. »



ثبت دیدگاه