نقد و بررسی
نقد کتاب کلارنس 2023 با زیرنویس فارسی (The Book of Clarence) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان حماسهٔ کتاب مقدس و هجویهٔ خیابانی «The Book of Clarence» از همان آغاز میکوشد قواعد یک حماسهٔ تاریخی آشنا را به هم بزند. فیلم ما را به اورشلیمِ روزگار عیسی میبرد، اما بهجای آنکه بر چهرههای مقدس و رخدادهای شناختهشده متمرکز شود، دوربین را به سوی مردی حاشیهنشین میچرخاند که با بدهی، بدبیاری و آرزوی زندگی بهتر دستوپنجه نرم میکند.
کلارنس، با بازی لیکیث استنفیلد، قهرمانی متعارف نیست؛ بیشتر حیلهگری است که میخواهد از هر موقعیتی راهی برای نجات خود پیدا کند. همین انتخاب، هستهٔ جذاب و در عین حال مسئلهساز فیلم را شکل میدهد: آیا میتوان قصهای دربارهٔ ایمان و رستگاری را از نگاه کسی روایت کرد که در آغاز، ایمان را بیش از هر چیز فرصتی برای پیشرفت میبیند؟
جیمز ساموئل در مقام نویسنده و کارگردان، به مصالح آشنای روایتهای کتاب مقدسی با نگاهی بازیگوشانه نزدیک میشود. فیلم همزمان میخواهد هجویهای دربارهٔ اقتدار و شهرت باشد، قصهای دربارهٔ آرزوی صعود اجتماعی روایت کند و پرسشهایی جدی دربارهٔ ایمان، مسئولیت و دگرگونی اخلاقی پیش بکشد. این جاهطلبی از ابتدا نوید تجربهای متفاوت میدهد؛ اما هرچه دامنهٔ مقصود فیلم گستردهتر میشود، دشوارتر میتوان دریافت که کدام لحن و کدام مضمون باید بر دیگر بخشها فرمان براند.
کلارنس؛ فرصتطلبی با رگههایی از آسیبپذیری نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، بازی لیکیث استنفیلد است. او کلارنس را نه صرفاً دغلبازی خندهآور و نه قهرمانی آمادهٔ رستگاری میسازد؛ شخصیتش آمیزهای از تیزهوشی، خودفریبی، ترس و نیاز به دیدهشدن است. استنفیلد در لحظات کمدی، به نقش انرژی و چابکی میبخشد و در لحظات جدیتر، تلاش میکند شکنندگیای را آشکار کند که زیر لافزنی و جاهطلبی کلارنس پنهان مانده است.
« جیمز ساموئل در مقام نویسنده و کارگردان، به مصالح آشنای روایتهای کتاب مقدسی با نگاهی بازیگوشانه نزدیک میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت بازی او در همین ناپایداری است: کلارنس ممکن است در یک لحظه با اعتمادبهنفس از نقشهای تازه حرف بزند و لحظهای بعد، گرفتار پیامدهای همان نقشه شود. بااینحال، فیلم بار سنگینی بر دوش شخصیت اصلی میگذارد. کلارنس باید هم مرکز شوخیهای کلامی و تصویری باشد، هم حامل نقدی اجتماعی، هم نمایندهٔ تردید دینی و هم قهرمانی که امکان تغییر درونی را تجربه میکند.
این وظایف همیشه در یک شخصیت واحد بهخوبی جمع نمیشوند. گاهی لحن بازی استنفیلد به سردی و بیاعتنایی نزدیک میشود و شوخیها را کماثر میکند؛ گاهی نیز جدیت نقش، ریتم هجو را متوقف میسازد. مشکل بیش از آنکه به توانایی بازیگر مربوط باشد، از تردید خود فیلم دربارهٔ نوع حضوری ناشی میشود که از قهرمانش میخواهد.
ایدهٔ مرکزی و طنزی که به مقصد نمیرسد ایدهٔ مردی که میکوشد از ظهور مسیح برای ساختن جایگاهی تازه برای خود بهره ببرد، بالقوه ظرفیت هجو فراوانی دارد. فیلم میتواند از این موقعیت، سازوکار شهرت، میل مردم به معجزه و تبدیل باور به قدرت اجتماعی را بررسی کند. کلارنس در آغاز با نگاهی حسابگرانه به ایمان نزدیک میشود؛ او میخواهد از چیزی که دیگران مقدس میدانند، برای گشودن راهی در زندگی خودش استفاده کند.
این برخورد میان امر قدسی و منفعتطلبی روزمره، سرچشمهٔ بسیاری از لحظات پرتحرک و بامزهٔ فیلم است. اما طنز اثر همواره به همان اندازه که ایدهاش جسورانه است، دقیق نیست. برخی شوخیها بر تضاد میان زبان و موقعیت تکیه دارند و با سرزندگی اجرا میشوند؛ برخی دیگر آنقدر آشکار و توضیحیاند که فرصت کشف و مکث را از تماشاگر میگیرند.
« بااینحال، فیلم بار سنگینی بر دوش شخصیت اصلی میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
گاه فیلم به جای آنکه پیامدهای رفتار کلارنس را دراماتیک کند، آنها را به لطیفهای گذرا بدل میسازد. در نتیجه، مرز میان هجو باورهای تثبیتشده، نقد ریاکاری و تمسخر سادهٔ موقعیتها همیشه روشن نیست. این ابهام میتواند بخشی از جذابیت فیلم باشد، اما در جاهایی به سردرگمی روایی میانجامد.
ایمان، تردید و تغییر لحن مسیر کلارنس، در لایهٔ عمیقتر، داستان فردی است که ابتدا ایمان را ابزاری برای گریز از گرفتاری میبیند و سپس ناچار میشود نسبت خود را با پیامدهای انتخابهایش بازنگری کند. فیلم پرسشی ارزشمند مطرح میکند: آیا باور میتواند از دل منفعتطلبی و خودفریبی آغاز شود و به مسئولیتپذیری برسد؟
پاسخ اثر بیش از آنکه در گفتارهای صریح خلاصه شود، در تغییر تدریجی نگاه کلارنس به اطرافیانش و به معنای اعمال خودش نهفته است. بااینحال، گذار از کمدی هجوآمیز به درام اخلاقی و عاطفی، بهویژه در بخشهای پایانی، به اندازهٔ کافی زمینهچینی نمیشود. فیلم در آغاز به بازیگوشی، اغراق و وارونهسازی تکیه دارد، اما در ادامه از تماشاگر میخواهد با لحنی جدیتر با رنج و رستگاری روبهرو شود.
این تغییر به خودی خود ناموجه نیست؛ مسئله آن است که پیوند میان دو لحن گاهی ناگهانی به نظر میرسد. همانطور که بعضی تماشاگران از آغاز خلاقانهٔ فیلم لذت میبرند و در پایان احساس میکنند اثر از مسیرش منحرف شده، بخشی از مخاطبان نیز ممکن است از جدیشدن ناگهانی قصه فاصله بگیرند. تصویر، موسیقی و ساخت جهان از نظر دیداری، فیلم هویتی پررنگ دارد.
« گاه فیلم به جای آنکه پیامدهای رفتار کلارنس را دراماتیک کند، آنها را به لطیفهای گذرا بدل میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
راب هاردی با قابهای باز و ترکیببندیهای دقیق، فضایی میسازد که یادآور شکوه حماسههای تاریخی است، اما در همان حال به جهان فیلم رنگوبویی غیرواقعگرا و نمایشی میبخشد. لباسها، رنگها و صحنهآرایی، گذشته را نه به شکل بازسازی خشک و موزهای، بلکه همچون صحنهای زنده برای نمایش جاهطلبی و آشوب شخصیتها عرضه میکنند.
برخی حرکتهای دوربین و تدوین پرجنبوجوش نیز به فیلم کمک میکنند از قالب یک بازگویی معمولی تاریخی فاصله بگیرد. موسیقی جیمز ساموئل نیز یکی از عناصر تعیینکنندهٔ لحن است. ترکیب موسیقی معاصر با فضایی برگرفته از حماسهٔ تاریخی، به اثر ضرباهنگی نامتعارف میدهد و گاهی عمداً ناهمخوانی میان زمان داستان و حسوحال شنیداری را برجسته میکند.
این انتخاب، به فیلم شخصیتی مستقل میبخشد؛ اما همیشه در خدمت پیشبرد روایت نیست. در بعضی بخشها، نماها و موسیقی چنان بر جاذبهٔ خود تکیه میکنند که قصه برای مدتی از حرکت میایستد. حاصل، اثری است که از نظر حسی و بصری اغلب بهیادماندنیتر از ساختار رواییاش جلوه میکند. گروه بازیگران و شخصیتهای نیمهپرداخته فیلم از گروهی پرشمار و توانمند بهره میبرد؛ چهرههایی چون عمر سی، آنا دیوپ، تیانا تیلور، دیوید اویلوو، جیمز مکآووی و بندیکت کامبربچ هر یک رنگی متفاوت به جهان اثر میافزایند.
حضور این بازیگران به فیلم وزن و تنوع میدهد، بهخصوص در نقشهایی که با اغراق یا طنزی خشک تعریف شدهاند. برخی چهرهها در چند لحظهٔ محدود، بهسرعت توجه را به خود جلب میکنند و فضای فیلم را از یکنواختی نجات میدهند. بااینهمه، شمار شخصیتها و خردهداستانها از فرصتی که فیلم برای پرداخت آنها فراهم میکند بیشتر است.
« برخی حرکتهای دوربین و تدوین پرجنبوجوش نیز به فیلم کمک میکنند از قالب یک بازگویی معمولی تاریخی فاصله بگیرد. »
قوتها و کاستیها
رابطههای عاطفی، کشمکشهای درونی و انگیزههای بعضی شخصیتها تنها بهطور گذرا طرح میشوند و پیش از آنکه به عمق برسند، در خدمت حرکت داستان قرار میگیرند. این مسئله بهویژه در بخشهایی که فیلم میخواهد بار عاطفی بیشتری پیدا کند، محسوس است: تماشاگر ممکن است مفهوم کلی رابطه یا رنج شخصیتها را بفهمد، اما فرصت کافی برای تجربهکردن آنها نداشته باشد.
حضور بازیگران برجسته، در چنین شرایطی گاهی یادآور ظرفیتهایی میشود که فیلم بهطور کامل از آنها استفاده نمیکند. جمعبندی «The Book of Clarence» اثری نامتعارف، پرآرزو و نابرابر است؛ فیلمی که جسارتش در آمیختن هجو، حماسه، موسیقی معاصر و پرسشهای دینی ستودنی است، اما همین میل به تجربهگرایی گاهی انسجامش را تضعیف میکند.
لیکیث استنفیلد حضوری تماشایی دارد و طراحی بصری و موسیقی به فیلم هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، شوخیها همیشه به هدف نمیرسند، خردهداستانها فرصت کافی برای رشد پیدا نمیکنند و جابهجایی میان طنز و جدیت، بهخصوص در واپسین بخشها، شتابزده احساس میشود. ارزش فیلم را باید بیش از آنکه در یک روایت کاملاً مهارشده جستوجو کرد، در خطرپذیری و فردیت آن دید.
این اثر گاه جذاب، گاه گیجکننده و گاه ناهماهنگ است، اما بهندرت بیتفاوت میماند. برای تماشاگرانی که از بازخوانیهای آزاد و بازیگوشانهٔ روایتهای آشنا استقبال میکنند، تجربهای دیدنی و بحثبرانگیز فراهم میآورد؛ هرچند ممکن است در پایان، آرزو کنند فیلم میتوانست میان شوخی، نقد اجتماعی و تأمل دربارهٔ ایمان پیوندی محکمتر برقرار کند.
« لیکیث استنفیلد حضوری تماشایی دارد و طراحی بصری و موسیقی به فیلم هویتی متمایز میبخشند. »



ثبت دیدگاه