نقد و بررسی
نقد بن هور (Ben-Hur) | 1959
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای در مقیاس انسان «بنهور» ویلیام وایلر، بیش از آنکه صرفاً داستانی پرحادثه در پسزمینهٔ یهودیهٔ باستان باشد، تلاشی است برای پیوند دادن سرنوشت فردی با دگرگونیهای عظیم تاریخی و معنوی. فیلم از برخورد دو دوست دیرین آغاز میکند: یکی اشرافزادهای یهودی که در سرزمین اشغالشدهٔ خود زندگی میکند و دیگری فرماندهای رومی که به قدرت و نظم امپراتوری وفادار است.
این رویارویی، اختلافی سیاسی را به زخمی شخصی بدل میسازد و داستان را به مسیری از ستم، فقدان، خشم و جستوجوی رهایی میکشاند. با این حال، اثر در محدودهٔ انتقامجویی باقی نمیماند. پرسش محوری آن این است که انسان پس از تحمل خشونت و بیعدالتی، چه نسبتی با گذشتهٔ خویش پیدا میکند و آیا میتواند از نفرت فراتر برود.
فیلم این پرسش را نه با استدلالهای پیچیده، بلکه با موقعیتهای نمایشی روشن و تقابلهای بزرگ پیش میبرد. همین سادگیِ روایی، گاه نیروی حماسی اثر را بیشتر میکند و گاه به آن حالوهوایی مستقیم و خطابهوار میبخشد. قصهگویی و ریتم یکی از امتیازهای «بنهور» آن است که با وجود زمان طولانی، رشتهٔ اصلی کنجکاوی را حفظ میکند.
داستان پیوسته موقعیت شخصیتها را تغییر میدهد و قهرمان را از جهانی آشنا به تجربههایی سخت و بیگانه میبرد. هر بخش، رنگ و فضای خاص خود را دارد: روابط خانوادگی و سیاسی، خطرهای سفر و نبرد، و سرانجام بازگشت به جامعهای که دیگر همان جامعهٔ پیشین نیست. این تنوع، از یکنواختی کامل جلوگیری میکند.
« با این حال، اثر در محدودهٔ انتقامجویی باقی نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما طولانیبودن فیلم تنها مسئلهای ظاهری نیست. برخی گذارها و گفتوگوها بیش از اندازه مکث میکنند و ریتم، بهویژه در بخشهایی که باید زمینهٔ معنوی یا عاطفی وقایع را روشن کنند، کند میشود. گاهی فیلم به جای آنکه اجازه دهد تصویر و رفتار شخصیتها معنا را منتقل کند، مضمون را آشکارا توضیح میدهد.
این شیوه با سنت حماسههای استودیویی آن دوره سازگار است، اما برای تماشاگر امروز ممکن است سنگین یا کمظرافت به نظر برسد. شخصیتها و بازیها چارلتون هستون در نقش یهودا بنهور، قهرمانی متین و استوار میسازد که نیروی اصلیاش در کنترل خویشتن و حضور جسمانی اوست. بازی او بهندرت به نمایش پرجزئیات روانشناختی نزدیک میشود؛ در عوض، چهره، قامت و لحنش تصویری نمادین از مردی میسازد که زیر فشار حوادث خم میشود، اما بهآسانی از پا نمیافتد.
این انتخاب برای مقیاس حماسی فیلم مناسب است، هرچند گاه شخصیت را بیشتر به پیکرهای اسطورهای شبیه میکند تا انسانی با تناقضهای روزمره. استیون بوید در نقش مسالا، نیروی مقابل مناسبی برای اوست. دوستی گذشتهٔ این دو به تقابلشان بُعد عاطفی میدهد و مانع میشود اختلافشان صرفاً برخوردی میان خیر و شر باشد.
جک هاوکینز و هیو گریفیث نیز با حضوری متمایز، به فضای گستردهٔ فیلم تنوع میبخشند. بااینحال، کیفیت بازیها در سراسر اثر یکدست نیست: برخی نقشها با عمق و وقار شکل میگیرند، درحالیکه بعضی دیگر بیشتر وظیفهٔ پیشبردن قصه یا بیان موضعی روشن را بر عهده دارند. عظمت بصری و طراحی جهان یکی از دلایلی که فیلم همچنان تماشایی است، تواناییاش در ساختن جهانی بزرگ و ملموس است.
« اما طولانیبودن فیلم تنها مسئلهای ظاهری نیست. »
شخصیتها و اجرا
معماری، لباسها، جمعیتها و میدانهای وسیع، تنها پسزمینهای برای بازیگران نیستند؛ آنها به تماشاگر حس حضور در فضایی اجتماعی و سیاسی میدهند که از شخصیتها بزرگتر است. قاب عریض و ترکیببندیهای منظم نیز بر فاصلهٔ میان فرد و توده، و بر نابرابری قدرت میان حاکم و محکوم تأکید میکنند.
این شکوه گاهی خطر خودنمایی دارد: هر لحظه ممکن است عظمت صحنه بر ظرافت تجربهٔ انسانی غلبه کند. اما وایلر معمولاً میان نماهای وسیع و توجه به چهرهها تعادلی مؤثر برقرار میکند. در نتیجه، عظمت فیلم تنها به انبوهیِ دکور و سیاهیلشکر محدود نمیشود؛ مقیاس بزرگ به ابزار بیان تبدیل میشود و نشان میدهد چگونه زندگی فردی در دل امپراتوری و آیینهای عمومی شکل میگیرد.
مسابقهٔ ارابهها و نیروی حرکت مسابقهٔ ارابهها برجستهترین دستاورد نمایشی فیلم است؛ صحنهای که هیجان خود را نه فقط از سرعت، بلکه از طراحی دقیق فضا و تشدید تدریجی خطر میگیرد. دوربین، مسیر مسابقه و آشوب جمعیت را چنان به هم پیوند میدهد که تماشاگر همزمان هم عظمت میدان را حس میکند و هم آسیبپذیری شرکتکنندگان را.
خطر در اینجا انتزاعی نیست: برخوردها، گردوغبار و حرکت بیامان اسبها، جسمانیت و بیرحمی رقابت را به رخ میکشند. اهمیت این سکانس تنها در نفسگیری آن خلاصه نمیشود. مسابقه از دل رابطهٔ خصمانهٔ شخصیتها و خواستِ اثبات قدرت برمیآید؛ بنابراین به اوج تصویریِ بخشی از کشمکش درونی فیلم بدل میشود.
« این شکوه گاهی خطر خودنمایی دارد: هر لحظه ممکن است عظمت صحنه بر ظرافت تجربهٔ انسانی غلبه کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی پرتحرک آن، نمونهای درخشان از سینمای اکشن پیش از عصر جلوههای رایانهای است. در کنار این بخش، صحنههای دریایی نیز با حس خطر و مقیاسشان به جهانسازی فیلم کمک میکنند، هرچند مسابقهٔ ارابهها نقطهٔ اوج بیرقیب نمایش آن باقی میماند. روایت ساخت این صحنه نیز از وسعت کمسابقهٔ تولید حکایت دارد: میدان بزرگی بنا شد و گروهی گسترده از بازیگران و عوامل در فیلمبرداری آن نقش داشتند.
موسیقی، ایمان و لحن تبلیغی موسیقی میکلوس روژا، ستون مهمی در حفظ پیوستگی عاطفی فیلم است. نغمهها به اثر وقار و شکوه میبخشند و در لحظههای پرتنش، انرژی صحنه را افزایش میدهند؛ در بخشهای آرامتر نیز به تماشاگر یادآوری میکنند که داستان فقط دربارهٔ ماجرای یک فرد نیست، بلکه با پرسشهایی بزرگتر دربارهٔ ایمان و معنای رنج سروکار دارد.
موسیقی گاهی احساسات را با تأکید فراوان هدایت میکند، اما در جهانی چنین صریح و آیینی، این اغراق بخشی از سبک اثر است. حضور مسیحیت در بافت داستان، یکی از وجوه تعیینکننده و در عین حال بحثبرانگیز فیلم است. برخی تماشاگران ممکن است با فضای تبلیغی یا بیان مستقیم باورهای مذهبی ارتباط برقرار نکنند.
در مقابل، انتخابهای بصری فیلم در نمایش این حضور میتواند برای مخاطب امروز نیز قابل توجه باشد: بهجای تبدیلکردن چهرهٔ شخصیت مقدس به تصویری معمولی، اثر بر تأثیر او بر دیگران تکیه میکند. این انتخاب، بهویژه در مقایسه با بیان صریحتر بخشهایی از داستان، لحظاتی از خویشتنداری و ابهام بصری پدید میآورد.
« طراحی پرتحرک آن، نمونهای درخشان از سینمای اکشن پیش از عصر جلوههای رایانهای است. »
قوتها و کاستیها
اثر ماندگار و محدودیتهایش «بنهور» محصول دورهای است که استودیوهای بزرگ میکوشیدند تجربهای سینمایی خلق کنند که شکوهش در سالن نمایش معنای ویژهای پیدا کند. حاصل، فیلمی است که بهروشنی به مقیاس بزرگ، حرکت جمعی و تصویرهای پرابهت اعتماد دارد. ارزش آن امروز فقط در خاطرهٔ تاریخیِ یک تولید عظیم خلاصه نمیشود؛ بسیاری از صحنههایش همچنان از نظر ریتم، چیدمان و اثرگذاری دیداری قدرتمندند.
در عین حال، تماشاگر امروزی ممکن است با بخشهایی از بازیگری، لحن خطابی و امتداد روایت فاصله بگیرد. بعضی شخصیتها بیش از آنکه در تغییرات درونی پیچیده شوند، نمایندهٔ موضعی اخلاقی یا اجتماعیاند؛ بعضی صحنهها نیز از آنچه برای پیشبرد داستان لازم است طولانیتر به نظر میرسند. این کاستیها واقعیاند، اما لزوماً تجربهٔ فیلم را از میان نمیبرند.
حتی گاهی همین افراط در مقیاس، بخشی از جذابیت اثر است: فیلم از کوچککردن جهان خود سر باز میزند و میخواهد برای هر درگیری، فضایی عمومی و پرطنین بسازد. جمعبندی «بنهور» حماسهای باشکوه، پرحادثه و از نظر تصویری ماندگار است؛ اثری که بهترین لحظاتش را در برخورد میان انسان و قدرت، و در سکانسهای عظیم و دقیقش مییابد.
داستان، با وجود امتداد طولانی، کشش خود را تا اندازهٔ زیادی حفظ میکند و مسابقهٔ ارابهها همچنان نمونهای چشمگیر از تعلیق و طراحی سینمایی است. در برابر این دستاوردها، کندی بعضی بخشها، نابرابری بازیها و لحن مذهبیِ گاه خطابهوار قرار میگیرد. بااینهمه، فیلم از آن آثاری است که شکوهش صرفاً به گذشته تعلق ندارد: هنوز میتواند تماشاگر را با نیروی تصویر، موسیقی و داستانگویی حماسیاش درگیر کند.
« حاصل، فیلمی است که بهروشنی به مقیاس بزرگ، حرکت جمعی و تصویرهای پرابهت اعتماد دارد. »



ثبت دیدگاه